قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

هنر حکمرانی در بحران + فایل صوتی

شرایطی که ایران در آن قرار گرفته است، یک ویژگی بارز دارد: نااطمینانی در مورد آینده. در این شرایط بهترین استراتژی آن است که مثل معروف می‌گوید: امیدوار باش به بهترین اتفاق و همزمان آماده باش برای بدترین. این همان است که این روزها در قالب پارادایم رشد یا بقا مطرح می‌شود، با این تفاوت که باید برای هر دو آماده باشیم.
 هنر حکمرانی در بحران + فایل صوتی

مهم‌ترین ویژگی شرایط بحرانی احتمال کمبود کالا است. کلمه احتمال به عمد انتخاب شده است؛ چراکه نااطمینانی از آینده، علاوه بر آنکه در تولید و واردات کالا اختلال ایجاد می‌کند، تولیدکننده و مصرف‌کننده را به این‌سو می‌کشاند که خود را برای کمبودهای بیشتر آماده کنند. در این حالت عرضه و تقاضا به تبعیت از انتظارات آینده عوض می‌شود. مردم ممکن است برخی از خریدهای خود را به تعویق بیندازند، برخی خریدها را افزایش دهند و اگر انتظار داشته باشند که درآمدشان هم متاثر خواهد شد، ممکن است علاوه بر رفتار مصرفی، رفتارشان در بازار کار و بازارهای دیگر هم متاثر شود.

 تولیدکننده هم به تغییرات در بازار مواد اولیه و محصول و بازار کار واکنش نشان خواهد داد که یک رقم آن احتمالا افزایش قیمت برای بقا در شرایط کمبود احتمالی مواد اولیه است. بخش دیگر هم کالاها و خدمات تولیدشده توسط دولت است که اقلام مهم آن از قبیل گاز، برق، آب و بنزین سال‌ها است با محدودیت روبه‌رو بوده است و از گفته‌های مسوولان برمی‌آید که این محدودیت‌ها بر اثر جنگ اخیر بیشتر شده است. اما سیاست‌های دوران بحران باید دو جنبه را همزمان در نظر داشته باشد: باید بقای جامعه به‌خصوص کم درآمدترین گروه‌ها را تضمین کند و همزمان قدرت تولید اقتصاد در بلندمدت را تحلیل نبرد.

یک‌بار دیگر اصول اولیه اقتصاد را مرور کنیم. یک اقتصاد سالم بر مبنای فعالیت اقتصادی افراد و مصرف متناسب با تولید بنا می‌شود. دولت از فعالیت‌ها مالیات می‌گیرد یا کالاها و خدماتی را به مردم می‌فروشد تا بتواند کالاهای عمومی از قبیل دفاع از کشور ارائه کند و بر کالاهای دارای اثرات مثبت جانبی مانند آموزش و بهداشت پایه یارانه بدهد. در هر جامعه‌ای هم گروه‌هایی هستند که در تامین بخشی از نیازهای خود ناتوانند. این گروه‌ها هم تحت پوشش حمایت دولت قرار می‌گیرند.

می‌دانیم که اقتصاد ایران با این تصویر فاصله دارد؛ ولی برای اینکه جهت حرکت را گم نکنیم، باید این اصول را همواره پیش چشم داشته باشیم. حرکت اقتصاد باید درنهایت رسیدن به این ساختار باشد و حتی اگر به دلایلی از قبیل وجود شرایط جنگی انحرافی از آن می‌شود، باید حداقلی باشد و موقتی. این مانند سنجیدن شرایط یک بیمار با حالت سلامت است. اگر قرار است بیمار بستری شود و برخی فعالیت‌های او متوقف شود، برای بازگرداندن او به زندگی معمول است نه نگه داشتن او در تخت بیماری به مدت نامحدود. با این دیدگاه می‌توان به چند اصل اشاره کرد:

نخست تامین مالی دولت است. دولت نیازمند سیستم مالیاتی فراگیر و قابل اتکا است که از فعالیت‌های اقتصادی مالیات بگیرد. این تنها راهی است که دولت می‌تواند از تامین بودجه غیر تورمی اطمینان حاصل کند.  موارد استثنا در این سیستم همیشه وجود دارد و در شرایط بحرانی می‌تواند تغییر کند؛ ولی بخشودگی‌های مالیاتی گسترده، به‌خصوص برای گروه‌هایی که شائبه اثرگذاری در تصمیمات دولت را دارند، ازقبیل نهادها و سازمان‌های دولتی و شبه دولتی، نه تنها درآمدهای عمومی را کاهش می‌دهد، بلکه حس تبعیض را در مردم برمی‌انگیزد و آنها را به فرار مالیاتی تشویق می‌کند. در شرایط جنگ و بحران، میزان مالیات به واسطه کاهش فعالیت‌های اقتصادی کاهش می‌یابد؛ ولی نباید اصل تامین بودجه مالیاتی فراموش شود. به‌علاوه، لزوم گسترده کردن پایه مالیاتی و پوشش دادن گروه‌هایی که به انحای مختلف از مالیات دادن فرار کرده‌اند، در شرایط بحرانی بیش از پیش به چشم می‌خورد.

همزمان با توجه به مالیات و از برخی جهات مهم‌تر از آن، کاهش هزینه‌های دولت است. می‌دانیم که دولت‌ها، به‌خصوص وقتی که سیستم پاسخگویی عمومی ضعیف باشد، تمایل به خاصه خرجی‌های سخاوتمندانه دارند و با اتکا به بودجه عمومی مدام بزرگ‌تر و پرخرج‌تر و ناکارآمدتر می‌شوند. افرادی که از این فرآیند سود می‌برند، در مقابل اصلاح این فرآیند به شدت مقاومت می‌کنند.  شرایط بحرانی هم لزوم اصلاح سیستم دولتی را افزایش می‌دهد و هم امکان توافق برای اصلاحات را زیاد می‌کند. این اصلاحات برای ایران که همه دولت‌هایش همیشه با اتهام رانتی بودن مواجه بوده است، افزایش اعتماد عمومی را هم به همراه می‌آورد که سرمایه‌ای ضروری برای مقابله با بحران است.

دوم: مشابه این اصل در فروش کالاها و خدمات دولتی هم وجود دارد. دولت کالاها و خدماتی را که تولید می‌کند، باید به نوعی قیمت‌گذاری کند که بتواند از استمرار عرضه آن اطمینان حاصل کند. یارانه دادن در خدمات عمومی، از قبیل آموزش و بهداشت و نیز کالاهایی که بدون آنها زندگی افراد فلج می‌شود، مانند برق و گاز و آب، امری پذیرفته شده است؛ ولی این پذیرش با مجموعه‌ای از پرهیزها همراه است. مهم‌ترین اصل این است که اولا فقط کالاها و خدماتی را دربربگیرد که یارانه دادن در آنها با وجود کمبود منابع پشتوانه قوی اقتصادی داشته باشد و البته بنزین در این حوزه قرار نمی گیرد و ثانیا زمان، مقدار و پوشش آن در میان گروه‌های جامعه محدود باشد. تخطی از این اصل یا به تامین تورمی هزینه آنها می‌انجامد یا به کمبود کالا و به احتمال زیاد به هر دو.

در نهایت، پوشش حمایتی گروه‌هایی از جامعه که از تامین معاش ناتوانند، بخشی غیر قابل اجتناب از اقتصاد دنیای امروز است. در این مورد هم اصل محدود بودن زمان، میزان و گروه‌های تحت پوشش اصلی اساسی است. هدف این برنامه‌ها کاهش همزمان دو نوع خطای مشهور در ادبیات اقتصادی است که به خطای نوع اول و دوم مشهورند و عبارتند از: پوشش ندادن گروه‌هایی که واقعا نیازمندند و پوشش دادن گروه‌هایی که خود می‌توانند درآمد کسب کنند. هرچند مرز بین نیازمند بودن و توانا بودن مرزی دقیق نیست، ولی توجه به مفهوم این دو نوع خطا در طراحی سیستم حمایتی ضروری است. تنها راهی که می‌توان به این هدف نزدیک شد، گردآوری اطلاعات و به‌روز کردن مداوم آن است.

نکته آخر این شرایط سیاست‌های دوران بحران را طلب می‌کند. از جمله مهم‌ترین سیاست‌ها، انتشار اخبار درست برای کاهش نااطمینانی است. اصرار بر ندیدن مشکلات یا کوچک جلوه دادن آنها در صورتی که مردم آن را در زندگی روزمره مشاهده کنند، به‌جز کاهش اعتماد به نظام تصمیم‌گیری اقتصادی اثری ندارد و سبب می‌شود که خبرهای درست هم با تردید و ناباوری روبه‌رو شود. این نگرش همچنین سبب می‌شود که دولت برای پوشش کمبودها و اثبات عادی بودن شرایط دست به اتخاذ تصمیم‌هایی بزند که فقط آتش بحران را تشدید می‌کند. سابقه اقتصاد ایران پر است از این گونه تصمیمات. امیدواریم از آن پرهیز شود.

*  اقتصاددان

سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: حجم فایل صوتی:12.11M | مدت زمان فایل صوتی :00:08:48 دانلود فایل صوتی این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۵۱ دقیقه قبل / روزنامه عصر اقتصاد

عجیب‌ترین کنکور با صبورترین کنکوری‌ها

راضیه حسینی بالاخره کنکور امسال هم برگزار شد. کنکوری که شاید بتواند لقب عجیب‌ترین دوره را از آن خود کند. به نظرمان داوطلبان امسال همگی به‌نوعی آسیب‌دیده هستند.

اصلاً همین که توانستند در شرایط جنگی، آتش‌بسی که بود ولی نبود و پساجنگ خود را به آزمون برسانند نشان می‌دهد یک خاورمیانه‌ای تمام‌عیار هستند. یک ول‌نکن شش‌دانگ.

این داوطلبان تنها چیزی که نداشتند آرامش و ثبات فکری و روحی بود. کنکوری‌های پیش از آن‌ها، خود را در اتاق حبس می‌کردند، در را به روی هر موجود زنده‌، حتی حشرات و جانوران می‌بستند، سکوت را می‌بلعیدند تا بتوانند از غول کنکور بگذرند. مطالب پیشنهادی قیمت طلا، سکه، دلار و سایر ارزها ۲۴ تیر ۱۴۰۲ (جدول) ۱۴۰۲/۰۴/۲۴ تولید شیرخشک نوزاد در مهرماه به ۴.۵ میلیون قوطی رسید ۱۴۰۴/۰۸/۱۴

اما بچه‌های امسال درحالی‌که می‌رفتند تا در اتاق را ببندند یک‌هو انفجاری بیخ گوش‌شان اتفاق می‌افتاد و کلاً در و پنجره با هم از جا کنده می‌شد؛ البته برخی که خیلی خوش‌شانس بودند فقط کمی موج انفجار دریافت می‌کردند و بعد دوباره برمی‌گشتند سر درس و کتاب.

مغزشان دیگر نمی‌فهمید باید استرس داشته باشد، یا آرام باشد و درس بخواند. اصلاً کدام استرس را اول داشته باشد، نگرانی کنکور یا ترکیدن؟

اگر دیگر زیادی خوش‌شانس بودند و شهرشان کلاً از انفجار و این حرف‌ها دور بود، می‌توانستند در را ببندند، سکوت را ببلعند، اما باز با انواع‌واقسام خبرها بمباران می‌شدند و در ادامه با لغو امتحانات و کنکور هر بار تست اعصاب و روان می‌دادند.

دوازدهمی‌ها سیصد و شصت و پنج بار برای امتحانات آماده شدند، بارها برای کنکور خیز برداشتند و باز عقب نشستند، از فک‌وفامیل و دوست و آشنا هم تا دل‌تان بخواهد انواع خبرهای فیک را دریافت کردند.

یکی می‌گفت: «کنکور امسال اصلاً برگزار نمی‌شه» آن یکی می‌گفت: «همه‌ی پسرها باید مستقیم برن سربازی. دیگه کنکور بی کنکور» یکی دیگر خیلی محکم و مطمئن می‌گفت: «من خبر موثق دارم. دیگه هیچ دانشگاهی نمی‌مونه که شما توش درس بخونید. الان هم نصف بیشتر رو زدن شما خبر ندارید.» و…

داوطلبان امسال در هر نقطه‌ای از ایران، تنها چیزی که نداشتند آرامش بود و تنها چیزی که خیلی داشتند، یا مجبور شدند داشته باشند، صبر. جا دارد یکی از خوانندگان عزیز «صبر ایوب» را فقط مخصوص کنکوری‌های امسال بخواند.

ابتدای ترانه هم با این بیت شروع شود

«گفته بودم اگه برگزار بشی دوباره/ غم می ره از دل و تاریکی می‌میره»

و در ادامه همه‌ی داوطلبان با هم بخوانند:

«صبر ایوب زمان، صبر منه/ تست‌ها بی تو کشکه و زجر منه» تگ هااخبار برگزیده سرمقاله طنز


۵۱ دقیقه قبل / روزنامه عصر اقتصاد

اقتصاد گلوگاه‌ها؛ وقتی یک تنگه قیمت زندگی را تغییر می‌دهد

ساسان باقرپناه در نگاه اول، تنگه‌ها و مسیرهای دریایی موضوعی مربوط به کشتیرانی، تجارت بین‌الملل و شرکت‌های بزرگ به نظر می‌رسند؛ موضوعی دور از زندگی روزمره مردم.

اما کافی است یکی از این مسیرها برای چند روز دچار اختلال شود تا اثر آن از روی نقشه به سفره خانوار، هزینه تولید، قیمت مواد اولیه و حتی تصمیم یک فروشگاه برای سفارش بعدی منتقل شود.

در اقتصاد امروز، بعضی نقاط جغرافیایی فقط مسیر عبور کشتی نیستند؛ گلوگاه‌هایی هستند که اختلال در آنها می‌تواند زنجیره‌ای از هزینه را در چند کشور به حرکت درآورد. مطالب پیشنهادی اصلی‌ترین چالش های صنعت بیمه در شرایط فعلی ایران ۱۴۰۲/۰۹/۱۲ کوچ کارآفرینان! ۱۴۰۳/۰۴/۱۱

اقتصاد گلوگاه‌ها بر یک واقعیت ساده استوار است: زنجیره تأمین تا زمانی ارزان و روان کار می‌کند که مسیرها قابل پیش‌بینی باشند.

یک کشتی ممکن است هزاران کیلومتر حرکت کند، اما گاهی بخش کوچکی از مسیر، تعیین‌کننده زمان و هزینه کل سفر است. اگر آن نقطه با محدودیت، ناامنی، ازدحام یا تغییر مسیر روبه‌رو شود، مسئله فقط چند ساعت تأخیر نیست.

کشتی باید مسیر طولانی‌تری طی کند، سوخت بیشتری مصرف شود، بیمه ریسک بالاتری محاسبه کند، برنامه بنادر تغییر کند و زمان تحویل کالا افزایش یابد.

همین‌جا یک مفهوم مهم اقتصادی وارد می‌شود: «انتقال شوک هزینه». افزایش هزینه در ابتدای زنجیره معمولاً همان‌جا متوقف نمی‌شود.

کرایه بالاتر به هزینه بیشتر واردکننده تبدیل می‌شود، واردکننده آن را در بهای تمام‌شده می‌بیند، تولیدکننده یا توزیع‌کننده نیز بخشی از آن را به قیمت فروش منتقل می‌کند و در نهایت مصرف‌کننده با کالایی گران‌تر روبه‌رو می‌شود.

ممکن است خانواری که هرگز نام یک تنگه یا بندر را هم نشنیده، هزینه اختلال آن را در خرید روزانه خود پرداخت کند.

مسئله فقط کرایه حمل نیست. وقتی زمان رسیدن کالا طولانی‌تر می‌شود، سرمایه نیز مدت بیشتری در مسیر قفل می‌ماند. تاجری که پول کالا را پرداخت کرده اما چند هفته بیشتر منتظر تحویل می‌ماند، بخشی از سرمایه در گردش خود را از دسترس خارج کرده است.

اگر هزینه تأمین مالی بالا باشد، هر روز تأخیر قیمت واقعی کالا را بیشتر می‌کند. برای کارخانه‌ای که منتظر ماده اولیه یا قطعه است، تأخیر ممکن است حتی به کاهش تولید یا توقف بخشی از خط تولید منجر شود. در چنین شرایطی هزینه یک گلوگاه دریایی می‌تواند بسیار بیشتر از مبلغی باشد که روی فاکتور حمل نوشته شده است.

از این منظر، مفهوم «هزینه کل رسیدن کالا» اهمیت پیدا می‌کند. قیمت واقعی یک کالا فقط قیمت خرید از کارخانه مبدأ نیست؛ حمل داخلی، هزینه بندر، کرایه دریایی، بیمه، هزینه مالی پول، زمان، انبارداری، ترخیص و حمل تا مقصد نیز بخشی از قیمت نهایی هستند.

به همین دلیل ممکن است قیمت کالا در کشور تولیدکننده تغییری نکرده باشد، اما مصرف‌کننده در مقصد همچنان با افزایش قیمت مواجه شود. بخشی از فشار تورمی می‌تواند نه در کارخانه، بلکه در مسیر رسیدن کالا به بازار شکل بگیرد.

این مسئله برای تولیدکنندگان نیز اهمیت دوچندان دارد. بسیاری از صنایع حتی زمانی که محصول نهایی داخلی است، برای بخشی از مواد اولیه، تجهیزات یا قطعات به زنجیره تجارت جهانی وابسته‌اند. افزایش هزینه حمل می‌تواند بهای تولید داخلی را نیز بالا ببرد.

به همین دلیل تقسیم ساده کالاها به «داخلی» و «وارداتی» همیشه تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. محصولی ممکن است در داخل تولید شود، اما بخشی از هزینه آن به قیمت جهانی مواد، حمل دریایی، بیمه یا زمان تحویل وابسته باشد.

اقتصاد گلوگاه‌ها یک درس مهم دیگر نیز دارد: بهره‌وری بالا بدون تاب‌آوری کافی می‌تواند آسیب‌پذیر باشد. سال‌ها بسیاری از شرکت‌ها تلاش کرده‌اند موجودی انبار را کاهش دهند و کالا درست زمانی برسد که برای تولید لازم است.

این روش در شرایط عادی هزینه را پایین می‌آورد، اما وقتی مسیرهای حمل غیرقابل پیش‌بینی می‌شوند، موجودی کم می‌تواند به توقف تولید تبدیل شود. در این شرایط بنگاه مجبور است میان هزینه نگهداری موجودی بیشتر و ریسک توقف تولید یکی را بپذیرد.

در چنین فضایی، تجارت فقط رقابت بر سر قیمت خرید نیست؛ رقابت بر سر قابلیت تحویل هم هست. فروشنده‌ای که کالای ارزان‌تری پیشنهاد می‌دهد، لزوماً گزینه اقتصادی‌تری نیست اگر مسیر حمل او پرریسک‌تر، زمان تحویلش طولانی‌تر یا هزینه بیمه و تأمین مالی آن بیشتر باشد.

تصمیم حرفه‌ای باید بر اساس هزینه نهایی کالا در مقصد گرفته شود، نه فقط عددی که در ابتدای پیش‌فاکتور نوشته شده است.

برای سیاست‌گذار نیز همین نگاه ضروری است. توسعه بندر، تنوع مسیرهای تجاری، افزایش ظرفیت حمل، تسهیل ترانزیت و کاهش زمان تشریفات فقط پروژه‌های حمل‌ونقلی نیستند؛ بخشی از سیاست حمایت از تولید و کنترل هزینه‌ها هستند.

هر ساعتی که از زمان توقف کالا کم شود و هر مسیر جایگزینی که در زمان بحران قابل استفاده باشد، می‌تواند بخشی از ریسک و هزینه اقتصاد را کاهش دهد.

در نهایت، تنگه‌ها به ما یادآوری می‌کنند که اقتصاد امروز بیش از آنچه تصور می‌کنیم به جغرافیا وابسته است. یک اختلال در نقطه‌ای دور می‌تواند هزینه تولید در کارخانه‌ای دیگر، قیمت کالا در فروشگاهی دیگر و قدرت خرید خانواده‌ای در کشوری دیگر را تغییر دهد.

گلوگاه‌های دریایی فقط مسئله کشتی‌ها نیستند؛ بخشی از زنجیره قیمت زندگی‌اند.

شاید به همین دلیل، وقتی درباره تورم و افزایش هزینه‌ها صحبت می‌کنیم، نباید همیشه فقط به نرخ ارز یا قیمت کارخانه نگاه کنیم.

گاهی بخشی از گرانی کیلومترها دورتر و روی آب شکل گرفته است. در اقتصادی که زنجیره‌های تأمین به هم متصل‌اند، یک تنگه کوچک روی نقشه می‌تواند اثری بسیار بزرگ بر قیمت زندگی داشته باشد. تگ هاسرمقاله گلوگاه‌های دریایی مسیر عبور کشتی




 آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری
۸ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری

آرمان امروز : عبدالعظیم آق‌آتابای؛ پژوهشگر اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای تازه‌های اقتصاد به جایگاه آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران و نقد ظرفیت آن برای حل مسائل ساختاری اقتصاد کشور پرداخت. در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های هم‌زمان تورم مزمن، ناترازی‌های مالی و فشارهای ارزی روبه‌روست، بازخوانی «مکتب کلاسیک» به‌عنوان نخستین نظام نظری [ ]

 10 محور صحبت‌های رئیس‌کل
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

10 محور صحبت‌های رئیس‌کل

شامگاه چهارشنبه، عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، در گفت‌وگوی ویژه خبری در شبکه خبر، با اشاره به عملکرد این نهاد در شرایط جنگ اقتصادی، مجموعه‌ای از اقدامات و برنامه‌ها را در حوزه سیاست ارزی، کنترل تورم، تامین مالی تولید، اصلاح نظام بانکی، کالابرگ و توسعه زیرساخت‌های پرداخت تشریح کرد. محور اصلی اظهارات او، مدیریت محدودیت‌های ناشی از تحریم، جنگ و کاهش درآمدهای ارزی و تلاش برای جلوگیری از انتقال این فشارها به تورم و معیشت مردم بود.

 تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد
۱۴ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد

اقتصادنیوز: معاون وزیر راه اعلام کرد: در سطح کلان اقتصادی لزوماً با کمبود مطلق واحد مسکونی مواجه نیستیم؛ چراکه حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد.

 تجارت ایران و ترکیه چگونه است؟
۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

تجارت ایران و ترکیه چگونه است؟

اکوایران: تجارت ایران و ترکیه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵.۶ میلیارد دلار رسید. اما ترکیب مبادلات نشان می‌دهد سهم ایران از این رابطه عمدتا به صادرات مواد اولیه و نهاده‌های تولید محدود مانده است.

 منتقدان بنزین رویافروشی می‌کنند!
۲۶ دقیقه قبل / سایت تابناک

منتقدان بنزین رویافروشی می‌کنند!

مردم حق دارند نگران باشند اما منتقدان هم باید پاسخ دهند راه‌حل‌شان برای فاصله ۱۵ میلیون لیتری تولید و مصرف چیست؟ نمی‌توان همزمان انتظار داشت بنزین فراوان، ار...

 انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟
۱۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟

اقتصادنیوز: قحطی ۱۹۳۳ شوروی نتیجه سیاست‌های اشتراکی‌سازی اجباری بود که برداشت معمولی را به فاجعه تبدیل کرد. در آن میان اوکراینی‌ها هدف شدیدترین اشتراکی‌سازی و بالاترین نرخ مرگ‌ومیر بودند.