
«دیجی دیدونا» به عنوان بنیانگذار یک استارتآپ، سالهای نخست پس از ۳۰ سالگیاش را به سفر دور جهان و اداره کسب و کاری میگذراند که به کارآفرینان بازارهای نوظهور کمک میکرد. با این حال، احساس میکرد که ذهنش هنگام کار به قدر کافی باز نیست و با کارکنانش بدخلقی میکرد: «شکاف بین احساساتم در محیط کار و آنچه روی کاغذ انجام میدادم، بسیار زیاد بود.» دیدونا در مقدمه کتاب جدید خود با عنوان «مرخصیهای بزرگ» این جملات را نوشته است: «این شرایط مرا بهفکر برد که اگر تمام این سفرها باعث رضایت من نمیشوند، پس چه چیز میشود؟»
بعدها مشخص شد که پاسخ این پرسش، برای دیدونا، یک مرخصی طولانی و ۴ ماه فاصله گرفتن از کار است. او بخشی از این مدت را به یک سفر معنوی در ژاپن اختصاص داد و بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر پیادهروی کرد. دیدونا در بازگشت، بیش از حد لازم استراحت و تجدیدانرژی کرده بود. آنطور که در کتابش گفته است: «اکنون که به عقب نگاه میکنم، آن دوره بیشترین خاطرات زندگیام را به خود اختصاص داده است و با این حال، فقط ۱۲۱ روز به طول انجامید. آن وقفه کاری نگاهم به خودم را برای همیشه تغییر داد.»
در یک دهه پس از آن وقفه کاری، دیدونا رسالت خود را متقاعد کردن شرکتهای آمریکایی و فراتر از آن، برای جدی گرفتن قدرت مرخصیهای طولانی قرار داد. کتاب مرخصیهای بزرگ، روایت تلاشهای او در این یک دهه و درسهایی است که در این مسیر آموخته است.
براساس گزارش این کتاب، شرکتهایی که سیاست مرخصیهای طولانی را در پیش گرفتهاند، از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ دوبرابر شدهاند. البته در این بین، برخی نامهای بزرگ و غیرمنتظره نیز به چشم میخورند که از مدتها …








