قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

پایان نیم قرن تماشا

چرا مردم دیگر تلویزیون نمی بینند؟ این سوالی است که بارها درباره اش بحث شده است و خیلی‌ها جوابش را در ضعف تولید برنامه می‌دانند و عده‌ای نیز معتقدند با توسعه تکنولوژی و ورود رسانه‌های رقیب تلویزیون انحصارش را از دست داده است.
 پایان نیم قرن تماشا

 بر اساس گزارش‌های جهانی مصرف رسانه، زمان استفاده مردم از رسانه‌های دیجیتال در سال‌های اخیر به شکل چشم‌گیری افزایش یافته و تلفن همراه به اصلی‌ترین ابزار مصرف محتوا در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. ایران نیز از این تغییر جهانی جدا نبوده و طبق گزارش‌های سالانه وضعیت اینترنت، تعداد کاربران اینترنت کشور از مرز ۷۰‌میلیون نفر عبور کرده و شبکه‌های اجتماعی به بخش مهمی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده‌اند.

 به گزارش تابناک، تلویزیون فقط قربانی تغییر فناوری نیست؛ بخشی از ریزش مخاطب نتیجه تصمیم‌های خودش است. سال‌هاست بسیاری از مخاطبان احساس می‌کنند شبکه‌ها شبیه هم شده‌اند. برنامه‌ها بیشتر شبیه جلسات گفت‌وگو هستند تا سرگرمی. نسل جدید منتظر نمی‌ماند. نسلی که با اینترنت بزرگ شده تحمل برنامه‌ای که ۲۰ دقیقه مقدمه دارد و تازه بعد از آن وارد موضوع می‌شود، کمتر دارد. این نسل دنبال سرعت، تازگی، تجربه شخصی و تعامل است. در همین زمان فضای مجازی تبدیل به رقیبی جدی شد. یک تولیدکننده محتوای مستقل با یک گوشی موبایل می‌تواند‌میلیون‌ها نفر را جذب کند. یوتیوب، اینستاگرام و پلتفرم‌ها یک پیام مهم به مخاطب دادند: تو دیگر فقط تماشاگر نیستی؛ انتخاب‌کننده‌ای. تلویزیون سال‌ها فکر می‌کرد مشکلش کمبود مخاطب است اما مشکل اصلی، تغییر تعریف مخاطب بود. البته تلویزیون هنوز مزیت‌هایی مانند اعتبار، دسترسی گسترده، توان تولید حرفه‌ای و قدرت اثرگذاری اجتماعی را دارد اما برای بقا باید تغییر کند. تلویزیون آینده احتمالا دیگر فقط یک شبکه با جدول پخش ثابت نیست. تلویزیون آینده باید داده مخاطب را بشناسد، محتوای متنوع‌تر تولید کند، با نسل جدید حرف بزند و از قالب‌های قدیمی فاصله بگیرد و به جای سخنرانی، روایت بسازد. مخاطب چرا فرار کرد؟

بخشی از ریزش مخاطبان تلویزیونی نتیجه سال‌هایی بود که این رسانه نتوانست خودش را با تغییرات جامعه هماهنگ کند. فناوری آمد، اما مشکل اصلی از جایی شروع شد که تلویزیون به جای آن‌که از خود بپرسد «مخاطب امروز چه می‌خواهد؟» همچنان تلاش کرد با همان نسخه‌های قدیمی، مخاطب جدید را حفظ کند. رسانه‌ای که زمانی کارخانه تولید ستاره و ایده بود، آرام‌آرام به رسانه‌ای تبدیل شد که بخش قابل‌توجهی از مخاطبان، آن را قابل پیش‌بینی می‌دانند. وقتی مخاطب با تغییر کانال‌ها با قاب‌هایی مشابه روبه‌رو می‌شود؛ میزهای گفت‌وگو، دکورهای شبیه به هم، ترکیب‌های تکراری مهمانان و موضوعاتی که بارها شنیده شده‌اند، احساس می‌کند با چند شبکه مختلف طرف نیست بلکه با نسخه‌های مختلف یک برنامه مواجه است.

 یکی از کارشناسان ارتباطات در تحلیل وضعیت رسانه‌های سنتی می‌گوید: «بحران رسانه‌های بزرگ زمانی آغاز می‌شود که فاصله میان تولیدکننده و مخاطب افزایش پیدا کند. مخاطب احساس می‌کند رسانه دیگر او را نمی‌شناسد و درباره زندگی او حرف نمی‌زند.» این شاید مهم‌ترین اتهامی باشد که امروز متوجه تلویزیون است؛ نه اینکه برنامه تولید نمی‌کند بلکه اینکه در بسیاری از مواقع نمی‌تواند ارتباط عاطفی گذشته را با مخاطب ایجاد کند.  بحران ستاره‌سازی!

یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های تلویزیون در گذشته، ساختن چهره‌هایی بود که مردم با آنها احساس نزدیکی می‌کردند. مجری، بازیگر و برنامه‌ساز تلویزیونی فقط یک چهره روی صفحه نبود؛ بخشی از زندگی روزمره مردم بود اما امروز بخش مهمی از ستاره‌های جدید از جایی دیگر متولد می‌شوند. اینستاگرام، یوتیوب و پلتفرم‌های دیجیتال توانسته‌اند چهره‌هایی بسازند که ‌میلیون‌ها مخاطب مستقیم دارند بدون اینکه حتی یک‌بار از قاب تلویزیون عبور کرده باشند. انحصار ساختن شهرت دیگر در اختیار تلویزیون نیست.

 در گذشته حضور در تلویزیون می‌توانست سکوی پرتاب یک هنرمند باشد؛ امروز گاهی این شبکه‌های اجتماعی هستند که یک فرد ناشناخته را در مدت کوتاهی به چهره‌ای پرمخاطب تبدیل می‌کنند. مشکل فقط محتوا نیست؛ مشکل سرعت تغییر است نسل جدید با رسانه‌ای بزرگ شده که در آن همه چیز سریع اتفاق می‌افتد. ویدئوی کوتاه، محتوای شخصی‌سازی‌شده و امکان انتخاب فوری، انتظار مخاطب را تغییر داده اما تلویزیون هنوز در بسیاری از مواقع با منطق گذشته حرکت می‌کند؛ تولید یک برنامه زمان‌بر است، تغییر قالب‌ها دشوار است و تصمیم‌گیری‌ها گاهی با فاصله زیادی از تغییرات اجتماعی انجام می‌شود.

یک تهیه‌کننده باسابقه تلویزیون می‌گوید: «مخاطب امروز باهوش‌تر و انتخاب‌گرتر شده؛ دیگر به دلیل اینکه یک برنامه از تلویزیون پخش می‌شود، آن را تماشا نمی‌کند. باید دلیل داشته باشد که بماند.» این همان نقطه‌ای است که تلویزیون باید با خودش روبه‌رو شود. حقیقتی که ثابت شد

شاید مهم‌ترین نشانه بحران تلویزیون، موفقیت شبکه نمایش خانگی باشد زیرا این موفقیت نشان داد مردم از تماشای سریال و داستان فاصله نگرفته‌اند؛ آنها فقط انتخاب‌هایشان را تغییر داده‌اند. وقتی یک سریال در پلتفرم‌های نمایش خانگی می‌تواند ‌میلیون‌ها بیننده جذب کند، یعنی علاقه به روایت همچنان وجود دارد. مخاطب ایرانی هنوز قصه می‌خواهد. هنوز شخصیت‌های ماندگار می‌خواهد. هنوز برای یک اثر خوب وقت می‌گذارد. اما دیگر حاضر نیست فقط به دلیل عادت، پای هر محتوایی بنشیند.مشکل این نیست که مردم دیگر چیزی نمی‌بینند؛ مشکل این است که تلویزیون دیگر انتخاب اول آنها نیست. شاید بزرگ‌ترین اشتباه تلویزیون این بود که تصور کرد رقیبش شبکه‌های ماهواره‌ای، اینترنت یا پلتفرم‌ها هستند. درحالی‌که رقیب اصلی تغییر کرده؛ مخاطبی که دیگر حاضر نیست فقط تماشاگر باشد. یعنی تغییر سبک زندگی مردم. مخاطب امروز می‌خواهد انتخاب کند، واکنش نشان دهد، نقد کند و حتی خودش تولیدکننده محتوا باشد. رسانه‌ای که این تغییر را نبیند، آرام‌آرام از مرکز توجه جامعه کنار می‌رود؛ حتی اگر همچنان ده‌ها شبکه و هزاران ساعت برنامه روی آنتن داشته باشد.  محافظه‌کاری به جای خلاقیت

بزرگ‌ترین بحران تلویزیون شاید نه کمبود امکانات بلکه کمبود جسارت باشد. رسانه‌ای که زمانی محل تولد ستاره‌ها، ایده‌های تازه و برنامه‌های ماندگار بود به تدریج به سمت محافظه‌کاری رفت. ریسک تولید کمتر شد، قالب‌های امتحان‌پس‌داده جای خلاقیت را گرفتند و نتیجه آن شد که بسیاری از شبکه‌ها برای مخاطب تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. برای بسیاری از بینندگان کافی است چند دقیقه شبکه‌ها را جابه‌جا کنند تا با تصویر آشنایی روبه‌رو شوند؛ همان میزهای گفت‌وگو، همان ترکیب‌های تکراری مهمانان، همان بحث‌هایی که بارها شنیده شده‌اند و همان فضایی که بیشتر شبیه تکرار گذشته است تا ساختن آینده.

 امروز یک نوجوان می‌تواند در چند ثانیه به محتوایی دسترسی پیدا کند که دقیقا مطابق علاقه او ساخته شده است. می‌تواند یک سازنده محتوا را دنبال کند که احساس می‌کند حرفش را می‌فهمد، سبک زندگی‌اش را می‌شناسد و با زبان خودش با او صحبت می‌کند. این همان جایی است که تلویزیون بخش مهمی از رقابت را واگذار کرد؛ نه در کیفیت تصویر، بلکه در شناخت مخاطب.

 از سوی دیگر شبکه نمایش خانگی نشان داد مشکل مردم با «تماشای سریال» نیست؛ مشکل با شیوه عرضه و انتخاب است. وقتی یک سریال بتواند مخاطب را هفته‌ها پای خود نگه دارد، یعنی میل به روایت و سرگرمی همچنان زنده است. مخاطب ایرانی هنوز داستان خوب می‌خواهد، شخصیت‌های باورپذیر می‌خواهد و محتوایی می‌خواهد که احساس کند برای او ساخته شده است.

 شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که کاهش مخاطب تلویزیون را به معنای پایان تلویزیون بدانیم. مردم از محتوا عبور نکرده‌اند؛ آنها فقط از قالب‌های قدیمی عبور کرده‌اند. هنوز سریال خوب دیده می‌شود، هنوز روایت جذاب مخاطب دارد و هنوز یک برنامه قدرتمند می‌تواند به موضوع گفت‌وگوی جامعه تبدیل شود. مساله این است که مخاطب دیگر حاضر نیست هر محتوایی را فقط به دلیل پخش شدن از یک شبکه تلویزیونی تماشا کند. ایرانی‌ها هنوز تشنه قصه هستند. پایان یک مدل

 تلویزیون برای بازگشت بیش از هر چیز به تغییر نگاه نیاز دارد. باید بپذیرد مخاطب امروز دیگر همان مخاطب دهه‌های گذشته نیست. او انتخاب‌های بیشتری دارد، مقایسه می‌کند و کیفیت را با معیارهای جهانی می‌سنجد. دیگر نمی‌توان با چند چهره تکراری، چند فرمول قدیمی و چند برنامه کم‌ریسک، توجه نسلی را به دست آورد که هر روز با صدها محتوای تازه روبه‌رو می‌شود. بازگشت تلویزیون نیازمند چند تغییر جدی است؛ تولید محتوای متنوع‌تر، میدان دادن به استعدادهای تازه، شناخت دقیق‌تر مخاطب، استفاده از داده‌های رفتاری و مهم‌تر از همه، پذیرفتن نقد. رسانه‌ای که نتواند ضعف‌های خود را ببیند، نمی‌تواند مسیر اصلاح را پیدا کند.  تلویزیون باید دوباره یاد بگیرد که قرار نیست فقط سخن بگوید؛ باید گوش کند. قرار نیست فقط پیام منتقل کند؛ باید ارتباط بسازد. قرار نیست مخاطب را آموزش دهد که چه ببیند؛ باید بفهمد مخاطب چه می‌خواهد ببیند. شاید پایان تلویزیون آن‌گونه که برخی تصور می‌کنند نزدیک نباشد، اما پایان یک مدل از تلویزیون قطعی است؛ مدل رسانه‌ای که تصور می‌کرد مخاطب همیشه منتظر خواهد ماند.

 هیچ رسانه‌ای فقط با بودجه بیشتر، ساختمان بزرگ‌تر یا شبکه‌های متعدد نجات پیدا نمی‌کند. رسانه زمانی زنده می‌ماند که بتواند نبض جامعه را احساس کند. مردم نیاز ندارند کسی فقط برای آنها حرف بزند؛ آنها رسانه‌ای می‌خواهند که صدای آنها را هم بشنود. می‌خواهند خودشان، دغدغه‌هایشان، سبک زندگی‌شان و واقعیت‌های روزمره‌شان را در قاب تلویزیون ببینند.

 نه شبکه‌های اجتماعی، نه پلتفرم‌ها و نه اینترنت به تنهایی نمی‌توانند یک رسانه قدرتمند را حذف کنند. بزرگ‌ترین خطر عادت کردن به کاهش مخاطب و پذیرفتن آرامِ یک سقوط تدریجی است. رسانه‌هایی در جهان توانستند از بحران عبور کنند که پذیرفتند دوران گذشته تمام شده و باید دوباره خودشان را بسازند. آنها فهمیدند مخاطب امروز را نمی‌توان با روش‌های دیروز نگه داشت.

 تلویزیون ایران باید از پشت دیوارهای بسته بیرون بیاید، صدای جامعه را بشنود، به نسل تازه اعتماد کند و دوباره به جایی تبدیل شود که مردم برای دیدنش دلیل داشته باشند. شاید تلخ‌ترین واقعیت این باشد که تلویزیون آرام‌آرام از زندگی مردم حذف نشده بلکه مردم آرام‌آرام یاد گرفته‌اند بدون آن زندگی کنند. برای یک رسانه هیچ هشداری بزرگ‌تر از این وجود ندارد زیرا روزی که مخاطب دیگر دلتنگ یک رسانه نباشد، آن رسانه حتی اگر‌ میلیون‌ها ساعت برنامه تولید کند، بخشی از مهم‌ترین سرمایه خود را از دست داده؛ اعتماد، اشتیاق و انتظار. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱۶ دقیقه قبل / سایت برترینها

۵ سریال کره‌ای تازه برای خداحافظی با سریال‌های تکراری تلویزیون

برترین‌ها - مهنا پرویزی: اگر از سریال‌های تکراری کره‌ای که بارها از تلویزیون پخش شده‌اند خسته شده‌اید، وقت آن رسیده سراغ گزینه‌های تازه بروید. در این مقاله ۵ سریال جدید کره‌ای را معرفی کرده‌ایم که در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ آثاری با داستان‌های متنوع، از عاشقانه و احساسی تا هیجان‌انگیز و معمایی، که می‌توانند انتخاب متفاوتی برای تماشا باشند.

عشق گره خورده ما؛ داستان عشقی که از یک دروغ شروع شد

«عشق گره خورده ما» یکی از پرسروصداترین سریال‌های کره‌ای این روزهاست که خیلی زود به رتبه اول نتفلیکس رسید. داستان این سریال درباره گو اون‌سه، دادستانی باهوش است که هنگام تحقیق درباره یک شبکه قدرتمند جنایتکار، در حادثه‌ای حافظه‌اش را از دست می‌دهد. او پس از بیدار شدن در بیمارستان، هیچ چیزی از گذشته‌اش به یاد نمی‌آورد. در این میان، جانگ ته‌ها، گانگستر سابقی که حالا مربی بوکس شده، سراغ او می‌آید و برای محافظت از اون‌سه خودش را نامزد او معرفی می‌کند. اون‌سه همراه ته‌ها به روستای کوچک گوجین می‌رود و در حالی که تلاش می‌کند بفهمد کدام بخش از حرف‌های ته‌ها حقیقت دارد و کدام دروغ، کم‌کم به زندگی جدیدش عادت می‌کند؛ غافل از اینکه آدم‌های خطرناکی همچنان به دنبال او هستند.

ترکیب عاشقانه، رازهای گذشته، فراموشی، رابطه‌ای که با یک دروغ شروع شده، فضای صمیمی روستا و حضور شخصیت‌های بامزه و دوست‌داشتنی، این سریال را به یک کی‌درامای سرگرم‌کننده و حال‌خوب‌کن تبدیل کرده است. از طرفی، رابطه اون‌سه و ته‌ها به‌تدریج و از طریق رفتارهای کوچک شکل می‌گیرد و شیمی خوب جونگ هه‌این و ها یونگ جذابیت آن را بیشتر کرده است. مامور کیم دوباره فعال شد؛ داستان یک پدر آرام با گذشته‌ای مرگبار

یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های نتفلیکس در روزهای اخیر، «مامور کیم دوباره فعال شد» است؛ یک اکشن جاسوسی پرهیجان که از همان قسمت‌های اول شما را درگیر می‌کند و به‌راحتی نمی‌گذارد یک لحظه چشم از صفحه بردارید.

کیم در ظاهر فقط یک پدر آرام و کارمند ساده بانک است که تمام دنیایش به دخترش «مین‌جی» خلاصه می‌شود؛ اما هیچ‌کس نمی‌داند پشت این زندگی معمولی، گذشته‌ای خطرناک پنهان شده است. کیم سال‌ها قبل یک جاسوس و مأمور ویژه حرفه‌ای بوده و عملیات‌های مرگباری را پشت سر گذاشته است.وقتی دخترش ناگهان ربوده می‌شود، کیم دیگر چاره‌ای جز برگشتن به همان گذشته ندارد؛ پدری که حاضر است برای نجات تنها فرزندش دوباره به مردی تبدیل شود که سال‌ها تلاش کرده بود از آن فرار کند. اما در مسیر پیدا کردن دخترش، با توطئه‌هایی بزرگ‌تر روبه‌رو می‌شود و پای ماجرا به دنیای جاسوسی و درگیری‌های سیاسی باز می‌شود. نقطه قوت سریال فقط اکشن و مبارزه‌های نفس‌گیرش نیست؛ رابطه عاطفی کیم و دخترش قلب داستان را شکل می‌دهد. در کنار تعقیب‌وگریزها و مأموریت‌های خطرناک، رابطه او با هم‌تیمی‌های قدیمی‌اش هم لحظات بامزه و احساسی ایجاد می‌کند. همین ترکیب هیجان، احساس و رازهای گذشته باعث شده مامور کیم به یکی از سریال‌های جذاب این روزها تبدیل شود. زن متاهل آدمکش؛ داستان مادری که یک راز بزرگ و ترسناک دارد

یکی از سریال‌های در حال پخش کره‌ای که این روزها اسمش بر سر زبان‌ها افتاده، «زن متاهل آدمکش» است؛ سریالی با داستانی متفاوت درباره زنی که در کنار زندگی معمولی خانوادگی، زندگی مخفی و خطرناکی دارد.

داستان درباره یو بونا، یک مادر و همسر معمولی است که بعد از سه سال دوری از کار، دوباره به شغل سابقش برمی‌گردد؛ اما شغل او چیزی نیست که خانواده و اطرافیانش تصور می‌کنند. بونا عضو گروهی از افرادی است که خودشان مجرمان را شناسایی می‌کنند و کسانی را که به‌دلیل ضعف قانون یا شرایط مختلف از مجازات فرار کرده‌اند، به شیوه خودشان مجازات می‌کنند. بونا در این گروه یک تک‌تیرانداز حرفه‌ای است که با دقتی بالا مأموریت‌هایش را انجام می‌دهد. در طرف دیگر، همسرش کوان ته‌سونگ یک روزنامه‌نگار تحقیقی است که درباره پرونده‌های جنایی و توزیع مواد مخدر تحقیق می‌کند. وقتی خبر بازگشت تک‌تیرانداز مرموزی به نام Kingfisher منتشر می‌شود، ته‌سونگ تصمیم می‌گیرد هویت او را پیدا کند؛ بی‌خبر از اینکه این قاتل مرموز همان همسر خودش است. حالا بونا باید بین زندگی آرام خانوادگی و گذشته خطرناکش تعادل برقرار کند، در حالی که همسرش قدم‌به‌قدم به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود.  محبوب من، رئیس من؛ داستان علاقه‌ای که قرار نبود اتفاق بیفتد

اگر طرفدار سریال‌های عاشقانه هستید و دنبال یک داستان پیچیده و سنگین نیستید، «محبوب من، رئیس من» می‌تواند انتخاب جذابی باشد؛ سریالی شیرین و احساسی که عشق، علاقه و حسرت رسیدن به کسی را در فضایی متفاوت روایت می‌کند. 

داستان درباره «نام دا‌روم» است؛ دختری که سال‌ها طرفدار یک خواننده محبوب بوده و موسیقی او در یکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی‌اش، برایش مثل یک پناه و امید بوده است. حالا فرصتی پیدا می‌کند تا در شرکتی کار کند که خواننده محبوبش یکی از بنیان‌گذاران آن است؛ انگار رویایی که سال‌ها در ذهنش داشته، بالاخره قرار است به واقعیت تبدیل شود. اما همه‌چیز برخلاف تصورش پیش می‌رود و او به جای نزدیک شدن به ستاره محبوبش، با مدیرعامل سختگیر و سرد شرکت روبه‌رو می‌شود؛ مردی که اتفاقاً پیش از این دو بار او را در موقعیت‌های خجالت‌آوری قرار داده است. از اینجا، سوءتفاهم‌ها و اتفاقات بامزه شروع می‌شوند و رابطه‌ای که هیچ‌کدام انتظارش را ندارند، آرام‌آرام شکل می‌گیرد.سریال در کنار لحظات کمدی، درباره این است که گاهی آدمی که سال‌ها از دور دوستش داشته‌ای، با چیزی که در واقعیت هست فرق دارد و شاید عشق واقعی درست جایی منتظرت باشد که اصلاً انتظارش را نداری. عشق وهم‌آلود؛ داستان عشقی که هیچ‌چیز در آن عادی نیست

«عشق وهم‌آلود» یکی از سریال‌های متفاوت و پرطرفدار این روزهای کره‌ است که عاشقانه، کمدی، پرونده‌های جنایی و ماورایی را کنار هم آورده. 

داستان درباره «یو ری»، وارث یک هتل لوکس است که توانایی دیدن و شنیدن ارواح را دارد؛ روح‌هایی که برای حل ماجراهای ناتمامشان سراغ او می‌آیند. از طرف دیگر، «ما کانگ‌اوک» یک دادستان باوجدان و جدی است که روی پرونده‌های قتل حل‌نشده کار می‌کند، اما یک نقطه‌ضعف بامزه دارد: از ارواح وحشت دارد! این دو به‌طور اتفاقی در چند پرونده به هم می‌رسند و کم‌کم تصمیم می‌گیرند با استفاده از توانایی‌های متفاوتشان، راز پرونده‌ها را کشف کنند.  اما ماجرا فقط به حل پرونده‌ها ختم نمی‌شود؛ رابطه این دو نفر هم به‌تدریج رنگ عاشقانه می‌گیرد، در حالی که یو ری حتی نمی‌تواند کسی را لمس کند، چون لمس او می‌تواند باعث شود طرف مقابل هم ارواح را ببیند. همین موضوع، رابطه آنها را به یکی از بخش‌های جذاب و بامزه سریال تبدیل کرده است. 


۳۶ دقیقه قبل / سایت افکارنیوز

نقش مرموز این زن در کاخ سفید ؛ «تو ترامپ برای من همه‌چیز هستی» + عکس

رابطه نزدیک این دستیار جوان جنجالی با ترامپ در روزهای اخیر، به‌ویژه به دلیل نقش گسترده او در حلقه اطراف رئیس‌جمهوری آمریکا و میزان نفوذش بر ارتباطات و امور روزمره او در کاخ سفید، خبرساز است. رسانه‌ های آمریکایی می گویند: مقام‌های کاخ سفید نیز اذعان کرده‌اند که افزایش حملات و انتقادها علیه این دستیار، برخلاف انتظار، توجه عمومی را بیش از گذشته به رابطه نزدیک او با ترامپ معطوف کرده است.

شبکه خبری سی‌ان‌ان روز جمعه به وقت محلی، در گزارشی با اشاره به نقش پررنگ هارپ در حلقه نزدیک ترامپ، از رابطه‌ بیش از حد صمیمانه میان این دستیار و رئیس‌جمهوری آمریکا پرده برداشته است.

در این گزارش آمده است: نامه‌های ناتالی هارپ، دستیار نزدیک ترامپ، نشان می‌دهند که رابطه نزدیک میان آن دو تا چه اندازه عمیق است.

هارپ در دست‌کم دو نامه خطاب به رئیس‌جمهوری آمریکا، نهایت وفاداری خود به او را ابراز کرده است. این نامه‌ها ابتدا از سوی «دیلی بیست» منتشر شدند؛ آن هم در شرایطی که رابطه نزدیک هارپ با ترامپ بیش از پیش زیر ذره‌بین قرار گرفته است.

هارپ در یکی از نامه‌ها که چاپ و امضا شده بود، نوشت: «می‌خواهم همیشه همه‌چیز میان ما خوب باشد.» این نامه با عبارت «جناب آقای رئیس‌جمهور» آغاز شده و با این جمله به پایان رسیده بود: «با تمام قلبم، ناتالی.»

حضور مستمر هارپ در کنار ترامپ، این هفته پس از آن در کانون توجه قرار گرفت که «جان اوسوف»، سناتور دموکرات ایالت جورجیا، در سخنانی که به‌سرعت در فضای مجازی فراگیر شد و در آن به ترامپ حمله کرد، نام او را بر زبان آورد.

این سناتور، رئیس‌جمهوری آمریکا را به دلیل «سفر با ناتالی در آن هواپیمای بسیار مجللی که امیر قطر به او هدیه داده است» مورد طعنه قرار داد.

این اظهارات به همراهی هارپ با ترامپ، در کنار گروه بسیار محدودی از دستیاران، هنگام خروج مخفیانه ترامپ از ترکیه با یک هواپیمای کوچک‌تر در ماه ژوئیه با ادعای تهدید ایران انجام شد.

سی ان ان در این گزارش آورده است: هارپ در نامه‌ای مربوط به سال ۲۰۲۳ همچنین نوشته است«من هرگز نمی‌خواهم چیزی جز شادی برای تو به ارمغان بیاورم. متأسفم که تمرکزم را از دست دادم. تو برای من همه‌چیز هستی. نمی‌خواهم هرگز ناامیدت کنم. از تو سپاسگزارم که در این زندگی سرپرست و محافظ من هستی.»

هارپ در نامه دیگری از رابطه‌شان زمانی که مجری شبکه خبری محافظه‌کار «وان آمریکا» بود، یاد کرد. هارپ نوشت: «دلم برای روزهایی تنگ شده است که در دوران اجرای برنامه گفت‌وگویی‌ام با من تماس می‌گرفتی و درباره همه‌چیز و هیچ‌چیز صحبت می‌کردیم. می‌خواهم به همان هماهنگی برگردیم. نباید همیشه درباره کار صحبت کنیم!»

هارپ در همان نامه افزود: «و لطفا، وقتی شکست می‌خورم، به من بگو. اگر لازم بود و زمانی که مستحقش هستم، کاملا حق داری سرزنشم کنی چون هیچ‌کس به اندازه تو مرا نمی‌شناسد و به اندازه تو به من اهمیت نمی‌دهد.»

اشبکه خبری سی‌ان‌ان در ادامه آورده است: این شبکه خبری به‌طور مستقل تایید نکرده است که هارپ این نامه‌ها را در سال ۲۰۲۳ نوشته یا برای ترامپ ارسال کرده باشد. «دیلی بیست» اعلام کرده است که «مایکل ولف»، نویسنده، این نامه‌ها را زمانی به دست آورده که مشغول نگارش کتابی درباره کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بوده است.

«دِیویس اینگل»، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیه‌ای که در اختیار سی‌ان‌ان قرار داده است، از هارپ دفاع کرده و گفته است او «یکی از وفادارترین و سختکوش‌ترین دستیاران در تیم رئیس‌جمهور ترامپ» است.

با این حال، مقام‌های کاخ سفید در روزهای اخیر در محافل خصوصی اذعان کرده‌اند که حملات گسترده‌تر و تندتر علیه هارپ، برخلاف انتظار، نتیجه‌ای معکوس داشته و موجب جلب توجه بیشتر به رابطه او با ترامپ شده است.

سی‌ان ان می گوید: نزدیکی هارپ به ترامپ تا حدی است که او در اکتبر ۲۰۲۳ برای همراهی با رئیس‌جمهوری در جلسه دادگاه در شهر نیویورک، یک‌بار در صندوق عقب یک خودروی شاسی‌بلند نشست. جایی برای او در خودرو وجود نداشت، اما هارپ اصرار داشت که ترامپ شخصا از او خواسته است در این جلسه حضور داشته باشد و مصمم بود که از همراهی با او بازنماند.

مقام‌هایی که با نقش هارپ آشنا هستند به سی‌ان‌ان گفته‌اند که او تقریباً همه‌جا در حلقه اطراف ترامپ حضور دارد. اما برخلاف منشی‌ها شخصی و دستیاران پیشین رئیس‌جمهوری از جمله «مادلین وسترهاوت»، دبیر شخصی سابق ترامپ که در دوره نخست ریاست‌جمهوری او نیز به‌طور مشابه نقش دروازه‌بان اطلاعات رئیس‌جمهور را ایفا می‌کرد، هارپ خارج از دفتر بیضی‌شکل نمی‌نشیند، بلکه در داخل آن حضور دارد. هارپ بخش زیادی از روز را در کنار ترامپ سپری می‌کند، در نشست‌ها حضور دارد و دائما با او در ارتباط است.

به گفته این مقام‌ها، هارپ تا دیروقت شب با ترامپ درباره مطالبی که قرار است در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود گفت‌وگو می‌کند. هارپ همچنین کانالی برای رهبران خارجی است که می‌کوشند با رئیس‌جمهوری آمریکا ارتباط برقرار کنند و مامور تماس با افرادی است که ترامپ آنها را در تلویزیون می‌بیند. هنگامی که ترامپ نمی‌خواهد شخصا با فردی تماس بگیرد، از هارپ می‌خواهد برای او یادداشت ارسال کند.

سی ان ان افزود: مقامات گفتند که رابطه کاری آنها به دلیل وفاداری کامل هارپ به رئیس جمهوری بسیار موثر است.

با این حال، بر اساس گفته چندین منبع که رابطه هارپ و ترامپ را توصیف کرده‌اند، شیوه عملکرد او موجب ناراحتی برخی از دستیاران ارشد شده و در مقاطعی تلاش‌هایی برای کنار گذاشتن او از حلقه نزدیک رئیس‌جمهور صورت گرفته است.

این مجری سابق تلویزیون پس از آنکه نجات جان خود را مرهون ترامپ دانست، همکاری با او را آغاز کرد.

هارپ به یکی از اصلی‌ترین کانال‌های ارتباطی میان ترامپ و دنیای بیرون تبدیل شده است؛ او پیام‌های متحدان را منتقل می‌کند، دیدارها را ترتیب می‌دهد، مطالب منتشرشده در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» را برای ترامپ تایپ می‌کند و نسخه‌های چاپی مقالاتی را که از رئیس‌جمهور تمجید کرده‌اند با خود حمل می‌کند؛ آن هم در حالی که در تمام ساعات روز در فاصله‌ای نزدیک از ترامپ باقی می‌ماند.

دستیار جنجالی ترامپ به «چاپگر انسانی» معروف است؛ عنوانی که هارپ در یکی از نامه‌هایش نیز به آن اشاره کرده و گفته است ترامپ در جریان سفری به اسکاتلند و ایرلند او را «مجبور کرد از کار و ارتباطات دیجیتال فاصله بگیرد.»

هارپ نوشت: لازم نبود «چاپگر انسانی» باشم. می‌توانستم زمانی را برای لذت بردن از یک گفت‌وگوی خوب اختصاص دهم و در عین حال، در پایان روز همه کارهایم را انجام داده باشم. در واقع، حتی وقت داشتم صبح‌ها و عصرها پیاده‌روی‌های طولانی داشته باشم و از هر طلوع و غروب آفتاب لذت ببرم؛ هرچند یادم می‌رفت غذا بخورم و بخوابم!


۳۷ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی/ وقتی یک ویزیت هم ساده نیست

۵۰ بیمار ای‌بی با خانواده‌های خود به مرکز دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) آمدند و مددکاران خانه ای‌بی در کنار تیم‌های تخصصی، تمام مراحل را همراهی کردند.

ساعت ۸ صبح جمعه، مرکز دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) کم‌کم شلوغ می‌شود. خانواده‌هایی که از شهرهای مختلف خود را به تهران رسانده‌اند، کنار بیمارانی نشسته‌اند که قرار است امروز دندان‌هایشان معاینه شود، عکس بگیرند یا در صورت امکان درمانی را که مدت‌ها به تعویق افتاده، شروع کنند.

بیمارانی که برای آنها مراجعه به دندانپزشکی، برخلاف بسیاری از افراد، فقط گرفتن یک نوبت و نشستن روی یونیت نیست. بیماری «اپیدرمولیز بولوزا» یا همان ای‌بی، پوست و در برخی موارد مخاط را به‌شدت شکننده می‌کند. همین مسئله می‌تواند یک مراجعه معمولی را به فرایندی نیازمند احتیاط و آمادگی بیشتر تبدیل کند.

این‌بار اما قرار است چند خدمت در یک روز و در یک مرکز به آنها ارائه شود؛ برنامه‌ای که خانه ای‌بی با همکاری وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)، دانشکده دندانپزشکی و بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری ترتیب داده است. دندانپزشکی برای بیماری که حتی تماس ساده هم مهم است

در سالن، بیماران یکی پس از دیگری برای معاینه فراخوانده می‌شوند. دندانپزشک باید پیش از هر اقدامی وضعیت دهان و دندان بیمار را ببیند و در عین حال شرایط جسمی او را هم در نظر داشته باشد. برای بیماری که پوست و مخاط شکننده دارد، نحوه معاینه و درمان اهمیت زیادی دارد. فشار، کشش یا تماس غیرضروری می‌تواند برای بیمار دردسرساز شود. در برخی بیماران نیز باز شدن دهان محدود است و همین موضوع کار دندانپزشک را دشوارتر می‌کند.  

به همین دلیل، قرار نیست همه بیماران در پایان روز یک نسخه مشابه از خدمات دریافت کنند. برای یکی، معاینه و مشخص شدن مشکلات دندان کافی است؛ دیگری به رادیوگرافی نیاز دارد، بیماری ممکن است امکان ترمیم داشته باشد و فرد دیگری برای درمان‌های بعدی ارجاع شود.  

 

در این میان، خدماتی مانند بررسی پوسیدگی، ارزیابی لثه، جرم‌گیری، پاکسازی، رادیوگرافی و برخی درمان‌های ترمیمی در برنامه قرار گرفته است. اما شاید مهم‌تر از خود خدمات، این باشد که برای هر بیمار مشخص شود بعد از امروز چه اتفاقی باید بیفتد. مشکل فقط پوسیدگی دندان نیست

دندانپزشکی برای بیماران پروانه‌ای سال‌هاست یکی از مسائل کمتر دیده‌شده در مسیر درمان آنهاست. بیماری که برای مراقبت از پوست، زخم‌ها و سایر عوارض ای‌بی ناچار است بخش قابل توجهی از زندگی خود را صرف درمان کند، ممکن است دندانپزشکی را تا زمانی که درد یا مشکل جدی ایجاد شود، عقب بیندازد.  

 

فاصله جغرافیایی هم مشکل دیگری است. برخی خانواده‌ها برای یک مراجعه درمانی باید از شهر خود به تهران سفر کنند. هزینه رفت‌وآمد و اقامت، دشواری جابه‌جایی بیمار و پیدا کردن دندانپزشکی که با شرایط این بیماران آشنا باشد، می‌تواند مراجعه را دشوارتر کند.

در چنین شرایطی، جمع شدن چند خدمت در یک روز، برای خانواده فقط یک نوبت دندانپزشکی نیست؛ بخشی از هزینه و رفت‌وآمد و زمان مورد نیاز برای درمان را کم می‌کند. اما خانواده‌ها یک دغدغه مهم‌تر دارند: اینکه این مراجعه به همین یک روز ختم نشود. مددکار، بین بیمار و مرکز درمانی

در گوشه‌ای از مرکز، مددکاران خانه ای‌بی در رفت‌وآمدند؛ پرونده‌ها را پیگیری می‌کنند، بیماران را به بخش‌های مختلف هدایت می‌کنند و پرسش‌های خانواده‌ها را به تیم درمان منتقل می‌کنند.

این نقش برای خانواده‌ای که با یک بیماری نادر و پیچیده زندگی می‌کند، فقط کمک برای پیدا کردن اتاق یا بخش درمان نیست. خانواده باید بتواند شرایط خاص بیمار، سابقه درمان و نگرانی‌هایش را به تیمی منتقل کند که شاید او را برای نخستین‌بار می‌بیند.

اگر بیماری به تصویربرداری یا بررسی دیگری نیاز داشته باشد، مسیر او دنبال می‌شود و اگر درمان در همان روز امکان‌پذیر نباشد، قرار است ادامه کار مشخص شود.

در واقع، یکی از مسائل اصلی این برنامه از همین‌جا خودش را نشان می‌دهد: ارائه خدمت یک روزه آسان‌تر از ساختن مسیر درمان است. خانواده‌هایی که برای یک نوبت درمان سفر کرده‌اند

در میان همراهان، خانواده‌هایی هستند که از خارج تهران آمده‌اند. برای آنها، مراجعه امروز از مدت‌ها قبل آغاز شده؛ از هماهنگی و برنامه‌ریزی سفر گرفته تا آماده کردن بیمار برای حضور در مرکز درمانی.

مادران و پدران بیماران اطلاعاتی را که شاید در پرونده پزشکی ثبت نشده باشد، برای دندانپزشک توضیح می‌دهند؛ اینکه بیمار در درمان‌های قبلی چه تجربه‌ای داشته، چه چیزی برایش دردناک بوده یا چه محدودیتی دارد.

این اطلاعات در مورد بیماران مبتلا به بیماری‌های نادر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چون تجربه روزمره خانواده می‌تواند به اندازه یک سابقه پزشکی در تصمیم‌گیری درمانی مؤثر باشد. برای همین است که خانواده‌ها در این برنامه صرفاً همراه بیمار نیستند؛ بخشی از فرایند درمان‌اند. از یک برنامه یک‌روزه تا یک مسیر درمانی

در حالی که بیماران در بخش‌های مختلف مرکز تحت معاینه و درمان قرار دارند، نشست مسئولان نیز برگزار می‌شود؛ درباره مشکلات دندانپزشکی بیماران ای‌بی و دشواری دسترسی آنها به خدمات تخصصی.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید حمیدرضا هاشمی گلپایگانی، مؤسس و مدیرعامل خانه ای‌بی، دکتر امیررضا رکن، مشاور وزیر بهداشت در امور دندانپزشکی، دکتر رفیعی، رئیس بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری و دکتر یزدانیان، رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)، از جمله حاضران این نشست هستند. مسئله‌ای که در این جلسه بیشتر از هر چیز اهمیت دارد، تعداد بیماران حاضر در این روز نیست؛ مسئله این است که بیمار بعد از خروج از مرکز چه خواهد کرد. قرار است تفاهم‌نامه‌ای میان خانه ای‌بی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) تدوین شود تا همکاری برای ادامه درمان بیماران پروانه‌ای شکل منظم‌تری پیدا کند.

اگر این همکاری به برنامه‌ای مستمر تبدیل شود، پرونده ۵۰ بیماری که امروز معاینه شده‌اند، می‌تواند ادامه پیدا کند و بیماران دیگری نیز در مراحل بعد به این مسیر اضافه شوند. درمانی که نباید با خروج از مرکز تمام شود

درمان دندانپزشکی معمولاً با یک معاینه یا یک ترمیم تمام نمی‌شود. ممکن است بیماری امروز عکس بگیرد و برای درمان مراجعه بعدی نیاز به نوبت داشته باشد؛ ممکن است دندانپزشک مشکل دیگری را شناسایی کند که نیازمند بررسی تخصصی‌تر باشد.

برای بیمار پروانه‌ای، قطع شدن این زنجیره می‌تواند به معنای بازگشت دوباره به همان نقطه اول باشد؛ جست‌وجوی مرکز درمانی، پیدا کردن پزشک آشنا با شرایط بیماری، هماهنگی سفر و دوباره طی کردن مسیر.

به همین دلیل، ارزش این برنامه را نمی‌توان فقط با عدد ۵۰ بیمار یا تعداد خدمات ارائه‌شده در یک روز سنجید. بخش مهم‌تر ماجرا، این است که آیا برای بیماری که امروز روی صندلی دندانپزشکی نشسته، یک مسیر مشخص برای ادامه درمان ایجاد می‌شود یا نه. یک صندلی دندانپزشکی، یک دغدغه قدیمی

برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانواده‌ای که با ای‌بی زندگی می‌کند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، می‌تواند به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شود.

برنامه ۳۰ مرداد، دست‌کم برای ۵۰ بیمار، این مسیر را کوتاه‌تر کرده است؛ آنها در یک مرکز تخصصی معاینه شده‌اند و بخشی از خدمات مورد نیازشان را دریافت کرده‌اند.

اما اگر قرار باشد این روز فقط یک اتفاق مناسبتی باقی نماند، مرحله مهم‌تر از امروز تازه شروع می‌شود: پیگیری درمان، حفظ ارتباط با بیمار و ایجاد دسترسی برای خانواده‌هایی که هنوز نتوانسته‌اند به چنین خدماتی برسند.

برای بیماران پروانه‌ای، شاید مهم‌ترین نتیجه این برنامه نه یک ترمیم، یک عکس یا یک جلسه معاینه، بلکه این باشد که بعد از امروز بدانند برای درمان بعدی باید کجا بروند و چه کسی قرار است ادامه مسیر را پیگیری کند. چون برای آنها، رسیدن به صندلی دندانپزشکی پایان راه نیست؛ گاهی تازه آغاز مسیر درمان است.

 




 اگر قرار است مردم علیه حکومت قیام کنند باید شرایط را کاملا طاقت فرسا کنیم!
۲۰ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اگر قرار است مردم علیه حکومت قیام کنند باید شرایط را کاملا طاقت فرسا کنیم!

نماینده کنگره آمریکا گفت: صادقانه بگویم به نظر من ما باید از همان ابتدا همه محدودیت‌ها را کنار می‌گذاشتیم و با حداکثر شدت به آن‌ها ضربه می‌زدیم.

 کمینه‌ی اقتصاد جامعه مهدوی در اربعین
۳ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

کمینه‌ی اقتصاد جامعه مهدوی در اربعین

روایتی از چشم‌انداز جامعه موعود در مسیر راهپیمایی اربعین؛ جایی که منفعت شخصی در خدمت جمعی استحاله می‌شود و عاشقان حسین (ع) بی‌چشمداشت، پس‌انداز عمرشان را خرج...

 ادعای عجیب دستیار قلعه‌نویی درباره حذف تیم ملی فوتبال
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

ادعای عجیب دستیار قلعه‌نویی درباره حذف تیم ملی فوتبال

هومن افاضلی، مشاور فنی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران مدعی شد پس از آنکه جانی اینفانتینو کارش با تیم ملی فوتبال ایران تمام شد و عکس‌های یادگاری‌اش را گرفت و است...

 بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است
۲ ساعت قبل / خبرگزاری مهر

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریم‌های جدید اقتصادی علیه ایران در حساب کاربری خود نوشت: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است.

 از ایران درس بگیرید و در برابر اسرائیل بایستید | این حمله توهین مستقیم به شما بود
۴۴ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

از ایران درس بگیرید و در برابر اسرائیل بایستید | این حمله توهین مستقیم به شما بود

تحلیلگر برجسته جهان عرب، در واکنش به حمله اخیر رژیم صهیونیستی به فرودگاه «ابوالظهور» در ادلب سوریه، ضمن انتقاد شدید از انفعال ترکیه، این حمله را توهینی مستقیم به دولت آنکارا و متحدان منطقه‌ای‌اش دانست.

 طرز تهیه قورمه سبزی رشتی
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

طرز تهیه قورمه سبزی رشتی

قورمه سبزی رشتی یکی از غذاهای سنتی گیلان است که با قورمه سبزی رایج تفاوت‌هایی دارد. استفاده از سبزی‌های معطر شمالی مانند خالواش و چوچاق در کنار لوبیا چشم‌بلب...