
اصل این بحث درست است؛ اقتصاد سیاسی پس از تحقیقات «آلبرتو آلِسینا» مورد توجه بیشتری قرار گرفت. آلِسینا مجموعه مقالاتی منتشر کرد که بعدها تحت عنوان «چرخههای سیاسی تجاری» (Political Business Cycles) شناخته شد. بر اساس این دیدگاه، سیاستمدار اقداماتی انجام میدهد که در کوتاهمدت به نفع او باشد. این موضوع بهویژه در دورههای انتخاباتی بسیار شناختهشده است؛ به این معنا که در سالهای منتهی به انتخابات، معمولا سیاستهای انبساطی محبوبیت بیشتری پیدا میکنند، زیرا مردم از نتایج کوتاهمدت آن بهرهمند میشوند و این امر میتواند احتمال رأیآوردن سیاستمدار را افزایش دهد اما پس از پیروزی در انتخابات، زمانی که دوره انتخاباتی پشت سر گذاشته شد، ممکن است سیاستمدار برای کنترل پیامدهای این اقدامات، به سمت سیاستهای انقباضی حرکت کند. بنابراین، این مساله موضوع جدیدی در سیاستگذاری نیست و در بسیاری از کشورها کموبیش امکان سوءاستفاده سیاستمداران از چنین سازوکاری وجود دارد.
با این حال، در انتخاب مصداقها باید دقت بیشتری داشت. به نظر من، نه یارانه نقدی، نه کالابرگ و نه همه سیاستهای حمایتی را نمیتوان لزوما پوپولیستی دانست. اعتقاد نگارنده بر آن است که هر سیاستی که باعث شود یارانههای غیرقیمتی و یارانههای قیمتی به یارانههای درآمدی تبدیل شوند، در راستای بهبود وضعیت کشور است؛ به این معنا که به جای اختصاص یارانه به بنزین، ارز یا هزاران کالای دیگر، بهتر است این حمایتها به شکل مستقیم به افراد پرداخت شود. در این صورت، حق انتخاب افراد بهتر رعایت میشود، عدالت بیشتری برقرار خواهد شد و مسائل مرتبط با تخصیص منابع نیز بهبود پیدا میکند. مصادیق سیاستهای پوپولیستی
سیاستهای پوپولیستی، سیاستهایی هستند که در آنها سیاستگذار تصور میکند اصلاح برخی مسائل، در کوتاهمدت …












