قیمت طلا امروز




 سایت جماران / ۴۰ ساعت قبل

فرصت تاریخی برای زیست مشترک

هم‌مخالفان سرسخت نظام‌مقدس که نا امید از اصلاحات و معتقد به براندازی بودند و هم موافقان سرسخت حفظ وضع موجود پس از مواجهه ای بی سابقه و بسیار پرهزینه و‌ خونبار به نقطه ضرورت اصلاح ساختاری و اساسی در اداره ایران رسیده اند. گویی هر دو به تماشای واقعیتی عریان رسیده اند که حذف دیگری ممکن نیست و هر دو ناامید از مسیری که پیموده اند در این نقطه تاریخی به توافقی  نانوشته برای همزیستی و اصلاح شرایط بگونه ای که خیرجمعی و رضایت عمومی را در بر داشته باشد رسیده اند
 فرصت تاریخی برای زیست مشترک

«امیدوارم با درایت و واقع بینی و فارغ از احساسات (که کاملا موجه و قابل فهم است ) با تدبیر و در نظر گرفتن خیر عمومی بتوان از این مرحله به سلامت عبور کرد ولی با گذر از این مرحله سخت کار سخت تر حاکمیت آغاز

می شود …» سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از اصحاب رسانه ۲۵مرداد ۱۴۰۵

شاید در میان سخنان مبسوط آقای خاتمی در این دیدار این فراز بیش از همه نیازمند تامل باشد.

گذر از شرایط سختی که کارهای سخت تری در پی خواهد داشت .چنانکه در آغاز سخن نیز به این موضوع اشاره کرده اند که «اگر بگوییم در خطیر ترین و تعیین کننده ترین وضعیت پس از انقلاب قرار گرفته ایم گزافه نگفته ایم »

از شرح آنچه بر ایران در سالهای اخیر پیش و‌پس از جنگ دوازده روزه ، وقایع دی ماه ۱۴۰۴ و پس از آن جنگ چهل روزه و اتش بس و شرایط خشم و فشار اقتصادی و‌ محاصره گذشت، می گذریم چرا که تجربه زیسته و روزمره همه‌ ی ماست اما گویی بازنمایی واقعیت توسط ایشان فریاد هشدار و بیدار باشی است بر فضای احساسی وموهوم و مه آلود ودور از واقعیتی که بجای ادراک و بررسی و چاره جویی زمینه هایی که مار ا به جنگی نا خواسته کشاند بی توجه به اولویت های‌ واقعی کشور گمان می کند جنگ ضرورت کشور و انتخاب ماست نه دامی که دشمن بارها اعتراف کرده سالهاست  با تمام  توان از نفوذ، تحریم، فشار اقتصادی، ایجاد نارضایتی، اعتراض، اغتشاش، کشته سازی و ایجاد فضای رسانه ای بین المللی و … در پی مشروعیت بخشیدن به عملیات نظامی و تجاوز به ایران در نقاب کمک و مداخله نظامی  بشر دوستانه بوده است.

چه اتفاقی افتاده در این شرایط که دشمن از ادامه جنگ منصرف شده و آن را بی ثمر میداند کسانی در داخل از رویا و یا بهتر بگویم کابوس جنگ و جنگ طلبی بیدار نمی شوند؟

اقای خاتمی گفته اند : «بعضی ها می گویند ما حیات مان در جنگ است می گویند اول پدر امریکا را در اینجا در می اوریم بعد می رویم در قلب امریکا با او‌ می جنگیم اخر با کدام واقعیت ها؟ من هم احساساتم جریحه دار شده که رهبرم را کشتند اما مساله مدیریت جامعه نباید بر احساسات باشد…»

از هیاهوی ناشی از فریب و دام جنگی که بیگانگان پیش پای ما گسترده اند بگذریم و ببینیم واقعیت چیست؟

بطور خلاصه در جامعه ملتهب و لغزان بر لبه های فروپاشی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۴ پس از امید  اندکی که به اصلاح امور درپی آخرین انتخابات ریاست جمهوری داشت و چنانکه باید و شاید به نتیجه نرسید در خلا امید به اصلاح، حداقل بخش قابل توجه و بی سابقه ای به سودای براندازی در مقابل حاکمیتی ایستاد که او نیز جز برخورد خشن وعریان با اعتراضات پاسخ قانع کننده ای در دست نداشت وشد آنچه نباید میشد .

دو واقعه دی ماه ۱۴۰۴ و پس از آن جنگ چهل روزه در چنین بستری روی داد  و هنوز تا این لحظه زمینه اختلافات باقی است.

هر چند با پایمردی نیروهای مسلح و‌دولت و ایرانیان مومنی که زیر سایه کلمه «الله» پرچم مقدس جمهوری اسلامی را وفادارانه به اهتزاز در اوردند و سایرینی که با هر تفکری درمصاف با بیگانه با عشق به میهن شرایط سخت امنیتی و اقتصادی والزامات جنگ را تاب اوردند و نمایش بی بدیلی از اتحاد و یکپارچگی را به جهان ارائه کردند، 

 استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی وتمامیت ارضی حفظ شده و فرصت بدیعی برای باز ارایی روابط وفضای سیاسی واجتماعی ایران در اختیار حاکمیت قرارگرفت . در این شرایط نباید نقطه آغاز بحران را فراموش کنیم، روزنه ای که به دشمن جسارت جنایت جنگی  داد.

برای این دو واقعه سراسررنج و درد و تلخی شاید فقط یک دستاورد بتوانیم تصور کنیم.

اینکه هم‌مخالفان سرسخت نظام‌مقدس که نا امید از اصلاحات و معتقد به براندازی بودند و هم موافقان سرسخت حفظ وضع موجود پس از مواجهه ای بی سابقه و بسیار پرهزینه و‌ خونبار به نقطه ضرورت اصلاح ساختاری و اساسی در اداره ایران رسیده اند. گویی هر دو به تماشای واقعیتی عریان رسیده اند که حذف دیگری ممکن نیست و هر دو ناامید از مسیری که پیموده اند در این نقطه تاریخی به توافقی  نانوشته برای همزیستی و اصلاح شرایط بگونه ای که خیرجمعی و رضایت عمومی را در بر داشته باشد رسیده اند.

حقیقت جامعه امروز ایران چنانکه نظر سنجی ها و پیمایش ها و مشاهدات میدانی نیز موید آن است چنین به نظر میرسد.

و مولای متقیان امیر المومنین چه زیبا فرموده اند که :«من ابدی صفحته للحق هلک.هر که در بر ابر حق سینه سپر  کند نابود شود.»

در این دیدار رییس جمهور اسبق نیز به این حقیقت اشاره داشتند «جمهوری اسلامی به رغم همه نقص ها و‌ نارسایی هایش ماندنی است یعنی تهاجم خارجی و جنگ همه جانبه آن را از پا در نمی آورد مگر اینکه بعد از آن حکمرانی نتواند نقص ها و نارسایی ها و عواملی که منجر  به جدایی اکثریت از جامعه شده است به کمک خود مردم در مان کند »

قطعا این جمله محور بازگشت جامعه و حاکمیت به نقطه آغاز راه نو فراروی نظام جمهوری اسلامی است

حقیقت این است که در مسیر رشد و اعتلا و‌ بالندگی ایران و نظام‌ جمهوری اسلامی جنگ خصوصا چنین جنگی که در اثر شکاف، رخنه، انحراف و‌ نفوذ در مسیر حکمرانی پیش امده و به ما تحمیل شده برنامه ما نبوده است. بیراهه ای از مسیر و برنامه اصلی بوده که دشمن گام به گام  ما را به کام آن کشیده و باید متوقف شود.

جمله معروفی هست که می گوید کسی که نمیداند به کجا میخواهد برود به هرجایی ممکن است برود.

ایا مادر چنین شرایطی گرفتار شده ایم؟

آنچه در ابتدای این  نوشتار مرحله سخت نامیده شده به نظر نویسنده   بازگشت و خروج از دام جنگ و جنگ طلبی است که در نقاب دخالت بشردوستانه دشمنان قسم خورده ایران به ما تحمیل کردندو بعید نیست با نقابهای دیگری از سوی دیگر استمرار یابد. کار سخت تر پس از آن بازسازی مسیر توسعه و پیشرفت ایران و ایجاد رضایتمندی عمومی با دو رویکرد زیر است چنانکه جناب اقای خاتمی  به آن اشاره کرده اند

«با گذر از این مرحله سخت کار سخت تر حاکمیت آغاز می شود که رسیدن به تعریفی از رابطه خود با جهان وبخصوص همسایگان که دلخوری ها و نگرانی ها ی فیمابین هم بیشتر شده است و تدبیر درست در داخل برای بهبود امور و‌ اصلاح ساختاری و رویکردی و راهبردی به نفع جامعه و مردمی که سخت درتنگنا هستند. از یاد نبریم که در این سالها خط خونی که  بین مردم و حکومت فاصله انداخته است بسیار پررنگ است و نیز وضع تولید و گرانی و اقتصاد و معیشت و بیکاری و…»

اما کلام آخر اینکه آیا جبهه اصلاحات به عنوان واسطه و‌ میانجی توانایی جلب مشارکت ملی و ایفای رسالت تاریخی خود یعنی اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی چنانکه رییس جمهور خاتمی در این دیدار به حاکمیت پیشنهاد کرده را دارد یا خیر؟ ایفای نقش ضروری و بی بدیل و راهگشایی که  پیش از استقبال یا اکراه حاکمیت و پذیرش همراهی و همدلی مردم نیازمند نوسازی جبهه اصلاحات است .

 



۳ ساعت قبل / سایت جماران

کنایه زیدآبادی به تندروها درباره «صلح شرافتمندانه» از نظر سید محمد خاتمی

به گزارش جماران، احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت: 

 «حمایت سیدمحمد خاتمی از صلح شرافتمندانه به مذاق محافل تندرو خوش نیامده است. برخی از آنها می‌پرسند منظور از صلح شرافتمندانه چیست؟

 آقای خاتمی خودش آن را توضیح داده است. صلح شرافتمندانه یعنی احیا و اجرای کامل تفاهم‌نامه‌ای که‌ بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسما امضا شده است.

جایگزین این تفاهم‌نامه سه چیز است. اول، آغاز دوبارهٔ جنگ که هزینه‌ها و نتایج مترتب بر آن آشکار است. دوم، ادامهٔ وضعیت موجود و تداوم محاصرهٔ اقتصادی کشور که عواقبش نیاز به توضیح ندارد. سوم، تن دادن به فرمولی یک‌جانبه که به لغو تحریم‌ها منجر نشود.

کدامیک از این سه جایگزین به کام تندروها شیرین می‌آید که اجرای تفاهم‌نامه را به عنوان مبنای صلح شرافتمندانه نفی می‌کنند؟»


۴ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود

سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!

وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمی‌شود و گوینده ناگزیر خطبه‌ای بی‌ثمر می‌خواند و استدلالی به میان نمی‌آورد. فلذا کل سخن یا بیهوده به‌نظر می‌رسد یا فقط یک مخالف‌خوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!

خاتمی می‌گوید: «بعضی‌ها می‌گویند ما حیات‌مان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! می‌گویند اول پدر امریکا را در اینجا در‌می‌آوریم بعد می‌رویم در قلب امریکا با او می‌جنگیم. آخر با کدام واقعیت‌ها».

اکنون هم رئیس تیم مذاکره‌کننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام می‌گویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار می‌رود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقل‌قول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما می‌توانیم بگوییم «پاسخ‌دادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانه‌کردن آن نیت دیگری دارد.

پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه می‌کنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهم‌نامه نقض نشود. البته از طرف هیچ‌یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یک‌طرف آشکارتر و بزرگ‌تر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».

بسیار گفته‌اند که اصلاح‌طلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» می‌گذارند. می‌توان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهم‌نامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش می‌دهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرف‌ها را می‌زند که همین جمله‌ی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفت‌وگوی تمدن‌ها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقض‌نکردن تفاهم‌نامه سفارش کند.

این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی می‌گویند تمامی بند‌ها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز این‌که امریکایی‌ها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاح‌طلب که آشکارا می‌گویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را می‌خواهد ولی با کلی‌گویی و احتیاط. او آن‌قدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که می‌گوید «مردم می‌خواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک می‌کند ولی نتیجه یکی است.

وقتی اصلی‌ترین بخش سخن ضعیف‌ترین استدلال باشد، دیگر باقی بخش‌ها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهم‌نامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمی‌تواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم به‌کار نمی‌برید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیف‌ترین حلقه‌اش قوی‌تر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشته‌های آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از داده‌هایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطال‌پذیر باشد. تکیه بر پیش‌فرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه می‌برد. سخن باید شبکه‌ای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعا‌های منفرد و آسیب‌پذیر.

خاتمی می‌گوید «من هم احساساتم جریحه‌دار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون می‌بارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه می‌کند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی می‌کند، می‌توان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمان‌تان خون‌بار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاح‌طلبان و پیروان شما ارتباط رسانه‌ای دارم. نمی‌گویم شما دروغ می‌گویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینه‌ی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعله‌ور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح می‌گویید بی‌توجه به شهادت رهبری نیستید.

صلح شرافتمندانه دو سوی شریف می‌خواهد. سی سال است اصلاح‌طلبان می‌گویند «دشمن، دشمن»‌کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح می‌خواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه می‌گویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در این‌سو شک دارید؟!




 ۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست
۳ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست

برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانواده‌ای که با ای‌بی زندگی می‌کند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، می‌تواند به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شود.

 پایان آرامش شکننده در یمن؟
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

پایان آرامش شکننده در یمن؟

دنیای‌اقتصاد: نیروهای دولتی یمن (تحت حمایت عربستان) اخیرا ده‌ها حمله به مواضع انصارالله در سراسر این کشور انجام داده‌اند که تازه‌ترین نشانه از احتمال نزدیک شدن یمن به یک جنگ تمام‌عیار است. «ماجد عبدالله النزیلی» سخنگوی دولت یمن روز پنج‌شنبه اعلام کرد که نیروهای دولتی ۸۱حمله علیه مواضع حوثی‌ها ترتیب داده‌اند. به گفته او این حملات به حذف تعدادی از مبارزان و فرماندهان میدانی حوثی‌ها منجر شده است. همزمان یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌ها، از انجام دو حمله پهپادی به اهدافی در استان نجران عربستان سعودی خبر داد که در آن سوی مرز یمن قرار دارد. به گفته او، این حملات یک هدف در فرودگاه نجران و همچنین یکی از تاسیسات آرامکو در این استان را «با موفقیت» هدف قرار دادند.

 فرصت ایران برای توسعه زنجیره مس و ایفای نقش در بازار جهانی فولاد سبز
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت ایران برای توسعه زنجیره مس و ایفای نقش در بازار جهانی فولاد سبز

مدیرعامل شرکت مهندسی فکور صنعت تهران (سهامی عام) با تشریح مسیر ۳۳ساله این مجموعه، از تحول فکور صنعت از یک شرکت مهندسی و پیمانکاری به یک بنگاه چندکسب‌وکاره و یک شرکت ارائه‌دهنده راه‌حل جامع (Total Solution Provider) در زنجیره معدن و فولاد کشور خبر داد. محمدوحید شیخ‌زاده با اشاره به جایگاه این شرکت به‌عنوان هفتمین تولیدکننده کنسانتره کشور با ظرفیت حدود 3.5میلیون تن تولید و رتبه ۵۹ در رده‌بندی IMI-100، تاکید کرد که هدف فکور صنعت، حرکت به سمت توسعه پایدار و تبدیل شدن به یک سرمایه صنعتی چندنسلی و ملی است. او در این گفت‌وگو، فرصت‌های پیش روی ایران در حوزه فولاد سبز، آهن اسفنجی و توسعه زنجیره مس را تشریح کرد و دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت‌های معدنی کشور را از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی ایران دانست. شیخ‌زاده همچنین با انتقاد از قیمت‌گذاری دستوری، مداخلات گسترده در اقتصاد و محدودیت‌های پیش روی …

 خط‌ونشان تل‌آویو برای آنکارا
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

خط‌ونشان تل‌آویو برای آنکارا

اسرائیل در ۱۸ اوت (سه‌شنبه 27مردادماه) به «ابوالظهور» در استان ادلب در شمال غربی سوریه، تقریبا ۷۰کیلومتری (۴۳ مایل) مرز ترکیه، حمله کرد و به باند فرودگاه و انبارهای آن آسیب رساند. نتانیاهو دلیل این حمله را استقرار قریب‌الوقوع ارتش ترکیه در این تاسیسات عنوان کرد. وی روز سه‌شنبه گفت: «ما دیدیم که ترکیه قصد دارد در فرودگاهی در جنوب مرز خود، نزدیک حلب، حضور پیدا کند و پیامی فرستادیم: «نکنید». این پیام رسید، اما ظاهرا آنها به آن گوش ندادند. بنابراین با اقدام مان مطمئن شدیم که آنها متوجه شده‌اند.»

 بخش عمومی در ایران
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بخش عمومی در ایران

امروزه توافق نسبتا گسترده‌ای وجود دارد که بازار، هرچند ساز وکاری قدرتمند برای تخصیص منابع است، در تامین برخی کالاها و خدمات با محدودیت مواجه می‌شود و در چنین مواردی، وجود دولت می‌تواند از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر باشد. البته، این توافق به معنای پذیرش بی‌قیدوشرط مداخله دولت نیست؛ برخی اقتصاددانان مکتب اتریشی و به‌ویژه موری روتبارد، حتی استدلال نظریه کالاهای عمومی را هم به چالش کشیده‌اند؛ روتبارد حتی وجود یک دولت حداقلی برای دفاع، پلیس و دادگاه‌ها را نیز ضروری نمی‌دانست و معتقد بود این خدمات هم می‌توانند از طریق ترتیبات داوطلبانه و خصوصی ارائه شوند. با این‌حال، می‌توان گفت تامین کالاهای عمومی یکی از معدود حوزه‌هایی است که مداخله دولت در آن از پذیرش نسبتا گسترده‌ای در میان اقتصاددانان برخوردار است.

 بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29

k: بازار