
راضیه جیران زاده در سایت انسانشناسی و فرهنگ نوشت:
«در تاریخنگاری ایرانِ دورهٔ ایلخانی، جایگاه زنان غالباً در حاشیهٔ روایتهای سیاسی مردمحور باقی ماندهاست. این در حالی است که، منابعی چون جامعالتواریخ رشیدالدین و تاریخ محرمانهٔ مغول نشان میدهد، زنان مغول در سطوح گوناگون خانواده، قبیله و دستگاه حاکمه، در تصمیمگیریهای سیاسی، فعالیتهای اقتصادی و آیینهای دینی نقش فعالی داشتهاند.
در میان پژوهشهای معاصر، کتاب زنان در ایران دوران مغول [۲]نوشتهٔ برونو د نیکولا (۲۰۱۷) یکی از مهمترین تلاشها برای بازخوانی جایگاه زنان مغول، بهویژه خاتونها، در ساختار قدرت ایلخانی بهشمار میرود. این مقاله ترجمه و تلخیص از بخشهای مختلف این کتاب است.
با تکیه بر چارچوب تحلیلی ارائهشده در این اثر و با استفاده از منابع تاریخی فارسی، میکوشد تا نقش و جایگاه زنان مغول در دورهٔ ایلخانی را در پیوند میان قدرت سیاسی، اقتصاد و باورهای آیینی، بررسی کند. پرسش اصلی این است که، ساختارهای اجتماعی و آیینیِ جامعهٔ مغولی چگونه امکان کنشگری سیاسی، اقتصادی و مذهبی زنان را در دورهٔ ایلخانی فراهم کردند و این نقشها در مواجهه با جامعهٔ ایرانِ اسلامی چه دگرگونیهایی یافتند؟
جوامع پیشاچنگیزی: الگوهای پایهٔ نقش و کنشگری زنان
بازنمایی زن در اسطورههای مغولی، صرفاً کارکردی روایی ندارد، بلکه بهمنزلهٔ سازوکاری برای مشروعیتبخشی به تبار، قدرت و جانشینی عمل میکند. در جوامع پیشاچنگیزی، زنان نقشی اساسی در شکلگیری فعالیتهای خانگی، دینی، اقتصادی و نظامی داشتند. در اسطورههای مغولی، حضور زنی که منشأ شکلگیری چنگیزخان معرفی میشود و متعاقب آن مادران و همسرانی که با وی پیوند خونی یا سیاسی دارند، همگی نشاندهندهٔ جایگاه زن در تداوم تبار وانتقال مشروعیت قدرت است.
تاکید بر نقش زنان در ساخت گذشتهای اسطورهای پدیدهای صرفا مغولی نیست و قبیلههای ترکی بنام قیچاقها در روایتهای گذشته خود نیز این ویژگی را داشتهاند، همانند: پیوند مادر و همسری که نقش حیاتی در رشد آغازین قهرمانان کوچ نشین دارد. هم در روایتهای مغولی وهم ترکی، زنان به فرمانروایان مشورت میدهند و آنان را از خیانت دیگر اعضای خانواده محافظت میکنند.
نکته در خور توجه درهم …








