قیمت طلا امروز




 سایت جماران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۰

فارن پالیسی بررسی کرد: قمار ترامپ روی «مردان قدرتمند» خاورمیانه؛ میان مهار ایران و بازتولید بحران

«فارن پالیسی» گزارش می‌دهد دولت ترامپ با حمایت شخصی از رهبران عراق، سوریه و لبنان، به‌دنبال تمرکز قدرت، خلع سلاح متحدان ایران و گشودن اقتصاد این کشورها به روی شرکت‌های آمریکایی است؛ اما شکاف‌های عمیق سیاسی و قومی، ضعف نهادهای دولتی و نفوذ گروه‌های مسلح می‌تواند این راهبرد معامله‌محور را به عاملی برای بی‌ثباتی دوباره منطقه تبدیل کند.
 فارن پالیسی بررسی کرد: قمار ترامپ روی «مردان قدرتمند» خاورمیانه؛ میان مهار ایران و بازتولید بحران

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، نشریه فارن پالیسی در تحلیلی از رویکرد نوظهور دولت دونالد ترامپ در قبال خاورمیانه، پیامدهای اتکای واشنگتن به رهبران اقتدارگرا و دولت‌های متمرکز در عراق، سوریه و لبنان را بررسی کرد و نوشت: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اواسط ژوئیه در دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید در کنار نخست‌وزیر جدید عراق، با شور و حرارت سخن گفت. ترامپ اعلام کرد که علی الزیدی «شیمی فوق‌العاده‌ای» با او دارد و در ادامه تلویحاً گفت که او «برای آمریکا خوب است.» سپس، ترامپ در فاصله چند دقیقه دو بار گفت که الزیدی «برای مدتی طولانی» در آنجا خواهد ماند. ترامپ افزود که عراق «ثروت عظیمی دارد، نه فقط پتانسیل.» رئیس‌جمهور همچنین به شوخی گفت که مهمانش «جوان و خوش‌تیپ است، که من این را دوست ندارم.»

این گرمی روابط تصادفی نیست. این موضوع بازتاب‌دهنده رویکرد نوظهور ایالات متحده در قبال شام است که بیش از همه توسط تام باراک، فرستاده و دوست دیرینه ترامپ، پرورش یافته است: شناسایی رهبرانی که می‌توانند قدرت دولتی را متمرکز کنند، حمایت شخصی از آن‌ها، و سپس حساب کردن روی آن‌ها برای خدمت به منافع ایالات متحده از طریق مقابله با نفوذ ایران و گشودن اقتصادهایشان به روی کسب‌وکارهای آمریکایی. در حالی که دولت‌های اخیر آمریکا هنگام بحث درباره حکمرانی در خاورمیانه اغلب از تقسیم قدرت و توافق‌های سیاسی مذاکره‌شده سخن می‌گفتند، دولت ترامپ آشکارا روی مردان قدرتمند شرط‌بندی می‌کند.

الزیدی یک مورد استثنایی نیست. اوایل تابستان، ترامپ در حاشیه اجلاس ناتو با احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه دیدار کرد. او با بیان اینکه سوریه «مکانی بسیار ازهم‌گسیخته» بوده است، از الشرع به خاطر اینکه «کشور را در مدت زمان بسیار کوتاهی متحد کرده است» تمجید کرد. ترامپ گفت که الشرع «فردی قوی» و «رهبری بزرگ» است. سرانجام، در همین هفته، ترامپ میزبان جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان بود؛ اولین رئیس دولت لبنان که پس از بیش از ۱۵ سال به کاخ سفید دعوت می‌شد. او آشکارا مشتاق بود که عون را نیز در همین پروژه بگنجاند و گفت: «شما روحیه فوق‌العاده‌ای در کنار خود دارید.» سپس، وقتی از او پرسیده شد که رهبر لبنان در مقایسه با الزیدی چگونه است، ترامپ گفت که او نیز «خوش‌تیپ» است.

اما در حالی که ترامپ بر حمایت از مردان قدرتمند خاورمیانه پافشاری می‌کند، این پرسش مطرح شده است: آیا این شرط‌بندی‌ها نتیجه خواهد داد؟ تاریخ اخیر و بلندمدت منطقه نشان می‌دهد که پاسخ منفی است. برای ترامپ، جذابیت این رهبران در وعده آن‌ها برای دوام و کنترل نهفته است. یک طرف مذاکره واحد که بر دولت، نیروهای امنیتی و اقتصاد آن تسلط دارد، برای واشنگتن ارزشمندتر از یک ائتلاف متزلزل است، زیرا چنین رهبری می‌تواند شخصاً منافع ایالات متحده را پیش ببرد. برای ترامپ، این به معنای عقب راندن متحدان ایران و همسویی با متحدان ایالات متحده، از جمله اسرائیل است. این همچنین به معنای امضای قراردادهای نفتی و بازسازی با شرکت‌های آمریکایی و حفظ ثبات بدون نیاز به نیروها یا توجه ایالات متحده است. در این شکل از دیپلماسی شخصی‌سازی‌شده، که در آن روابط جایگزین نهادها می‌شوند، معیار سنجش یک شریک این نیست که چگونه حکومت می‌کند، بلکه این است که چه چیزی می‌تواند ارائه دهد.

سوریه به الگویی برای این رویکرد تبدیل شده است. تصویر الشرع از روزهایی که جایزه‌ای ۱۰ میلیون دلاری برای سرش تعیین شده بود، به طرز چشمگیری تغییر کرده است. ترامپ در ماه مه ۲۰۲۵ در ریاض اعلام کرد که تحریم‌های دوران اسد علیه سوریه را پایان می‌دهد و واشنگتن بعداً پیش از سفر تاریخی الشرع به کاخ سفید، برچسب‌های تروریستی را از روی خود او برداشت

 الشرع مخاطبان خود را می‌شناسد: گزارش شده که پیشنهاد اولیه او به واشنگتن شامل طرحی برای ساخت برج ترامپ در دمشق، تنش‌زدایی با اسرائیل و همکاری برای فراهم کردن دسترسی ایالات متحده به نفت و گاز سوریه بوده است. باراک که همکاری نزدیکی با دمشق دارد، برای یک دولت متمرکز تلاش کرده است، او در ژوئیه ۲۰۲۵ اعلام کرد: «همه ما باید آشتی کنیم و به این نتیجه برسیم: یک ملت، یک مردم، یک ارتش، یک سوریه» و استدلال کرد که «فدرالیسم در این منطقه کارایی ندارد.»

این رویکرد، گسستی از تفکرات اولیه پس از سرنگونی بشار اسد محسوب می‌شود که معتقد بود ثبات سوریه مستلزم تضمین سهمی از قدرت و میزانی از خودمختاری برای جوامع آن، اعم از کردها، دروزی‌ها یا علوی‌ها است. باراک درباره نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها، که شریک واشینگتن در مبارزه علیه دولت اسلامی (داعش) بودند، گفت: «ما به آن‌ها بدهکار نیستیم که امکان داشتن دولت مستقل خود در درون دولت را فراهم کنیم.» او در ماه ژانویه اعلام کرد که نقش سیاسی آن‌ها «تا حد زیادی منقضی شده است»، چرا که دمشق اکنون «مایل و آماده است تا مسئولیت‌های امنیتی را بر عهده بگیرد.»

البته برای شرع، متمرکز کردن دولت و پیوستن دوباره به اقتصاد جهانی، همان‌قدر که در خدمت طرح‌های واشینگتن بود، به پیشبرد پروژه تحکیم قدرت خودش نیز کمک می‌کرد. در لبنان، کارزار اسرائیل علیه حزب‌الله، توانمندی‌های نظامی این گروه را در هم شکست و حق وتوی دیرینه آن بر سیاست لبنان را تضعیف کرد. در این خلأ، دولت جدیدی از تکنوکرات‌های مستقل روی کار آمد که نسبت به «دولت در دولت» حزب‌الله منتقدتر هستند. یک چهره به‌طور خاص توجه دولت ترامپ را به خود جلب کرد: جوزف عون. عون در ژانویه ۲۰۲۵ پس از فرماندهی ارتش لبنان - همان ارتش ملی مورد حمایت بین‌المللی که مدت‌ها به عنوان جایگزینی برای زرادخانه حزب‌الله تصور می‌شد - به ریاست‌جمهوری انتخاب شد. عون پس از تصدی این مقام، به‌وضوح اعلام کرد که خلع سلاح حزب‌الله یکی از اهداف دولت او خواهد بود؛ اظهاراتی که با عقب راندن جای پای ایران در لبنان نیز مرتبط بود.

باراک تلاش کرده بود با سفرهای مکرر به بیروت، عون را با خود همراه کند. در اوت ۲۰۲۵، دولت عون متعهد شد که تمامی گروه‌های دارای سلاح‌های سنگین، به‌ویژه حزب‌الله، را خلع سلاح کند و ارتش را موظف کرد تا پایان سال، انحصار استفاده از سلاح را برقرار کند. این نقشه راه مورد حمایت آمریکا، عون را به سمت مذاکره با اسرائیل سوق داد؛ مذاکراتی که تا چند سال پیش غیرقابل تصور بود، حتی در شرایطی که اسرائیل بخش بزرگی از جنوب کشور را ویران کرده و گاهی بیش از یک میلیون نفر را آواره کرده است.

همانند سوریه، یک مشوق اقتصادی نیز وجود دارد: وعده بازسازی پس از جنگ با حمایت آمریکا برای کشور بحران‌زده عون.

در عراق، جست و جو برای یافتن «مرد واشینگتن» با یک وتو آغاز شد. پس از انتخابات نوامبر ۲۰۲۵، «چارچوب هماهنگی» شیعیان ماه‌ها در بن‌بست ماند تا اینکه در اواخر ژانویه، نوری المالکی، نخست‌وزیر پیشین را نامزد کرد. ترامپ که او را بیش از حد به تهران نزدیک می‌دانست، علناً این نامزدی را وتو کرد. از آنجا که درآمدهای نفتی عراق در حسابی در فدرال رزرو آمریکا نگهداری می‌شود و به صورت محموله‌های نقدی به بغداد ارسال می‌گردد، واشینگتن بر دسترسی عراق به پول خودش کنترل دارد. وقتی خزانه‌داری آمریکا این شریان حیاتی را مسدود کرد، فشار حاصله قابل توجه بود. طبقه سیاسی عراق پیام را دریافت کرد و زیدی را نامزد کرد. زیدی که در آن زمان ۴۰ ساله بود و به عنوان یک بانکدار بدون پایگاه سیاسی و تجربه دولتی شناخته می‌شد، ضعفش همان نقطه جذابیتش بود. نخبگان حاکم بغداد او را نامزدی سازشی می‌دیدند که به جای عمل مستقل، سیاست‌های آن‌ها را اجرا کند، در حالی که واشینگتن مرد خود را در بغداد یافته بود.

باراک از «رهبری تازه» و «دستور کار جسورانه و جدید» زیدی تمجید کرد و ترامپ برای تقویت جایگاه او، تماس‌های اولیه‌ای برقرار کرد. ترامپ بعدها ادعا کرد که زیدی «در انتخابات بسیار قاطعانه پیروز شد.» او پیروز نشد. در واقع، او حتی هرگز نامزد انتخابات نبود. اما زیدی نقشی را که به او محول شده بود ایفا کرد و واشینگتن را به عنوان اولین مقصد سفر خارجی خود انتخاب کرد.

او همچنین متعهد به خلع سلاح و ادغام نیروهای بسیج مردمی، از جمله گروه‌های همسو با ایران مانند کتائب حزب‌الله و حرکت النجباء شد، در حالی که یک کارزار ضد فساد را آغاز کرد که به آمریکایی‌ها به عنوان بخشی از همان پروژه فروخته شد.

و در اینجا نیز، باراک علیه تعهد واشنگتن به تکثرگرایی چرخیده است. در جایی که سیاست ایالات متحده زمانی خودمختاری کردها را به عنوان ستونی از عراق جدید تلقی می‌کرد، مردان ترامپ اکنون روی یک بغداد متمرکز شرط‌بندی کرده‌اند. اکنون، به گفته باراک، مدل فدرال بغداد-اربیل نه نشان‌دهنده میانه‌روی، بلکه نشان‌دهنده «بالکانیزه شدن» است. ترامپ و حامیانش این رویکرد به خاورمیانه را به عنوان مسئله‌ای از واقع‌گرایی هوشمندانه و بدبینانه ارائه کرده‌اند.

اما دلایل کافی برای این باور وجود دارد که این رویکرد ساده‌لوحانه از آب درخواهد آمد. واقعیت این است که دکترین مرد قدرتمند ترامپ قبلاً در همین کشورها آزموده شده و شکست خورده است. تاریخ منطقه مملو از مردان قدرتمندی است که نتیجه حکومتشان شکنندگی بود: صدام حسین عراق را چنان کامل متمرکز کرد که حکومت او منجر به جنگ‌های ویرانگر شد.

اسدها سوریه را به مدت پنج دهه از طریق یک دستگاه قهری که نهادهای آن را تهی کرد و در نهایت سوری‌ها را به شورش واداشت، یکپارچه نگه داشتند.

امروزه، بعید است که این دولت‌ها به شکلی که واشنگتن تصور می‌کند، متمرکز شوند. پس از تجربه صدام، سیستم سیاسی عراق عمداً تکه‌تکه شد تا هیچ بازیگر واحدی نتواند بر آن مسلط شود. تلاش زیدی برای خلع سلاح احتمالاً شکست تلاش‌های گذشته برای ادغام گروه‌های مسلح را تکرار خواهد کرد: اعطای حقوق دولتی و حمایت به آن‌ها در حالی که وفاداری‌شان به فرماندهان خودشان باقی می‌ماند و نه دولت مرکزی.

در حالی که گروه‌های طرفدار دولت، مانند صدری‌ها یا عصائب اهل الحق، کمیته‌هایی را برای فهرست‌برداری از سلاح‌های خود و هماهنگی با دولت اعلام کرده‌اند، گروه‌های همسو با ایران، یعنی کتائب حزب‌الله و حرکت النجباء، از این کار خودداری کرده‌اند. این گروه‌ها نه تنها مایل به حمله به منافع ایالات متحده در عراق و منطقه هستند، بلکه نشان داده‌اند که اگر دولت عراق بیش از حد فشار بیاورد، علیه خود آن نیز اقدام خواهند کرد. قتل یک افسر اطلاعاتی دولت در ماه مارس، که توسط برخی مقامات دولتی به گروه‌های مقاومت نسبت داده شد، خطر مداوم را برجسته می‌کند.

و در جایی که «محور مقاومت» در سال‌های اخیر غیرمتمرکزتر شده بود، جنگ با ایران این روند را معکوس کرده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش فعال‌تر و فرماندهی‌تری در عراق ایفا کرده، جناح‌های مقاومت را هدایت می‌کند و از این کشور به عنوان سکوی پرتابی در استراتژی منطقه‌ای تهران استفاده می‌کند. بسیاری در دولت عراق می‌خواهند شبه‌نظامیان را مهار کنند: گروه‌های مسلح خارج از زنجیره فرماندهی رسمی، حاکمیت بغداد را تضعیف کرده و خطر کشاندن کشور به جنگ‌هایی را که نمی‌خواهد بخشی از آن باشد، به همراه دارند.

اما خواستن حاکمیت و توانایی اعمال آن دو مقوله متفاوت هستند. برای بغداد، این‌ها آشتی‌ناپذیرند، به‌ویژه در جدول زمانی واشنگتن. سوریه متفاوت است زیرا الشرع در واقع در تحکیم قدرت بیشترین پیشرفت را داشته است. اما او حاکم جدیدی است که تلاش می‌کند کشوری را متمرکز کند که همیشه در برابر حکومت مرکزی مقاومت کرده است. در ژوئیه ۲۰۲۵، درگیری‌ها در استان دروزی‌نشین سویدا صدها کشته بر جای گذاشت و هنگامی که الشرع نیروهای خود را اعزام کرد، رهبران محلی آن‌ها را به سوءاستفاده‌های گسترده متهم کردند، در حالی که اسرائیل، با معرفی خود به عنوان محافظ دروزی‌ها، نیروهای دولتی سوریه را بمباران کرد. از آن زمان، اسرائیل حقوق حدود ۳۰۰۰ جنگجوی شبه‌نظامی دروزی را پرداخت کرده و آن‌ها را با سلاح تجهیز می‌کند، که به متحد کردن همان جناح‌هایی کمک می‌کند که شرع قرار است آن‌ها را جذب کند.

از دیدگاهی بنیادی‌تر، بعید است که الشرع به سادگی با چشم‌انداز ترامپ همسو شود. در واقع، او از همین حالا شروع به نه گفتن به واشنگتن کرده است. ترامپ پیش‌تر ایده درگیر شدن سوریه با حزب‌الله در لبنان را مطرح کرده بود، اما الشرع با آن مخالفت کرد و تصریح نمود که دمشق هیچ‌گونه مداخله نظامی را تدارک نمی‌بیند. در مورد اسرائیل، الشرع دست رد به سینه باراک زده و به این فرستاده گفته است که مصالحه بر سر جولان به معنای پایان حکومت او خواهد بود. همان‌طور که یکی از مقامات سوری بیان کرد، «عناصر اساسی اعتماد به سادگی وجود ندارند.»

الشرع از حمایت آمریکا برای تحکیم حکومت خود استفاده می‌کند، نه اینکه آن را تابع طرح‌های آمریکا قرار دهد.

در نهایت، لبنان در دسته‌بندی متفاوت و چالش‌برانگیزتری قرار دارد. این کشور به گونه‌ای ساخته شده بود که از سلطه سیاسی مرکزی جلوگیری کند. در عوض، نظام فرقه‌ای آن قدرت را چنان به طور کامل پراکنده کرد که وقتی توازن قوا فروپاشید، نتیجه آن ۱۵ سال جنگ داخلی بود. امروزه، این کشور همچنان غیرمتمرکز باقی مانده و تهدید جنگ داخلی واقعی است. در مورد حزب‌الله به طور خاص، نه این گروه و نه حامیان ایرانی‌اش به این سادگی تسلیم نمی‌شوند. با وجود شکست‌های سنگین، حزب‌الله از خلع سلاح خودداری کرده است. در عوض، افسران سپاه پاسداران ایران برای نظارت بر بازسازی زیرساخت‌های نظامی حزب‌الله و پر کردن خلأهای ناشی از حذف رهبری این گروه، وارد لبنان شده‌اند.

در همین حال، شرایط میدانی موقعیت عون را تضعیف می‌کند. اسرائیل با وجود آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴، حملات تقریباً روزانه خود را ادامه داده و همچنان چندین موضع را در جنوب در اشغال خود دارد، در حالی که شیعیان لبنان، جامعه‌ای که بار اصلی جنگی را که بیش از ۴۰۰۰ کشته و ۱.۲ میلیون آواره بر جای گذاشت به دوش کشیدند، شاهد دولتی ملی هستند که برای محافظت یا نمایندگی از آن‌ها با مشکل مواجه است.

ارتش لبنان نیز به محدودیت توانایی‌های خود برای اجرای خلع سلاح اذعان کرده است. برخورد سخت‌گیرانه با حزب‌الله، در شرایطی که حملات اسرائیل و حضور نظامی آن در بخش‌هایی از خاک لبنان ادامه دارد، ممکن است به‌جای تقویت اقتدار دولت، شکاف‌های داخلی را عمیق‌تر کند. همچنین ورود به مذاکره با اسرائیل در چنین فضایی می‌تواند به تقویت مواضع و استدلال‌های حزب‌الله درباره ضرورت ادامه مقاومت بینجامد.

تنش‌ها از همین حالا نمایان شده است: هنگامی که باراک هشدار داد که اگر لبنان در خلع سلاح اقدامی نکند، به عنوان یک دولت از بین خواهد رفت، عون علناً این اظهارات را رد کرد و تأکید نمود که این روند با سرعت ارتش پیش خواهد رفت، نه با سرعت واشنگتن.

رویکرد ترامپ اساساً معامله‌گرایانه است و بردهای سریع و قابل مشاهده را بر توافق‌های بلندمدت ترجیح می‌دهد. با این حال، پویایی‌های سیاسی ریشه‌دار منطقه لزوماً مستعد بردهای سریع نیستند. این دولت‌ها را نمی‌توان طبق جدول زمانی واشنگتن دگرگون کرد و مردان ترامپ در منطقه هزینه‌های چنین تلاشی را متحمل نخواهند شد. در نتیجه، قمار ترامپ به احتمال زیاد به جای ایجاد تغییرات سیاسی پایدار، درگیری‌ها را دوباره شعله‌ور کرده و منافع آمریکا را تضعیف خواهد کرد.



۲۰ دقیقه قبل / سایت عصرایران

جنگ اقتصادی ترامپ چقدر می‌تواند به ایران آسیب برساند؟

آیا جنگ اقتصادی جدید ترامپ علیه ایران کارایی جدی خواهد داشت و  یا اینکه از سر استیصال و کار نکردن رویکردهای قبلی آمریکا علیه ایران، وضع شده است؟

به گزارش عصرایران ، "برند دبوسمن جونیور" خبرنگار حوزه کاخ سفید شبکه جهانی بی بی سی مستقر در واشنگتن در گزارشی، درباره میزان کارایی جنگ اقتصادی وعده داده شده ترامپ علیه ایران نوشت:

تقریبا با گذشت شش ماه پس از آنکه دونالد ترامپ، با آغاز جنگ پیروزی سریع بر ایران را وعده داد، به نظر می‌رسد که این درگیری متوقف شده است و چشم‌انداز پیروزی نظامی یا توافق از طریق مذاکره رو به کاهش است.

ترامپ برای شکستن این بن‌بست، "روز قیامت اقتصادی" را وعده داده است که در آن هر کشوری که با ایران تجارت کند، با عواقب اقتصادی "فوق‌العاده‌ای" روبرو خواهد شد.

با این حال، ایران مدت‌هاست که با تحریم‌ها روبرو بوده و تاکنون تمایل خود را برای تحمل درد و ظرفیت سازگاری با فشارهای اقتصادی و نظامی عظیم در طول درگیری نشان داده است.

سوال کلیدی برای ایالات متحده این است که آیا تحریم‌های بیشتر در جایی که سایر استراتژی‌ها شکست خورده‌اند، موثر خواهد بود؟

مکانیسم دقیق کارزار فشار اقتصادی جدید ایالات متحده هنوز مشخص نیست و "اسکات بسنت"، وزیر خزانه‌داری، قول داده است که آنها را در یک کنفرانس خبری در 24 آگوست (دوشنبه این هفته) فاش کند.

اما بسنت در مصاحبه‌ای با CNBC تصریح کرد که ایالات متحده مایل است علیه هر کشوری - دوست یا دشمن - که معتقد است به ایران کمک می‌کند، اقدام کند.

او گفت: "شما یا با ما هستید یا علیه ما. اگر اصرار به تجارت با [ایران] دارید، چه انتقال پول، چه خرید نفت آنها یا انجام نقل و انتقالات دریایی، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده و دولت ایالات متحده... تمام توان و نیروی خود را برای اعمال تحریم‌ها علیه شما به کار خواهند گرفت."

جی دی ونس، معاون ترامپ، تحریم‌ها را "مرحله جدیدی" از جنگ توصیف کرده است که در آن فشار اقتصادی "موثرترین" ابزار موجود برای ایالات متحده بوده است.

ونس در مصاحبه ای اینترنتی گفت: "آنها سعی خواهند کرد به ما فشار اقتصادی وارد کنند، اما آنچه در چند هفته گذشته صادق بوده این است که آنها فشار بسیار بیشتری نسبت به ما احساس کرده‌اند..ما این روند را ادامه خواهیم داد زیرا فکر می‌کنیم این بهترین راه برای دستیابی به هدف نهایی است."

ایران تقریبا از آغاز جمهوری اسلامی در سال 1979 با تحریم‌های قابل توجه ایالات متحده روبرو بوده است.

کارزار فشار اقتصادی پس از خروج دولت اول ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) - پیمانی در سال 2015 بین قدرت‌های جهانی و ایران برای مهار برنامه هسته‌ای این کشور منعقد شد- تشدید شد.

و در درگیری فعلی، دولت ایالات متحده از قبل عملیات خشم اقتصادی را اعلام کرده است، یک کارزار اقتصادی دو جانبه ایالات متحده که ترکیبی از تحریم‌های هماهنگ شده توسط وزارت خزانه‌داری ایالات متحده علیه جریان‌های مالی و محاصره دریایی علیه بنادر ایران است.

"عمران بیومی"، متخصص ژئواستراتژی در شورای آتلانتیک در واشنگتن دی سی و مشاور سیاسی سابق وزارت دفاع، به بی‌بی‌سی گفت که آخرین اعلامیه احتمالا نتیجه افزایش ناامیدی از این است که گزینه‌های دیگر نتایج مورد نظر ترامپ را به همراه نداشته‌اند.

او گفت: "این واقعا به معنای اذعان به این است که ایالات متحده تقریبا در این جنگ گیر افتاده است. این تلاش دیگری برای اعمال فشار اقتصادی است."

بیومی افزود: "این فقط ابزار دیگری است که ایالات متحده از آن استفاده می‌کند. ما هیچ استراتژی روشنی از سوی دولت با ابزارهای نظامی یا اقتصادی ندیده‌ایم. این سوال که ایالات متحده در تلاش برای دستیابی به چه چیزی است، هنوز بی‌پاسخ مانده است."

"مایکل پارکر"، کارشناس دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه داری آمریکا و متخصص تحریم‌های اقتصادی، گفت که این استراتژی جدید احتمالا نشان‌دهنده‌ی تلاشی برای "گسترش شعاع انفجار اقتصادی" تحریم‌ها با هدف قرار دادن کشورهای ثالثی است که هنوز با ایران معامله می‌کنند اما اقتصادشان به دلار آمریکا وابسته است.

او گفت: "تاکنون، ایالات متحده تا حد زیادی از تهدید این تحریم‌های ثانویه علیه موسسات مالی خارجی برای تشویق به رعایت سیاست‌های تحریم استفاده کرده است."

پارکر افزود: "اما این اهرمی است که تا حدودی ناشناخته مانده است، زیرا هر چیزی را که با دلار آمریکا در ارتباط است و با ایران نیز در ارتباط است، هدف قرار می‌دهد."

به عنوان مثال، پارکر به موسسات مالی خارجی اشاره کرد که به ایران در فرار از تحریم‌ها کمک می‌کنند یا پول را به خزانه ایران هدایت می‌کنند.

نحوه واکنش ایران به این اقدامات هنوز مشخص نیست، اما کارشناسان تحریم می‌گویند که ایران تاکنون در استفاده از کانال‌های نامنظم برای دور زدن تحریم‌ها - مانند کشتی‌های "سایه‌ای" که نفت را حمل می‌کنند یا جبهه‌های تجاری جدیدی که در فهرست تحریم‌های ایالات متحده قرار ندارند - مهارت خود را ثابت کرده است.

"محمد حموده"، مدیر کنترل صادرات و تحریم‌ها در بورس لندن، گفت: "شما مدام شاهد ظهور نام‌های جدید هستید، زیرا ایران واقعا به سرعت در حال تطبیق است. هر تحریمی که اعمال شود، آنها راه جدیدی [در اطراف آن] پیدا می‌کنند."

او افزود که این اقدامات متقابل ایران، اغلب باعث می‌شود که مسئولان اجرای انطباق، عقب بمانند.

حموده گفت: "تحریم‌ها همه روی کاغذ هستند، اما کار سخت در پشت صحنه است. تیم‌هایی در سراسر جهان تلاش می‌کنند تحریم‌ها را اعمال کنند و طرف‌های درگیر را شناسایی کنند، به همین دلیل است که ایران باید سعی کند خود را با شرایط وفق دهد."

میزان اثربخشی این تحریم‌ها تا حد زیادی به واکنش کشورهایی که در نهایت هدف قرار می‌گیرند - که می‌تواند شامل متحدان ایالات متحده مانند ترکیه و عراق و همچنین چین باشد - بستگی دارد.

پارکر گفت: "برخی از این موارد از دست ایران خارج است. توانایی ایران برای فرار یا اجتناب از تحریم‌ها، تا حد زیادی، به تمایل سایر کشورها و موسسات مالی برای دسترسی به سیستم بانکی رسمی آنها [ایران] بستگی دارد."

پارکر معتقد است که این تحریم‌ها "فقط به اندازه تمایل کشورهای هدف برای رعایت اهداف سیاست خارجی ایالات متحده یا مواجهه با تحریم‌های بالقوه دردناک در تجارت با دلار آمریکا قدرتمند بوده‌اند."

برخی از کارشناسان در مورد وجود چنین تمایلی در حال حاضر تردید دارند.

به عنوان مثال، بیومی گفت: "من واقعا نمی‌توانم تصور کنم که چین با این موضوع موافقت کند. این کشورها همگی توانسته‌اند منافع خود را با دولت ترامپ هدایت کنند."

او افزود: "نکته اساسی این است که این فقط یک ابزار دیگر است. اما سوال کلی‌تر در مورد استراتژی همچنان پابرجاست. بدون آن، مطمئن نیستم که این موضوع در درازمدت چیزی را تغییر دهد."

  پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ناتالی هارپ: دستیار یا «هم نشین محبوب» ترامپ؛ از این زن مرموز چه می دانیم؟ نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : ۳ روش ساده برای تیز کردن قیچی در خانه بدون نیاز به ابزار خاص بیشتر بخوانید: رضا نصری، حقوقدان بین الملل: جنگ اقتصادی ترامپ تنها علیه ایران نیست تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۲۷ دقیقه قبل / سایت مشرق

نیویورک‌تایمز: ترامپ از جنگ به تحریم پناه برد

به گزارش مشرق، نشریه نیویورک‌تایمز در گزارشی می‌نویسد تهدیدهای تازه دونالد ترامپ درباره «جنگ اقتصادی» علیه ایران، بیش از آنکه نشانه آمادگی آمریکا برای بازگشت به جنگ باشد، بیانگر تمایل او برای پرهیز از تشدید نظامی است؛ وضعیتی که به گفته تحلیلگران، تهران را به این برداشت رسانده که دست واشنگتن برای تشدید جنگ محدودتر شده است.

برخی از محورهای مهم این گزارش به شرح زیر است:

۱- «جنگ اقتصادی» به جای بمباران دوباره

دولت ترامپ از تشدید بی‌سابقه فشار اقتصادی سخن می‌گوید، اما همزمان وزیر خزانه‌داری آمریکا تأکید کرده است که این رویکرد احتمال ازسرگیری حملات گسترده را کاهش می‌دهد.

۲- ایران پیام واشنگتن را گرفته است

به گفته دنیس راس، تهران اکنون ترامپ را فردی می‌بیند که نمی‌خواهد درگیری نظامی را تشدید کند؛ برداشتی که می‌تواند ایران را به نشان دادن توانایی خود برای تشدید فشار نظامی ترغیب کند.

۳- ایران زیر بمباران ماند و نایستاد

ایران با وجود تحمل حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، همچنان پابرجا مانده و از طریق کنترل تنگه هرمز هزینه‌هایی به آمریکا تحمیل کرده است.

۴- هزینه جنگ برای آمریکا بالا رفته است

قیمت بنزین در آمریکا بیش از یک دلار نسبت به پیش از جنگ افزایش یافته، ۱۸ نظامی آمریکایی کشته شده‌اند، پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس آسیب دیده و ذخایر مهمات نیز کاهش یافته است.

۵- چین، سقف فشار ترامپ

تشدید واقعی فشار اقتصادی علیه ایران مستلزم هدف قرار دادن چین، بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، است؛ اما ترامپ همزمان در تلاش برای حفظ روابط با پکن است و نمی‌خواهد جنگ اقتصادی تازه‌ای با چین آغاز کند.

۶- واشنگتن هنوز نمی‌داند گام بعدی چیست

به گفته یکی از مذاکره‌کنندگان پیشین آمریکا، دولت ترامپ در این بحران بیشتر درگیر تصمیم‌گیری درباره «گام بعدی» بوده تا طراحی یک راهبرد بلندمدت؛ وضعیتی که یکی از کارشناسان آن را «بازی چکرز به جای شطرنج» توصیف کرده است.

۷- جمع‌بندی

نیویورک‌تایمز نتیجه می‌گیرد ترامپ اکنون میان سه گزینه گرفتار است: تشدید دوباره جنگ، پذیرش توافقی همراه با امتیازدهی یا ادامه فشار اقتصادی. هیچ‌کدام تضمین‌کننده موفقیت نیست و همین بن‌بست، تهدیدهای اقتصادی اخیر واشنگتن را بیش از آنکه نشانه قدرت مطلق نشان دهد، تلاشی برای اعمال فشار بدون بازگشت به جنگ جلوه می‌دهد.


۲۸ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

الجزیره: چین و روسیه چگونه می‌توانند برنامه ترامپ برای منزوی کردن ایران را ناکام بگذارند؟

روسیه هم‌اکنون تحت تحریم‌های گسترده آمریکا قرار دارد و تا حد زیادی خارج از چارچوب اقتصادی تحت رهبری آمریکا فعالیت می‌کند. چین نیز بار‌ها نشان داده است که هرگاه منافع اقتصادی‌اش ایجاب کند، حاضر است تحریم‌های آمریکا را نادیده بگیرد.

 




 چشم‌پوشی کارفرمایان از پرداخت به موقع حق بیمه/شرایط دشوار درمان کارگران
۱ ساعت قبل / سایت اکونگار

چشم‌پوشی کارفرمایان از پرداخت به موقع حق بیمه/شرایط دشوار درمان کارگران

یک کارشناس حقوقی گفت: از منظر قانون کار و مقررات تأمین اجتماعی، تعهد کارفرما به پرداخت به‌موقع حق بیمه، اعم از پایه یا تکمیلی، تکلیفی قطعی و غیرقابل چشم‌پوشی است. کارگران نباید در بیمارستان‌ها نگران و سرگردان باشند.

 پیامد یک پس‌گردنی؛ لیونل مسی چند جلسه محروم می‌شود؟
۴۴ دقیقه قبل / سایت خبر ورزشی

پیامد یک پس‌گردنی؛ لیونل مسی چند جلسه محروم می‌شود؟

احتمال دارد پس‌گردنی لیونل مسی به بازیکن حریف در دیدار اینترمیامی مقابل فیلادلفیا یونیون با محرومیت فوق ستاره آرژانتینی همراه شود.

 میزان افزایش اجاره‌بها بالای ۵٠ درصد است
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

میزان افزایش اجاره‌بها بالای ۵٠ درصد است

دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران با بیان اینکه نرخ اجاره مسکن در تهران به بیش از ۴٠ تا ۵٠ درصد رسیده و بسیاری از مالکان سقف ٢۵ درصدی نرخ اجاره را رعایت نکردند، گفت: هر چند تعداد قراردادهای تمدید اجاره قابل توجه بود اما بسیاری هم به دلیل عدم توان پرداخت اجاره، به مناطق پایین‌تر یا حاشیه تهران مهاجرت کردند.

 کنگره بین‌المللی شهید سید حسن نصرالله در هرمزگان برگزار می شود
۴۶ دقیقه قبل / خبرگزاری برنا

کنگره بین‌المللی شهید سید حسن نصرالله در هرمزگان برگزار می شود

برنا-گروه استانها: نماینده ولی فقیه در هرمزگان گفت: کنگره بین‌المللی شهید سید حسن نصرالله اواخر پاییز در هرمزگان برگزار می‌شود.

 جنسیس GV90 مدل ۲۰۲۷ معرفی شد / کره ای ها جا پای بنز و رولزرویس گذاشتند + تصاویر
۴۱ دقیقه قبل / سایت رکنا

جنسیس GV90 مدل ۲۰۲۷ معرفی شد / کره ای ها جا پای بنز و رولزرویس گذاشتند + تصاویر

رکنا اقتصادی: بزرگ‌ترین و لوکس‌ترین محصول جنسیس با باتری ۱۲۳.۵ کیلووات‌ساعتی، برد ۵۰۰ کیلومتری و کابین چهار نفره معرفی شد

 معمای بنگاه‌های جوانمرگ | چرا شرکت‌های ایرانی پیش از رسیدن به بلوغ ناکام می‌شوند؟ | ناکامی بنگاه‌ها چه پیامدهایی به دنبال دارد؟
۱۲ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

معمای بنگاه‌های جوانمرگ | چرا شرکت‌های ایرانی پیش از رسیدن به بلوغ ناکام می‌شوند؟ | ناکامی بنگاه‌ها چه پیامدهایی به دنبال دارد؟

اقتصادنیوز: چرا بنگاه‌های ایرانی در سال های نخست فعالیتشان پیش از رسیدن به بلوغ و رشد پایدار از بازار خارج می‌شوند؟