
همه مسیرهای جایگزین، واقعا جایگزین نیستند. ممکن است نقشه تجارت جهانی پر از خطوط لوله، بنادر، کانالها و کریدورهای جدید باشد، اما اگر این مسیرها درنهایت به چند گلوگاه محدود وابسته باشند، تنوع روی نقشه لزوما به معنای تنوع در واقعیت نیست. این همان چیزی است که میتوان آن را «توهم تنوع مسیرهای انرژی» (Illusion of Energy Route Diversification) نامید. بحران امروز بیش از آنکه بحران کمبود نفت باشد، بحران دسترسی به نفت (Access to Oil) است؛ نفت وجود دارد، اما مسیر امن و اقتصادی برای رساندن آن به مصرفکننده در حال کمیاب شدن است. تنگه هرمز؛ گلوگاهی که جایگزینش هم گلوگاه است
اهمیت هرمز دقیقا در همینجا آشکار میشود: در اقتصاد انرژی، مساله فقط تولید نفت نیست؛ مساله توانایی رساندن آن به بازار است. در ابتدای ژوئیه، بیش از ۸میلیون بشکه نفت در روز از این تنگه عبور میکرد؛ اما در ادامه این رقم به کمتر از ۲میلیون بشکه رسید. همزمان، نفت در داخل خلیجفارس انباشته شد و پالایشگاههای آسیایی برای دریافت محمولههای خود با محدودیت مواجه شدند. این وضعیت یک واقعیت بنیادی اقتصاد انرژی را به رخ میکشد: عرضه نفت فقط به میزان تولید وابسته نیست؛ به قابلیت انتقال (Transportability) نیز وابسته است. ممکن است میلیونها بشکه نفت در مخازن کشورهای تولیدکننده وجود داشته باشد، اما اگر نفتکش نتواند از یک گلوگاه عبور کند، آن نفت در بازار جهانی عملا «عرضه» محسوب نمیشود. اینجا مفهوم عرضه موثر (Effective Supply) اهمیت پیدا میکند؛ یعنی نفتی که نهفقط تولید شده، بلکه در زمان مناسب، با هزینه قابلقبول و از مسیر قابلاتکا میتواند به مصرفکننده برسد. از همین منظر، یک تنگه باریک میتواند در اقتصاد جهانی شبکهای، ارزش ژئواکونومیک (Geoeconomic Value) بیشتری از یک میدان نفتی عظیم پیدا کند. اما درست در همین …












