قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

بانک‌های مرکزی در محاصره تورم و رکود

شوک انرژی، بانک‌های مرکزی جهان را میان مهار تورم و جلوگیری از رکود گرفتار کرده است. افزایش قیمت نفت و اختلال در عرضه انرژی، همزمان با ضعف رشد اقتصادی، سیاستگذاران پولی را با دشوارترین دوراهی سال‌های اخیر روبه‌رو کرده است.
 بانک‌های مرکزی در محاصره تورم و رکود

نیلوفر ادیب‌نیا:  با ورود بحران خاورمیانه به ششمین ماه خود، بزرگ‌ترین بانک‌های مرکزی جهان در تنگنایی پیچیده و دوراهی دشواری گرفتار شده‌اند: از یک‌سو شعله‌های تورم بار دیگر زبانه می‌کشد و از سوی دیگر، چرخ‌های رشد اقتصادی رو به کندی نهاده است. جهش بهای نفت، اختلال در زنجیره تامین انرژی و نااطمینانی‌های ناشی از سایه جنگ، درست در شرایطی که خانوارها و بنگاه‌های اقتصادی زیر بار افت تقاضا و هزینه‌های سنگین استقراض دست‌وپنجه نرم می‌کنند، فشاری مضاعف بر قیمت تمام‌شده کالاها و خدمات مصرفی وارد آورده است.

براساس گزارشی از گاردین، فدرال‌رزرو آمریکا، بانک انگلستان و بانک مرکزی اروپا با احتیاطی دوچندان گام برمی‌دارند؛ چراکه تازیانه انتقادهای پس از جهش تورمی سال ۲۰۲۲ را هنوز از یاد نبرده‌اند. در آن برهه، در پی همه‌گیری کرونا و آغاز جنگ اوکراین، نرخ تورم در انگلستان و حوزه یورو از مرز ۱۰ درصد گذشت و در آمریکا نیز به بالای ۹ درصد رسید. در آن زمان، نهادهای پولی متهم شدند که در مهار اژدهای تورم تعلل ورزیده‌اند و فرصت داده‌اند تا ریشه‌های گرانی در بستر اقتصاد تنیده شود. اکنون سیاستگذاران با میدانی متفاوت اما به همان اندازه چالش‌برانگیز روبه‌رو هستند. تداوم اختلال در مسیر ترانزیت سوخت‌های فسیلی از تنگه هرمز، بهای نفت برنت را به مرز ۹۰ دلار در هر بشکه کشانده است؛ رخدادی که می‌تواند دومینوی افزایش هزینه‌ها را در بخش‌های حمل‌ونقل، انرژی و کالاهای مصرفی سراسر جهان فعال کند. با این حال، استفاده از اهرم افزایش نرخ بهره برای مهار تورم، ممکن است پیکر نحیف فعالیت‌های اقتصادی را بیش از پیش رنجور سازد. بلاتکلیفی در هدایت سکان فدرال‌رزرو

براساس این گزارش، در کانون این مناقشات، فدرال‌رزرو آمریکا جای گرفته است. هرچند نرخ تورم سالانه آمریکا اخیرا پس از ثبت ارقام ۴.۲ درصدی در ماه مه و ۳.۵ درصدی در ژوئن، به ۳.۴ درصد تعدیل شده که بخشی از آن مرهون افت بهای بنزین در پی تفاهم با ایران بوده است، اما بازگشت موج گرانی نفت می‌تواند در نیمه دوم سال، ورق را بار دیگر به سود تورم برگرداند. سیاستگذاران فدرال‌رزرو اکنون با این دغدغه دست‌به‌گریبان‌اند که مبادا نرخ تورم مجددا به مرز ۴ درصد یعنی دو برابر نرخ هدف‌گذاری‌شده صعود کند.

همزمان، کوین وارش، سکاندار جدید فدرال‌رزرو، جراحی و بازنگری بنیادینی را در دکترین سیاستی و مدل‌های پیش‌بینی این نهاد کلید زده است. وارش در کارآمدی ابزارهای سنتی پولی، به‌ویژه سازوکار «راهنمای پیش‌نگر» که نقشه راه آتی نرخ بهره را برای فعالان اقتصادی ترسیم می‌کرد تردید روا داشته و حتی از مشارکت در نمودار سنتی «دات‌پلات» (که بیانگر پیش‌بینی‌های فردی سیاستگذاران از مسیر نرخ‌هاست) کناره‌گیری کرده است. موافقان این اصلاحات تاکید دارند که شوک‌های تورمی پیاپی، ناکارآمدی الگوهای متعارف پیش‌بینی اقتصادی را عیان کرده است. محمد العریان، اقتصاددان برجسته و استاد مدرسه کسب‌وکار وارتون، با استقبال از رویکرد جسورانه وارش، این اصلاحات را پیش‌شرطی حیاتی برای بازیابی اثربخشی، اعتبار و استقلال سیاسی فدرال‌رزرو دانسته است. مروین کینگ، رئیس اسبق بانک انگلستان و یکی از همراهان وارش در این بازنگری ساختاری، بر این باور است که بانک‌های مرکزی باید بر عدم‌قطعیت‌های رفتاری اقتصاد صحه بگذارند و از اتکای افراطی به مدل‌های آماری دست بکشند.

از دیدگاه او، رسالت سیاستگذاران صرفا ترسیم دقیق نرخ‌ها برای ماه‌ها و سال‌های آتی نیست، بلکه باید شفاف سازند که در برابر تلاطم‌ها و سناریوهای گوناگون، چه واکنشی نشان خواهند داد. در مقابل، منتقدان هشدار می‌دهند که شیوه وارش می‌تواند بازارهای مالی را از درک شفاف مقاصد فدرال‌رزرو محروم سازد. در شرایطی که نرخ بهره آمریکا در بازه 3.5 تا 3.75 درصد لنگر انداخته، پیش‌بینی غالب فعالان بازار بر حفظ ثبات کوتاه‌مدت استوار است، هرچند سایه افزایش مجدد نرخ‌ها تا پایان سال جاری و سال آینده همچنان احساس می‌شود.

بانک انگلستان نیز با وضعیتی مشابه و شکننده دست‌به‌گریبان است. هرچند تورم انگلستان در ژوئن به ۲.۶ درصد تنزل یافت، اما کارشناسان احتمال می‌دهند که این رقم در ژوئیه عمدتا تحت‌تاثیر گرانی انرژی به مرز ۲.۹ تا ۳ درصد خیز بردارد. معضل اساسی سیاستگذاران انگلیسی در این نکته نهفته است که افزایش نرخ بهره، علاجی برای بهای جهانی نفت (به‌عنوان ریشه اصلی تورم فعلی) به شمار نمی‌رود. این اقدام تنها بهای استقراض برای خانوارها و بنگاه‌ها را بالا می‌برد و اقتصاد آسیب‌پذیر و راکد انگلستان را با خطر افول بیشتر مواجه می‌سازد. هرچند نرخ بهره پایه انگلستان در سال جاری روی عدد ۳.۷۵ درصد تثبیت شده، اما نبض بازارها از احتمال آغاز دور جدیدی از انقباض پولی از نشست سپتامبر و صعود تدریجی نرخ بهره تا ۴.۲۵ درصد در اواخر سال ۲۰۲۷ حکایت دارد. علاوه بر این، بار سنگین بدهی‌های دولتی، کلافی سردرگم پیش روی سیاستگذاران نهاده است. در شرایط انباشت بدهی عمومی، افزایش نرخ بهره هزینه‌های بازپرداخت و تامین مالی دولت را به ارقامی سرسام‌آور می‌رساند. از این رو، بانک مرکزی انگلستان بر سر دوراهی میان دو انتخاب دشوار قرار گرفته است: یا پذیرش تورمی پایدارتر و فراتر از هدف، یا تحمیل هزینه‌های سنگین به بودجه عمومی و تشدید رکود در بدنه اقتصاد.  تک‌روی تهاجمی بانک مرکزی اروپا

در این میان، بانک مرکزی اروپا راهبردی تهاجمی‌تر از همتایان آمریکایی و انگلیسی خود برگزیده است. این نهاد در ماه ژوئن و در واکنش به نخستین نشانه‌های رشد تورم برآمده از تنش‌های خاورمیانه و نوسانات بازار انرژی، کلید افزایش نرخ بهره را زد. با این همه، گروهی از منتقدان این واکنش را شتاب‌زده توصیف می‌کنند؛ چراکه اقتصاد حوزه یورو هنوز از زیر آوار شوک انرژی پیشین (ناشی از بحران اوکراین) کمر راست نکرده و موتور رشد قدرت‌های اقتصادی قاره سبز همچنان کم‌رمق کار می‌کند. نیل شیرینگ، اقتصاددان ارشد موسسه کپیتال اکونومیکس، معتقد است که بانک مرکزی اروپا دچار خطای تحلیلی شده و با الگوبرداری مکانیکی از بحران گذشته به پیشواز تورم رفته است.

به باور وی، جهش بهای نفت همزمان تورم را شعله‌ور و تقاضا را سرکوب می‌کند؛ بنابراین، انقباض پولی در چنین فضایی تنها هیزمی بر آتش رکود خواهد بود. با وجود آنکه بازارها احتمال افزایش نرخ سپرده بانک مرکزی اروپا تا مرز ۲.۵ درصد را پیش‌بینی می‌کنند، برخی تحلیلگران این سناریو را نادرست می‌دانند. تداوم سطوح بالای قیمت انرژی می‌تواند منطقه یورو را به ورطه «رکود تورمی»، یعنی هم‌زیستی نامبارک رکود و تورم مزمن، بکشاند. تنگنای کنونی سیاستگذاران جهان بیش از هر چیز محدودیت ابزارهای پولی در مهار «تورم‌های ناشی از شوک عرضه» را به تصویر می‌کشد. بالا بردن نرخ بهره اگرچه ترمز تقاضا را می‌کشد، اما نه بشکه‌ای بر ظرفیت تولید نفت می‌افزاید، نه آبراه‌های مسدود دریایی را می‌گشاید و نه بهای انرژی وارداتی را پایین می‌آورد.

سیاست انقباضی تهاجمی می‌تواند سایه رکود را سنگین‌تر کند و فشار مالیاتی و هزینه‌ای مضاعفی بر دولت‌ها و ملت‌ها تحمیل نماید؛ از سوی دیگر، دست‌روی‌دست گذاشتن نیز ممکن است به ماندگاری پایدار تورم و ریشه دواندن انتظارات تورمی در ساختار دستمزدها و قیمت‌ها بینجامد. از این رو، چالش واقعی دیگر صرف بالا یا پایین بردن نرخ بهره نیست، بلکه هنر تنظیم مرز میان تحمل تورم و حفظ پویایی و ثبات مالی است. همزمان با تداوم زمین‌لرزه‌های ژئوپلیتیک در شریان‌های انرژی جهان، ماه‌های آینده آزمونی سرنوشت‌ساز برای محک اعتبار فدرال‌رزرو، بانک انگلستان و بانک مرکزی اروپا خواهد بود. اکنون سکانداران پولی جهان با پارادوکسی تلخ و گریزناپذیر مواجه‌اند؛ تنها سلاح‌هایی که برای نبرد با اژدهای تورم در دست دارند، ممکن است پیکر همان اقتصادی را که قصد نجاتش را دارند، از پای درآورد. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲۰ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

تحریم اقتصادی ایران شدت می‌گیرد / خطوط انتقال دورزننده می‌توانند جایگزین تنگه‌هرمز شوند؟

کد خبر: 787459 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۵۵:۴۷ اعتمادآنلاین |

نوشین محجوب-  با گذشت دو ماه پس از توافق آتش‌بس موسوم به «سند اسلا‌م‌آباد»، نه مسیر گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن هموار شده و نه نشانه روشنی از عبور بحران از سطح رویارویی دیده می‌شود، دولت ترامپ مدعی آغاز جنگ اقتصادی علیه کشورمان است. رییس‌جمهوری ایالات‌متحده ادعا کرد که مرحله تازه‌ای از فشار علیه ایران با محوریت اقتصاد را دنبال خواهد کرد؛ مسیری که با تهدید به اعمال تحریم‌ها و محدودیت‌های بیشتر علیه کشورها، شرکت‌ها و شبکه‌هایی دنبال می‌شود که با ایران همکاری تجاری و مالی دارند و در کنار آن، حضور نظامی امریکا در آب‌های منطقه نیز تداوم خواهد یافت. در برابر، تهران تاکید دارد که تهدیدهای اقتصادی، جایگزین راه‌حل مبتنی بر گفت‌وگو، احترام متقابل و رفع فشارهای غیرقانونی نخواهد شد. با این حال دونالد ترامپ در مواضع ادعایی تازه خود از آغاز آنچه «عملیات اقتصادی خردکننده» علیه ایران خوانده، سخن گفته و آن را Economic D-Day نامیده؛ تعبیری که در ادبیات امریکایی با هدف القای آغاز عملیاتی بزرگ و تعیین‌کننده به کار می‌رود. در همین راستا وزیر خزانه‌داری و معاون رییس‌جمهور امریکا نیز از «شدیدترین تحریم‌ها» و ورود به «مرحله تازه برای فشار اقتصادی» گفته‌اند. همزمان جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهور امریکا پنجشنبه مدعی شد واشنگتن وارد «مرحله جدیدی» در مواجهه با ایران شده و فشار اقتصادی مستمر را موثرترین ابزار خود می‌داند.او مدعی شد: امریکا به توان نظامی متعارف و زیرساخت‌های صنعتی ایران آسیب زده و اکنون می‌کوشد با فشار اقتصادی، مانع بازسازی توانمندی‌هایی شود که واشنگتن آنها را مرتبط با برنامه هسته‌ای و تولید تسلیحات ایران می‌خواند. 

 ایران دور تازه تحریم‌ها را تروریسم اقتصادی خواند- مواضع ادعایی مقام‌های رسمی امریکا در کنار وعده دولت ترامپ برای اعلام تحریم‌های جدید، نشان می‌دهد کاخ سفید پس از بن‌بست گفت‌وگوها، در پی انتقال کانون فشار از عملیات نظامی به شبکه تجارت، انرژی و مبادلات مالی ایران است. با این حال، مقام‌های امریکایی هنوز جزییات اجرایی، فهرست کشورهای هدف و سازوکار اعمال مجازات علیه طرف‌های ثالث را مشخص نکرده‌اند. تحلیلگران معتقدند همین ابهام، اجرای تهدید فشار فراگیر را برای واشنگتن پیچیده می‌کند، زیرا تحریم کشورهایی که به تجارت یا مبادلات مالی با ایران ادامه می‌دهند، می‌تواند دامنه تنش میان تهران و واشنگتن را گسترده کند. در مقابل عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش مواضع ادعایی ترامپ را تلاشی برای انحراف افکار عمومی امریکا از بحران‌های داخلی، ازجمله بدهی‌های سنگین و افزایش هزینه‌های بهره، توصیف کرد. او تاکید کرد: ادامه سیاست‌های شکست‌خورده، شکست بیشتری برای واشنگتن و دشمنی بیشتر ایرانیان به همراه خواهد داشت و «تروریسم اقتصادی» امریکا اقتصاد جهانی و حاکمیت ملی کشورها را تهدید می‌کند. بر پایه این موضع، تهران می‌کوشد پیامدهای تحریم‌های ثانویه امریکا برای دیگر کشورها و اقتصاد جهانی را نیز برجسته کند.

هرمز در کانون تنش‌ها- در شرایطی که جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران کلید خورده، تنگه هرمز همچنان در مرکز این جدال قرار دارد. مقام‌های امریکایی مدعی‌اند با اتکا به ظرفیت نظامی، انتقال بخشی از نفت و گاز از این آبراه را ممکن کرده‌اند؛ اما داده‌های شرکت کپلر که رویترز نیز به آن استناد کرده، نشان می‌دهد شمار عبور کشتی‌ها در روز پنجشنبه به هفت فروند کاهش یافت؛ رقمی که نصف تردد ثبت ‌شده در روز پیش از آن بود. چهار کشتی وارد تنگه و سه کشتی خارج شدند و در میان آنها نفتکش بسیار بزرگ حامل نفت خام یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع‌شده دیده نشده؛ هر چند یک کشتی بزرگ حامل گازهای مایع پروپان و بوتان از مسیر ایران از تنگه خارج شد. برخی ناظران این داده‌ها را نشانه تداوم اختلال و احتیاط سنگین در بازار می‌دانند و معتقدند ادعای باز بودن هرمز، لزوما به معنای بازگشت کامل، عادی و کم‌هزینه جریان کشتیرانی و انرژی نیست. در این فضا، موضوع مسیرهای جایگزین و خطوط انتقال دورزننده هرمز بیش از گذشته برجسته شده.  به باور کارشناسان انرژی، این گزینه‌ها در میان‌مدت ممکن است بخشی از آسیب‌پذیری صادرکنندگان را کاهش دهند، اما در کوتاه‌مدت نمی‌توانند جایگزین کامل ظرفیت هرمز شوند؛ زیرا بخش مهمی از زیرساخت صادرات انرژی منطقه و تجارت نفت همچنان به این شاهراه وابسته است. بر همین اساس، برخی تحلیلگران هرمز را محل تلاقی منافع ایران، دولت‌های ساحلی، بازار جهانی نفت و مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی توصیف می‌کنند؛ واقعیتی که هرگونه تصمیم یک‌جانبه درباره آن را پرهزینه می‌سازد.

معادلات آشفته غرب آسیا-  با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره آینده رویارویی ایران و امریکا، ناوگروه «جورج واشنگتن» به حوزه عملیاتی سنتکام وارد دریای عرب شد. سنتکام مدعی است که این ناوگروه در چارچوب ماموریتی از پیش برنامه‌ریزی‌شده وارد منطقه شده است. با این حال، برخی تحلیلگران زمان‌بندی استقرار ناو را مهم می‌دانند و مدی‌اند کنش امریکا نشان از تداوم حضور و بازدارندگی نظامی واشنگتن است. این گروه تاکید دارند که افزایش توان دریایی، به‌تنهایی گره‌های سیاسی بحران، ازجمله اختلاف درباره تحریم‌ها، امنیت کشتیرانی و چارچوب مذاکره را حل نمی‌کند. اخبار مرتبط کنترل تنگه‌هرمز بالاخره دست کیست؟ ایران یا آمریکا؟ رئیس کمیسیون امنیت ملی: آمریکا با عذرخواهی از مردم ایران، منطقه را ترک خواهند کرد


۴ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

محاصره باب‌المندب، تردد در بندر ینبع عربستان را بیش از یک سوم کاهش داد/ یک شرکت اطلاعات کشتیرانی انگلیسی: ریاض برای مقابله با این محاصره، مسیرهای صادرات نفت خام خود را تغییر داده که زمان سفر محموله‌های عازم آسیا را چند هفته افزایش می‌دهد

کد خبر: 787473 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۱۷:۳۷ اعتمادآنلاین |

تردد نفتکش‌ها در بندر ینبع عربستان سعودی در دریای سرخ از زمانی که گروه مسلح حوثی در یمن ماه گذشته از محاصره کشتی‌های سعودی در سراسر تنگه باب‌المندب خبر داد، بیش از یک‌سوم کاهش یافته است. شرکت اطلاعات کشتیرانی بریتانیایی Lloyd’s List می‌گوید عربستان سعودی برای مقابله با این محاصره، صادرات نفت خام خود را با استفاده از نفتکش‌های شاتل، خط لوله SUMED مصر و بندر سیدی کریر در سواحل مدیترانه‌ای مصر تغییر مسیر داده است. با این حال، این «سیستم» باعث درگیر شدن تعداد بیشتری از کشتی‌ها شده و زمان سفر محموله‌های عازم آسیا را چند هفته افزایش می‌دهد. اخبار مرتبط رقابت شدید امارات و عربستان برای اشغال جزیره میّون در یمن عربستان انتقال نفت از تنگه باب‌المندب را ازسرگرفت


۸ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

خبر یک عضو جبهه پایداری از طرح مجلس برای خروج ایران از ان‌پی‌تی / هزینه خروج از ان‌پی‌تی چیست؟

کد خبر: 787460 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۰۵:۵۱ اعتمادآنلاین |

قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس، عضو جبهه پایداری و سخنگوی پیشین این تشکل با خبری روز گذشته موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، را به فضای سیاسی کشور بازگرداند. او در یک اجتماع مردمی در قم با اشاره به وضعیت جنگی کشور گفت: «موضوع خروج از NPT مطرح شده و دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در این زمینه موضع‌گیری کرده است. در مجلس نیز طرح مربوط به این موضوع ارایه شده و در حال پیگیری است.»

به گزارش اعتماد، روانبخش البته از تصویب طرح یا ورود آن به مرحله نهایی سخن نگفت و آنچه بر آن تاکید کرد، مطرح بودن و پیگیری طرح در مجلس بود. او همچنین مشخص نکرده است که کدام موضع‌گیری محسن رضایی درباره خروج از ان‌پی‌تی قابل تفسیر است. داستان طرح‌های مجلس برای خروج از NPT البته داستان جدیدی نیست. این موضوع همواره در یک دهه اخیر یکی از گزینه‌هایی بوده که شماری از نمایندگان مجلس درباره آن سخن گفته‌اند. در شهریور ۱۴۰۴، علیرضا سلیمی، عضو هیات‌رییسه مجلس گفته بود کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال جمع‌بندی گزارش طرح سه‌فوریتی خروج از NPT است و پس از نهایی شدن گزارش، موضوع برای پیگیری‌های بعدی به صحن مجلس ارایه خواهد شد. از زمان دولت حسن روحانی، طیفی از اصولگرایان بارها در مجلس چنین طرحی را مطرح کرده‌اند؛ اگرچه این موضوع هیچ‌گاه به مرحله تصویب نهایی نرسیده است. در سال ۱۳۹۸ نیز گروهی از نمایندگان طرحی را تدوین کردند که در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، دولت را به خروج از NPT و توقف همکاری‌های نظارتی با آژانس ملزم می‌کرد. آن طرح با امضای ۱۹ نماینده اعلام وصول و برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی ارجاع شد اما هرگز برای بررسی نهایی به صحن نیامد. با این وجود طرح این موضوع در شرایط فعلی کشور از جایگاهی متفاوت از دفعات و ادوار قبل برخوردار است به این معنی که تکرار این ادبیات در شرایط جنگی، پرسش مهم‌تری را پیش روی سیاستگذاری کشور قرار می‌دهد؛ «طرح خروج از NPT امروز چه دستاورد عملی برای ایران دارد؟» آیا چنین مواضعی بخشی از ابزار فشار و بازدارندگی در برابر طرف مقابل است یا می‌تواند به افزایش تنش، دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی و ایجاد هزینه‌های جدید برای ایران منجر شود؟ مساله فقط خود خروج از یک پیمان بین‌المللی نیست؛ مساله این است که چنین ایده‌ای در چه زمانی، با چه ادبیاتی و برای ارسال چه پیامی مطرح می‌شود. هزینه خروج

اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پیامدهای آن بسیار فراتر از یک تغییر در سیاست هسته‌ای خواهد بود. مساله اصلی این است که ایران در شرایطی چنین تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد که پرونده هسته‌ای همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای مناقشه میان تهران و کشورهای غربی است و هرگونه تغییر در سطح همکاری‌های هسته‌ای می‌تواند مستقیما بر مناسبات ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل اثر بگذارد. نخستین پیامد، از دست رفتن بخشی از چارچوب حقوقی و نظارتی موجود خواهد بود. NPT اگرچه برای ایران در سال‌های گذشته محدودیت‌هایی ایجاد کرده، اما همزمان عضویت در آن امکان بهره‌مندی از حقوق کشورهای عضو برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را نیز فراهم کرده است. خروج از این پیمان به معنای آن است که ایران یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های حقوقی مرتبط با فعالیت هسته‌ای خود را ترک کرده و طبیعتا طرف‌های مقابل نیز این تصمیم را نه یک اقدام معمول دیپلماتیک، بلکه یک تحول راهبردی تلقی خواهند کرد. پیامد دوم، تشدید فشار سیاسی و دیپلماتیک است. حتی اگر خروج از NPT به‌ تنهایی به معنای اثبات حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نباشد، در فضای سیاسی کنونی می‌تواند چنین برداشتی را تقویت کند. این مساله به ‌ویژه برای کشورهای اروپایی و امریکا اهمیت دارد، چراکه مخالفان سیاست هسته‌ای ایران می‌توانند از تصمیم خروج برای استدلال درباره افزایش نگرانی‌های اشاعه‌ای استفاده کنند. در چنین شرایطی، ایران ممکن است به جای آنکه از تهدید خروج برای کاهش فشار استفاده کند، با موج تازه‌ای از فشارهای سیاسی و دیپلماتیک مواجه شود. ازسوی دیگر، خروج از NPT می‌تواند فضای مذاکره را نیز دشوارتر کند. یکی از ابزارهای مهم ایران در سال‌های گذشته، ترکیب ظرفیت هسته‌ای با دیپلماسی بوده است؛ یعنی تهران تلاش کرده ضمن تاکید بر حقوق هسته‌ای خود، از مسیر مذاکره نیز برای کاهش فشارها استفاده کند. خروج رسمی از پیمان می‌تواند این معادله را تغییر دهد و طرف مقابل را به این جمع‌بندی برساند که ایران در حال عبور از یکی از خطوط مهم موجود در نظام عدم اشاعه است. درنتیجه، حتی اگر هدف اولیه چنین تصمیمی افزایش قدرت چانه‌زنی باشد، ممکن است در عمل فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. البته نباید میان «تهدید به خروج» و «خروج واقعی» یکسان‌سازی کرد. تهدید به خروج می‌تواند برای افزایش هزینه تصمیم‌های طرف مقابل و ایجاد بازدارندگی مطرح شود. اما هر چه این تهدید بیشتر تکرار شود، اهمیت «اعتبار تهدید» نیز بیشتر می‌شود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که این طرح‌ها صرفا در سطح اظهارنظر سیاسی باقی می‌مانند، اثر بازدارندگی آنها کاهش خواهد یافت. ازسوی دیگر، اگر ایران تهدید را عملی کند، باید برای هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک آن نیز آماده باشد، بنابراین پرسش اصلی درباره چنین طرحی فقط این نیست که «آیا ایران می‌تواند از NPT خارج شود یا نه»؛ بلکه این است که در شرایط فعلی، این خروج چه چیزی به قدرت ایران اضافه می‌کند و در مقابل چه هزینه‌هایی به کشور تحمیل خواهد کرد. اگر دستاورد آن صرفا ارسال یک پیام سیاسی باشد، ممکن است تکرار تهدید خروج بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود. چرا پایداری؟

طرح خروج از NPT برای بخشی از جریان اصولگرا موضوع تازه‌ای نیست. در سال‌های مختلف، به‌خصوص هر زمان که تنش میان ایران و غرب درباره پرونده هسته‌ای افزایش پیدا کرده، گروهی از نمایندگان نزدیک به جریان پایداری یا طیف‌های همسو با آن، خروج از این پیمان را به عنوان یکی از گزینه‌های پاسخ به فشارهای خارجی مطرح کرده‌اند، بنابراین اظهارنظر تازه قاسم روانبخش را نمی‌توان صرفا یک موضع‌گیری مقطعی دانست؛ این سخنان را باید در امتداد یک الگوی سیاسی چندساله دید که در آن خروج از NPT به یکی از نمادهای «پاسخ سخت» به فشار غرب تبدیل شده است. در دولت حسن روحانی، به ‌ویژه همزمان با افزایش اختلافات بر سر برجام، طرح چنین ایده‌هایی در مجلس بارها تکرار شد. در سال ۱۳۹۸ نیز جمعی از نمایندگان طرحی را برای خروج ایران از NPT در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت مطرح کردند. در سال‌های بعد نیز با افزایش فشارهای غرب بر برنامه هسته‌ای ایران، ایده خروج دوباره به ادبیات برخی نمایندگان بازگشت. سال گذشته نیز موضوع طرح سه‌فوریتی خروج از NPT ازسوی شماری از نمایندگان مطرح شد. این تداوم نشان می‌دهد که برای این جریان، خروج از NPT تنها یک واکنش موردی نیست، بلکه بخشی از یک نگاه مشخص به سیاست خارجی است. اما چرا چنین طرح‌هایی مرتب تکرار می‌شوند، درحالی‌که در هیچ‌یک از این مقاطع به تصمیم نهایی و اجرایی منجر نشده‌اند؟ بخشی از پاسخ را باید در کارکرد سیاسی این طرح‌ها جست‌وجو کرد. برای جریان پایداری، سیاست خارجی مطلوب سیاستی است که در برابر فشار خارجی کمترین امتیاز را بدهد و در مقابل، هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش دهد. از این منظر، خروج از NPT می‌تواند نماد ایستادگی و نشان‌دهنده این پیام باشد که فشار بیشتر علیه ایران الزاما به عقب‌نشینی تهران منجر نخواهد شد. این طرح‌ها همچنین کارکردی در رقابت‌های داخلی سیاست دارند. نماینده‌ای که از خروج از NPT سخن می‌گوید، عملا خود را در جایگاه مخالف «انفعال در برابر غرب» قرار می‌دهد. در مقابل، هر جریان یا دولتی که بر مذاکره، تعامل یا کاهش تنش تاکید کند، می‌تواند ازسوی این طیف با این پرسش مواجه شود که آیا چنین رویکردی به معنای دادن امتیاز به طرف مقابل نیست؟ بنابراین خروج از NPT صرفا یک گزینه فنی در سیاست هسته‌ای نیست؛ می‌تواند به ابزاری برای مرزبندی سیاسی با دولت و جریان‌های میانه‌روتر نیز تبدیل شود. با این حال، تکرار چنین طرح‌هایی یک تناقض مهم را هم آشکار می‌کند. اگر خروج از NPT واقعا یک تصمیم راهبردی و فوری است، چرا در ادوار مختلف مجلس مطرح شده اما به مرحله اجرا نرسیده است؟ و اگر تصمیم‌گیران کشور درنهایت به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌های خروج بیش از منافع آن است، تکرار مداوم این ادبیات چه دستاوردی دارد؟ پاسخ احتمالی این است که «هدف اصلی، لزوما اجرای تصمیم نیست، بلکه حفظ گزینه خروج روی میز است.» در این نگاه، طرح پارلمانی می‌تواند بخشی از فشار سیاسی و جنگ روانی باشد؛ پیامی برای امریکا و اروپا که فشار بیشتر می‌تواند ایران را به سمت تصمیم‌های رادیکال‌تر سوق دهد. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ابزار پیام‌رسانی بیش از حد تکرار شود. در آن صورت، مرز میان «بازدارندگی» و «تنش‌زایی» باریک‌تر می‌شود و ممکن است طرف مقابل به جای دریافت پیام انعطاف‌ناپذیری ایران، از این اظهارات برای تشدید نگرانی‌های هسته‌ای استفاده کند. به همین دلیل، مساله امروز فقط این نیست که چرا نمایندگان نزدیک به پایداری بار دیگر سراغ خروج از NPT رفته‌اند؛ مساله مهم‌تر این است که «آیا این ادبیات هنوز یک ابزار موثر برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است یا به تدریج به یک موضع تکراری با هزینه‌های فزاینده تبدیل شده است؟»  تهدید یا بازدارندگی؟

طرح دوباره موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، در شرایط جنگی بیش از آنکه صرفا یک بحث حقوقی درباره یک پیمان بین‌المللی باشد، باید از منظر «پیام» بررسی شود. هر اظهارنظر سیاسی در حوزه هسته‌ای، به‌ خصوص وقتی ازسوی نمایندگان مجلس مطرح می‌شود، برای طرف‌های خارجی نیز حامل معناست. بنابراین پرسش اصلی این است که طرح چنین موضوعی در شرایط فعلی می‌تواند برای ایران نقش ابزار بازدارنده داشته باشد یا برعکس، به افزایش تنش و دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی منجر شود.  منطق بازدارندگی بر این اساس استوار است که یک کشور باید بتواند به طرف مقابل نشان دهد ادامه فشار یا حمله، هزینه‌هایی خواهد داشت. در این چارچوب، حتی مطرح کردن گزینه خروج از NPT می‌تواند به عنوان یک پیام سیاسی قابل استفاده باشد؛ یعنی اگر فشارها علیه ایران ادامه پیدا کند، تهران ممکن است به سمت کاهش محدودیت‌های پذیرفته ‌شده خود حرکت کند. از این منظر، طرح خروج می‌تواند بخشی از «جعبه‌ابزار فشار متقابل» ایران باشد، بدون آنکه الزاما به معنای تصمیم قطعی برای خروج باشد. اما بازدارندگی زمانی موثر است که پیام ارسالی، روشن، منسجم و قابل باور باشد. اگر یک گزینه بارها ازسوی نمایندگان مختلف مطرح شود اما هیچ‌گاه به تصمیم رسمی تبدیل نشود، ممکن است اثر آن به تدریج کاهش پیدا کند. طرف مقابل ممکن است به این جمع‌بندی برسد که چنین اظهارنظرهایی بیشتر مصرف داخلی دارد و قرار نیست در سیاست رسمی کشور تغییری ایجاد کند. در چنین شرایطی، تهدیدی که قرار بوده هزینه فشار بر ایران را افزایش دهد، ممکن است به یک موضع تکراری تبدیل شود که اثر بازدارنده محدودی دارد. مساله مهم‌تر اما احتمال ایجاد اثر معکوس است. طرف‌های غربی ممکن است خروج ایران از NPT را نه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از افزایش ریسک هسته‌ای تفسیر کنند. در چنین حالتی، کشورهایی که پیش از این درباره برنامه هسته‌ای ایران نگرانی‌هایی داشته‌اند، می‌توانند خروج را مستمسکی برای افزایش فشارهای سیاسی، تحریم‌ها و تلاش برای ایجاد اجماع علیه تهران قرار دهند. بنابراین همان اقدامی که از نگاه طراحانش قرار است هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، ممکن است در سطح بین‌المللی هزینه‌های جدیدی برای ایران ایجاد کند. این موضوع در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در دوره جنگ، فضای تصمیم‌گیری و برداشت طرفین از یکدیگر بسیار حساس‌تر است. اظهاراتی که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک موضع سیاسی تلقی شود، در شرایط جنگی می‌تواند به عنوان بخشی از راهبرد رسمی یک کشور تفسیر شود. به همین دلیل، تعدد مواضع درباره موضوعاتی مانند خروج از NPT می‌تواند خطر سوءبرداشت را افزایش دهد. ازسوی دیگر، جنگ روانی نیز بخشی از میدان تقابل است. طبیعی است که ایران بخواهد نشان دهد در برابر فشار خارجی گزینه‌های مختلفی روی میز دارد. اما جنگ روانی زمانی موفق است که کنترل پیام در دست فرستنده باقی بماند. اگر هر نماینده یا جریان سیاسی بتواند بدون هماهنگی درباره گزینه‌های حساس سیاست خارجی موضع‌گیری کند، ممکن است پیام‌های متفاوتی به خارج مخابره شود؛ یک مقام از مذاکره سخن بگوید، نماینده‌ای از خروج از NPT و دیگری از اقدامات شدیدتر. در این شرایط، طرف مقابل ممکن است به جای تمرکز بر محتوای هر پیام، از مجموعه این اظهارات برای ترسیم تصویری از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری استفاده کند.  مجلس و سیاست خارجی

بازگشت دوباره موضوع خروج از NPT به ادبیات برخی نمایندگان، یک سوال مهم دیگر را هم مطرح می‌کند: مجلس در پرونده‌ای با این سطح از حساسیت، دقیقا چه نقشی دارد و طرح‌های نمایندگان تا چه اندازه می‌توانند مسیر سیاست خارجی کشور را تغییر دهند؟ پاسخ به این سوال اهمیت زیادی دارد، زیرا میان «مطرح کردن یک طرح در مجلس»، «تصویب قانون» و «اجرای یک تصمیم راهبردی» فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. مجلس براساس قانون اساسی در حوزه قانون‌گذاری و نظارت بر عملکرد دولت اختیارات مهمی دارد و سیاست خارجی نیز نمی‌تواند کاملا جدا از این نهاد باشد. با این حال، پرونده هسته‌ای ایران صرفا یک موضوع داخلی یا قانون‌گذاری معمول نیست. این پرونده به امنیت ملی، روابط خارجی، تعهدات بین‌المللی و مناسبات ایران با نهادهایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت ارتباط مستقیم دارد، به همین دلیل، تصمیم درباره تغییرات بنیادین در این حوزه عملا نیازمند هماهنگی میان مجموعه نهادهای تصمیم‌گیر در سیاست خارجی و امنیت ملی است. از این زاویه، باید میان «قدرت قانون‌گذاری» و «قدرت سیگنال‌دهی سیاسی» نمایندگان تفاوت گذاشت. ممکن است نمایندگان طرحی را برای خروج از NPT مطرح کنند و حتی آن را به عنوان پاسخ به فشارهای خارجی در دستور کار قرار دهند، اما همین اقدام پیش از آنکه به قانون تبدیل شود، یک پیام سیاسی نیز ارسال می‌کند. پیام می‌تواند این باشد که در داخل ساختار سیاسی ایران، گزینه‌های سخت‌تر همچنان روی میز است و افزایش فشار علیه تهران ممکن است واکنش‌های شدیدتری به دنبال داشته باشد. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که پیام مجلس با پیام سایر بخش‌های سیاست خارجی کشور هماهنگ نباشد. در سیاست خارجی، طرف مقابل معمولا فقط یک سخنرانی یا یک طرح را بررسی نمی‌کند؛ بلکه مجموعه مواضع مسوولان و نهادهای مختلف را کنار هم می‌گذارد تا بفهمد سیاست واقعی کشور چیست. اگر یک‌طرف از ادامه مذاکره سخن بگوید و همزمان نمایندگانی از خروج از NPT به عنوان یک گزینه جدی صحبت کنند، این تفاوت لزوما به معنای اختلاف نیست، اما می‌تواند فضای بیشتری برای برداشت‌های متفاوت ایجاد کند. در عین حال، نمی‌توان نقش مجلس را صرفا به «صدور پیام» تقلیل داد. اگر نمایندگان به این نتیجه رسیده‌اند که خروج از NPT برای تامین منافع ملی ضروری است، باید استدلال روشن و قابل ارزیابی درباره دستاوردهای آن ارایه کنند. اینکه خروج چگونه قرار است امنیت ایران را افزایش دهد، چه جایگزینی برای چارچوب نظارتی موجود ایجاد خواهد شد، واکنش آژانس و کشورهای اروپایی چه خواهد بود و اقتصاد ایران چگونه باید با فشارهای احتمالی جدید مواجه شود، پرسش‌هایی هستند که یک طرح جدی باید برای آنها پاسخ داشته باشد. از این منظر، یکی از نقاط ضعف طرح‌های تکرارشونده درباره خروج از NPT این است که گاهی «اصل تهدید پررنگ‌تر از توضیح درباره مرحله بعدی آن» می‌شود. یعنی گفته می‌شود اگر فشار ادامه پیدا کند، ایران از NPT خارج خواهد شد، اما کمتر درباره این موضوع صحبت می‌شود که روز بعد از خروج چه اتفاقی خواهد افتاد و ایران چگونه باید هزینه‌های احتمالی این تصمیم را مدیریت کند. این مساله به ‌خصوص در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی نیازمند پیام‌های دقیق و حساب ‌شده است. مجلس می‌تواند با طرح موضوعات حساس، دامنه گزینه‌های موجود را به طرف مقابل یادآوری کند، اما اگر این اقدام بدون توضیح درباره هدف و پیامدهای آن انجام شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. بنابراین مساله اصلی، مخالفت یا موافقت با نقش مجلس در سیاست خارجی نیست. پرسش این است که «آیا مجلس می‌تواند میان ایفای نقش نظارتی و قانون‌گذاری خود از یک‌سو و حفظ انسجام پیام سیاست خارجی کشور ازسوی دیگر تعادل ایجاد کند؟» در موضوعی مانند خروج از NPT، پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا هر طرحی که در صحن مجلس مطرح می‌شود، ممکن است همزمان برای مخاطب داخلی و خارجی پیام داشته باشد و هر دو پیام باید با دقت مدیریت شوند. درنهایت، سوال این نیست که آیا ایران باید در برابر فشارها سکوت کند یا نه؛ سوال این است که «کدام تهدید می‌تواند واقعا هزینه طرف مقابل را بالا ببرد و کدام تهدید فقط هزینه‌های ایران را افزایش می‌دهد.» در پرونده‌ای به حساسیت NPT، تفاوت میان این دو می‌تواند برای سیاست خارجی کشور تعیین‌کننده باشد. اخبار مرتبط یک عضو کمیسیون امنیت ملی: خروج از NPT در مجلس بررسی می‌شود تکذیب فوری یک خبر؛ خروج ایران از NPT واقعیت دارد؟




 فرمانده نداجا به ترامپ: چرا جرات نمی‌کنی یک متر جلوتر بیایی؟
۱ ساعت قبل / سایت روزنو

فرمانده نداجا به ترامپ: چرا جرات نمی‌کنی یک متر جلوتر بیایی؟

امیردریادار شهرام ایرانی: اگر دشمن ادعای محاصره اقتصادی دریایی دارد پس بخشی از کشتی‌های ما کجا می‌روند و در بنادر حضور پیدا می‌کنند و این همان تنگه احد ولایت...

 سرمقاله همشهری/ آخرین برگ ترامپ و چه باید کرد؟ | آخرین خبر
۴۰ دقیقه قبل / سایت آخرین خبر

سرمقاله همشهری/ آخرین برگ ترامپ و چه باید کرد؟ | آخرین خبر

همشهری/ «آخرین برگ ترامپ و چه باید کرد؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه همشهری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: ترامپ از «تحریم‌های سخت و شکننده اقتصادی» علیه ایران گفته است. این یعنی چه؟ بازگشت از میدان به اقتصاد. شکست مطلق در میدان و دیپلماسی و حالا دوباره به همان ابزاری برگشته که پیش از ج

 پیش‌بینی وضعیت جوی ۵ روز آینده؛ رگبار و رعدوبرق شدید در ۸ استان
۱۳ دقیقه قبل / خبرگزاری مهر

پیش‌بینی وضعیت جوی ۵ روز آینده؛ رگبار و رعدوبرق شدید در ۸ استان

رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا از احتمال وقوع رگبار و رعدوبرق در ۸ استان خبر داد و گفت: وزش باد شدید و گردوخاک نیز در برخی مناطق کشور پیش‌بینی می‌شود.

 بنزین گران تر می شود، اما با چه کیفیتی؟/ ورود متانول به بنزین و یک سؤال بزرگ برای میلیون ها راننده / شرکت نفت ستاره خلیج فارس شفاف سازی کند!
۵۲ دقیقه قبل / سایت رکنا

بنزین گران تر می شود، اما با چه کیفیتی؟/ ورود متانول به بنزین و یک سؤال بزرگ برای میلیون ها راننده / شرکت نفت ستاره خلیج فارس شفاف سازی کند!

رکنا اقتصادی: در شرایطی که دولت و وزارت نفت با کمبود تولید بنزین، دشواری واردات و سناریوهای تغییر نرخ و سهمیه سوخت روبه رو هستند، خبر استفاده از متانول در بنزین پالایشگاه ستاره خلیج فارس، یک نگرانی تازه را به پرونده پرچالش بنزین اضافه کرده است؛ نگرانی از اینکه در آینده نزدیک، شهروندان نه تنها باید برای بنزین بیشتر بپردازند، بلکه همچنان ندانند دقیقاً چه سوختی، با چه ترکیبی و با چه تبعاتی برای خودروهایشان دریافت می کنند.

 دومینوی کناره‌گیری در دولت ترامپ؛ معاون وزیر جنگ کنار می رود
۹ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

دومینوی کناره‌گیری در دولت ترامپ؛ معاون وزیر جنگ کنار می رود

یک روزنامه آمریکایی فاش کرد که وزیر ارتش ایالات متحده به علت درگیری با وزیر جنگ این کشور، پنتاگون را ترک می کند.

 سازمان تجارت دریایی بریتانیا: افزایش ۲۷ درصدی شمار کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز طی هفته گذشته/ سخنگوی وزارت خارجه: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است/ ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند
۳۰ دقیقه قبل / سایت انتخاب

سازمان تجارت دریایی بریتانیا: افزایش ۲۷ درصدی شمار کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز طی هفته گذشته/ سخنگوی وزارت خارجه: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است/ ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز می‌گذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی ب...