پیشفروش نسخه GTA چقدر بوده است؟

ضربه eSim به اپراتورهای سنتی

آنها بستههای دادهای را برای مسافران خارج از کشور ارائه میدهند که معمولا ارزانتر از معاملات رومینگ ارائهدهنده تلفن همراه فعلی آنها هستند. به گفته جو گاردینر، تحلیلگر FDM CCS، این روند چالشی فزاینده برای شرکتهای تلفن همراه مستقر ایجاد کرده است که بین ۳ تا ۵درصد از درآمد خود را از رومینگ به دست میآورند. او افزود که این درآمد معمولا حاشیه سود بالاتری دارد. گاردینر افزود: «نحوه واکنش [اپراتورها] به این چالش، چه از طریق نوآوری، برابری قیمت یا خدمات بهتر، تعیین خواهد کرد که چه مقدار از این درآمد در معرض خطر است.» طبق دادههای گروه تحقیقات بازار Sensor Tower، پنج برنامه محبوب سیمکارت الکترونیکی تاکنون بیش از ۲۶میلیون بار در سال جاری دانلود شدهاند که پس از ۳۶.۴میلیون دانلود در سال ۲۰۲۵ است. شرکتهایی از جمله Revolut و Klarna نیز بستههای داده سیمکارت الکترونیکی را به مشتریان خود ارائه میدهند.
یک نمونه سیمکارت الکترونیکی از Revolut، ۱ گیگابایت داده را در طول هفت روز با قیمت ۳.۴۹پوند در اختیار کاربران قرار میدهد، درحالیکه EE متعلق به BT میتواند برای ۵۰۰مگابایت داده برای استفاده در یک دوره ۲۴ساعته ۸ پوند هزینه دریافت کند. محققان STL Partners تخمین میزنند که بازار سیمکارت الکترونیکی مسافرتی در سال ۲۰۲۵، ۶۴۹میلیون پوند ارزش داشته و میتواند تا سال ۲۰۳۰ به ۳.۲میلیارد پوند برسد. این رشد با افزایش تعداد گوشیهای هوشمند سازگار با سیمکارتهای الکترونیکی تقویت شده است. طبق دادههای GSMA، بیش از ۳۲۶ گوشی، از جمله سری آیفون اپل، در سال ۲۰۲۵ سیمکارتهای الکترونیکی را پذیرفتند که نسبت به سال قبل تقریبا ۵۰درصد افزایش داشته است. ویکینتاس ماکنیکاس، مدیر اجرایی سیلی، گفت که بازار سیمکارتهای الکترونیکی از آگاهی گسترده مصرفکنندگان سود میبرد. او گفت: «بازار از آموزش مشتریان به سمت تبدیل آنها به مشتری جدید در حال حرکت است و این تبدیل در حال شتاب گرفتن است.»
مدیرعامل T-Mobile میگوید: تهدید موبایل Starlink شرکت T-Mobile US Inc اغراقآمیز بوده است. گسترش سیمکارتهای الکترونیکی مسافرتی به چالشهای پیش روی اپراتورهای تلفن همراه فعلی میافزاید، اپراتورهایی که با رقابت اپراتورهای شبکه مجازی تلفن همراه که از شبکههای خود برای ارائه خدمات کامل بدون نیاز به ساخت زیرساختهای خود استفاده میکنند، رقابت میکنند. روزنامه فایننشال تایمز در ماه مه گزارش داد که سه اپراتور شبکه تلفن همراه بریتانیا بدترین سال از دست دادن مشتری را در سال ۲۰۲۵ تجربه کردهاند. هرمان فرانک، مدیر اجرایی گیگز، استارتآپ ارتباطی که فناوری آن زیربنای پیشنهادهای موبایلی Revolut و Klarna است، گفت که توسعه e-sim یک «سرویس کامل مخابراتی دیجیتال سرتاسری» را امکانپذیر کرده است. او گفت: «مزیت ساختاری این بازیگران این است که مجبور نیستند هزینه جذب مشتری را بپردازند و همچنین تجربه کاربری بهتری دارند؛ فقط کافی است با کلیک برنامه را دانلود کنید.» این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد
پرش شگفتانگیز یونیتری

روباتیک پیشرفته که اغلب به عنوان هوش مصنوعی «مجسم» شناخته میشود، بخش کلیدی در رقابت داغ فناوری بین چین و ایالات متحده است. چین از نظر ظرفیت تولید روباتهای انساننما و توانایی افزایش تولید، از ایالات متحده پیشروتر است.
طبق گزارش گروه تحقیقات و مشاوره فناوری Omdia، سال گذشته از حدود ۱۵۰۰۰ روبات انساننما که به سراسر جهان ارسال شد، Unitree و AGIBOT، دیگر تولیدکنندگان بزرگ روبات انساننمای چینی، هر کدام بیش از ۵۰۰۰ عدد از این روباتها را ارسال کردند که بسیار بیشتر از همتایان آمریکایی آنها بود. تخمینهای Omdia نشان میدهد که برای نیمه اول سال ۲۰۲۶، کل محمولههای جهانی تولیدکنندگان روبات انساننمای چینی حدود ۱۸۵۰۰ واحد بوده است. اما تحلیلگران میگویند در حال حاضر، بسیاری از این روباتهای انساننما هنوز عمدتا برای نمایش، اجرا و تحقیق استفاده میشوند تا کاربردهای دنیای واقعی. برای مثال، روباتهای انساننمای شرکت یونیتری، با اجرای حرکات پشتک و هنرهای رزمی، تماشاگران را در جشن سالانه جشنواره بهار چین شگفتزده کردند.
کانگیوشیائو لی، تحلیلگر شرکت تحقیقات سرمایهگذاری مورنینگاستار، در تفسیری گفت: «آزمون رقابتی واقعی این خواهد بود که آیا شرکتها - چینی یا آمریکایی - میتوانند به عملکرد قابل اعتماد و بازده جذاب سرمایهگذاری در استقرارهای صنعتی و تجاری در مقیاس بزرگ دست یابند یا خیر.» یونیتری اعلام کرد که درآمد حاصل از عرضه اولیه سهام (IPO) برای تحقیق و توسعه روباتهای پیشرفته و توسعه پایگاه تولید روبات خود استفاده خواهد شد.
این شرکت اولین سازنده روباتهای انساننمای سهامی عام در سرزمین اصلی چین است. تحلیلگران معتقدند که عرضه اولیه سهام میتواند الگویی برای ارزیابی سایر عرضههای سهام شرکتهای روباتیک باشد. اولین حضور یونیتری همزمان با کنفرانس جهانی روبات در پکن بود که بیش از ۳۰۰ غرفهدار در آن حضور داشتند. رهبران چین، روباتها را در اولویت توسعه قرار دادند. UBTech، یکی دیگر از سازندگان بزرگ روباتهای انساننمای چینی، سهامی در هنگکنگ دارد. سهام آن روز چهارشنبه بیش از ۱۰درصد کاهش یافت. یونیتری حدود ۱.۷میلیارد یوآن (حدود ۲۵۰میلیون دلار) درآمد در سال ۲۰۲۵ گزارش کرد که عمدتا از فروش روباتهای انساننما و روباتهای چهارپا، که اغلب به سگهای روبات چهارپا اشاره دارد، حاصل شده است. بیش از ۴۰درصد از این درآمد از خارج از کشور بوده است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد
بازار کریپتو چشم به فدرال رزرو دوخته است

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار ارزهای دیجیتال در میانه آگوست ۲۰۲۶ به نقطهای رسیده که شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ بیتکوین نه با فشار جدی فروش روبهرو شده و نه توانسته موج صعودی تازهای راه بیندازد. قیمت بزرگترین ارز دیجیتال بازار حوالی ۶۴ هزار دلار در رفتوآمد است و از ۸ جولای تاکنون عملا در محدودهای میان ۶۱ هزار و ۵۰۰ تا ۶۶ هزار و ۹۰۰ دلار محبوس مانده است. مهمتر اینکه نوسانات بیتکوین به پایینترین سطوح چند سال اخیر رسیده؛ اتفاقی که برای داراییای که زمانی به جهشها و سقوطهای روزانه بزرگ مشهور بود، قابل توجه است.
اما آرام شدن بیتکوین لزوما به معنای آرام بودن فضای اقتصادی نیست، اتفاقا بخش مهمی از دلیل این سکون را باید بیرون از بازار کریپتو جستوجو کرد. بازده اوراق قرضه دولتی در اقتصادهای بزرگ بهشدت افزایش یافته است، بازده اوراق ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا برای مدتی به ۵.۳۳۳ درصد رسید؛ سطحی که در نزدیک به دو دهه گذشته دیده نشده بود. بازده اوراق ژاپن نیز به بالاترین سطح ۳۰ ساله رسیده و بازارهای اوراق آلمان و فرانسه هم فشار مشابهی را تجربه کردهاند. همزمان بازار سهام نیز بینصیب نمانده؛ نزدک ۱۰۰ در یک جلسه ۱.۳ درصد افت کرده و S&P 500 سه روز متوالی نزولی بوده است.
برای فهم اهمیت این موضوع برای بیتکوین کافی است مساله را ساده کنیم. وقتی اوراق دولتی آمریکا سودی بیش از ۵ درصد پیشنهاد میکنند، سرمایهگذار میتواند با قبول ریسکی بسیار کمتر، بازده نسبتا قابلتوجهی دریافت کند. در چنین شرایطی بخشی از پولی که شاید در محیط نرخ بهره پایین به سمت بیتکوین، سهام یا دیگر داراییهای پرریسک حرکت میکرد، انگیزه کمتری برای این کار دارد. در نتیجه بیتکوین برای جذب سرمایه تازه باید با گزینهای رقابت کند که هم ریسک پایینتری دارد و هم بازده مشخصی ارائه میدهد.
همزمان نفت برنت تا محدوده ۹۱ دلار در هر بشکه بالا رفته و نگرانیهای تورمی را زنده نگه داشته است. این وضعیت کار فدرال رزرو را دشوارتر میکند، زیرا از یک طرف دادههای اقتصادی ضعیفتر احتمال افزایش دوباره نرخ بهره را کاهش داده و از طرف دیگر افزایش قیمت انرژی اجازه نمیدهد خطر تورم کاملا نادیده گرفته شود. در بازارهای پیشبینی، احتمال ثابت ماندن نرخ بهره در نشست سپتامبر بین حدود ۶۷ تا ۷۲ درصد برآورد شده است.
به همین دلیل انتشار صورتجلسه فدرال رزرو به یکی از مهمترین محرکهای کوتاهمدت بازار تبدیل شده است. معاملهگران میخواهند بدانند سیاستگذاران آمریکایی اقتصاد را چگونه میبینند و آیا شرایط برای کاهش فشار پولی در ماههای بعد فراهم میشود یا خیر، هر نشانهای از کاهش نرخها یا افزایش نقدینگی میتواند به سود داراییهایی مانند بیتکوین باشد؛ در مقابل، ادامه نرخهای بالا و بازده سنگین اوراق میتواند همان دیواری باشد که فعلا مانع جهش بیتکوین شده است.
نکته جالب دیگر مقایسه بیتکوین با طلاست، طلا نیز مانند بیتکوین سود دورهای ایجاد نمیکند اما در همین ماه حدود ۸ درصد رشد کرده است. این اختلاف عملکرد نشان میدهد که سرمایهگذاران هنوز در دورههای نگرانی اقتصادی، بیتکوین را بیشتر یک «دارایی ریسکی وابسته به نقدینگی» میبینند، به عبارت ساده روایت «طلای دیجیتال» هنوز در رفتار روزمره بازار بهطور کامل تثبیت نشده است.
بازار مشتقات نیز همین فضای انتظار را تایید میکند، ارزش قراردادهای باز بیتکوین، یعنی مجموع موقعیتهایی که معاملهگران در بازارهای آتی و دائمی هنوز نبستهاند، از اوج حدود ۲۳ میلیارد دلار در ۱۱ آگوست به ۲۱.۸ میلیارد دلار کاهش یافته است. این افت نشان میدهد معاملهگران به جای اینکه با اهرم بالا روی یک حرکت بزرگ شرطبندی کنند، بخشی از موقعیتهای خود را سبک کردهاند. نرخ تامین مالی بیتکوین نیز تنها حدود ۰.۰۰۴۹ درصد است؛ یعنی خوشبینی وجود دارد اما خبری از هیجان شدید و ازدحام معاملهگران اهرمی در سمت خرید نیست.
در ۲۴ ساعت گذشته حدود ۱۹۰ میلیون دلار موقعیت معاملاتی لیکویید شده که بیش از ۱۱۳ میلیون دلار آن مربوط به فروشندگان بوده است. این یعنی بخشی از رشدهای کوتاهمدت بیتکوین نه الزاما با ورود موج تازه خریداران، بلکه با مجبور شدن فروشندگان به بستن موقعیتهایشان ایجاد شده است. در چنین اتفاقی که اصطلاحا «شورت اسکوئیز» نامیده میشود، معاملهگرانی که روی کاهش قیمت شرط بستهاند با بالا رفتن بازار مجبور به خرید میشوند و همین خرید اجباری قیمت را موقتا بالاتر میبرد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد، زیرا افزایش قیمت ناشی از ورود سرمایه تازه معمولا دوام بیشتری نسبت به جهشی دارد که صرفا از بسته شدن معاملات فروش ناشی شده باشد. دادههای دیگری که در اطلاعات موجود آمده نیز همین نگرانی را تقویت میکند. در یک هفته حدود ۲۶۷.۲ میلیون دلار خروج خالص از ETFهای بیتکوین ثبت شده و تحلیلگران به کمبود تقاضای واقعی در بازار نقدی اشاره کردهاند. به همین دلیل جهش اخیر بیتکوین تا محدوده ۶۴ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی برخی تحلیلگران «تله نقدینگی با حجم کم» توصیف شده است.
بازار اختیار معامله هم فعلا انتظار یک انفجار قیمتی فوری را ندارد، نوسان ضمنی کوتاهمدت در Deribit برای سررسید ۲۰ آگوست حدود ۲۰.۴ درصد بوده و بازار حرکتی تقریبا ۶۵۶ دلار به بالا یا پایین را قیمتگذاری کرده است. بیشترین تمرکز معاملات آپشن نیز اطراف قیمتهای اعمال ۶۴ تا ۶۵ هزار دلار قرار دارد. حتی اختلاف قیمت قراردادهای آتی با بازار نقدی نیز اگرچه مثبت است، در سطحی قرار ندارد که نشانه خوشبینی افراطی باشد. تصویر کلی بازار کمی متمایل به صعود است اما معاملهگران هنوز حاضر نیستند سرمایه سنگینی روی این سناریو قرار دهند.
در آلتکوینها نیز هنوز نمیتوان از آغاز یک «فصل آلتکوین» واقعی صحبت کرد. برخی توکنها در طول روز عملکرد مثبتی داشتهاند و شاخص فصل آلتکوینها نیز روی عدد ۴۴ از ۱۰۰ قرار دارد. این عدد بیشتر از آنکه نشاندهنده یک موج فراگیر باشد، از بازاری انتخابی حکایت میکند که سرمایه بین چند پروژه و روایت خاص جابهجا میشود.
بخشی از کاهش هیجان کریپتو حتی ممکن است به تغییر مقصد سرمایههای سفتهبازانه مرتبط باشد. دادههای موجود نشان میدهد معاملهگرانی که زمانی برای کسب سودهای چندبرابری تقریبا ناچار بودند سراغ ارزهای دیجیتال بروند، اکنون گزینههای بیشتری مانند سهام مرتبط با هوش مصنوعی گرفته تا سهام توکنیزهشده، بازارهای پیشبینی و قراردادهای دائمی روی داراییهای سنتی دارند. حجم معاملات دائمی داراییهای سنتی در پلتفرمهای کریپتویی نیز از ۵۲ میلیارد دلار در ژانویه به ۲۶۸ میلیارد دلار در ژوئن رسیده است.
در کنار اقتصاد کلان، یک تحول مهم دیگر نیز آرامآرام در حال شکل دادن به چشمانداز بلندمدت صنعت است، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا نخستین پیشنهاد مهم خود برای ایجاد یک چارچوب رسمی در حوزه داراییهای دیجیتال را منتشر کرده است. در این طرح، دو مسیر برای عرضه داراییهای کریپتویی پیشبینی شده؛ یکی برای عرضههای استارتاپی تا سقف ۵ میلیون دلار در یک دوره چهار ساله و دیگری برای عرضههایی تا ۷۵ میلیون دلار در هر دوره یکساله که الزامات افشای بیشتری دارد.
طرح SEC همچنین در برخی شرایط امکان ایجاد نوعی «پناهگاه امن» را در نظر گرفته و دورهای ۶۰ روزه برای دریافت نظرات عمومی تعیین کرده است. هنوز با یک قانون نهایی روبهرو نیستیم اما جهت حرکت اهمیت دارد، آمریکا در حال تلاش برای تبدیل فضای خاکستری مقرراتی کریپتو به چارچوبی شفافتر است. چنین تغییری در کوتاهمدت ممکن است اثر قیمتی مستقیمی نداشته باشد اما در بلندمدت میتواند بر ورود شرکتها، جذب سرمایه و نحوه عرضه توکنها اثرگذار باشد.
البته رشد بازار همچنان با ریسکهای ذاتی فناوری نیز همراه است. در همین مقطع، اکسپلویت پروتکل بینزنجیرهای Maya باعث کاهش حدود ۱۱ میلیون دلاری ارزش یکی از استخرهای آن شد و شبکه مجبور به توقف فعالیت شد. چنین اتفاقهایی یادآور این واقعیتاند که حتی اگر شرایط اقتصاد کلان و مقررات به نفع کریپتو حرکت کند، ریسک قراردادهای هوشمند، پروتکلها و زیرساختهای غیرمتمرکز همچنان بخشی جداییناپذیر از این بازار است.
مجموع این دادهها تصویری از بازاری میسازد که در نقطه تعادل قرار گرفته است. در سمت مثبت، اهرمهای افراطی تخلیه شده، نرخهای تامین مالی بیش از حد بالا نیستند، فروشندگان نیز در بعضی مقاطع تحت فشار قرار گرفتهاند و فضای مقرراتی آمریکا نشانههایی از شفافتر شدن نشان میدهد. در سمت منفی، تقاضای نقدی قدرتمندی دیده نمیشود، ETFها دورههایی از خروج سرمایه داشتهاند، بازده اوراق دولتی بسیار جذاب است و فدرال رزرو هنوز سیگنال روشنی برای بازگشت نقدینگی ارزان به بازار نداده است.
بنابراین محدوده فعلی بیتکوین را میتوان بیشتر «اتاق انتظار» بازار دانست تا آغاز قطعی یک روند جدید، شکسته شدن محدوده ۶۱ هزار و ۵۰۰ تا ۶۶ هزار و ۹۰۰ دلار میتواند اولین نشانه خروج از این وضعیت باشد اما جهت حرکت بعدی تنها به نمودار بیتکوین وابسته نیست. نرخ بهره، بازده اوراق، جریان ETFها، بازگشت تقاضای واقعی در بازار نقدی و وضعیت نقدینگی جهانی احتمالا تعیین خواهند کرد کفه ترازو در نهایت به کدام سمت سنگین شود.
در چنین فضایی، شاید مهمترین پیام این باشد که سکون قیمت را نباید با نبود اتفاق اشتباه گرفت، زیر سطح آرام بیتکوین، مجموعهای از نیروهای اقتصادی، معاملاتی و نظارتی در حال کشمکش هستند. بازار فعلا تصمیم بزرگی نگرفته است؛ اما هرچه این فشردگی طولانیتر شود، اهمیت محرکی که بتواند این تعادل را برهم بزند بیشتر خواهد شد.
حکمرانی طلا با دعوای بازار سنتی و آنلاین تمام شد؛ شکاف همچنان پابرجاست - پیوست

اختلاف میان فعالان بازار سنتی و پلتفرمهای آنلاین در پنل حکمرانی طلای آنلاین در همایش «زرآتی» بالا گرفت و بار دیگر شکاف میان این بازیگران را بیش از پیش نشان داد؛ از اتهام قیمتسازی و نگرانی از آسیب به تولید تا تاکید پلتفرمها بر ضرورت تنظیمگری متناسب با ماهیت فینتک. مجموعه این اختلافها نشان میدهد با وجود تدوین مقررات جدید، شکاف میان دو طرف همچنان ادامه دارد و برای عبور از آن، احتمالا نیاز به شناخت دقیقتری از مدل فعالیت پلتفرمها باشد.
به گزارش پیوست، حجت شفائی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا، در پنل حکمرانی طلای آنلاین با تأکید بر اینکه با اقتصاد دیجیتال مخالف نیست، گفت: ورود فناوری به صنعت طلا یک واقعیت است و نمیتوان با آن مقابله کرد؛ اما این اقتصاد دیجیتال باید در خدمت تولید باشد و نباید به ضد تولید تبدیل شود.
او با اشاره به سابقه چندصدساله صنعت طلا گفت: نمیتوان صنفی با چنین سابقهای را با پلتفرمهایی که تنها دو یا سه سال از فعالیتشان میگذرد، یکسان در نظر گرفت. به گفته شفائی، واحدهای صنفی طلا تحت نظارت اتحادیهها و دستگاههای مربوط قرار دارند و بنابراین نمیتوان ادعا کرد در پلتفرمهای آنلاین نیز همهچیز بدون تخلف و گل و بلبل است.
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان طلا همچنین انتقاد اصلی خود را متوجه نحوه رقابت پلتفرمها کرد. او گفت: رقابت باید بر سر دستمزد و کارمزد باشد، نه قیمت خود طلا. به گفته شفائی، درست نیست پلتفرمها هنگام خریدوفروش قیمت را جابهجا کنند یا با استفاده از تتر و ابزارهای دیگر برای خودشان قیمت بسازند.
شفائی همچنین از تبلیغات برخی پلتفرمها با عناوینی مانند طلای بدون اجرت، بدون مالیات و تحویل درب منزل انتقاد کرد و با تمسخر این پلتفرمها گفت: مگر با نور خرج پلتفرمهای خود را در میآورید؟ او تأکید کرد: تولیدکننده برای نیروی انسانی، بیمه، زیرساخت و تولید هزینه میکند و مدل فروش آنلاین نباید این هزینهها و نقش تولیدکننده را نادیده بگیرد.
او در عین حال تصویب دستورالعمل فعالیت پلتفرمهای طلا را ضروری دانست و گفت: اگر این دستورالعمل بهدرستی اجرا شود، میتواند به نفع هر دو طرف باشد. به گفته شفائی، نگهداری شمش استاندارد در خزانههای مورد تأیید و تحویل طلای دارای کد شناسایی و تأییدیههای استاندارد به مشتری میتواند پلتفرمها را در کنار تولیدکنندگان قرار دهد، نه مقابل آنها.
در مقابل، محمدرضا حاجیجعفری، معاون مرکز ملی بهبود محیط کسبوکار، در واکنش به موضوع قیمتگذاری گفت: نباید از رقابت در پلتفرمها جلوگیری کرد. او گفت: بگذارید پلتفرمها هر قیمتی که میخواهند اعلام کنند تا ببینیم در نهایت قیمت چقدر واقعی میشود. به گفته او، وقتی امکان رقابت وجود داشته باشد، بازار مشخص میکند کدام قیمت واقعی و قابل پذیرش است.
حاجیجعفری همچنین با پیشنهاد محدودکردن ساعت خریدوفروش پلتفرمهای آنلاین مخالفت کرد و گفت: نباید ویژگی را که اساسا مزیت پلتفرمها نسبت به بازار سنتی است، با مقررات از بین برد. او تأکید کرد: اینکه دوباره برای پلتفرمها ساعت معامله تعیین شود یا فعالیت آنها با محدودیتهای مشابه بازار سنتی کنترل شود، با ماهیت اقتصاد دیجیتال سازگار نیست.
در ادامه، صالح اسکندرزاده، مدیر ارشد اجرایی ملیگلد، اختلاف اصلی پلتفرمها با حکمرانی را نه سختگیری یا آسانگیری، بلکه پیشبینیپذیر نبودن مقررات و نحوه اجرای آنها دانست.
او گفت: مساله این نیست که پلتفرمها نمیدانند چه کسی رگولاتور آنهاست یا قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ بلکه مسئله این است که کیفیت و مسیر اجرای مقررات برای کسبوکاری که در این حوزه سرمایهگذاری کرده، قابل پیشبینی نیست. به گفته اسکندرزاده، وقتی یک شرکت برای فعالیت در بازار طلا سرمایهگذاری میکند، باید بتواند بازگشت سرمایه چندساله خود را بر اساس یک مسیر مشخص پیشبینی کند.
اسکندرزاده با اشاره به تدوین مقررات گفت: فرآیندهای تنظیمگری این حوزه همچنان در حال تغییر است و حتی سازوکارهای نظارتی که طی ماههای گذشته درباره آنها صحبت شده، هنوز در حال بازنویسی هستند. به گفته او، چنین شرایطی باعث میشود کسبوکارهایی که سرمایهگذاری جدی کردهاند، نسبت به انجام سرمایهگذاریهای بزرگتر مردد شوند.
اسکندرزاده تأکید کرد: این شرکت با سختگیریهای نظارتی مشکلی ندارد و حتی اگر کیفیت نظارت و الزامات آن بالا باشد، میتواند با آن کنار بیاید؛ مسئله اصلی، مشخصنبودن مسیر و تغییر مداوم قواعد است.
او همچنین گفت: پلتفرمهای طلا باید بهعنوان شرکتهای فینتکی دیده شوند، نه یک مغازه طلافروشی. به گفته اسکندرزاده، قواعدی که برای یک طلافروشی سنتی به دلیل محدودیتها و ویژگیهای آن کسبوکار تعیین شده، نمیتواند بدون تغییر و بهصورت یکبهیک برای یک کسبوکار دیجیتال اعمال شود و باید متناسب با مدل فعالیت پلتفرمها بازتعریف شود.
اسکندرزاده یکی دیگر از چالشهای جدی تنظیمگری را حضور کمرنگ پلتفرمها در فرایند تدوین مقررات دانست. او گفت: در بسیاری از جلساتی که برای تنظیم مقررات این صنعت برگزار میشود، پلتفرمها معمولاً آخرین ذینفعانی هستند که وارد بحث میشوند و در نهایت تنها بخشی از نظرات خود را مطرح میکنند؛ در حالی که پلتفرمها بهتر از هر گروه دیگری میدانند مدل کسبوکارشان چگونه است و توسعه آنها چگونه انجام میشود.
او تأکید کرد: تشخیص درست ذینفعان باید یکی از بخشهای اصلی تنظیمگری باشد و نمیتوان صرفاً بر اساس شناختی که از بازار سنتی وجود دارد، برای یک بازار دیجیتال قانون نوشت.
اسکندرزاده در عین حال گفت: پلتفرمهای بزرگتر دغدغه سلامت بازار را دارند و حتی تلاش کردهاند به بازیگران دیگر در حل مشکلاتشان کمک کنند؛ زیرا آسیب یک بازیگر کوچک میتواند در نهایت به کل بازار طلای آنلاین ضربه بزند و اعتماد کاربران به همه پلتفرمها را تحت تأثیر قرار دهد.
در بخش دیگری از پنل، دهقاننیا، مشاور معاون ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، از زاویه دیگری به مسئله نگاه کرد و گفت: سکوهای آنلاین طلا در زمان آغاز فعالیت خود متولی مشخصی نداشتند، اما اکنون بر اساس مصوبه هیات وزیران و قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، چارچوب نظارت بر آنها مشخص شده است.
او گفت: فعالیت این سکوها در ابتدا در شرایطی شکل گرفت که مشخص نبود چه نهادی باید پاسخگوی معاملات آنها باشد. در حالی که در بازار سنتی، واحد صنفی تحت نظارت اتحادیه، اتاق اصناف و دستگاههای مربوط قرار دارد، ورود تجارت طلا به فضای آنلاین این سؤال را ایجاد کرده بود که مسئولیت نظارت بر معاملهای که ممکن است در کمتر از ۶۰ ثانیه انجام شود، بر عهده چه نهادی است.
دهقاننیا تاکید کرد: ابتدا باید امکان فعالیت قانونی و ابزارهای لازم برای توسعه یک کسبوکار فراهم شود و بعد، اگر سکو از چارچوب تعیینشده تخلف کرد، امکان برخورد با آن وجود داشته باشد.
او با اشاره به ورود ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز به این حوزه گفت: این ستاد بر اساس مصوبه هیات وزیران و در چارچوب قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، مسئولیت نظارت بر سکوهای خریدوفروش آنلاین طلا را دنبال میکند.
دهقاننیا همچنین از راهاندازی «سامانه ناظر» خبر داد و گفت: این سامانه برای نظارت سیستمی بر معاملات طلا و نقره ایجاد شده و تعدادی از سکوها نیز بهصورت پایلوت به آن متصل شدهاند. به گفته او، مهلت اتصال سکوها به این سامانه شهریورماه است.
او راهاندازی سامانه ناظر را اقدامی برای افزایش اعتماد کاربران دانست و گفت: در خرید سنتی، مشتری معمولاً طلا را همان لحظه دریافت میکند، اما در فضای آنلاین شرایط متفاوت است و به همین دلیل نظارت سیستمی و اطمینان از پشتوانه معاملات اهمیت بیشتری پیدا میکند.
دهقاننیا همچنین درباره خزانههای نگهداری طلای سکوها اعلام کرد: تعداد خزانههای مورد تأیید از یک خزانه به سه خزانه افزایش یافته است. به گفته او، خزانه بانک ملت و بانک سامان در کنار بانک کارگشایی قرار گرفتهاند و بانک صادرات نیز بهزودی به این مجموعه اضافه خواهد شد. بانک رفاه و یک بانک دیگر نیز در حال ورود به این فرایند هستند.
او تأکید کرد: اگر یک بانک یا شرکت زیرمجموعه آن وارد خریدوفروش آنلاین طلا شود، نمیتواند خزانه متعلق به خودش را برای نگهداری طلای معاملات خود معرفی کند و باید طلا را در خزانه دیگری نگهداری کند.پنلدر پنل حکمرانی طلای آنلاین نشان داد اختلاف میان بازار سنتی و پلتفرمها فقط بر سر اصل فعالیت آنلاین نیست؛ دو طرف بر سر قیمتگذاری، مدل نظارت، نحوه اجرای مقررات، ساعت فعالیت و حتی تعریف پلتفرم در زنجیره صنعت طلا اختلاف نظر دارند. از یک سو، فعالان سنتی خواهان آن هستند که توسعه پلتفرمها به تولید و ساختار رسمی بازار طلا آسیب نزند و از سوی دیگر، پلتفرمها میگویند نمیتوان قواعد بازار سنتی را بدون بازتعریف برای یک کسبوکار فینتکی اعمال کرد.
این پنل درنهایت بدون نتیجهگیری و با اختلاف عقیده حاضران در پنل به پایان رسید.
درآمد سالانه آنتروپیک به ۶۵ میلیارد دلار رسید

به گزارش خبرگزاری ایمنا، درآمد سالانهسازیشده آنتروپیک در پایان ژوئیه از ۶۵ میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که در ماه مه ۴۷ میلیارد دلار و در پایان سال ۲۰۲۵ تنها ۹ میلیارد دلار بود. سرمایهگذاران انتظار دارند رشد آنتروپیک در ادامه سال نیز حفظ شود و درآمد سالانهسازیشده این شرکت در پایان ۲۰۲۶ به ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار برسد.
در سوی دیگر، درآمد سالانهسازیشده رقیب اصلی این شرکت، OpenAI، نیز به ۴۰ میلیارد دلار رسیده است، با این حال سرعت رشد آنتروپیک توجه بیشتری را در میان سرمایهگذاران جلب کرده است.
هر دو شرکت مدارک محرمانه مربوط به عرضه اولیه سهام خود را ثبت کردهاند و انتظار میرود آنتروپیک زودتر از OpenAI وارد بازار سهام شود؛ ارزشگذاری احتمالی آنتروپیک در زمان عرضه عمومی میتواند به ۲ تریلیون دلار یا بیشتر برسد؛ رقمی که در صورت تحقق، این عرضه را به بزرگترین عرضه اولیه تاریخ تبدیل خواهد کرد.
کد مطلب 996787

حملونقل عمومی رایگان شد، اما دادهها از دست رفت - پیوست

پرش شگفتانگیز یونیتری

۵۸۰ پرونده کلاهبرداری؛ صدور مجوز برای پلتفرم طلا دوباره متوقف شد - پیوست

هوش مصنوعی کلود حالا به جای شما ایمیل میزند

هزینه پنهان ابهام در اقتصاد دیجیتال

پارچههای هوشمند؛ راهکاری برای بهبود کیفیت زندگی افراد دارای عضو مصنوعی

هشدار کارشناسان درباره واگذاری اختیار به هوش مصنوعی؛ ماشین تصمیم میگیرد اما پاسخگو نیست - پیوست

