فرمول سنتی اوکان که بهعنوان مبنای متداول شاخص فلاکت استفاده میشود، این شاخص را به سادگی از حاصل جمع نرخ تورم و نرخ بیکاری به دست میآورد؛ یعنی اگر کشوری با نرخ تورم ۱۰درصدی و نرخ بیکاری ۵درصدی دست و پنجه نرم کند شاخص فلاکت این کشور برابر با ۱۵خواهد بود. از همین مثال میتوان این برداشت را داشت که دو کشور با شاخص فلاکت یکسان میتوانند شرایط کاملا متفاوتی را تجربه کنند. کشوری را تصور کنید که با بیکاری ۲۰درصدی و تورم ۵درصدی درگیر است. شاخص فلاکت این کشور دقیقا برابر با کشور دیگری خواهد بود که تورم ۲۰درصدی و بیکاری ۵درصدی را تجربه میکند. پرواضح است که کشور اول شرایط اجتماعی به شدت ناگوارتری را سپری میکند؛ چراکه در این کشور از هر پنج نفر نیروی کار فعال یک نفر در دستیابی به شغل ناکام خواهد ماند؛ اما کشور دوم میتواند حتی در مسیر توسعه قرار گرفته باشد و اقتضای رشد اقتصادی آن تورم بالایی است که تجربه میکند. …
روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۶/۰۳
در جستوجوی رفاه
شاخص فلاکت پیش از آنکه مطابق تعاریف ساده ترکیبی خطی از تورم و بیکاری باشد، بهعنوان آینهای شفاف از هزینههای اجتماعی تصمیمات دولتها شناخته میشود. درک این شاخص نیازی به تفسیر و تحلیلهای پیچیدهی اقتصادی ندارد. شاید یکی از دلایل استفاده مکرر از این شاخص در مباحثات و مناظرات انتخاباتی در سراسر جهان همین امر باشد؛ اما باید توجه داشت فهم ما از شاخص فلاکت به عنوان مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری میتواند دچار تورشهای شدید باشد.

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.











