قیمت طلا امروز




 سایت جماران / ۲۴ ساعت قبل

امید محدث، کارشناس مسائل سیاسی: مسئله اصلی دولت امروز کمبود اختیار نیست، کیفیت استفاده از اختیار است/دولت باید از مدیریت واکنشی به سمت مدیریت پیش‌دستانه بحران حرکت کند/ «مقاومت می‌کنیم» و «به آمریکا اعتماد نداریم»، برنامه اقتصادی نیستند

یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: تجربه ماه‌های اخیر نشان داده که حتی موضوع مذاکره نیز نمی‌تواند صرفاً به عنوان «تصمیم دولت» تحلیل شود. در سیاست خارجی و تصمیمات راهبردی باید میان اختیارات دولت و تصمیمات کلان نظام تفکیک قائل شد.
 امید محدث، کارشناس مسائل سیاسی: مسئله اصلی دولت امروز کمبود اختیار نیست، کیفیت استفاده از اختیار است/دولت باید از مدیریت واکنشی به سمت مدیریت پیش‌دستانه بحران حرکت کند/ «مقاومت می‌کنیم» و «به آمریکا اعتماد نداریم»، برنامه اقتصادی نیستند

دو سال پس از آغاز به کار دولت چهاردهم، این دولت در شرایطی به نیمه مسیر خود رسیده که همزمان با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید، با پیامدهای جنگ، فرسایش سرمایه اجتماعی و اختلافات سیاسی بر سر نحوه مواجهه با مذاکره و سیاست خارجی روبه‌رو است. در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد دولت نیز میان دو روایت متضاد گرفتار شده است؛ روایتی که دولت را فاقد اختیار کافی برای حل بحران‌ها می‌داند و روایتی که تقریباً همه مشکلات موجود را به عملکرد دولت نسبت می‌دهد. 

برای بررسی این موضوع گفت‌وگویی داشته‌ایم با امید محدث، کارشناس مسائل سیاسی که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

 

اکنون که دو سال از آغاز به کار دولت چهاردهم می‌گذرد، شرایط دولت را در وضعیت ابهام جنگی و بحران اقتصادی ـ اجتماعی موجود چطور ارزیابی می‌کنید؟

 

به نظرم دولت در شرایط فعلی با یک بحران معمول مدیریتی مواجه نیست؛ ما با تراکم و همزمانی چند بحران روی یکدیگر روبه‌رو هستیم. ابهام جنگی، فشار اقتصادی، کاهش قدرت خرید، فرسایش سرمایه اجتماعی و در کنار همه اینها، اختلاف بر سر نحوه مواجهه با مسئله مذاکره، مجموعه‌ای از شرایط را ایجاد کرده که اداره کشور را برای هر دولتی بسیار دشوار می‌کند.

 

در این شرایط، دو دیگاه کلی وجود دارد؛ عده‌ای دولت را فاقد اختیارات لازم برای اتخاذ تصمیم می‌دانند و عده‌ای دیگر با نگاهی حداکثری دولت را فعال مایشاء می‌بینند و همه مشکلات در کشور را ماحصل اقدامات  دولت می‌دانند. من شرایط دولت را نه با نگاه «دولت بی‌اختیار» ارزیابی می‌کنم و نه با نگاه «همه مشکلات تقصیر دولت است» و هر دو نگاه را ساده‌سازی مسئله می‌دانم. به نظرم امروز دیگر نمی‌توان همه مشکلات را به «نداشتن اختیار» نسبت داد. دولت در حوزه اقتصاد، مدیریت بازار، سیاست‌های اجرایی، انتخاب مدیران، اطلاع‌رسانی و مدیریت افکار عمومی اختیارات قابل‌توجهی دارد و باید بابت نحوه استفاده از این اختیار پاسخگو باشد.

 

از دولت انتظار داریم تورم را کنترل کند، سرمایه‌گذاری ایجاد کند، ارز را مدیریت کند، اشتغال ایجاد کند و رضایت اجتماعی را بالا ببرد، اما همزمان بخشی از ابزارهایی که تعیین‌کننده این متغیرها هستند، خارج از اختیار مستقیم دولت قرار دارند و بازیگران متعددی بر این مولفه‌ها تاثیرگذار هستند. این البته نباید تبدیل به بهانه‌ای برای ناکارآمدی شود. دولت باید نشان دهد در همان حوزه‌هایی که اختیار دارد، تصمیم می‌گیرد، مسئولیت می‌پذیرد و هزینه تصمیم‌هایش را هم قبول می‌کند. ما با دو یا چند کانون مهم تصمیم‌گیری مواجه هستیم که محل بروز و ظهور تصمیمات دولت است. طبیعی است که در این شرایط، همه هزینه‌ها متوجه دولت شود، زیرا دولت تنها بخش ساختار سیاسی است که مردم مستقیماً عملکردش را می‌بینند. 

 

از طرف دیگر، تجربه ماه‌های اخیر نشان داده که حتی موضوع مذاکره نیز نمی‌تواند صرفاً به عنوان «تصمیم دولت» تحلیل شود. در سیاست خارجی و تصمیمات راهبردی باید میان اختیارات دولت و تصمیمات کلان نظام تفکیک قائل شد؛ اما در مدیریت اقتصادی و اجرایی، دولت اختیار بیشتری دارد. بنابراین من دولت را نه بی‌اختیار می‌دانم و نه مقصر همه بحران‌ها. 

 

تعارف با وزیر و مدیر ناکارآمد در این مرحله قابل قبول نیست

 

آیا مشکل اصلی دولت کمبود اختیار است یا کیفیت استفاده از اختیار؟

 

فکر می‌کنم امروز بیشتر با مسئله دوم مواجهیم. دولت اختیار دارد که تیم اقتصادی و مدیریتی خود را انتخاب کند، وزرا و مدیران را تغییر دهد، سیاست‌های اجرایی را اصلاح و با جامعه شفاف صحبت کند؛ کما اینکه بخش متصلب‌تر حاکمیت نیز در این دوره همراهی و هماهنگی بیشتری با دولت دارد.

 

امروز از آقای  پزشکیان انتظار می‌رود کابینه را بر اساس عملکرد واقعی وزرا ارزیابی کند، نه صرفاً بر اساس ملاحظات سیاسی یا حتی اخلاقی. در شرایط فعلی، حفظ یک وزیر ضعیف می‌تواند هزینه‌ای بزرگ‌تر برای دولت داشته باشد. در اینجا مساله کمبود اختیارت مطرح نیست، مساله نوع نگاه و روش حل مساله توسط شخص رئیس‌جمهور مطرح است که چگونه از اختیاراتش در جهت پیشبرد اهداف دولت استفاده کند. اگر یک وزیر ناکارآمد است، دولت باید تعارف را کنار بگذارد و او را تغییر دهد. اگر مدیری توان اداره مجموعه خود را ندارد، نباید به دلیل ملاحظات سیاسی یا رودربایستی‌های اخلاقی، در جای خود باقی بماند.

 

 

دولت در مدیریت آرامش روانی جامعه به اندازه‌ای که شرایط امروز کشور اقتضا می‌کند، موفق نبوده است

 

 

آیا دولت در مدیریت آرامش روانی جامعه موفق بوده است؟

 

به نظرم نه به اندازه‌ای که شرایط امروز کشور اقتضا می‌کند. یکی از ضعف‌های جدی دولت، مدیریت پیامدهای روانی تصمیمات اقتصادی و اجرایی است. واقعیت این است که در شرایط عادی هم تصمیم اقتصادی باید درست اجرا شود، اما در شرایط جنگی، نحوه اعلام تصمیم به اندازه اجرای خود تصمیم اهمیت پیدا می‌کند. جامعه‌ای که تحت فشار جنگ، تورم و نگرانی از آینده است، با هر خبر اقتصادی یا اجتماعی واکنش شدیدتری نشان می‌دهد، چراکه جنگ آستانه تحمل و نقطه تحمل فشار جامعه را کاهش داده است و هر خبر حساسی می‌تواند واکنش جامعه را شدیدتر در پی داشته باشد. 

 

ماجرای بنزین نمونه خوبی برای توضیح این مساله است. حتی اگر اصل اصلاح قیمت یا اصلاح نظام توزیع سوخت از نظر اقتصادی قابل دفاع باشد، اطلاع‌رسانی مبهم و متناقض و ایجاد فضای انتظار و نگرانی می‌تواند خودش تبدیل به بحران شود. این را صرفاً ضعف روابط عمومی نمی‌دانم‌ و در کل معتقد به وجود ضعف در حکمرانی اطلاع‌رسانی هستم. دولت باید از مدیریت واکنشی به سمت مدیریت پیش‌دستانه بحران حرکت کند.

 

از سوی دیگر هم جریانی در داخل کشور با آگاهی از آسیب‌پذیری و حساسیت جامعه، مدام در حال تحریک و ایجاد انگاره‌های تنش و بحران‌زا از طریق ابزارهای در اختیارش مانند صداوسیماست.

 

ضعف انسجام مدیریتی برخی وزارتخانه‌ها

 

شما مشخصاً از کدام بخش‌های مدیریت داخلی دولت انتقاد دارید؟

 

یکی از مهم‌ترین انتقادات من، ضعف در انسجام مدیریتی برخی وزارتخانه‌هاست. در چنین شرایط خاصی دولت و زیرمجموعه‌هایش باید محل رفع تنازغ و کاهش تنش باشند، اما ما امروز مشاهده می‌کنیم  وزارتخانه‌ای که خودش باید بحران را مدیریت کند، تبدیل به تولیدکننده بحران می‌شود. نمونه قابل استناد برای این مساله، حواشی اخیر در وزارتخانه‌های نفت و کار است. عدم مدیریت تعارض منافع، عدم ذهنیت اجرایی و تسلط تفکر انتقادی در اجرا و... از جمله مواردی است که به شدت در عملکرد برخی وزارتخانه ها دیده می شود. 

 

یا یک مثال دیگر، پیامک اخیر وزارت کار برای احراز حضور گیرندگان یارانه کالابرگ در کشور است. وزارت کار بدون در نظر گرفتن ظرافت‌های اجرایی و حساسیت موضوع، اقدام به ارسال این پیامک کرد و همین موضوع باعث شد که افراد در صف‌های طولانی مراکز پیشخوان به علت ازدحام، قطعی سیستم، قطع برق و... معطل بمانند و همین امر باعث شکل‌گیری موج جدیدی از نارضایتی علیه دولت شد. در حالیکه می‌شود با استفاده از سامانه‌های دولت و سایر نهادها، به راحتی این کار را مدیریت کرد. کما اینکه بعد از شکل‌گیری اعتراضات، خود وزارت کار راه‌های جایگزینی را به این منظور اعلام کرد. به همین راحتی مساله‌ای که می‌توانست تبدیل به یک خدمت رضایتمند از سوی دولت باشد، بر ضد خودش عمل کرد و باعث شکل‌گیری نارضایتی جدیدی در جامعه هدف شد. 

 

وزارت نفت در شرایط جنگی و اقتصادی باید یکی از منسجم‌ترین دستگاه‌های دولت باشد، زیرا نفت، سوخت، درآمد ارزی و انرژی مستقیماً با اقتصاد و امنیت کشور ارتباط دارد. وزارت کار هم با اشتغال، معیشت، بازنشستگان و صندوق‌های بزرگ سروکار دارد. حواشی مدیریتی در دو وزارت نفت و کار، از این جهت مهم‌اند. فارغ از اینکه در هر مورد، مسئولیت دقیق متوجه چه فرد یا بخشی باشد، وقتی یک وزارتخانه به جای آرامش، انسجام و حل مسئله، دائماً درگیر حاشیه و اختلاف می‌شود، پیام بسیار بدی به جامعه و بدنه کارشناسی منتقل می‌کند. لذا رئیس دولت باید در این موارد صریح باشد؛ اگر وزیر یا مدیر نمی‌تواند فضای مجموعه خودش را مدیریت کند، باید درباره ماندنش تصمیم بگیرد. تعارف در این مرحله قابل قبول نیست.

 

حالا در این شرایط خاص کشور چرا تندروها موضوع استعفای پزشکیان را مطرح می‌کنند؟

 

به نظرم مسئله بخش مهمی از جریان تندرو فقط عملکرد دولت نیست، بلکه مسئله جهت‌گیری سیاسی آینده کشور است، چراکه اگر مشکل صرفاً ناکارآمدی بود، باید در موارد مشابه در دولت‌های قبل هم شاهد چنین واکنشی می‌بودیم؛ به خصوص در دولت مطبوع این جریان. بنابراین وقتی مطالبه به استعفای رئیس‌جمهور می‌رسد، مسئله از اصلاح عملکرد به تغییر زمین سیاسی منتقل می‌شود.

 

بخشی از این منازعه را باید در اختلاف بر سر سیاست خارجی و نحوه و شکل مساله مذاکره دید. پزشکیان و جریان حامی او، مذاکره را یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی و کاهش تنش می‌دانند، در حالیکه جریان شکست‌خورده در انتخابات، نسبت به ادامه این مسیر بدبین‌تر است. من نمی‌گویم هر مخالف مذاکره‌ای انگیزه سیاسی دارد، اما همزمانی فشار برای تضعیف دولت با مخالفت با مسیر مذاکره، یک موضوع سیاسی قابل تامل است.

 

شما معتقدید دولت ضعف دارد منتقدین هم همین را می گویند، شما چرا با استعفای رئیس‌جمهور مخالفید؟

 

چون بین اصلاح دولت و بی‌ثبات کردن نهاد دولت تفاوت عمیق و ماهیتی وجود دارد؛ اگر مشکل یک وزیر است، وزیر را عوض کنید. اگر مشکل یک سیاست است، سیاست را اصلاح کنید. اگر مدیر ناکارآمد است، مدیر را کنار بگذارید. اگر ساختار اطلاع‌رسانی مشکل دارد، آن را اصلاح کنید. اما استعفای رئیس‌جمهور در شرایط جنگی و اقتصادی می‌تواند یک شوک سیاسی و اقتصادی جدید ایجاد کند؛ بازار وارد انتظار می‌شود، مدیران دچار بلاتکلیفی می‌گردند و جامعه با سؤال «بعدش چه می‌شود؟» مواجه خواهد شد. ضمن اینکه تبعات بین‌المللی منفی این اتفاق نیز حتما برای کشور سهمگین و پرهزینه خواهد بود. بنابراین من معتقدم دولت نیازمند اصلاح است، اما استعفا را راه‌حل اصلاح نمی‌دانم.

 

در پیروزمندانه‌ترین حالت جنگیدن هم نهایتا باید مذاکره کرد

 

آیا مسئله جریان ضد مذاکره و توافق، واقعاً مذاکره است یا اینکه چه کسی مذاکره را مدیریت می‌کند؟

 

اگر مذاکره ابزار است، نباید مالکیت جناحی داشته باشد. اگر به نفع منافع ملی باشد، باید از آن استفاده کرد؛ چه دولت پزشکیان مذاکره کند و چه دولت دیگری، کما اینکه در مذاکرات اخیر نیز مجموعه‌ای از جریان‌های عاقل سیاسی در تیم مذاکره‌کننده حضور داشتند و اتفاقا رئیس تیم مذاکره‌کننده، قالیباف است که خاستگاه سیاسی‌اش با خاستگاه سیاسی دولت متفاوت است. درک دقیق از شرایط خاص کشور و تجمیع ادراکی از مساله منافع ملی باعث این همگرایی در مساله توافق شده است. 

 

اما اگر مسئله این باشد که چه جریانی می‌تواند دستاورد مذاکره را به نام خود ثبت کند، آن وقت رقابت‌های جناحی و انتخاباتی وارد سیاست خارجی می‌شود. برای من مذاکره نه مقدس است و نه خیانت؛ صرفا یک ابزار است. اگر منافع ملی را تأمین می‌کند، باید انجام شود و اگر نمی‌کند، نباید انجام شود. ضمن اینکه من مذاکره را در امتداد مقاومت و جنگیدن می‌دانم، منتهی زمین مقاومت مذاکره با زمین مقاوت جنگی متفاوت است و ابزارها و تکنیک‌های مخصوص و متفاوت خود را دارد. 

 

در پیروزمندانه‌ترین حالت جنگیدن هم نهایتا برای تحکیم اراده و تامین منافع حاصل از پیروزی در جنگ، باید مذاکره کرد. آنچه امروز ما از سوی جریانی که بازنده انتخابات بوده و این شکست را هنوز نپذیرفته است شاهد هستیم، مخالفت با مذاکره بدون ارائه آلترناتیو و نقشه جایگزین است. این سؤال را باید از جریان ضد مذاکره به طور جدی پرسید که اگر مذاکره نه، برنامه جایگزین برای کاهش فشار اقتصادی چیست؟ برای تحریم، ارز، سرمایه‌گذاری، تورم، معیشت و ریسک جنگ چه برنامه‌ای دارید؟

 

گزاره «مقاومت می‌کنیم» به تنهایی برنامه اقتصادی نیست. «به آمریکا اعتماد نداریم» هم سیاست اقتصادی نیست. اگر برنامه عملیاتی وجود دارد، باید درباره آن بحث کرد. اما اگر تمام پاسخ این است که پزشکیان برود، این برنامه اداره کشور نیست؛ مطالبه جابه‌جایی قدرت است.

 

شما فکر می کنید دولت پزشکیان خودش به جریان مخالف فرصت ضربه زدن و هزینه‌تراشی داده است؟

 

قطعاً. دولت باید این را بپذیرد. وقتی در موضوعاتی مثل بنزین، اطلاع‌رسانی نامناسب انجام می‌شود، وقتی وزارتخانه‌ها سازهای ناکوک می‌زنند، وقتی مدیران ضعیف دیر تغییر می‌کنند یا یک وزارتخانه خودش تبدیل به کانون حاشیه می‌شود، رقیب سیاسی بر هر کدام از این مسائل سوار می‌شود و فرصت عملیات تخریبی علیه دولت پیدا می‌کند. من دو گزاره را همزمان درست می‌دانم؛ نخست اینکه تندروها از ضعف‌های واقعی دولت استفاده غیرمنصفانه سیاسی می‌کنند و دوم اینکه دولت نباید این ضعف‌ها را تولید کند.

 

اتفاقاً به همین دلیل ترمیم کابینه اهمیت دارد. اگر دولت ضعیف باشد، همان جریان‌های تندرو ضد آرامش و وحدت اجتماعی از ضعف دولت سود سیاسی می‌برند. پزشکیان باید دولت موفق‌تری باشد؛ چون موفقیت دولت یکی از مهم‌ترین موانع بازگشت همان تفکری است که مردم در انتخابات با رای دادن به پزشکیان، با آن مخالفت کرده‌اند.

 

باتوجه به اینکه همه در یک کشتی نشستیم آیا تندروها از شکست دولت سود سیاسی می‌برند؟

 

از نظر سیاسی طبیعی است که رقبای دولت‌ها از شکست آن‌ها سود ببرند. اما امروز به دلیل وجود شرایط خاص، بین دولت، کشور و کلیت حاکمیت درهم‌تنیدگی زیادی وجود دارد. بر همین اساس بود که رهبر شهید بارها از همه جریان‌های سیاسی خواستند که به دولت پزشکیان کمک کنند و پیروزی دولت را پیروزی جمهوری اسلامی تعبیر کردند. لذا نمی‌گویم جریان سیاسی مخالف دولت  می‌خواهد کشور شکست بخورد، اما شکست دولت می‌تواند روایت رقیب را تقویت کند که دیدید مذاکره جواب نمی‌دهد؟ دیدید دولت وفاق ناکارآمد است؟ یا دیدید مسیر تعامل اشتباه بود؟ و انگاره هایی از این دست. بنابراین هر اشتباه مدیریتی دولت فقط یک اشتباه اجرایی نیست، بلکه می‌تواند پیامد سیاسی بلندمدت داشته باشد.



۸ دقیقه قبل / سایت جماران

ترامپ: توافق با ایران آسان نیست!

به گزارش جماران، دونالد ترامپ در گفت‌ وگو با رادیو دبلیوای‌بی‌سی ۷۷ که پنجشنبه شب به وقت محلی منتشر شد، درباره جنگ علیه ایران با تکرار لفاظی های خود مدعی شد: «چاره‌ای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام می‌دادم، ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.»

رئیس جمهوری آمریکا در توجیه شکست خود در میدان دیپلماسی بدون اشاره به زیاده خواهی های واشنگتن و بدعهدی و نقض تفاهمنامه اسلام آباد ادعا کرد: «نیروی دریایی، هوایی از بین رفته است. بخشی از مشکل این است که بسیاری از رهبران از بین رفته‌اند. دستیابی به توافق آسان نیست. هیچ‌کس نمی‌داند چه کسی رهبری می‌کند.»

رئیس جمهوری جمهوریخواه و جنگ طلب آمریکا ادعا کرد: هدف اصلی کارزار آمریکا، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است.

ترامپ در توجیه رویکردهای شکست خورده خود در قبال جمهوری اسلامی ایران و در حالیکه پیامدهای جنگ بی دلیل او بر روی زندگی مردم آمریکا تاثیر گذاشته است، ادعا کرد: «فکر می‌کنم مردم می‌بینند که ما چه می‌کنیم، زیرا ایران هرگز نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد. ما باید به خاورمیانه سفر کنیم، زیرا نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.»

رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با توهین به ایران مدعی شد: «آنها دیوانه‌اند. اگر کشوری مانند آن سلاح هسته‌ای داشته باشد، بدون تردید از آن استفاده خواهد کرد.»

ترامپ همچنین به استفاده از بمب‌افکن‌های بی‌۲ در حمله به تاسیسات هسته ای ایران اشاره و ادعا کرد: «من جلوی آن را گرفتم و با بمب‌افکن‌های بی‌۲، آن را به‌طور کامل متوقف کردم.»

رئیس جمهوری آمریکا در حمایت از رژیم اسرائیل که واشنگتن را در گرداب جنگ علیه ایران فرو برده است و در توجیه جنگ علیه ایران بدون اشاره به اقدامات تل آویو در منطقه به ویژه سرزمین های اشغالی فلسطین مدعی شد: «آنها (ایران) اسرائیل را نابود می‌کردند. آنها خاورمیانه را نابود می‌کردند.»

ترامپ در این برنامه رادیویی ادعا کرد:«ما در قبال ایران بسیار خوب عمل می‌کنیم. ما از نظر نظامی آن‌ها را کاملا از بین بردیم. البته هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارند، اما توانایی آن‌ها برای ساخت این تجهیزات در مقایسه با پنج ماه پیش بسیار کاهش یافته است. پنج ماه پیش آن‌ها حملات موثری انجام می‌دادند، اما حالا برایشان بسیار دشوار است که هر هدفی را مورد حمله قرار دهند.»

رئیس جمهوری آمریکا بدون اشاره به پیامدهای اقتصادی جنگ خود علیه ایران بر زندگی و معیشت آمریکایی مدعی شد: «آن‌ها (ایران) در وضعیت بدی هستند. نرخ تورم آن‌ها حدود ۳۰۰ درصد است و ارزش پول آن‌ها تقریبا از بین رفته است. نیروهای نظامی‌ هم حقوق دریافت نمی‌کنند. بنابراین در شرایط بسیار بدی قرار دارند.»

ترامپ در باره تنگه هرمز نیز در حالیکه ایران کنترل این آبراه حیاتی را برعهده دارد، بار دیگر ادعای خود را تکرار و ادعا کرد: آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد!

وی در بخش دیگری از این مصاحبه در توجیه حمله به ایران مدعی شد: «ایران به قدرت سلطه‌گری در خاورمیانه تبدیل شده است که برای همه قلدری می‌کند.»

ترامپ بدون اشاره به اینکه پایگاه های آمریکا در خاک برخی کشورهای منطقه است و نیز خسارات واشنگتن از پاسخ دفاعی ایران ادعا کرد «که ایرانی‌ها به سوی کشورهای نیمه‌بی‌طرفی موشک شلیک کردند که هیچ‌کس از میزان دخالت آن‌ها در درگیری آگاه نبود.»

رئیس جمهوری آمریکا ۱۹ اوت برابر با ۲۸ مرداد ماه در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود با تکرار لفاظی‌هایش و درحالیکه در میانه مذاکرات به ایران تجاوز کرده است، ادعا کرد: «هیچ‌کس بیش از من به جمهوری اسلامی ایران فرصت نداده است تا به یک توافق دست پیدا کند. متاسفانه، (البته) برای آنها، این فرصت را از دست دادند.»

ترامپ که به شدت به دلیل پیامدهای تجاوز علیه ایران تحت فشار افکار عمومی مردم آمریکا و کنگره در آستانه انتخابات میاندوره‌ای قرار دارد، مدعی شد: بنابراین، امروز خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی‌ که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام می‌کنم! این یک جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه خواهد بود.

رئیس جمهوری آمریکا در حالیکه واشنگتن سالهاست رویکرد خصمانه فشار اقتصادی و تحریم‌ها علیه ملت ایران را در پیش گرفته است، با اشاره به نبرد نورماندی و عملیات موسوم به «روز دی / D-DAY» ادعا کرد: «این یک روز - دی (تعیین کننده) اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند و برای منزوی کردن و شکست تهدید ایران همکاری کنند.» و «هر کشوری که به موسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها و یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع حمایتی از ایران ارائه دهند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.»

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران نیز روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با انتشار دو تصویر درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار، «روز D اقتصادی» ادعایی دونالد ترامپ علیه ایران را تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی و بدهی فزاینده آمریکا دانست و تاکید کرد تداوم سیاست‌های شکست‌خورده واشنگتن، جز شکست بیشتر و افزایش خصومت ایرانیان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

 


۱۲ دقیقه قبل / سایت جماران

دیپلمات ارشد روس: فشار حداکثری علیه ایران راه به جایی نمی‌برد

میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین به دونالد ترامپ یادآوری کرده که فشارهای اقتصادی او علیه ایران همانند دور اول ریاست‌جمهوری او راه به جایی نخواهد برد. 

اولیانوف در شبکه ایکس در واکنش به تهدیدهای جدید دونالد ترامپ برای اعمال تحریم‌های اقتصادی شدید علیه ایران نوشت: «ایران برای دهه‌ها تحت تحریم‌های آمریکا باقی مانده است. تهران در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ توانایی خود را در ایستادگی در برابر "فشار حداکثری" نشان داد.« 

وی اضافه کرد: «اگر واشنگتن خواهان دستیابی به برخی از اهداف خود است، مسیر اشتباهی را انتخاب کرده است. نتایج مثبت تنها از طریق دیپلماسی صادقانه امکان‌پذیر خواهد بود؛ هرچه آمریکا زودتر این موضوع را درک کند، بهتر است.»

ترامپ روز چهارشنبه اعلام کرد که «فشار و انزوای اقتصادی» علیه ایران در «ابعادی بی‌سابقه» خواهد بود.

او افزود: «هر کشوری که به مؤسسات مالی، کسب‌وکارها، فرودگاه‌ها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هرگونه راه تنفسی به ایران بدهند، خود با پیامدهای اقتصادی بسیار سنگینی روبرو خواهد شد.»

ترامپ گفت: «قاچاق نفت، خطوط سوآپ، انتقال پول نقد، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها و شرکت‌های پوششی — همه این‌ها باید همین الان متوقف شوند. خودتان می‌دانید با چه کسانی هستم. این یک دی-دی اقتصادی خواهد بود و ما نیاز داریم همه متحدانمان کنار ایالات متحده بایستند تا تهدید ایران را نابود کنیم.»

ساعتی قبل‌تر روزنامه واشنگتن‌پست هم  در مطلبی به نقل از تحلیلگران تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ برای افزایش شدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را غیرقابل اجرا توصیف کرد.  

«ادوارد فیشمن» عضو ارشد و مدیر مرکز ژئواقتصاد اندیشکده «شورای روابط خارجی» گفت ترامپ اغلب چنین تهدیدهایی مطرح می‌کند اما در عمل اقدام چندانی پشت آن نیست. 

فیشمن اشاره کرد که ایران از سال ۲۰۱۸ زیر تحریم‌های آمریکا قرار دارد؛ بنابراین تنها راه باقی‌مانده برای ترامپ، تشدید تحریم‌ها علیه شرکای ایران از جمله چین، امارات و ترکیه است.

به نوشته واشنگتن‌پست گزینه‌های دیگر شامل هدف قرار دادن بانک‌ها و پالایشگاه‌هایی است که مقادیر کمی انرژی از ایران می‌خرند، یا تحریم بانک‌های حامل دارایی‌های ایران در خارج از کشور.

فیشمن گفت: «لیست خیلی بلندی نیست. بنابراین واقعاً کار زیادی نمی‌توان کرد، مگر اینکه واقعاً بخواهید تمام دنیا را تهدید کنید که در صورت معامله با ایران، از دسترسی به اقتصاد آمریکا محروم خواهند شد.» 

متن پست ترامپ همین را می‌رساند، اما فیشمن افزود: «من اصلاً باور ندارم که چنین تهدیدی باورپذیر و عملی باشد.»

 


۱۳ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

اعلام وضعیت اضطراری هواپیمای آمریکایی نزدیک تنگه هرمز؛ پیام این پرواز چیست؟

صفحه سیاست-

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام آمریکایی هنگام پرواز در نزدیکی خلیج فارس و تنگه هرمز، کد اضطراری 7700 را فعال کرده است. این کد در هوانوردی به معنای اعلام یک وضعیت اضطراری عمومی است و به خودی خود نشان نمی‌دهد که هواپیما با چه نوع مشکلی مواجه شده است.

داده‌های پروازی نشان می‌دهد این هواپیما پس از اعلام وضعیت اضطراری، ارتفاع خود را از بیش از ۶۷۰۰ متر به حدود ۵۴۰۰ متر کاهش داده و سپس مسیر خود را به سمت غرب تغییر داده است.

همین تغییرات باعث شده این پرواز در مرکز توجه قرار بگیرد؛ چراکه تنگه هرمز در شرایط فعلی تنها یک مسیر مهم تجاری و انرژی نیست، بلکه یکی از اصلی‌ترین نقاط رقابت و نمایش قدرت میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز محسوب می‌شود. همزمانی پرواز هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکا

نکته قابل توجه دیگر، حضور همزمان سه فروند هواپیمای سوخت‌رسان آمریکایی از نوع KC-46A پگاسوس در محدوده تنگه هرمز و امارات است.

هواپیماهای سوخت‌رسان نقش مهمی در افزایش برد عملیاتی جنگنده‌ها و دیگر هواپیماهای نظامی دارند و حضور آنها معمولاً به معنای افزایش توان ماندگاری هواگردها در آسمان منطقه است. البته صرف حضور این هواپیماها نمی‌تواند به تنهایی به معنای آمادگی برای یک عملیات نظامی مشخص تلقی شود.

با این حال، قرار گرفتن پرواز اضطراری یک هواپیمای هشدار زودهنگام در کنار فعالیت هواپیماهای سوخت‌رسان، از منظر تحلیلی اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد فعالیت‌های هوایی آمریکا در این محدوده همچنان قابل توجه است. چرا هواپیمای هشدار زودهنگام اهمیت دارد؟

هواپیماهای هشدار زودهنگام برای شناسایی و رصد تحرکات هوایی و ایجاد تصویر عملیاتی از فضای اطراف مورد استفاده قرار می‌گیرند. این هواپیماها در عملیات‌های هوایی، نقش یک مرکز فرماندهی و نظارت پرنده را ایفا می‌کنند و اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط آنها می‌تواند در تصمیم‌گیری سایر واحدهای هوایی مؤثر باشد.

به همین دلیل، هرگونه تغییر غیرعادی در مسیر یا ارتفاع چنین هواپیمایی، به‌ویژه در منطقه‌ای مانند خلیج فارس، می‌تواند مورد توجه ناظران قرار گیرد؛ هرچند بدون اطلاعات رسمی درباره علت اعلام وضعیت اضطراری، نمی‌توان درباره منشأ یا ماهیت این وضعیت با قطعیت اظهار نظر کرد. آیا این حادثه نشانه یک تهدید نظامی است؟

در حال حاضر، شواهد کافی برای نتیجه‌گیری درباره وقوع یک حادثه امنیتی یا نظامی وجود ندارد. فعال شدن کد 7700 می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد و الزاماً به معنای مواجهه هواپیما با تهدید خارجی نیست.

از سوی دیگر، شرایط راهبردی تنگه هرمز باعث می‌شود چنین رویدادهایی با حساسیت بیشتری دنبال شوند. این آبراه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه افزایش فعالیت نظامی در اطراف آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک پرواز عادی داشته باشد.

بنابراین، اهمیت اصلی این رویداد در حال حاضر نه در نتیجه‌گیری شتاب‌زده درباره علت وضعیت اضطراری، بلکه در تصویر بزرگ‌تر فعالیت‌های نظامی آمریکا در اطراف تنگه هرمز است. تنگه هرمز؛ نقطه‌ای که هر پرواز در آن اهمیت دارد

تنگه هرمز طی سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین نقاط در معادلات امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است. حضور مستمر نیروهای آمریکایی در منطقه، در کنار حساسیت ایران نسبت به تحرکات نظامی در نزدیکی آب‌های سرزمینی خود، موجب شده هرگونه افزایش فعالیت هوایی و دریایی در این محدوده با دقت بیشتری رصد شود.

از این منظر، اعلام وضعیت اضطراری یک هواپیمای آمریکایی را باید در چارچوب مجموعه‌ای از تحرکات نظامی و امنیتی در منطقه بررسی کرد، نه به عنوان یک اتفاق منفرد.

تا زمانی که علت فعال شدن کد 7700 و جزئیات دقیق این پرواز از سوی منابع رسمی مشخص نشود، هرگونه ارتباط دادن این حادثه با یک اقدام نظامی یا امنیتی مشخص، صرفاً در حد گمانه‌زنی خواهد بود. با این حال، همزمانی این پرواز با حضور هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکایی بار دیگر نشان می‌دهد که آسمان اطراف تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین عرصه‌های رقابت و رصد نظامی در منطقه است.

 




 کپلر: تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده‌اند
۴ دقیقه قبل / سایت جهان صنعت نیوز

کپلر: تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده‌اند

«کپلر» اعلام کرد که طی روز گذشته تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده اند.

 چطور بدون شنبه یک‌شنبه شدن سه رنگ را در استایلمان به کار ببریم؟ - چی بپوشم
۱۶ دقیقه قبل / سایت چی بپوشم

چطور بدون شنبه یک‌شنبه شدن سه رنگ را در استایلمان به کار ببریم؟ - چی بپوشم

گاهی یک استایل شیک فقط به انتخاب لباس‌های زیبا نیاز ندارد. قانون سه رنگ، یکی از ساده‌ترین ترفندها برای رسیدن به تعادل است.

 گسترش مشاغل پلتفرمی و آزاد در فضای مجازی / ساختار فعلی بیمه پاسخگوی بازار کار نیست
۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

گسترش مشاغل پلتفرمی و آزاد در فضای مجازی / ساختار فعلی بیمه پاسخگوی بازار کار نیست

دبیر هیات امنای سازمان تأمین اجتماعی و صندوق‌های تابعه با اشاره به تغییرات گسترده در بازار کار و گسترش مشاغل پلتفرمی و آزاد در فضای مجازی (فریلنسر)، گفت: ساختار فعلی نظام بیمه‌های اجتماعی کشور پاسخگوی واقعیت‌های جدید بازار کار نیست و لازم است الگوهای پوشش بیمه‌ای متناسب با این تحولات بازطراحی شود.

 ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا
۱ ساعت قبل / سایت اقتصاد معاصر

ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا

جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را برخلاف برآوردهای اولیه با رکود فوری مواجه نکرد اما شوکی عمیق‌تر و پایدارتر در حوزه تورم، بازار بدهی و سیاست پو...

 اثر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودرو و بورس | الیاس کردی: شوک اولیه افزایش را می‌توان با داریی‌های دلاری جبران کرد زیرا...
۲۷ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

اثر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودرو و بورس | الیاس کردی: شوک اولیه افزایش را می‌توان با داریی‌های دلاری جبران کرد زیرا...

اقتصادنیوز: یک تحلیل‌گر بازار سرمایه گفت: «اگر افزایش قیمت محدود باشد، افزایش قیمت‌ها و تورم نیز محدود خواهد بود. اگر افزایش قیمت شدید باشد، اثر اولیه آن بسیار زیاد خواهد بود. اما اگر افزایش قیمت تدریجی باشد، اثر اولیه آن محدود خواهد بود و باید دید اثر ثانویه آن به کجا می‌رسد و در چه نقطه‌ای متوقف می‌شود.»

 سود خالص ولپارس به ۵۲۰ میلیارد ریال رسید
۱ ساعت قبل / سایت صدای بورس

سود خالص ولپارس به ۵۲۰ میلیارد ریال رسید

شرکت لیزینگ پارسیان با نماد «ولپارس» در گزارش مالی ۶ ماهه منتهی به ۳۱ تیر ۱۴۰۵، از رشد ۱۵ درصدی سود خالص نسبت به دوره مشابه سال قبل خبر داد.