
قصد معرفی مجله کتابنامهٔ آگاهینو را داشتیم که بحث سردبیر آن با دکتر سروش بر سر موسی غنینژاد و ادعا و اتهام او به دکتر شریعتی پیش آمد. با اشارتی گذرا به این قضیه نکات قابل تأملی دربارهٔصدا و سیمایی که میتوانست ملی باشد نقل کردهایم…
عصر ایران؛ مهرداد خدیر– دوستانی از صاحب این قلم پرسیدهاند در مناقشهٔ اخیر آقایان دکتر عبدالکریم سروش – متفکر برجستهٔ ایرانی- و محمد قوچانی روزنامهنگار خوشقریحه و صاحبسبْک، جانبْدار کدام سویم و حق یا بیشینهٔ حق را از آنِ کدام یک میدانم.
راست این است که بیشتر دچار شگفتیام چرا که از این منازعه حقیقتی مکشوف نمیشود.
از سوی دیگر کمتر شبی است که به لطف تلگرام، یکی از درسْگفتارهای دکتر سروش را نشنیده به خواب روم. پیش از این شرح مثنوی مولانا و در ماههای اخیر قرائت قلبی قرآن و گاهی هم کیمیای سعادت. چند سالی پیش تَرَک هم سلسله مباحث دین و قدرت و قبل از آن انجیل و قرآن.
حال آن که مقالات آقای قوچانی بعد از آن که این استعداد شکوفنده را از نشریۀ یومیه محروم و به فصلنامه تبعید کردند محدود به فصلنامهٔ وزین «آگاهینو» است و «کتابنامه» و ضمایم آن اگرچه گمان میکنم از ۴۰۰ صفحهٔ شمارهٔ اخیر ۱۰۰ صفحه به خامهٔ خود او باشد.
اگر نوشتهٔ اخیر با عنوان «لیبرالیسم نقابْدار و پایان روشنفکری دینی» بیشتر دیده شد به سبب بازنشر مقالهٔ مندرج در «تجارت فردا» در فضای مجازی و ابتدا در تارنمای انصاف و سپس بخشهایی در اینستاگرام است که خوشبختانه یا شوربختانه در آن فعالیت یا توقف و سِیری ندارم.
مشکل اصلی با مدعای پایان است. همان گونه که محمد قوچانی و نشریه او مهر بطلان است بر هر ادعایی دایر بر پایان روزگار رسانههای چاپی و کاغذی که لذت خوانش عمیق میدهند و مانند محتوای شبکههای اجتماعی جنبه مصرفی ندارند، حضور و استمرار تولیدات فکری دکتر سروش هم کفایت میکند بر رد مدعای پایان روشنفکری دینی چرا که معنی دیگر میتواند این باشد که مادام که چنان بودی که ما میپسندیدیم، بودی و حالا دیگر انگار نیستی ولی کیست که بتواند انکار کند نام سروش با روشنفکری دینی گره خورده ولو آقای قوچانی مُصر باشد برای آن دو نسل قبلتر (بازرگان و شریعتی) را یادآوری …





![[حامد خزایی] عصر مصرف فوری](/news/u/2026-08-22/ettelaat-cyogu.jpg)
