قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

استراتژی‌های بی‌حاصل خودرو

رئیس‌جمهور در حالی از واگذاری باقی‌مانده سهام دولتی در خودروسازی سخن گفته است که همزمان، دولت تدوین سندی تازه برای سیاستگذاری صنعت خودرو را در دستور کار دارد؛ این‌بار با محوریت دانشگاه.
 استراتژی‌های بی‌حاصل خودرو

 در شرایطی‌که  رئیس‌جمهور اخیرا از واگذاری باقی‌مانده سهام دولتی در خودروسازی سخن گفته است که،  صنعت خودرو بار دیگر در آستانه تدوین یک سند تازه قرار گرفته؛ این‌بار با عنوان «سند ملی توسعه صنعت خودرو» و با محوریت دانشگاه. این هم‌زمانی، این پرسش را مطرح می‌کند که سند جدید قرار است چه خلأیی  را در سیاستگذاری صنعت خودرو پر کند و چه تفاوتی با انبوه استراتژی‌ها و برنامه‌های پیشین خواهد داشت.

در روزهای اخیر، جلسه‌ای با حضور معاون اول رئیس‌جمهور و جمعی از استادان و اعضای هیات‌علمی دانشگاه‌ها درباره وضعیت صنعت خودرو برگزار شده و بر اساس روایت منتشرشده از این نشست، قرار است پنج کارگروه تخصصی در حوزه‌های استراتژی، تولید، تجارت و بازار، حکمرانی و نظارت تشکیل شوند تا نقشه جدیدی برای این صنعت ترسیم کنند. در این بین در خبری که روز گذشته برخی از رسانه‌ها از این جلسه منتشر کردند قرار است تهیه «سند خودروی ملی» در دستور کار قرار بگیرد. این در شرایطی است که عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر معاون اول رئیس‌جمهور در یادداشتی، با اشاره به جزئیات جلسه شورای اقتصاد به ریاست محمدرضا عارف که اخیرا برگزار شد، از تدوین «سند ملی توسعه صنعت خودرو» با حضور استادان و اعضای هیات علمی خبر داده است. 

در هر صورت در نگاه نخست، ورود دانشگاه به فرآیند سیاستگذاری صنعت خودرو می‌تواند اتفاقی مثبت تلقی شود؛ هر چند که با خصوصی شدن خودروسازی‌ها در تضاد است و این ورود طی سال‌های گذشته حاصلی نیز نداشته است. صنعت خودرو طی چند دهه گذشته بیش از آنکه از یک سیاست صنعتی باثبات و قابل پیش‌بینی برخوردار باشد، تحت‌تاثیر تصمیم‌های روزمره، مداخلات دولتی، تغییر دولت‌ها و سیاست‌های مقطعی قرار داشته است. با‌این‌حال، مساله اساسی اینجاست که مشکل خودروسازی ایران، کمبود «سند» و «استراتژی» نیست. اتفاقا اگر قرار باشد صنعت خودروی ایران را از منظر تعداد اسناد بالادستی، برنامه‌های توسعه‌ای و نقشه‌های راه بررسی کنیم، این صنعت احتمالا یکی از سنددارترین صنایع کشور است.

بنابراین پرسش اصلی درباره سند جدید، نه چرایی تدوین آن، بلکه سرنوشت اسناد قبلی است. صنعت خودروی ایران طی دو دهه گذشته بارها صاحب استراتژی، برنامه تحول، نقشه راه فناوری و اهداف کمی شده، اما خروجی این اسناد در عمل نتوانسته فاصله میان خودروسازی ایران و رقبای منطقه‌ای و جهانی را کاهش دهد. حتی در سال‌های اخیر، قانون و اسناد بالادستی جدید نیز بار دیگر تکالیفی برای رقابت‌پذیری، توسعه فناوری، برقی‌سازی، سرمایه‌گذاری مشترک و اصلاح ساختار صنعت تعیین کرده‌اند. 

قانون ساماندهی صنعت خودرو در سال ۱۴۰۱ نیز وزارت صمت را مکلف به تدوین سند راهبردی فناوری‌های نوین در صنعت خودرو کرد و سند تحول صنعت خودرو که ظاهرا کامل‌ترین سند خودرو  در این زمینه است، در دولت سیزدهم به همت منوچهر منطقی نوشته شد. از سوی دیگر، در چارچوب برنامه هفتم پیشرفت نیز دولت مکلف به تدوین «سند راهبرد ملی پیشرفت صنعتی و ارتقای زنجیره‌های ارزش کشور» شد؛ سندی که خودروسازی، با اولویت خودروهای برقی و هیبریدی، را در میان صنایع اولویت‌دار قرار داده و قرار است مبنای تصمیم‌گیری‌ها، مصوبات و حمایت‌های دولتی در دوره اجرای برنامه باشد. این سند نیز در شهریور ۱۴۰۴ به تصویب هیات وزیران رسید و در بخش خودرو، اصلاح ساختار مالی خودروسازان، واگذاری تصدی‌گری به بخش خصوصی، افزایش رقابت‌پذیری، توسعه برند داخلی، ارتقای کیفیت و سرمایه‌گذاری مشترک و انتقال فناوری را مورد توجه قرار داده است.

با این وصف، اعلام تدوین «سند ملی توسعه صنعت خودرو» یا سند خودروی ملی، بیش از آنکه یک خبر درباره آغاز برنامه‌ای تازه باشد، باید فرصتی برای بازخوانی یک پرسش قدیمی تلقی شود: چرا اسناد متعددی که قرار بود صنعت خودرو را به سمت رقابت، بهره‌وری، فناوری و صادرات هدایت کنند، در عمل نتوانستند چنین مسیری را ایجاد کنند؟ مساله خودرو، سند نیست

استراتژی توسعه صنعت خودرو در دهه ۸۰ تدوین شد و طی سال‌های بعد نیز مورد بازنگری قرار گرفت. پس از آن، دولت‌ها و وزارتخانه‌های مختلف هر یک متناسب با شرایط زمان خود برنامه‌هایی برای این صنعت ارائه کردند. در دولت سیزدهم نیز برنامه تحول صنعت خودرو در دستور کار قرار گرفت و مجموعه‌ای از اهداف برای تولید، کیفیت، واردات، صادرات، توسعه محصول و فناوری مطرح شد. هم‌زمان خودروسازان نیز هر سال برنامه تولید، توسعه محصول و سرمایه‌گذاری خود را ارائه می‌کنند.

به این ترتیب، اگر هدف از سند جدید، مشخص کردن مقصد صنعت خودرو باشد، بخش قابل‌توجهی از این مقصد در اسناد قبلی ترسیم شده است.  در اغلب آنها نیز کلیدواژه‌ها تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند: افزایش تولید، ارتقای کیفیت، توسعه فناوری، کاهش مصرف سوخت، افزایش صادرات، رقابت‌پذیری، اصلاح ساختار مالی، خصوصی‌سازی، توسعه پلتفرم، افزایش عمق ساخت داخل و حرکت به سمت خودروهای برقی. مشکل از جایی آغاز شده که میان این اهداف و سیاست‌های اجرایی فاصله افتاده است. به بیان دیگر، صنعت خودروی ایران در بسیاری از مقاطع نه به دلیل ندانستن «چه باید کرد»، بلکه به دلیل ناتوانی سیاستگذار در اجرای «آنچه باید کرد» دچار مشکل شده است.

نمونه روشن آن، خصوصی‌سازی است. طی سال‌های گذشته، واگذاری خودروسازان یکی از بندهای ثابت سیاست‌های اصلاح صنعت خودرو بوده است؛ اما هم‌زمان دولت از مسیرهای مختلف در قیمت‌گذاری، تعیین مدیران، تخصیص ارز، واردات، تعرفه، استاندارد، فروش و حتی ترکیب تولید مداخله کرده است. نتیجه نیز شکل‌گیری ساختاری بوده که نه کاملا دولتی است و نه خصوصی؛ ساختاری که در آن مالکیت، مدیریت و سیاستگذاری از یکدیگر تفکیک نشده‌اند.  اکنون نیز در شرایطی از «سند ملی توسعه صنعت خودرو» سخن گفته می‌شود که مسعود پزشکیان در هفته‌های اخیر بر ادامه مسیر واگذاری سهام خودروسازان تاکید کرده و از واگذاری سهام سایپا نیز سخن گفته است. این همزمانی، اهمیت پرسش درباره نسبت سند جدید با ساختار مالکیت آینده صنعت خودرو را دوچندان می‌کند. اگر قرار است دولت از تصدی‌گری فاصله بگیرد، سند جدید باید بیش از هر چیز حدود نقش دولت را مشخص کند؛ اینکه دولت قرار است خودروساز باشد، سهامدار باشد، تنظیم‌گر باشد یا صرفا سیاستگذار.

اتفاقا در سند ملی پیشرفت صنعتی که در سال گذشته تصویب شده نیز «واگذاری تصدی‌گری صنعت خودرو به بخش خصوصی از طریق اجرای کامل اصل ۴۴» و اصلاح ساختار مالی خودروسازان به‌صراحت مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین اگر سند جدید قرار است دوباره همین اصول را تکرار کند، سوال این است که چه تفاوتی میان سند جدید و احکام و اسناد موجود وجود خواهد داشت؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که تجربه صنعت خودرو نشان داده است تغییر نام سند یا افزودن واژه‌هایی مانند «تحول»، «ملی» و «توسعه» به یک برنامه، به خودی خود سیاست صنعتی ایجاد نمی‌کند. خودروسازی ایران امروز با مسائل درهم‌تنیده و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند . ساختار مالکیت پیچیده، زیان انباشته، قیمت‌گذاری دستوری، ضعف رقابت، بهره‌وری پایین، محدودیت سرمایه‌گذاری، فاصله تکنولوژیک، وابستگی به واردات قطعات و مواد اولیه، ضعف صادرات، تعدد بازیگران سیاستگذار و البته تحریم. هیچ‌یک از این مسائل نیز برای سیاستگذار ناشناخته نیست. برای همه آنها در اسناد قبلی راهکارهایی نوشته شده است.

آنچه کمتر دیده شده، سازوکار الزام‌آور برای اجرای راهکارهاست. اگر سندی می‌گوید قیمت‌گذاری باید اصلاح شود، باید مشخص کند چه نهادی، در چه بازه زمانی و با چه شاخص‌هایی این اصلاح را انجام می‌دهد. اگر سند بر خصوصی‌سازی تاکید دارد، باید مشخص کند دولت پس از واگذاری چه نقشی خواهد داشت و چگونه از بازتولید بنگاه‌های شبه‌دولتی جلوگیری می‌شود. اگر صادرات هدف است، باید مشخص شود محصول ایرانی با چه مزیت قیمتی و کیفی قرار است در کدام بازار منطقه‌ای رقابت کند. اگر توسعه فناوری هدف است، باید منابع تحقیق و توسعه، مالکیت فکری، ارتباط دانشگاه و صنعت و نحوه تامین مالی آن مشخص شود؛ در غیر این صورت، سند جدید نیز می‌تواند به سرنوشت سندهای قبلی دچار شود؛ یعنی مجموعه‌ای از اهداف درست که در زمان اجرا تحت‌تاثیر ملاحظات روزمره قرار می‌گیرند.

از همین زاویه، حضور دانشگاه در سیاستگذاری می‌تواند اتفاقا زمانی ارزشمند باشد که نقش آن صرفا به تولید یک سند دیگر محدود نشود. دانشگاه می‌تواند مهم‌ترین پرسش را پیش روی سیاستگذار قرار دهد: چرا سیاست‌های گذشته اجرا نشده‌اند؟ این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

افت دوباره شاخص‌ها در بازار بورس آمریکا - تسنیم

اقتصادی

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از شبکه سی‌ان‌بی‌سی، شاخص‌های بازار سهام آمریکا روز پنجشنبه در حالی دوباره سقوط کرد که نرخ بازده اوراق قرضه این کشور با وجود اقدام کم‌سابقه وزارت خزانه‌داری برای بازخرید بدهی، همچنان افزایش یافت.

این روند نگرانی‌ها درباره تاثیر هزینه بالاتر استقراض بر روند صعودی بازار سهام را تشدید کرد.

شاخص داوجونز با افت 703٫84 واحدی، معادل 1٫32 درصد، در سطح 52759٫21 واحد بسته شد. شاخص اس‌اندپی 500 نیز 0٫87 درصد کاهش یافت و به 7641٫16 واحد رسید و شاخص نزدک با افت 1 درصدی در سطح 26067٫17 واحد قرار گرفت. افت شاخص‌های بورس آمریکا برای سومین روز متوالی

افزایش بازده اوراق در حالی رخ داد که وزارت خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرده بود بازخرید اوراق بدهی 10، 20 و 30ساله را در ماه‌های آینده دست‌کم 2 برابر خواهد کرد. با این حال، بازده اوراق 10ساله روز پنجشنبه دوباره از سطح پیش از اعلام این برنامه بالاتر رفت.

بازده اوراق 10ساله آمریکا بیش از 5 واحد پایه افزایش یافت و به 4٫704 درصد رسید. بازده اوراق 30ساله نیز با بیش از 5 واحد افزایش به 5٫248 درصد رسید. بازده اوراق 30ساله پیش‌تر در همین هفته به بالاترین سطح خود در نزدیک به 20 سال اخیر رسیده بود.

آدام فیلیپس، مدیر سرمایه‌گذاری شرکت «ای‌پی ولث ادوایزرز»، درباره توانایی برنامه بازخرید اوراق برای آرام‌کردن بازار ابراز تردید کرد. وی گفت این برنامه درمان مشکل بازار اوراق نیست و عوامل ساختاری موجود فراتر از کنترل وزارت خزانه‌داری و دولت آمریکا هستند؛ ضمن اینکه اثر مداخلات قبلی نیز معمولا کوتاه‌مدت بوده است.

افزایش قیمت نفت نیز فشار دیگری بر بازار سهام وارد کرد.

تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا باعث شد قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدیت برای تحویل اکتبر نزدیک 3 درصد افزایش یابد و به 86٫83 دلار در هر بشکه برسد.

نفت برنت نیز بیش از 2 درصد گران شد و به 93٫78 دلار رسید. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز از اعمال سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ علیه ایران خبر داده است.

سقوط 9 درصدی سهام والمارت نیز به افت بازار دامن زد. پس از آنکه رشد فروش شعب فعال این شرکت در آمریکا کمتر از انتظار تحلیلگران بود و پیش‌بینی سود تعدیل‌شده برای سه‌ماهه سوم و کل سال نیز انتظارات بازار را برآورده نکرد، بدترین عملکرد روزانه خود در بیش از 4 سال اخیر را ثبت کرد.

وال‌استریت در حالی این روز را با افت پشت سر گذاشت که تنها یک روز قبل، اس‌اندپی 500 پس از 3 جلسه کاهش متوالی، دوباره صعود کرده بود.

انتهای پیام/

   


۶ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

دولت باید حکمرانی خودرو را یکپارچه کند

مسئله بنزین را نمی‌توان فقط در قیمت آن خلاصه کرد و حتی کارت سوخت نیز به‌تنهایی مسئله اصلی نیست و طبعاً مسئله عمیق‌تر، شیوه‌ای است که دولت برای مدیریت یک واقعیت واحد، یعنی یک خودرو، در طول سال‌ها ایجاد کرده است و مجموعه‌ای از کارت‌ها، شناسه‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی و فرایند‌های جداگانه که هر کدام بخشی از همان واقعیت را مدیریت می‌کنند. 

یک خودرو همزمان کارت خودرو، کارت سوخت و اطلاعات بیمه‌ای دارد و باید معاینه فنی داشته باشد، در سامانه‌های مربوط به تخلفات، عوارض، مالیات، تردد و خدمات شهری ثبت شود و در هر کدام نیز بخشی از اطلاعات آن نگهداری می‌شود و هر یک از این زیرساخت‌ها ممکن است در زمان شکل‌گیری خود توجیه مشخصی داشته باشد، اما مسئله امروز این است که آیا هنوز لازم است برای هر خدمت، هویت و فرایندی جداگانه وجود داشته باشد؟ 

اگر خودرو یک موجودیت واحد است، حکمرانی آن نیز باید تا حد امکان بر یک هویت واحد استوار باشد و این موضوع صرفاً یک بحث فنی یا اداری نیست، چراکه تعدد سامانه‌ها و هویت‌ها برای دولت هزینه ایجاد می‌کند و برای مردم مراجعه و اصطکاک می‌سازد و در سطح کلان، احتمال خطا و ناهماهنگی داده‌ها را افزایش می‌دهد. 

از طرفی هزینه هر سامانه‌ای که ایجاد می‌شود هم فقط هزینه طراحی نرم‌افزار نیست و صدور و تعویض کارت، تجهیزات کارتخوان، شبکه ارتباطی، مراکز داده، نگهداری نرم‌افزار، پشتیبانی، امنیت سایبری، نیروی انسانی و قرارداد‌های پیمانکاری، بخشی از هزینه آشکار این ساختار است و در کنار آن، هزینه‌ای کمتر دیده شده نیز وجود دارد، به طوری که چند دستگاه مختلف برای یک خودرو، اطلاعات مشابهی را دریافت و نگهداری می‌کنند و هرچند مالک یک‌بار اطلاعات خود را در یک فرایند ثبت می‌کند، اما ممکن است همان اطلاعات در فرایند دیگری دوباره دریافت شود و در سامانه‌ای دیگر نسخه‌ای جداگانه از آن شکل بگیرد. 

این تکثیر داده، فراتر از اتلاف منابع است و هر نسخه اضافی از اطلاعات، نیازمند نگهداری، به‌روزرسانی و حفاظت است و اگر اطلاعات یک خودرو در چند پایگاه با وضعیت‌های متفاوت ثبت شده باشد، اختلاف میان آنها می‌تواند به خطا در خدمت‌رسانی منجر شود و از طرف دیگر، هر پایگاه اطلاعاتی و هر مسیر تبادل داده، یک نقطه جدید برای مدیریت و حفاظت ایجاد می‌کند. بنابراین حکمرانی داده وقتی کارآمد است که اطلاعات یک‌بار و در مرجع معتبر تولید شود و سایر دستگاه‌ها، در چارچوب قانون، اطلاعات مورد نیاز خود را از همان مرجع دریافت کنند. 

از این منظر، بحث کارت سوخت نیز باید در جای درست خود قرار گیرد و در دوره‌ای که طراحی و اجرا شد، ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف و کنترل بخشی از قاچاق سوخت بود و نمی‌توان نقش آن را در سیاست‌گذاری سوخت نادیده گرفت، اما یک ابزار مدیریتی نباید به هسته دائمی معماری حکمرانی تبدیل شود، چراکه فناوری و نیاز‌های سیاست‌گذاری تغییر کرده‌اند و اکنون می‌توان از زیرساخت‌های موجود برای احراز هویت، پلاک، پرداخت، دوربین، بیمه و خدمات دیجیتال استفاده کرد. 

بنابراین سؤال درست این نیست که «کارت سوخت را حذف کنیم یا نه»، بلکه سؤال این است که آیا کارت باید همچنان هویت اصلی خودرو در نظام توزیع سوخت باشد؟ پاسخ می‌تواند منفی باشد، چراکه کارت می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پشتیبان باقی بماند، اما هویت اصلی خودرو باید به یک شناسه دیجیتال معتبر و یکتا منتقل شود. ایده اصلی می‌تواند ایجاد «هویت هوشمند ملی خودرو» باشد، یعنی شناسه‌ای واحد که اطلاعات پایه و معتبر خودرو به آن متصل شود و دستگاه‌های مختلف، خدمات خود را بر مبنای آن ارائه کنند. در چنین ساختاری، مالکیت، بیمه، معاینه فنی، سوخت، عوارض آزادراهی و شهری، مالیات، تخلفات، استاندارد، آلایندگی، اسقاط، پارکینگ و تردد، به جای آنکه هر کدام هویت و فرایند جداگانه‌ای برای خودرو بسازند، از یک شناسه مشترک استفاده می‌کنند. 

البته یکپارچگی به معنای جمع کردن همه اطلاعات در یک پایگاه مرکزی نیست و اتفاقاً چنین رویکردی می‌تواند خود منشأ خطر‌های تازه باشد، بلکه اطلاعات بیمه باید نزد مرجع بیمه‌ای بماند، اطلاعات مالکیت در مرجع قانونی مربوط نگهداری شود و اطلاعات سوخت نیز در اختیار متولی این حوزه باشد. آنچه باید مشترک شود، هویت و استاندارد تبادل اطلاعات است، نه لزوماً محل نگهداری همه داده‌ها. 

حوزه سوخت می‌تواند نقطه شروع چنین تحولی باشد، زیرا در این بخش چند مسئله همزمان به یکدیگر متصلند و شامل یارانه، مصرف، قاچاق، حمل‌ونقل، پرداخت، خودرو و ناترازی انرژی می‌شود و در برنامه هفتم توسعه نیز حرکت به سمت استفاده بیشتر از داده و تخصیص سوخت بر مبنای عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مسئله فقط نبود قانون یا فناوری نیست؛ بخش مهمی از زیرساخت‌های حقوقی و اجرایی وجود دارد و آنچه کم‌رنگ‌تر است، یک معماری منسجم برای اتصال این اجزاست. 

این تغییر می‌تواند سیاست سوخت را یک گام فراتر نیز ببرد و در وضعیت فعلی، سهمیه عمدتاً به خودرو گره خورده است، اما در بلندمدت می‌توان به سمت مفهوم «حق یا اعتبار انرژی» حرکت کرد، یعنی حمایت انرژی به‌جای آنکه صرفاً در قالب مقدار مشخصی سوخت برای یک خودرو تعریف شود، براساس فرد، خانوار یا فعالیت اقتصادی هدف‌گذاری شود و چنین تغییری می‌تواند امکان سیاست‌گذاری دقیق‌تر درباره یارانه انرژی را فراهم کند و وابستگی حمایت انرژی به داشتن خودرو را کاهش دهد. 

البته در این میان، یک موضوع مهم معمولاً در محاسبات سیاست‌گذاری، یعنی هزینه حکمرانی نادیده گرفته می‌شود و وقتی درباره قیمت بنزین صحبت می‌کنیم، معمولاً هزینه تولید، پالایش، انتقال و توزیع را بررسی می‌کنیم، اما هزینه ایجاد و اداره شبکه‌ای که باید این بنزین را سهمیه‌بندی، ثبت، پرداخت، کنترل و نظارت کند نیز بخشی از اقتصاد واقعی آن است. کارت، دستگاه کارتخوان، شبکه، سامانه، مرکز داده، نیروی انسانی، امنیت، نظارت و مقابله با قاچاق همگی هزینه دارند. 

به همین دلیل، دولت باید علاوه بر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، شاخص دیگری با عنوان «هزینه حکمرانی هر لیتر بنزین» داشته باشد. همین منطق را می‌توان به خودرو تعمیم داد و «هزینه حکمرانی هر خودرو در سال» را محاسبه کرد. اگر مشخص شود اداره و ارائه خدمات مرتبط با هر خودرو چه مقدار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای دولت ایجاد می‌کند، آن‌گاه می‌توان درباره ضرورت هر کارت، سامانه و فرایند قضاوت دقیق‌تری داشت. دولت ابتدا باید فهرست کاملی از کارت‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های داده و فرایند‌های مرتبط با خودرو و سوخت تهیه و هزینه واقعی هر کدام را مشخص کند و پس از آن، شناسه واحد خودرو باید به‌عنوان یک استاندارد ملی تعریف شود و دستگاه‌های مرتبط موظف شوند از آن استفاده کنند. مرحله نهایی نیز باید حذف تدریجی کارت‌ها، مدارک، فرایند‌ها و سامانه‌هایی باشد که پس از ایجاد معماری جدید، کارکرد مستقل و ضروری ندارند. 

نکته مهم این است که این پروژه نباید به ایجاد یک ستاد بزرگ دیگر منجر شود و قرار نیست برای حل مشکل سامانه‌های متعدد، یک سازمان و چند کارگروه جدید ساخته شود. اگر برنامه هفتم قرار است برنامه بهره‌وری و اصلاح ساختار باشد، نباید به برنامه‌ای برای تولید سامانه‌های بیشتر تبدیل شود و قاعدتاً ناترازی انرژی با اضافه کردن لایه‌های جدید اداری حل نمی‌شود و دولت باید بتواند با سامانه‌های کمتر، داده معتبرتر، فرایند کوتاه‌تر و هزینه پایین‌تر همان خدمات یا خدمات بهتری ارائه کند. 

به هر روی کارت سوخت زمانی یک راه‌حل بود و ممکن است همچنان به‌عنوان ابزار پشتیبان مفید باشد، اما نباید اجازه داد یک ابزار، جای معماری حکمرانی را بگیرد و اصلاح واقعی از جایی آغاز می‌شود که دولت به جای پرسیدن اینکه برای این خدمت چه کارت یا سامانه‌ای بسازیم؟ بپرسد چه هویتی از قبل وجود دارد و چگونه می‌توانیم بدون ساختن یک لایه جدید، خدمت خود را روی همان زیرساخت ارائه کنیم؟

| کارشناس اقتصادی


۱۴ دقیقه قبل / سایت پدال

تحول دیجیتال در شاسی‌بلندهای ریویان؛ تغییر بزرگ تجربه کاربری در پاییز - پدال

ریویان سیستم‌عامل جدید Rivian OS 2 را با به‌روزرسانی نرم‌افزاری در ماه اکتبر برای تمام خودروهای سری R1 عرضه می‌کند.




 تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد
۱۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد

اقتصادنیوز: معاون وزیر راه اعلام کرد: در سطح کلان اقتصادی لزوماً با کمبود مطلق واحد مسکونی مواجه نیستیم؛ چراکه حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد.

 چین به دنبال بشکه‌های نفتی جایگزین
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چین به دنبال بشکه‌های نفتی جایگزین

پالایشگاه‌های مستقل چین در پی‌کاهش دسترسی به محموله‌های نفت ایران و ریسک تحریم و حمل‌ونقل، به نفت عراق و برزیل روی آورده‌اند. این تغییر رویکرد لزوما به معنای کنارگذاشتن نفت ایران نیست و می‌توان آن را تلاشی برای تنوع‌بخشی به منابع تامین خوراک ارزیابی کرد.

 کارمزد خدمات بانکی در سال ۱۴۰۵/ حداقل هزینه کارت به کارت چقدر شد؟
۱۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

کارمزد خدمات بانکی در سال ۱۴۰۵/ حداقل هزینه کارت به کارت چقدر شد؟

اقتصادنیوز: براساس نرخ‌های اعلام‌شده درباره کارمزد خدمات بانکی در سال ۱۴۰۵ سقف کارمزد پایا انفرادی 12 هزار تومان هزینه دارد.

 دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن

سرمایه‌گذاری در معدن لزوما به همان میزان به تولید منجر نمی‌شود و فاصله میان وزن سرمایه و تولید، در فعالیت‌های مختلف معدنی متفاوت است. مس و سنگ‌آهن در گروه فعالیت‌هایی قرار دارند که سهم تولیدشان از سهم سرمایه‌گذاری بیشتر است. در مقابل، طلا و شن و ماسه سهمی بالاتر از تولید خود در سرمایه‌گذاری دارند. داده‌های مرکز آمار ایران از معادن در حال بهره‌برداری نشان می‌دهد سنگ‌آهن با سهم ۳۵درصدی از سرمایه‌گذاری، ۵۰درصد از ارزش تولید معدن را در اختیار دارد و مس نیز با جذب حدود ۱۲درصد از سرمایه‌گذاری، ۲۶درصد از تولید را ایجاد کرده است. در نقطه مقابل، سنگ طلا ۶درصد از سرمایه‌گذاری را به خود اختصاص داده، اما سهم آن از ارزش تولید تنها 1.5درصد بوده است؛ وضعیتی که در شن و ماسه نیز با 13.5درصد سهم سرمایه‌گذاری در برابر ۴درصد سهم تولید دیده می‌شود.

 نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام
۷ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام

آرمان امروز : در ششمین جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی، نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» به مدیرعامل شرکت پتروشیمی ایلام اعطا شد. به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی شرکت پتروشیمی ایلام؛ این نشان به پاس اقدامات پتروشیمی ایلام در سال ۱۴۰۴ در حوزه‌های محیط زیست، سلامت، آموزش، حمایت اجتماعی و توسعه زیرساخت‌های منطقه [ ]

 افزایش اجاره‌بها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس
۱۴ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

افزایش اجاره‌بها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس

دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران با بیان اینکه نرخ اجاره مسکن در تهران به بیش از ۴٠ تا ۵٠ درصد رسیده و بسیاری از مالکان سقف ٢۵ درصدی نرخ اجاره را رعایت نکردند، گفت: هر چند تعداد قراردادهای تمدید اجاره قابل توجه بود اما بسیاری هم به دلیل عدم توان پرداخت اجاره، به مناطق پایین‌تر یا حاشیه تهران مهاجرت کردند.