
ساعت هنوز هشت صبح نشده است. شهروندی که از خانه خارج میشود، هنوز به محل کار نرسیده، اما از فرط خستگی مسیر، انگار یک روز کاری را پشت سر گذاشته است؛ پیادهرویی که باید محل امن عبور باشد، با موتورسیکلتها، خودروهای پارکشده و موانع مختلف اشغال شده است.
در ایستگاه مترو، ازدحام جمعیت جایی برای نفس کشیدن باقی نمیگذارد. قطار با تأخیر میرسد و واگنها آنقدر شلوغاند که مسافران چارهای جز تحمل ندارند. اگر هم کسی بخواهد از تاکسی اینترنتی استفاده کند، گاهی برای درخواست سادهای مانند روشن شدن کولر یا رعایت حداقل استانداردهای رفاهی، باید با احتیاط و رودربایستی حرف بزند؛ از کیفیت و ایمنی برخی از تاکسیهای اینترنتی هم بگذریم! با این حال، آنهایی هم که با خودروی شخصی تردد میکنند، سهم شان ساعتها توقف در خیابانهایی است که زیر بار ترافیک، بینظمی و خودروهای بیشمار به سختی نفس میکشد.
این تنها روایت یک مسیر روزانه یک شهروند تهرانی نیست؛ تصویری از کیفیت زندگی در شهری است که قرار بود برای انسان ساخته شود، اما بسیاری از شهروندان احساس میکنند هر روز بخشی از آرامش، زمان و حتی کرامت خود را در مسیر خانه تا محل کار از دست میدهند.
در چنین وضعیتی، مسئله دیگر صرفاً کمبود اتوبوس، شلوغی مترو یا گرههای ترافیکی نیست؛ پرسش این است که آیا مدیریت شهری، شهروند را «صاحب حق» میداند یا صرفاً فردی که باید با هر شرایطی خود را با کاستیهای شهر تطبیق دهد؟
اقتصادنیوز در گفتوگو با حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس شهری و صاحبنظر مسائل اجتماعی، تلاش کرده است از زاویهای فراتر از ترافیک و حملونقل، به این پرسش پاسخ دهد که جایگاه کرامت انسانی، حقوق شهروندی و اعتماد عمومی در مدیریت شهری تهران کجاست و چرا بسیاری از شهروندان احساس میکنند سهمشان از زندگی در پایتخت، بیش از آنکه بهرهمندی از خدمات باکیفیت باشد، تحمل روزانه بینظمی، فرسودگی و نادیده گرفته شدن است.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
*****
*آقای …











