یکشنبه / ۱۱ مرداد / ۱۴۰۵ - 2 August, 2026
 سایت جماران / ۴ ساعت قبل

فایننشال تایمز: شوک تنگه هرمز تاکنون به رکود جهانی منجر نشده است/ اقتصاد امروز در مقایسه با دهه ۱۹۷۰ متنوع‌تر، کم‌مصرف‌تر و مجهزتر به ذخایر نفتی است

 فایننشال تایمز: شوک تنگه هرمز تاکنون به رکود جهانی منجر نشده است/ اقتصاد امروز در مقایسه با دهه ۱۹۷۰ متنوع‌تر، کم‌مصرف‌تر و مجهزتر به ذخایر نفتی است
اقتصاد جهانی برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه، از نخستین موج بحران ناشی از اختلال در تنگه هرمز عبور کرده و هنوز وارد رکود فراگیر نشده است؛ مقاومتی که فایننشال تایمز آن را حاصل کاهش وابستگی اقتصادها به نفت، تنوع بیشتر منابع انرژی، ذخایر راهبردی و انعطاف‌پذیری بالاتر عرضه می‌داند، هرچند هشدار می‌دهد آثار کامل افزایش هزینه انرژی ممکن است با تأخیر در تورم، زنجیره‌های تأمین و رشد اقتصادی نمایان شود.


به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، فایننشال تایمز در گفت‌وگویی با تایلر گودسپید، اقتصاددان ارشد شرکت اکسون‌موبیل، به بررسی پیامدهای اختلال در تنگه هرمز بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی پرداخت و نوشت: با آغاز جنگ ایران و ایجاد اختلال در تنگه هرمز، بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند اقتصاد جهان با شدیدترین بحران انرژی تاریخ و رکودی فراگیر روبه‌رو شود. دلیل این نگرانی روشن بود: بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و بسته‌شدن این مسیر می‌توانست به کمبود فیزیکی انرژی، جهش تورم و تعطیلی بخشی از فعالیت‌های اقتصادی منجر شود.

بااین‌حال، برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها، رکود جهانی تاکنون رخ نداده است. اقتصاد جهان با وجود افزایش قیمت‌ها و فشارهای تورمی، مقاومتی بیشتر از حدّ انتظار نشان داده است.

تایلر گودسپید، اقتصاددان ارشد اکسون‌موبیل، معتقد است تفاوت‌های ساختاری اقتصاد امروز با اقتصاد دهه ۱۹۷۰، مهم‌ترین دلیل این مقاومت است.

  اقتصاد امروز نفت کمتری مصرف می‌کند

در سال ۲۰۲۶، تولید هر دلار کالا و خدمات در مقایسه با سال ۱۹۷۳ به انرژی و نفت کمتری نیاز دارد. اقتصادهای بزرگ جهان در چند دهه گذشته کارآمدتر شده‌اند و سبد انرژی آن‌ها نیز تنوع بیشتری پیدا کرده است.

هم‌زمان، سهم اعضای اصلی اوپک از بازار جهانی نفت کاهش یافته و عرضه تولیدکنندگان خارج از هسته اصلی اوپک، به‌ویژه تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا، انعطاف‌پذیرتر شده است.

بنابراین، کاهش عرضه از یک منطقه همچنان خطرناک است، اما برخلاف دهه ۱۹۷۰، لزوماً به‌سرعت کل اقتصاد جهانی را فلج نمی‌کند.

  ذخایر نفت، برای اقتصاد جهان زمان خریدند

یکی از مهم‌ترین سپرهای اقتصاد جهانی در برابر شوک اخیر، ذخایر راهبردی و تجاری نفت بود.

آمریکا و بسیاری از اقتصادهای بزرگ، پس از تجربه شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰، ذخایر گسترده‌ای ایجاد کرده‌اند. مناسب‌بودن سطح موجودی انبارها پیش از آغاز جنگ نیز باعث شد کاهش عرضه بلافاصله به کمبود سوخت، تعطیلی کارخانه‌ها و سقوط تولید منجر نشود.

ذخایر نفت در عمل بخشی از شوک را جذب کردند و برای دولت‌ها و بازارها زمان خریدند.

چین نیز در تعدیل بازار نقش داشت. هنوز مشخص نیست پکن مستقیماً از ذخایر رسمی خود استفاده کرده یا فقط روند انباشت نفت را متوقف کرده است. علاوه بر این، ضعف تقاضای داخلی چین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ احتمالاً بخشی از فشار واردشده بر بازار را کاهش داد.

  وابستگی کمتر شده، اما نفت هنوز جایگزین ندارد

کاهش شدت مصرف نفت به معنای بی‌اهمیت‌شدن این منبع انرژی نیست.

بخش‌هایی که همچنان به نفت وابسته‌اند، دقیقاً همان بخش‌هایی هستند که جایگزینی سوخت در آن‌ها دشوار است. حمل‌ونقل هوایی، کشتیرانی، حمل‌ونقل سنگین و صنایعی که به حرارت بالا نیاز دارند، نمی‌توانند در مدت چند ماه سوخت مصرفی خود را تغییر دهند.

به همین دلیل، ممکن است اقتصاد جهانی در مجموع نفت کمتری مصرف کند، اما کمبود در یک بخش حساس همچنان قادر است زنجیره بزرگی از تولید، حمل‌ونقل و تجارت را مختل کند.

  برای ایجاد رکود، معمولاً یک شوک کافی نیست

یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در این پادکست آن است که اقتصادهای بزرگ معمولاً تنها با یک شوک محدود وارد رکود نمی‌شوند.

برای ایجاد انقباضی که چند ماه ادامه پیدا کند، به بخش‌های مختلف اقتصاد سرایت کند و اشتغال را کاهش دهد، معمولاً یکی از دو وضعیت لازم است: یا چند شوک به‌طور هم‌زمان اقتصاد را تحت فشار قرار دهند، یا یک شوک بسیار بزرگ مانند همه‌گیری سال ۲۰۲۰ رخ دهد.

بنابراین، جنگ ایران احتمال وقوع رکود را افزایش داده است، اما شوک نفتی به‌تنهایی هنوز برای ایجاد رکود جهانی کافی نبوده است.

  رکودها قابل پیش‌بینی نیستند

گودسپید با بررسی ۱۳۲ رکود در آمریکا و بریتانیا از سال ۱۷۰۰ به بعد، به این نتیجه رسیده است که رکودها اساساً پیش‌بینی‌ناپذیرند.

ابزارهایی مانند منحنی بازده، شاخص‌های پیشرو، قاعده «سهم» و حتی مدل‌های پیچیده اقتصادی، بارها هشدارهای نادرست داده‌اند یا نتوانسته‌اند رکود واقعی را پیش‌بینی کنند.

از نگاه او، به‌جای تلاش برای تعیین تاریخ دقیق آغاز رکود، باید احتمال وقوع شوک‌های مختلف را ارزیابی کرد.

بر اساس بررسی تاریخی او در آمریکا، احتمال سالانه رکود مرتبط با انرژی حدود یک در ۱۰، رکود ناشی از همه‌گیری حدود یک در ۱۰۰ و رکود مرتبط با محدودیت‌های اعتباری حدود پنج در ۱۰۰ بوده است.

مسأله اصلی این است که در هر سال، چه شوک‌هایی در حال انباشته‌شدن هستند و آیا این شوک‌ها می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند یا خیر.

  انرژی؛ عامل پنهان بحران مالی ۲۰۰۸

روایت رایج، بحران مالی سال ۲۰۰۸ را عمدتاً نتیجه تحولات بازار مسکن و بحران نظام بانکی می‌داند، اما گودسپید معتقد است شوک انرژی نیز در شکل‌گیری و تشدید آن بحران نقش بزرگی داشته است.

قیمت واقعی نفت در ژوئن ۲۰۰۸ به بالاترین سطح تاریخی خود رسید؛ نه در سال ۱۹۷۳، نه هم‌زمان با انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ و نه هنگام حمله عراق به کویت.

در تابستان ۲۰۰۸، خانوار متوسط آمریکایی سالانه حدود دو هزار دلار بیشتر از چند سال قبل برای انرژی پرداخت می‌کرد؛ رقمی که با قیمت‌های سال ۲۰۲۶ محاسبه شده است.

هم‌زمان، نرخ وام مسکن افزایش یافت، تورم مواد غذایی از شش درصد عبور کرد و حدود پنج درصد صاحبان خانه به‌شدت از پرداخت اقساط وام خود عقب افتادند.

افزایش هم‌زمان هزینه بنزین، گرمایش، مواد غذایی و اقساط مسکن، خانوارهای بدون پس‌انداز را به مرز ناتوانی مالی رساند و بحران اعتباری را تشدید کرد.

  چرا انرژی این‌قدر خطرناک است؟

انرژی تقریباً در تولید و حمل‌ونقل همه کالاها و خدمات نقش دارد. از سوی دیگر، هزینه انرژی برای خانوارها اختیاری نیست؛ مردم باید به محل کار بروند، خانه‌های خود را گرم یا سرد کنند و مواد غذایی تهیه کنند.

هنگامی که قیمت انرژی افزایش می‌یابد، خانوارها خرید سایر کالاها را کاهش می‌دهند، خرید خودرو و لوازم خانگی را به تعویق می‌اندازند، شرکت‌ها با افزایش هزینه تولید مواجه می‌شوند و نگرانی از بیکاری، تمایل به پس‌انداز احتیاطی را افزایش می‌دهد.

در کنار این عوامل، اگر بانک مرکزی برای مهار تورم نرخ بهره را افزایش دهد، شوک انرژی با شوک پولی ترکیب می‌شود و احتمال وقوع رکود بیشتر خواهد شد.

  گذار سبز تنها با تنوع‌بخشی امنیت ایجاد می‌کند

کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی می‌تواند آسیب‌پذیری اقتصادها در برابر شوک‌های نفتی را کاهش دهد، اما تنها به این شرط که یک وابستگی با وابستگی دیگری جایگزین نشود.

اگر جهان از نفت خاورمیانه فاصله بگیرد، اما برای تأمین باتری، مواد معدنی، تجهیزات برقی یا فناوری‌های انرژی پاک به‌طور کامل به یک کشور وابسته شود، منشأ آسیب‌پذیری فقط تغییر خواهد کرد.

اصل اساسی برای افزایش مقاومت اقتصادی، تنوع‌بخشی میان منابع انرژی، کشورها و تأمین‌کنندگان مختلف است.

  ترکیدن حباب هوش مصنوعی الزاماً رکود ایجاد نمی‌کند

گودسپید همچنین احتمال وقوع رکود صرفاً در نتیجه ترکیدن حباب هوش مصنوعی را کمتر از تصور رایج می‌داند.

به گفته او، حباب‌های راه‌آهن، کانال‌ها، فیبر نوری و اینترنت، بیشتر قربانی رکودهایی بوده‌اند که منشأ آن‌ها در بخش‌های دیگری از اقتصاد قرار داشته است، نه اینکه خود عامل اصلی رکود باشند.

برای نمونه، رکود سال ۲۰۰۱ معمولاً با عنوان «رکود دات‌کام» شناخته می‌شود، اما گودسپید معتقد است شوک اصلی آن دوره، حملات ۱۱ سپتامبر، بسته‌شدن حریم هوایی آمریکا و گسترش ترس میان خانوارها و شرکت‌ها بود.

  رکود اقتصاد را پاک‌سازی نمی‌کند

برخلاف این تصور که رکود شرکت‌های ضعیف را از بازار حذف می‌کند و بهره‌وری را افزایش می‌دهد، شواهد تاریخی نشان می‌دهد رکودها فرایند «تخریب خلاق» را مختل می‌کنند.

در دوره رکود، کارگران از ترک شغل خود می‌ترسند، شرکت‌ها روند استخدام را کاهش می‌دهند، بنگاه‌های جوان و نوآور بیشتر آسیب می‌بینند و هزینه‌های تحقیق و توسعه کاهش پیدا می‌کند.

به بیان دیگر، رکود به‌جای آنکه نیروی کار و سرمایه را به سمت شرکت‌های کارآمدتر هدایت کند، مسیر این انتقال را مسدود می‌کند.

  جمع‌بندی

شوک تنگه هرمز تاکنون به رکود جهانی منجر نشده است، زیرا اقتصاد امروز در مقایسه با دهه ۱۹۷۰ متنوع‌تر، کم‌مصرف‌تر و مجهزتر به ذخایر نفتی است.

عرضه نفت شیل، کاهش سهم اوپک از بازار جهانی و ضعف تقاضای چین نیز به جذب بخشی از این شوک کمک کرده‌اند.

بااین‌حال، این وضعیت به معنای پایان خطر نیست. برخی بخش‌های مهم اقتصاد همچنان جایگزینی برای نفت ندارند و آثار افزایش هزینه انرژی ممکن است با تأخیر در زنجیره‌های تأمین نمایان شود.

شوک نفتی زمانی به رکود تبدیل می‌شود که با فشارهای دیگری مانند نرخ بهره بالا، بحران اعتباری، کاهش اشتغال یا یک شوک مالی ترکیب شود.

بنابراین، اقتصاد جهانی از نخستین موج «شوک هرمز» عبور کرده است، اما هنوز به‌طور کامل از منطقه خطر خارج نشده است.