
«امیدوارم با درایت و واقع بینی و فارغ از احساسات (که کاملا موجه و قابل فهم است ) با تدبیر و در نظر گرفتن خیر عمومی بتوان از این مرحله به سلامت عبور کرد ولی با گذر از این مرحله سخت کار سخت تر حاکمیت آغاز
می شود …» سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از اصحاب رسانه ۲۵مرداد ۱۴۰۵
شاید در میان سخنان مبسوط آقای خاتمی در این دیدار این فراز بیش از همه نیازمند تامل باشد.
گذر از شرایط سختی که کارهای سخت تری در پی خواهد داشت .چنانکه در آغاز سخن نیز به این موضوع اشاره کرده اند که «اگر بگوییم در خطیر ترین و تعیین کننده ترین وضعیت پس از انقلاب قرار گرفته ایم گزافه نگفته ایم »
از شرح آنچه بر ایران در سالهای اخیر پیش وپس از جنگ دوازده روزه ، وقایع دی ماه ۱۴۰۴ و پس از آن جنگ چهل روزه و اتش بس و شرایط خشم و فشار اقتصادی و محاصره گذشت، می گذریم چرا که تجربه زیسته و روزمره همه ی ماست اما گویی بازنمایی واقعیت توسط ایشان فریاد هشدار و بیدار باشی است بر فضای احساسی وموهوم و مه آلود ودور از واقعیتی که بجای ادراک و بررسی و چاره جویی زمینه هایی که مار ا به جنگی نا خواسته کشاند بی توجه به اولویت های واقعی کشور گمان می کند جنگ ضرورت کشور و انتخاب ماست نه دامی که دشمن بارها اعتراف کرده سالهاست با تمام توان از نفوذ، تحریم، فشار اقتصادی، ایجاد نارضایتی، اعتراض، اغتشاش، کشته سازی و ایجاد فضای رسانه ای بین المللی و … در پی مشروعیت بخشیدن به عملیات نظامی و تجاوز به ایران در نقاب کمک و مداخله نظامی بشر دوستانه بوده است.
چه اتفاقی افتاده در این شرایط که دشمن از ادامه جنگ منصرف شده و آن را بی ثمر میداند کسانی در داخل از رویا و یا بهتر بگویم کابوس جنگ و جنگ طلبی بیدار نمی شوند؟
اقای خاتمی گفته اند : «بعضی ها می گویند ما حیات مان در جنگ است می گویند اول پدر امریکا را در اینجا در می اوریم بعد می رویم در قلب امریکا با او می جنگیم اخر با کدام واقعیت ها؟ من هم احساساتم جریحه دار شده که رهبرم را کشتند اما مساله مدیریت جامعه نباید بر احساسات باشد…»
از هیاهوی ناشی از فریب و دام جنگی که بیگانگان پیش پای ما گسترده اند …






