
روند جهانی: از نظم لیبرال به رقابت نئومرکانتیلیستی
نگاهی از منظر اقتصاد سیاسی به تحولات منطقه و جهان، پرده از تضعیف نظم لیبرال و ظهور قدرتهای نئومرکانتیلیستی برمیدارد. رقابت قدرتهای بزرگ بر سر کنترل زنجیرههای تامین و ارزش، جهان را با مخاطرات ناشناختهای روبهرو ساخته است. در نتیجه آنکه نظم جهانی در وضعیت تعلیق نسبی درآمده است. واقعیت آن است که خلیجفارس صرفا یک فضای ژئوپلیتیک نیست، بلکه به یکی از گرههای حیاتی زنجیرههای جهانی انرژی، تجارت و ارزش است. در چنین شرایطی، رویکردهای کلاسیک امنیتی مبتنی بر بازدارندگی و موازنه قوا بهتنهایی قادر به مدیریت مخاطرات نیستند و باید جای خود را به نوعی نظام امنیت شبکهای مبتنی بر مدیریت ریسک بدهند.
با توجه به منطق بازی سرجمع صفر در اندیشه مرکانتیلیستی که در نتیجه آن نزاعها در سطح بازیگران جهانی و منطقهای بالا گرفتهاست، این پرسش به میان میآید که در چنین شرایطی امنیت خلیجفارس چگونه تامین میشود؟ و آیا اساسا امکان دستیابی به توافقی پایدار و برد-برد میان ایران و بازیگران منطقهای و فرا منطقهای چون آمریکا وجود دارد؟ و اگر نه، منطقه چه آیندهای خواهد داشت؟ این نوشته بر این تاکید دارد که با توجه به جایگاه قدرتهای جهانی، رقابت آمریکا و چین، موقعیت متفاوت کشورهای جنوب خلیج فارس و روندهای نوظهور در منطقه، معادلات امنیتی آینده بیش از آنکه بر مفهوم سنتی دفاع امکان استوارشدن داشتهباشد، بر مبنای مدلهای مدیریت ریسک قابل تامین است.
مدل عملیاتی این ایده شکلدهی یک نظام امنیت شبکهای با هدف کنترل مخاطرات است و لازمه آن حضور و مشارکت بازیگران منطقهای و بازیگران بزرگ جهانی است. منظور از امنیت شبکهای مجموعهای از ترتیبات نهادی، همکاریهای عملیاتی و سازوکارهای مدیریت …











