
امام خمینی از ابتدا که بحث تغییر رژیم پهلوی در ایران جدی شده بود سخن از تشکیل مجلس مؤسسان به میان آورده و گفته بود که انتخابات برای آن مجلس به سرعت انجام خواهد گرفت.[1]امام بعدها نیز چندین بار در سخنرانی ها و مصاحبه های خود از تشکیل چنین مجلسی با چنین نامی سخن گفته و حتی در فرمان های رسمی حکومتی نیز از عنوانِ «مجلس مؤسسان» استفاده کرد. رهبر انقلاب در فرمان خود به مهندس بازرگان، وی را مأمور «تشکیل مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید» کرده بود؛[2] و پس از آن نیز بارها در سخنان خود تشکیل چنین مجلسی را وعده داده بود؛[3]
مجلس مؤسسان، آن گونه که در فرهنگ سیاسی ایران جا افتاده بود، مجلسی می شد با تعداد اعضایی زیاد، که علی القاعده بایستی تمام اصول و بندهای پیش نویس قانون اساسی را بررسی می کرد و سرانجام نظر نهایی خود را در باره آن اعلام می کرد. در آن صورت دیگر نیازی به مراجعه به آرای عمومی و تصویب آن توسط مردم وجود نداشت. تشکیل چنین مجلسی در آن زمان مخالفینی پیدا کرد؛ مخالفینی که استدلال شان برای مخالفت، مورد پسند امام خمینی واقع شد و موجب گردید وی پس از آن همه اصرار بر تشکیل مجلس مؤسسان، از نظر خود کاملاً برگردد و به نوعی دیگر از مجلس بررسی قانون اساسی متمایل شود.
تشکیل جلسه شورای انقلاب در روز ۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۸ با موضوع «بحث در باره چگونگی بررسی و تصویب قانون اساسی» حکایت از آن دارد که این مسأله در آن ایام، در جمع سران تصمیم ساز انقلاب مطرح بوده و آنان در پی برگزیدن شیوه ای غیر از تشکیل مجلس مؤسسان برای بررسی و تصویب قانون اساسی بوده اند. در جلسه مزبور بحث های زیادی در گرفت و موافقان ومخالفان سخن گفتند.
در این میان، آیت الله طالقانی و شهید آیت الله دکتر بهشتی صراحتاً با تشکیل مجلس مؤسسان مخالفت کرده و پیشنهاد تشکیل مجلسی دیگر را مطرح نموند. شهید بهشتی با این استدلال که «نماینده عادی مردم درصد آگاهی اش {نسبت به موضوع} کم است»، «تشکیل مجلسی که اکثر آن را خبرگان تشکیل دهند» را ارجح دانست. آیت الله طالقانی نیز با تصریح بر این که مجلس مؤسسان بدعت رضا خان {پهلوی} است و خوب نخواهد بود، پیشنهاد کرد متن پیش نویس قانون اساسی به مدت یک ماه در جراید درج و در باره آن …






