وفاق زمانی برای کشور ارزشمند است که بتواند از دل تفاوت دیدگاهها، تصمیم مشترک و راهحل مشترک بسازد. امروز که دولت وارد سال سوم خود شده، باید یک سوال جدی را بدون ملاحظه مطرح کنیم: آیا ساختار مدیریتی دولت برای مسائل امروز کشور، همان ساختار مورد نیاز روز آغاز دولت است؟
پاسخ را باید در عملکرد جستوجو کرد، نه در گرایش سیاسی مدیران. دولت در دو سال نخست، برای ایجاد اعتماد میان جریانهای سیاسی و شکل دادن به یک اجماع مدیریتی تلاش کرد. این مسیر برای عبور از فضای شکاف و اختلاف ضروری بود. اما اکنون مرحله دیگری آغاز شده است؛ مرحلهای که در آن وفاق باید از سطح ترکیب سیاسی دولت به سطح کارآمدی دولت منتقل شود. کشور امروز با مجموعهای از مسائل بههمپیوسته مواجه است؛ ناترازی انرژی، اقتصاد و معیشت، سرمایهگذاری، نظام بانکی، بهرهوری و مطالبات اجتماعی. برای این مسائل نمیتوان با منطق مدیریت روزمره پاسخ داد.
سال سوم باید سال دولتِ حل مساله باشد- بازآرایی دولت در چنین شرایطی به معنای نفی گذشته یا حذف یک جریان سیاسی نیست. معنای آن، ارزیابی عملکرد و انتخاب کارآمدترین ظرفیتها برای مرحله جدید است. وفاق نباید به «سهمخواهی» تبدیل شود و نباید هیچ مدیری تصور کند که صرفا به دلیل قرار گرفتن در یک ترکیب سیاسی، از ارزیابی عملکرد مستثنی است. همانطور که همه جریانهای سیاسی باید در تصمیمسازی دیده شوند، همه مدیران نیز باید در برابر نتیجه تصمیمهای خود پاسخگو … …



































































































































































