
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «میدل ایست آی» در تحلیلی به تغییر معادلات جنگهای دریایی و نقش فزاینده تاکتیکهای نامتقارن پرداخت و با مقایسه تجربه ایران در خلیج فارس و اوکراین در دریای سیاه نوشت: سرنوشت استراتژیک جنگهای مدرن، برخلاف تصور رایج از سلطه مطلق نبردهای هوایی، در عمق دریاها و آبراههای حیاتی تعیین میشود. حملات سنگین موشکی و بمبارانهای هوایی گسترده به تأسیسات زیربنایی یا حتی اهداف مدفون در کوه کلنگ در استان اصفهان، هرچند خسارات تاکتیکی چشمگیری به بار میآورند، اما هرگز قادر به نابودی ساختار نامتقارن و پراکنده دریایی نیستند. نمایش پیوستگی نهادی حاکمیت پس از شوک ترور و بمباران، پیش از هر چیز بر اهرمهای مهارکننده دریایی استوار است.
مسدودسازی معابر، مینریزی هوشمند، کنترل ترافیک تنگه هرمز و ارسال هشدارهای بازدارنده به شناورهای بینالمللی، هرگونه کمپین تهاجم هوایی را با صورتحسابهای نجومی بیمه و بحران فلجکننده انرژی مواجه میکند. شکست واشنگتن در تحمیل تسلیم مطلق و تندادن به توافقات چهاردهبندی، ترجمان صریح این واقعیت دریایی است که تهران صرفاً با پرهزینهکردن هرمز توانست میدان نبرد را به میز مذاکره تبدیل کند و اهداف کلان جنگی مهاجمان را به بنبست بکشاند.
دکترین جنگ نامتقارن
برتری تسلیحاتی متعارف در نبردهای دریایی گذشته، مانند عملیات آخوندک در دهه هشتاد میلادی، تنها در برابر ساختارهای کلاسیک و متمرکز کارایی داشت، در حالی که تقسیم کار هوشمندانه میان نیروی دریایی ارتش (نداجا) بهعنوان نماد حضور و اعتبار دیپلماتیک، و نیروی دریایی سپاه (ندسا) بهعنوان ماشین فرسایش، ابهام و انکار دسترسی، صحنه نبرد …











