قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱ ساعت قبل

برنامه ۲۴ ماهه بهینه‌سازی مصرف منابع به روایت حسام الدین آشنا/برقی‌سازی خودروها بدون توجه به شبکه برق، ناترازی را منتقل می‌کند

حسام‌الدین آشنا، مشاور رؤسای دولت‌های یازدهم و دوازدهم، با ارائه چارچوبی نوین برای بهینه‌سازی مصرف انرژی، بر ضرورت گذار از مدیریت حامل به مدیریت خدمت تأکید کرد و نوشت: خانوار در واقع بنزین، گاز یا برق را به‌عنوان هدف نهایی مصرف نمی‌کند؛ بنزین را برای جابه‌جایی، گاز را برای گرمایش و برق را برای سرمایش و روشنایی می‌خواهد.
 برنامه ۲۴ ماهه بهینه‌سازی مصرف منابع به روایت حسام الدین آشنا/برقی‌سازی خودروها بدون توجه به شبکه برق، ناترازی را منتقل می‌کند

 حسام الدین آشنا، مشاور رییس دولت یازدهم و دوازدهم در یادداشتی نوشت:

مسئله بهینه‌سازی در کشور را نباید صرفاً به کمبود یا ناترازی یک حامل انرژی تقلیل داد. آب، هوا، خاک و انرژی چهار منبع پایه‌ای هستند که هم‌زمان تحت فشار الگوی تولید و مصرف قرار دارند. در مقابل، در سطح مصرف نهایی، بخش بزرگی از نیاز روزمره خانوار و شهر را می‌توان در سه خدمت اصلی خلاصه کرد: سرمایش، گرمایش و پیمایش. این تفکیک امکان می‌دهد سیاست‌گذاری از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد.

این تغییر نگاه اهمیت اساسی دارد. خانوار در واقع بنزین، گاز یا برق را به‌عنوان هدف نهایی مصرف نمی‌کند؛ بنزین را برای جابه‌جایی، گاز را برای گرمایش و برق را برای سرمایش، روشنایی و کارکرد تجهیزات می‌خواهد. بنابراین سیاست مطلوب آن نیست که صرفاً قیمت یا مقدار حامل را مدیریت کند، بلکه باید همان سطح یا سطح بهتری از خدمت را با مصرف کمتر منابع فراهم سازد.

این منطق با جهت‌گیری طرح ۲۴ماهه موجود نیز سازگار است که بر گذار از «یارانه حامل» به «حمایت از خدمت ضروری»، خرید صرفه‌جویی قابل اندازه‌گیری، استقرار خط مبنا و اجرای مرحله‌ای اصلاحات تأکید دارد. معماری اصلی برنامه

چارچوب پیشنهادی از دو سطح تشکیل می‌شود.

در سطح کلان، چهار منبع یا سرمایه اصلی موضوع سیاست هستند: آب، هوا، خاک و انرژی. هدف در این سطح کاهش برداشت، اتلاف و تخریب این منابع و افزایش بهره‌وری استفاده از آنهاست.

در سطح مصرف نهایی، سه خدمت اصلی قرار می‌گیرند: سرمایش، گرمایش و پیمایش. هر یک از این خدمات باید با ترکیبی از فناوری، قیمت‌گذاری، تنظیم‌گری، رفتار مصرف‌کننده و تأمین مالی بازطراحی شود.

بنابراین ساختار برنامه را می‌توان به‌صورت یک ماتریس ساده تعریف کرد: هر تصمیم در حوزه سرمایش، گرمایش یا پیمایش باید از نظر اثر آن بر آب، هوا، خاک و انرژی ارزیابی شود.

این معماری اجازه می‌دهد از راه‌حل‌های تک‌بعدی جلوگیری شود. برای مثال، کاهش مصرف بنزین از طریق برقی‌سازی اگر بدون توجه به ظرفیت شبکه برق انجام شود، ممکن است ناترازی را از سوخت مایع به برق منتقل کند. یا توسعه گسترده سی‌ان‌جی اگر بدون ملاحظه تراز زمستانی گاز باشد، می‌تواند مسئله دیگری ایجاد کند. همچنین انتخاب فناوری سرمایش باید هم‌زمان مصرف برق و آب را در نظر بگیرد. سرمایش؛ کاهش هم‌زمان برق، آب و زمان پیک

در بخش سرمایش، یکی از سریع‌ترین ظرفیت‌های قابل استفاده، بهینه‌سازی کولرهای آبی موجود است. جایگزینی موتورهای القایی با موتورهای دورمتغیر BLDC، همراه با کنترل دما و دور، امکان کاهش قابل توجه مصرف برق و پیک شبکه را فراهم می‌کند و در عین حال از طریق کاهش کارکرد غیرضروری، مصرف آب را نیز کاهش می‌دهد.

مزیت این رویکرد آن است که برخلاف بسیاری از پروژه‌های زیرساختی بزرگ، نیازمند تغییر کامل سامانه سرمایش ساختمان نیست و می‌تواند روی بخش بزرگی از تجهیزات موجود اجرا شود. به همین علت می‌تواند در برنامه ۲۴ماهه به‌عنوان یکی از پروژه‌های سریع‌الاثر قرار گیرد.

اما هدف برنامه نباید صرفاً «تعویض موتور کولر» باشد. شاخص باید مقدار واقعی برق، آب و توان پیک آزادشده باشد. تجهیز فقط وسیله دستیابی به نتیجه است.

در مرحله بعد، اصلاح پوسته ساختمان، سایه‌اندازی، کنترل تابش، تهویه طبیعی و تجهیزات سرمایشی متناسب با اقلیم نیز باید وارد برنامه شوند. هدف نهایی کاهش نیاز ساختمان به سرمایش است، نه فقط افزایش راندمان دستگاه سرمایشی. گرمایش؛ از وسیله گرمایشی تا بازطراحی سامانه ساختمان

بخش گرمایش از نظر گاز و پیک زمستانی اهمیت ویژه‌ای دارد. در این بخش، راهبرد واحد برای همه ساختمان‌ها مناسب نیست.

ساختمان‌های دارای بخاری مستقل، ساختمان‌های دارای موتورخانه مرکزی و ساختمان‌های جدید باید سه مسیر متفاوت داشته باشند.

در ساختمان‌های دارای بخاری‌های کم‌بازده، جایگزینی سریع با وسایل راندمان‌بالا، دارای ترموستات، کنترل دقیق و سامانه احتراق ایمن می‌تواند مصرف گاز را کاهش دهد.

در ساختمان‌های دارای موتورخانه، ابتدا باید تصمیم گرفت که موتورخانه اصولاً باید باقی بماند یا خیر. بخشی از موتورخانه‌های کوچک و فرسوده ممکن است از نظر اقتصادی و فنی قابل حذف باشند و جای خود را به سامانه‌های مستقل یا شراکتی پربازده بدهند. در ساختمان‌های بزرگ‌تر که گرمایش مرکزی توجیه دارد، باید بهسازی دیگ، مشعل، پمپ، عایق، بالانس شبکه و کنترل هوشمند در دستور کار قرار گیرد.

نکته مهم این است که صرفه‌جویی فقط از افزایش راندمان احتراق ایجاد نمی‌شود؛ بخش بزرگی از اتلاف در کنترل نامناسب، گرمایش فضاهای بدون استفاده، شبکه توزیع و تنظیم نبودن سامانه است.

به همین علت، «کنترل» باید یکی از ارکان برنامه باشد: ترموستات، برنامه زمانی، تنظیم اتاق‌به‌اتاق و بازخورد مصرف به خانوار.

فرهنگ‌سازی نیز باید از تبلیغات عمومی فاصله بگیرد و به اطلاع‌رسانی شخصی و قابل سنجش تبدیل شود. خانوار باید بداند نسبت به ساختمان مشابه چه مقدار مصرف می‌کند، چه اقدام مشخصی بیشترین اثر را دارد و پس از اقدام چه مقدار صرفه‌جویی واقعی حاصل شده است. پیمایش؛ از سیاست بنزین به سیاست جابه‌جایی

در حوزه پیمایش، مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

معماری پیشنهادی پیمایش بر پنج متغیر استوار است:

نوع مسافر یا بار، زمان، وسیله، انرژی و هزینه.

ابتدا باید مشخص شود چه کسی یا چه چیزی جابه‌جا می‌شود، سفر تا چه اندازه زمان‌مدار است، چه وسیله‌ای برای آن مناسب‌تر است، آن وسیله با چه حامل انرژی کار کند و هزینه واقعی سفر چگونه تأمین شود.

در این معماری، حمل‌ونقل انبوه برای کریدورهای پرتراکم، موتورسیکلت برای جابه‌جایی سریع سبک، خودرو و ون اشتراکی برای سفر چندنفره درب‌به‌درب، و خودروی شخصی برای سفرهایی که واقعاً به انعطاف و شخصی سازی نیاز دارند، هر یک جایگاه مشخص دارند.

موتورسیکلت اصلاح شده به‌ویژه در شهرهای بزرگ باید به‌عنوان یک زیرشبکه رسمی جابه‌جایی سریع شناخته شود. مزیت آن سرعت، هزینه پایین‌تر و اشغال فضای کمتر است؛ اما این مزیت با ریسک ایمنی بالا همراه است و بنابراین توسعه نقش آن باید هم‌زمان با استاندارد، آموزش، بیمه، کنترل سرعت و برقی‌سازی ناوگان پرتردد و انژکتوری کردن موتورهای کم ترددتر انجام شود.

در بخش انرژی نیز نباید یک حامل به‌عنوان جانشین عمومی بنزین معرفی شود. برق برای ریل، اتوبوس، موتورسیکلت و ناوگان پرتردد مناسب‌تر است؛ سی‌ان‌جی باید به ناوگان پرپیمایش اختصاص یابد؛ گازوئیل در کوتاه‌مدت برای بار سنگین باقی می‌ماند و ال‌ان‌جی فقط در صورت اثبات اقتصادی در حمل سنگین منطقه‌ای قابل توسعه است.

بنزین نیز نباید به‌صورت سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر عمل کند. قاعده اصلاح قیمت

اصلاح قیمت انرژی باید بخشی از برنامه باشد، اما نه نقطه آغاز آن.

دو سیاست باید هم‌زمان رد شوند: تثبیت طولانی قیمت‌های بسیار پایین و افزایش دفعی و عمومی قیمت.

راه‌حل میانی آن است که حمایت از مصرف ضروری حفظ شود، اما یارانه مصرف اضافی و مازاد به‌ سرعت کاهش یابد.

این اصلاح باید مشروط به وجود امکان واقعی کاهش مصرف باشد. خانواری که هیچ گزینه حمل‌ونقل دیگری ندارد، یا ساختمانی که هیچ ابزار کنترلی برای کاهش مصرف گاز در اختیار ندارد، نباید صرفاً از طریق افزایش قیمت به کاهش مصرف وادار شود.

بنابراین قاعده باید چنین باشد:

ابتدا امکان کاهش مصرف ایجاد شود، سپس قیمت مصرف مازاد اصلاح شود. مدل اجرایی

برنامه ۲۴ماهه باید در سه مرحله اصلی اجرا شود.

در سه ماه نخست، خط مبنا، داده، ظرفیت تولید، پروژه‌های قابل اجرا، منابع مالی و مسئولیت دستگاه‌ها تعیین می‌شود. این مرحله باید به تعیین اهداف کمی ماه‌های ۱۲ و ۲۴ منتهی شود. منابع اصلی پروژه نیز تأکید می‌کنند که اعداد هدف پیش از تکمیل خط مبنا نباید به‌صورت دستوری تعیین شوند.

در ماه‌های چهارم تا ششم، پروژه‌های سریع‌الاثر در سرمایش، گرمایش و پیمایش وارد اجرا می‌شوند و صرفه‌جویی واقعی آنها اندازه‌گیری می‌شود.

از ماه ششم به بعد، فقط پروژه‌هایی که عملکرد آنها تأیید شده است به مقیاس بزرگ منتقل می‌شوند. اصلاح تدریجی قیمت مصرف مازاد نیز در همین مرحله و مشروط به آمادگی زیرساخت آغاز می‌شود.

در سال دوم، هدف تثبیت تغییر ساختاری است: کاهش یارانه حامل، توسعه حمایت هدفمند از خدمت، گسترش قراردادهای مبتنی بر صرفه‌جویی و تبدیل پروژه‌های پایلوت به برنامه‌های ملی. مدل مالی

اصل مالی باید ساده باشد:

دولت نباید برای خرید تجهیز پول بدهد؛ باید برای صرفه‌جویی قابل راستی‌آزمایی پول بدهد.

تولیدکننده، کارور، شهرداری یا اپراتور زمانی باید از منابع عمومی بهره‌مند شود که کاهش واقعی مصرف انرژی یا منابع را اثبات کرده باشد.

همچنین سه مفهوم باید از هم جدا باقی بمانند: ارزش اقتصادی صرفه‌جویی، صرفه‌جویی ارزی و درآمد یا صرفه‌جویی نقدی دولت. تنها منابع نقدی تحقق‌یافته می‌توانند مبنای تعهد مالی باشند. این تفکیک در اسناد پروژه نیز به‌عنوان یکی از قواعد اصلی کنترل مالی آمده است. نقش سازمان بهینه‌سازی

سازمان بهینه‌سازی نباید خود به مجری پروژه‌های ساختمانی، حمل‌ونقل یا تولید تجهیزات تبدیل شود.

نقش سازمان باید در پنج حوزه متمرکز باشد:

طراحی معماری سیاست، تعیین قواعد، تخصیص منابع، خرید صرفه‌جویی و سنجش عملکرد.

اجرای فیزیکی باید به شهرداری‌ها، دستگاه‌های اجرایی، تولیدکنندگان، کارورها و بخش خصوصی واگذار شود.

این تفکیک مانع از آن می‌شود که سازمان در جزئیات اجرایی گرفتار شود و مأموریت اصلی خود، یعنی افزایش بهره‌وری کل سامانه، را از دست بدهد. معیار نهایی موفقیت

موفقیت برنامه را نباید با تعداد بخاری، کولر، اتوبوس یا موتورسیکلت تعویض‌شده سنجید.

معیار درست، میزان خدمتی است که با منابع کمتر تولید شده است.

در سرمایش: برق، آب و پیک کاهش‌یافته در برابر آسایش حفظ‌شده.

در گرمایش: گاز و پیک زمستانی کاهش‌یافته در برابر آسایش حفظ‌شده.

در پیمایش: انرژی مصرفی به ازای مسافرـکیلومتر یا تنـکیلومتر. در سطح کلان نیز شاخص نهایی چنین است:

ارائه سرمایش، گرمایش و پیمایش بیشتر یا بهتر با مصرف کمتر آب، آسیب کمتر به هوا و خاک، انرژی کمتر و هزینه عمومی کمتر.

این چارچوب می‌تواند برنامه ۲۴ماهه سازمان را از مجموعه‌ای از پروژه‌های پراکنده به یک سیاست منسجم و قابل اندازه‌گیری تبدیل کند. در این نگاه، بنزین، گاز، برق، کولر، بخاری، موتورخانه و وسیله نقلیه هیچ‌کدام خود «مسئله» نیستند؛ آنها ابزارهایی هستند برای تأمین سه خدمت اصلی با بهره‌وری بالاتر و فشار کمتر بر چهار منبع پایه کشور. نوآوری واقعی این طرح در پنج نکته است:

۱. واحد سیاست‌گذاری از «حامل» به «خدمت» تغییر می‌کند. امروز بنزین، گاز، برق، آب و حمل‌ونقل عمدتاً در بسترهای جداگانه اداره می‌شوند. طرح می‌گوید هر تصمیم باید بر اساس خروجی نهایی سنجیده شود: «یک واحد سرمایش»، «یک واحد گرمایش» و «یک واحد پیمایش» با چه ترکیبی از منابع، فناوری و هزینه تأمین می‌شود.

۲. چهار منبع و سه خدمت در یک ماتریس تصمیم مشترک قرار می‌گیرند. یعنی مثلاً جایگزینی بنزین با برق فقط وقتی مطلوب است که اثر آن بر تراز برق، گاز نیروگاهی، هوا و هزینه شبکه همزمان سنجیده شود. این جلوی «انتقال ناترازی از یک حامل به حامل دیگر» را می‌گیرد.

۳. اصلاح قیمت از یک اقدام مالی به یک قرارداد عملکردی تبدیل می‌شود. قیمت مصرف مازاد فقط وقتی بالا می‌رود که امکان واقعی کاهش مصرف ساخته شده باشد؛ در حمل‌ونقل یعنی گزینه سفر، در گرمایش یعنی کنترل و تجهیز، در سرمایش یعنی فناوری کم‌مصرف. این یک قاعده اجرایی است، نه شعار.

۴. دولت به‌جای خرید تجهیز، «صرفه‌جویی تأییدشده» می‌خرد. بخاری، کولر، موتور، اتوبوس یا موتورخانه موضوع اصلی پرداخت نیستند. پرداخت در برابر مترمکعب گاز، کیلووات‌ساعت برق، مترمکعب آب، مگاوات پیک یا سوخت واقعاً آزادشده صورت می‌گیرد. این تغییر، مدل مالی و انگیزشی برنامه را عوض می‌کند.

۵. سه بازار بزرگ مصرف به‌صورت هم‌زمان و مکمل بازطراحی می‌شوند. در پیمایش: وسیله–انرژی–زمان–هزینه؛ در گرمایش: ساختمان–تجهیز–کنترل–رفتار؛ در سرمایش: برق–آب–پیک–آسایش. به این ترتیب، به‌جای ده‌ها پروژه پراکنده، سه «کارخانه صرفه‌جویی» ملی شکل می‌گیرد.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲۰ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

جدول خاموشی برق خراسان جنوبی شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

صفحه سیاست-

قطعی برق در سال‌های اخیر به یکی از دغدغه‌های مهم شهروندان، کسب‌وکارها و صنایع تبدیل شده است. به همین دلیل اطلاع از زمان‌بندی خاموشی‌ها می‌تواند به مدیریت بهتر فعالیت‌های روزانه کمک کند.

چگونه برنامه خاموشی خراسان جنوبی را ببینیم؟

برای مشاهده برنامه قطعی برق خراسان جنوبی در روز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، می‌توان به سامانه رسمی شرکت توزیع نیروی برق استان مراجعه کرد. در این سامانه امکان بررسی برنامه خاموشی بر اساس منطقه و محدوده محل سکونت وجود دارد.

شرکت توزیع نیروی برق خراسان جنوبی

برنامه خاموشی‌ها

سامانه برق من


۳۸ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

۲۴ میلیون خودروی فرسوده، هزینه پنهان بحران بنزین در ایران/ گران بودن خودرو و ناتوانی مردم از خرید، ناوگان فرسوده می‌سازد/ مردم مقصرند یا خودروهای بی‌کیفیت و پرمصرف خودروسازان؟

 بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در ایران، فقط یک بحران حمل‌ونقلی نیست؛ بخشی از معادله ناترازی بنزین و اتلاف منابع کشور است. خودرو‌هایی که گاه دو یا سه برابر نمونه‌های جدید بنزین مصرف می‌کنند، هر روز هزینه بیشتری به دولت و خانوار‌ها تحمیل می‌کنند؛ اما در شرایطی که سیاست‌گذار مدام از یارانه بنزین و مصرف بالای مردم می‌گوید، کمتر درباره این پرسش صحبت می‌شود که چرا میلیون‌ها ایرانی همچنان امکان جایگزینی خودرو‌های قدیمی و پرمصرف خود را ندارند. پاسخ را باید در گرانی خودرو، شکست سیاست اسقاط، ضعف نوسازی ناوگان و ساختار انحصاری صنعت خودرو جست‌و‌جو کرد.

هر بار که بحث ناترازی بنزین در ایران بالا می‌گیرد، معمولاً یک روایت آشنا تکرار می‌شود. روایتی مبنی بر اینکه مصرف مردم زیاد است، قیمت بنزین پایین است، یارانه سنگینی پرداخت می‌شود و برای جبران کسری باید بنزین وارد کرد. در این روایت، راه‌حل هم عمدتاً در سمت مصرف‌کننده جست‌و‌جو می‌شود؛ افزایش قیمت، تغییر سهمیه، کنترل مصرف و مقابله با قاچاق. اما کسی نمی‌گوید که چه بخشی از این میزان به خاطر خودرو‌هایی است که در اختیار مردم قرار دارد؟

این پرسش وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد؛ ناوگانی که بخش قابل توجهی از آن را خودرو‌ها و موتورسیکلت‌هایی تشکیل می‌دهند که سال‌ها از عمر مفیدشان گذشته است.

فرسودگی این ناوگان فقط به معنای ظاهر قدیمی خودرو‌ها یا افزایش احتمال خرابی نیست. خودرو‌های قدیمی‌تر معمولاً از فناوری‌های کم‌مصرف خودرو‌های جدید بی‌بهره‌اند و در بسیاری موارد برای پیمایش یک مسافت مشخص، سوخت بیشتری مصرف می‌کنند. وقتی این اختلاف مصرف در میلیون‌ها وسیله نقلیه ضرب شود، نتیجه دیگر یک مسئله فردی نیست؛ به یک اتلاف بزرگ منابع انرژی در مقیاس ملی تبدیل می‌شود.

در واقع، بخشی از پولی که دولت امروز برای تأمین بنزین و جبران ناترازی آن هزینه می‌کند، می‌تواند صورت‌حساب سال‌ها تأخیر در نوسازی ناوگان حمل‌ونقل کشور باشد. بنزین زیاد مصرف می‌شود یا خودرو‌ها زیاد می‌سوزانند؟

برآورد‌های مختلف از مصرف سوخت خودرو‌های موجود در کشور نشان می‌دهد بسیاری از خودرو‌های سواری در ایران در محدوده ۱۰ تا ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف دارند و در برخی مدل‌های قدیمی‌تر این میزان حتی بیشتر می‌شود.

در مقابل، خودرو‌های جدید و کم‌مصرف در بسیاری از بازار‌های جهانی توانسته‌اند مصرف سوخت را به محدوده ۴ تا ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برسانند. البته مقایسه مصرف خودرو‌ها باید بر اساس نوع خودرو، حجم موتور، استاندارد آزمون و شرایط رانندگی انجام شود و نمی‌توان برای همه خودرو‌ها یک عدد ثابت در نظر گرفت، اما فاصله کلی میان ناوگان قدیمی و خودرو‌های جدید روشن است.

برای درک ابعاد مسئله کافی است یک مثال ساده را در نظر بگیریم. خودرویی که برای پیمایش ۱۰۰ کیلومتر، ۱۲ لیتر بنزین مصرف می‌کند، نسبت به خودرویی با مصرف ۵ لیتر، در هر ۱۰۰ کیلومتر ۷ لیتر بیشتر سوخت می‌سوزاند.

این اختلاف در یک خودرو شاید چندان چشمگیر به نظر نرسد، اما وقتی میلیون‌ها خودرو هر روز در شهر‌ها و جاده‌های کشور تردد می‌کنند، همین چند لیتر به میلیون‌ها لیتر مصرف اضافه تبدیل می‌شود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که «ایرانی‌ها زیاد بنزین مصرف می‌کنند». بخشی از مسئله این است که ایرانی‌ها با خودرو‌هایی رانندگی می‌کنند که مصرف سوخت آنها با استاندارد‌های روز فاصله دارد.

این تفاوت، اهمیت اسقاط و نوسازی ناوگان را دوچندان می‌کند. اسقاط خودرو‌های فرسوده نباید صرفاً یک سیاست زیست‌محیطی یا ترافیکی تلقی شود؛ اسقاط می‌تواند یکی از ابزار‌های کاهش مصرف سوخت و صرفه‌جویی ارزی کشور باشد.

گزارش‌های رسمی نیز نشان داده‌اند که خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه تردد می‌تواند به صرفه‌جویی قابل توجه در مصرف سوخت منجر شود؛ بنابراین هر خودروی فرسوده‌ای که همچنان در خیابان باقی می‌ماند، فقط یک مسئله مربوط به آلودگی هوا نیست؛ یک مصرف‌کننده اضافی انرژی نیز هست. معادله معکوس واردات بنزین و انحصار خودرو

در سال‌های اخیر دولت بار‌ها درباره هزینه واردات بنزین و فشار ناترازی سوخت بر منابع کشور هشدار داده است. اما برای فهم ریشه این هزینه، باید زنجیره‌ای را دید که از خودرو آغاز می‌شود و به پالایشگاه و واردات سوخت می‌رسد. یک سوی این زنجیره، خودروی پرمصرف قرار دارد؛ خودرویی که فناوری قدیمی دارد و سوخت بیشتری می‌سوزاند. سوی دیگر، دولتی قرار دارد که باید این مصرف را با تولید داخلی یا واردات بنزین پاسخ دهد. در این میان، ساختار بازار خودرو نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

وقتی واردات خودرو برای سال‌ها با محدودیت مواجه بوده، رقابت در بازار ضعیف مانده و بخش بزرگی از تولید داخلی نیز با فناوری‌های قدیمی و مصرف سوخت بالا ادامه پیدا کرده است، طبیعی است که روند نوسازی ناوگان با مشکل مواجه شود.

در یک بازار رقابتی، خودرو‌های قدیمی به تدریج از چرخه خارج می‌شوند و خودرو‌های جدید جای آنها را می‌گیرند. اما وقتی خودروی جدید به اندازه کافی تولید یا وارد نشود و قیمت آن نیز از توان خرید بخش بزرگی از جامعه فراتر برود، این چرخه متوقف می‌شود.

نتیجه همان چیزی است که امروز در خیابان‌های ایران دیده می‌شود؛ خودرو‌هایی که باید سال‌ها پیش از چرخه خارج می‌شدند، همچنان تردد می‌کنند.

از این زاویه، واردات بنزین را می‌توان بخشی از صورت‌حساب پنهان ساختار ناکارآمد بازار خودرو دانست.

این البته به آن معنا نیست که تمام هزینه واردات بنزین ناشی از خودرو‌های فرسوده است. ناترازی سوخت دلایل مختلفی دارد؛ از رشد تعداد خودرو‌ها و پیمایش گرفته تا حمل‌ونقل عمومی ناکافی، قیمت سوخت، قاچاق و محدودیت‌های تولید. اما نادیده گرفتن نقش کیفیت و سن ناوگان، تصویر ناقصی از بحران ارائه می‌دهد. خودروی گران، ناوگان فرسوده می‌سازد

شاید یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مفقوده در بحث خودرو‌های فرسوده همین باشد. مردمی که خودروی قدیمی دارند، لزوماً نمی‌خواهند خودروی قدیمی داشته باشند؛ در بسیاری موارد توان خرید خودروی جدید را ندارند.

مالک یک خودروی ۱۵ یا ۲۰ ساله به خوبی می‌داند که مصرف سوخت آن بالاست، هزینه تعمیراتش افزایش یافته و ایمنی آن با خودرو‌های جدید قابل مقایسه نیست. اما دانستن این واقعیت، منابع مالی لازم برای خرید یک خودروی جدید را ایجاد نمی‌کند.

وقتی قیمت خودرو‌های جایگزین به چند میلیارد تومان می‌رسد، ارزش خودروی فرسوده در برابر آن بسیار ناچیز است. در چنین شرایطی حتی اگر مالک خودروی خود را اسقاط کند، همچنان با یک شکاف مالی بسیار بزرگ برای خرید خودروی جایگزین مواجه است.

به همین دلیل، نمی‌توان صرفاً به مالک خودرو گفت «خودرویت را اسقاط کن» و انتظار داشت مسئله حل شود.

نوسازی زمانی اتفاق می‌افتد که خودروی جایگزین قابل خرید وجود داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که گرانی خودرو به بحران انرژی متصل می‌شود.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است

اگر یک خانواده توان خرید خودروی کم‌مصرف را نداشته باشد، ناچار است همان خودروی قدیمی را نگه دارد. خودروی قدیمی بنزین بیشتری مصرف می‌کند. مصرف بیشتر، ناترازی سوخت را تشدید می‌کند. دولت برای جبران ناترازی هزینه بیشتری می‌پردازد و در نهایت بخشی از این هزینه از طریق بودجه، مالیات، تورم یا سیاست‌های قیمتی به جامعه منتقل می‌شود؛ بنابراین ممکن است خودرویی که خانواده به دلیل فقر یا کاهش قدرت خرید نمی‌تواند تعویض کند، در نهایت هزینه بیشتری به کل اقتصاد تحمیل کند.

این مسئله برای رانندگانی که خودرو ابزار کار آنهاست، جدی‌تر است. راننده تاکسی، راننده تاکسی اینترنتی، وانت‌دار یا فردی که با خودروی شخصی امرار معاش می‌کند، نمی‌تواند یک‌شبه خودروی چند ساله خود را کنار بگذارد و چند میلیارد تومان برای خرید خودروی جدید پرداخت کند.

اگر دولت محدودیت تردد، قطع خدمات یا ممنوعیت فعالیت خودرو‌های فرسوده را اعمال کند، اما همزمان تسهیلات واقعی و خودروی جایگزین در اختیار مالک قرار ندهد، هزینه این سیاست مستقیماً به خانوار منتقل خواهد شد.

اصل خروج خودرو‌های بسیار آلاینده و ناایمن از چرخه تردد قابل دفاع است؛ اما نحوه اجرای آن اهمیت دارد.

سیاست درست این است که ابتدا امکان نوسازی ایجاد شود و سپس محدودیت برای خودرو‌های فرسوده اعمال شود، نه اینکه ابتدا ابزار معیشت مردم محدود شود و بعد از آنها خواسته شود خودروی جایگزین تهیه کنند.

در غیر این صورت، سیاستی که با هدف کاهش مصرف بنزین و آلودگی هوا طراحی شده، می‌تواند به افزایش فشار اقتصادی بر گروه‌های کم‌درآمد منجر شود. ۵۰۰ هزار اسقاط؛ قانونی که روی کاغذ مانده است

مشکل دیگر، سرعت پایین اسقاط خودروهاست. بر اساس اهداف تعیین‌شده در قانون برنامه هفتم پیشرفت، باید سالانه حدود ۵۰۰ هزار خودروی فرسوده از چرخه خارج شود. اما آمار عملکرد نشان می‌دهد فاصله زیادی میان هدف قانونی و واقعیت وجود دارد.

در سال گذشته حدود ۲۰۴ هزار دستگاه اسقاط شد؛ یعنی کمتر از نیمی از هدف تعیین‌شده. این عقب‌ماندگی زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم هر سال تعداد قابل توجهی خودروی جدید نیز وارد ناوگان کشور می‌شود. اگر سرعت خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه کمتر از سرعت لازم باشد، نوسازی واقعی اتفاق نمی‌افتد و انباشت خودرو‌های قدیمی ادامه پیدا می‌کند.

در واقع، بحران امروز نتیجه شکست یک سیاست در یک مقطع زمانی نیست؛ حاصل سال‌ها انباشت عقب‌ماندگی در اسقاط و نوسازی ناوگان است. چرا چرخه اسقاط قفل شده است؟

چرخه اسقاط در ایران با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و مقرراتی مواجه است. از یک سو، مالک خودروی فرسوده انگیزه مالی کافی برای تحویل خودرو ندارد. ارزش خودروی اسقاطی در مقایسه با قیمت خودروی جایگزین بسیار پایین است.

از سوی دیگر، سازوکار گواهی اسقاط و تعهدات خودروسازان و واردکنندگان در سال‌های مختلف با تغییرات متعدد مواجه شده و همین موضوع، بازار اسقاط را با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو کرده است.

اصلاح آیین‌نامه ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو و تغییر برخی الزامات گواهی اسقاط می‌تواند بخشی از مشکلات مقرراتی را کاهش دهد، اما حتی اصلاح مقررات نیز بدون ایجاد تقاضای واقعی برای اسقاط کافی نیست.

تا زمانی که مالک خودرو نداند پس از تحویل خودروی فرسوده چگونه و با چه منابعی خودروی جدید تهیه کند، اسقاط به یک چرخه پایدار تبدیل نخواهد شد.

به بیان ساده، مشکل فقط این نیست که «خودرو‌ها اسقاط نمی‌شوند»؛ مشکل این است که اقتصاد اسقاط برای مالک خودرو صرفه ندارد.

در بحث خودرو‌های فرسوده، تمرکز افکار عمومی معمولاً بر خودرو‌های سواری است، اما بخش موتورسیکلت‌ها نیز وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای دارد. در برخی آمارها، تعداد موتورسیکلت‌های فرسوده کشور حدود ۱۴ میلیون دستگاه اعلام شده است. سهم بالای موتورسیکلت‌های فرسوده از کل ناوگان موتورسیکلت کشور نیز بار‌ها از سوی مسئولان و نهاد‌های مرتبط مورد هشدار قرار گرفته است. یک تناقض بزرگ؛ بنزین را مقصر می‌کنیم، خودرو را فراموش می‌کنیم

بحث ناترازی بنزین در ایران معمولاً با یک گزاره ساده آغاز می‌شود؛ مصرف زیاد است و قیمت پایین. اما اگر هدف واقعاً کاهش مصرف سوخت است، سیاست‌گذار باید همه عوامل مؤثر بر مصرف را همزمان ببیند. نمی‌توان از مردم خواست کمتر بنزین مصرف کنند، اما خودرو‌هایی در اختیار آنها گذاشت که مصرفشان چند برابر خودرو‌های جدید است. نمی‌توان از مردم خواست خودرو‌های فرسوده را کنار بگذارند، اما خودروی جایگزین را با قیمت‌هایی عرضه کرد که بخش بزرگی از جامعه توان خرید آن را ندارد؛ و نمی‌توان از خودروساز انتظار کاهش مصرف سوخت داشت، اما سال‌ها بازار را از رقابت واقعی دور نگه داشت.

ناترازی بنزین فقط مسئله پالایشگاه نیست؛ مسئله خودرو هم هست. اصلاح قیمت بنزین ممکن است بخشی از رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد، اما اگر خودرو همان خودرو باشد، بخشی از اتلاف انرژی همچنان ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، سیاست انرژی و سیاست خودرو در ایران را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. چرا یک خودروی کم‌مصرف می‌تواند سرمایه‌گذاری باشد؟

یکی از اشتباهات سیاست‌گذاری، نگاه کردن به واردات خودرو صرفاً از زاویه خروج ارز است. طبیعی است که واردات خودرو منابع ارزی نیاز دارد، اما تحلیل اقتصادی نباید به هزینه اولیه محدود شود. اگر خودروی جدید و کم‌مصرف بتواند در طول عمر خود هزاران لیتر کمتر از یک خودروی قدیمی بنزین مصرف کند، بخشی از هزینه ارزی اولیه آن از محل صرفه‌جویی در مصرف سوخت جبران می‌شود. به همین دلیل، سؤال درست این نیست که «واردات خودرو ارز می‌برد یا نه؟» سؤال درست این است که کدام خودرو، با چه میزان مصرف، با چه قیمتی و در چه مقیاسی وارد شود و هزینه و فایده آن برای کل اقتصاد کشور چیست؟

همین منطق درباره صنعت خودروسازی داخلی نیز صدق می‌کند. اگر خودروساز داخلی بتواند با استفاده از فناوری روز، مصرف خودرو را کاهش دهد، نتیجه فقط ارتقای محصول نیست؛ کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی و کاهش فشار بر منابع ارزی کشور نیز خواهد بود؛ بنابراین رقابت در صنعت خودرو را نباید فقط از زاویه کیفیت خودرو یا رضایت مصرف‌کننده دید؛ رقابت می‌تواند بخشی از سیاست انرژی کشور نیز باشد. صرفه‌جویی بنزین می‌تواند خرج نوسازی شود

راه دیگری که می‌تواند چرخه اسقاط را از بن‌بست خارج کند، استفاده از منافع حاصل از صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی نوسازی است. اگر خروج یک خودروی فرسوده از چرخه باعث کاهش مصرف بنزین می‌شود، بخشی از ارزش اقتصادی این صرفه‌جویی می‌تواند به صندوق یا سازوکاری اختصاص یابد که تسهیلات نوسازی به مالک همان خودرو یا سایر مالکان خودرو‌های فرسوده ارائه دهد.

در این صورت، یک چرخه اقتصادی شکل می‌گیرد. یعنی خودروی فرسوده خارج می‌شود؛ مصرف سوخت پایین می‌آید؛ هزینه تأمین بنزین کاهش پیدا می‌کند؛ بخشی از منابع آزادشده صرف نوسازی می‌شود؛ خودرو‌های کم‌مصرف بیشتری وارد ناوگان می‌شوند و مصرف دوباره کاهش پیدا می‌کند.

این مدل با سیاستی که صرفاً بر افزایش جریمه، محدودیت تردد یا افزایش قیمت سوخت تکیه دارد، تفاوت اساسی دارد.

در سیاست نخست، دولت تلاش می‌کند علت مصرف بالا را اصلاح کند؛ در سیاست دوم، عمدتاً تلاش می‌شود هزینه مصرف بالا را از مردم دریافت کند. راه‌حل، فقط اسقاط نیست؛ نوسازی واقعی است

اگر قرار است میلیون‌ها خودروی فرسوده از چرخه خارج شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر قرار است مردم خودرو‌های قدیمی خود را کنار بگذارند، باید توان مالی این کار را داشته باشند؛ و اگر قرار است ناوگان کشور واقعاً کم‌مصرف شود، خودرو‌های جدید باید از نظر فناوری و مصرف سوخت یک گام جدی جلوتر از ناوگان فعلی باشند؛ بنابراین راه‌حل واقعی در یک بسته سیاستی به‌هم‌پیوسته قرار دارد؛ شکستن انحصار بازار خودرو، افزایش رقابت، تسهیل واردات خودرو‌های کم‌مصرف و استاندارد با تعرفه منطقی، ارتقای فناوری تولید داخلی، ارائه تسهیلات واقعی برای نوسازی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و استفاده از منافع صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی همین فرآیند.

در چنین چارچوبی، واردات خودرو دیگر صرفاً یک هزینه ارزی نخواهد بود و اسقاط نیز صرفاً به تحویل یک خودروی قدیمی و دریافت مبلغی ناچیز محدود نمی‌شود.

هدف باید ایجاد چرخه‌ای باشد که در آن خودروی پرمصرف و فرسوده با خودروی کم‌مصرف و استاندارد جایگزین شود.

بحران امروز فقط این نیست که ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد. مسئله این است که این ناوگان همچنان در حال مصرف بنزین، تولید آلودگی و تحمیل هزینه به اقتصاد است و همزمان سرعت جایگزینی آن با خودرو‌های جدید بسیار کمتر از نیاز کشور است.

در سال‌هایی که سیاست‌گذار بار‌ها از ضرورت اصلاح مصرف انرژی و واقعی‌سازی قیمت‌ها سخن گفته، یک واقعیت نباید نادیده گرفته شود: مصرف‌کننده ایرانی فقط انتخاب نمی‌کند که چقدر بنزین مصرف کند؛ او تا حد زیادی با خودرویی مصرف می‌کند که ساختار بازار و سیاست صنعتی در اختیارش گذاشته است.

اگر خودرو‌های کم‌مصرف، ایمن و استاندارد با قیمت قابل دسترس وجود نداشته باشند، نمی‌توان تمام مسئولیت مصرف بالا را بر دوش مردم گذاشت. اگر خودرو‌های فرسوده باید اسقاط شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر دولت از هزینه یارانه بنزین ناراضی است، باید به هزینه‌ای که از ناکارآمدی ناوگان و صنعت خودرو پرداخت می‌کند نیز نگاه کند؛ و اگر هدف کاهش مصرف سوخت است، یکی از مؤثرترین مسیر‌ها می‌تواند کاهش مصرف خودرو‌ها باشد، نه فقط گران‌تر کردن بنزین.

در نهایت، خودرو‌های فرسوده فقط مشکل خیابان‌های ایران نیستند؛ بخشی از بحران انرژی، بودجه، آلودگی هوا و معیشت کشورند. بنابراین، اگر قرار است ناترازی بنزین واقعاً درمان شود، سیاست‌گذار باید از نگاه کردن به جایگاه سوخت به‌عنوان نقطه شروع و پایان بحران دست بردارد.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است.

بحران بنزین را نمی‌توان فقط با گران کردن سوخت حل کرد؛ همان‌طور که بحران خودرو‌های فرسوده را نمی‌توان فقط با جریمه مالک حل کرد.

خودرویی که کمتر بنزین می‌سوزاند، شاید یکی از واقعی‌ترین پاسخ‌ها به ناترازی سوخت باشد؛ به شرط آنکه امکان خرید و جایگزینی آن برای مردم وجود داشته باشد.


۱ ساعت قبل / سایت صفحه اقتصاد

قطعی برق مازندران فردا شنبه ۳۱ مرداد + لینک

صفحه اقتصاد -

جهت اطلاع از قطعی برق مازندران روی لینک زیر کلیک کنید: 

وب‌سایت شرکت توزیع نیروی برق مازندران: https://www.maztozi.ir/ 

صفحه برنامه خاموشی‌ها:https://www.maztozi.ir/_douranportal/ 

  مطالعه بیشتر: جدول قطعی برق مازندران فردا شنبه ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۴ + ساعت خاموشی برق ساری شنبه اعلام شد اخبار مرتبط circle ساعت قطعی برق مازندران فردا شنبه ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۴ + جدول خاموشی برق ساری شنبه circle جدول قطعی برق مازندران فردا شنبه ۱۱ مرداد ماه ۱۴۰۴ | برنامه خاموشی برق ساری شنبه اعلام شد circle ساعت قطعی برق مازندران فردا شنبه ۴ مرداد ماه ۱۴۰۴ | جدول خاموشی برق ساری شنبه circle برنامه قطعی برق مازندران پنجشنبه ۲۲ مرداد اعلام شد پیشنهاد سردبیر circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟ circle سرپرست وزارت دفاع: اجازه تجاوز به کشورمان را نخواهیم داد




 واکنش دفتر نتانیاهو به تلاش ترکیه برای بازداشت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی
۱ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

واکنش دفتر نتانیاهو به تلاش ترکیه برای بازداشت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی

دفتر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد: تلاش رقت‌انگیز اردوغان برای ارعاب رهبران و سربازان اسرائیلی موفقیت‌آمیز نخواهد بود.

 راز انفجارهای کیهانی با اندازه‌گیری‌های هسته‌ای فاش شد
۵۹ دقیقه قبل / سایت هم میهن

راز انفجارهای کیهانی با اندازه‌گیری‌های هسته‌ای فاش شد

پژوهشگران با اندازه‌گیری دقیق واکنش‌های هسته‌ای در اَبَرنواَخترها و انفجارهای پرتو ایکس، گامی بلند به سوی درک مرگ ستارگان و منشأ عناصر شیمیایی برداشته‌اند.

 بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد
۳ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد

اقتصادنیوز: بازار ارز در هفته پایانی مرداد، با وجود نوسانات رفت‌وبرگشتی و عقب‌نشینی دلار از سقف ۱۹۱ هزار تومان، در نهایت هفته‌ای سبز را پشت سر گذاشت؛ هفته‌ای که یورو با بیشترین بازدهی، صدرنشین بازار شد.

 بیانیه شدیداللحن حزب الله لبنان علیه تحرکات خصمانه وزارت خارجه و خزانه داری آمریکا
۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

بیانیه شدیداللحن حزب الله لبنان علیه تحرکات خصمانه وزارت خارجه و خزانه داری آمریکا

حزب الله لبنان با صدور بیانیه ای ادعای واشنگتن را رد و بیان کرد: همه این تحریم‌ها و طبقه‌بندی‌های ناعادلانه، ما را از پایبندی به گزینه مقاومت، حق لبنان و مردم این کشور برای دفاع از سرزمین، حاکمیت و منابع خود باز نخواهد داشت.

 واکنش عراقچی به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ
۳۸ دقیقه قبل / سایت تابناک

واکنش عراقچی به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ

واکنش سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ ؛ این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست اس

 رسمی: ازری کنسا به آرسنال پیوست
۴ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

رسمی: ازری کنسا به آرسنال پیوست

ازری کنسا، مدافع استون ویلا، با قراردادی ۴+۱ ساله به آرسنال پیوست.