قیمت طلا امروز




 سایت انصاف نیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

خدا کند که مجلات تعطیل نشوند! | انصاف نیوز

ایسنا: هرمز همایون‌پور نزدیک به ۵۰ سال است به روزنامه‌نگاری ادبی پرداخته و مسئولیت نشریه «نقد و بررسی کتاب» تهران را دارد؛ مجله‌ای که روزی با همکاری چهره‌هایی چون داریوش شایگان، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی تأسیس شد.
 خدا کند که مجلات تعطیل نشوند! |  انصاف نیوز

ایسنا: هرمز همایون‌پور نزدیک به ۵۰ سال است به روزنامه‌نگاری ادبی پرداخته و مسئولیت نشریه «نقد و بررسی کتاب» تهران را دارد؛ مجله‌ای که روزی با همکاری چهره‌هایی چون داریوش شایگان، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی تأسیس شد.

هرمز همایون‌پور – مترجم و روزنامه‌نگار – در ۸۷ سالگی کار نقد و بررسی کتاب را انجام می‌دهد و مجله «نقد و بررسی کتاب تهران» را منتشر می‌کند؛ هرچند چندماهی است که این مجله به دلیل مشکل تأمین کاغذ منتشر نشده است. ایسنا به مناسبت روز خبرنگار گفت‌وگویی با این روزنامه‌نگار پیشکسوت داشته است و درباره یک عمر فعالیت ادبی و اینکه چطور در مسیر روزنامه‌نگاری و ترجمه افتاد، گپ زدیم.

او با اشاره به بازنشستگی‌ اجباری‌اش در ۳۹ سالگی می‌گوید: بعد از بازنشستگی برحسب علایق قبلی از دوران نوجوانی در شیراز و کار در روزنامه‌های «جهان‌نما» و «اجتماع ملی»، سراغ ذوق و علاقه قدیمی‌ام رفتم. خوشبختانه آن زمان گذرم به انتشارات «آگاه» افتاد. آقای حسین‌خانی عزیز که چند ماه پیش فوت شد، مدیر این نشر بود و حق بزرگی به گردن من دارد؛ زیرا تجربه چندانی در ترجمه نداشتم و ایشان دستم را گرفت و پا به پا برد. یادم می‌آید، دو سه کتاب به من داد تا آن‌ها را ترجمه کنم، بعد هم کتاب‌ها را خیلی‌خوب منتشر کرد و من مترجم حرفه‌ای شدم. در آن دوره نمی‌توانستم مجوز نشر بگیرم، پس به آقای حسین‌خانی پیشنهاد کردم مجموعه مقالات منتشر کنیم و این شد که «کتاب آگاه»، مجموعه مقالات اجتماعی – فرهنگی، را درآوردیم. خوشبختانه دوستانی از جمله آقای دکتر احمد اشرف، دکتر فیروز توفیق و دکتر چنگیز پهلوان که با دنیایی از تجربه و آگاهی بازنشسته شده بودند، با ما همکاری داشتند. آقای حسین‌خانی با هوشیاری متوجه اهمیت این مقالات بود و آن‌ها را در «کتاب آگاه» منتشر کرد. دو – سه شماره که درآمد، آقای حسین‌خانی «نقد آگاه» را هم منتشر کرد که در واقع درباره نقد کتاب‌ها بود.

او ادامه می‌دهد: در «نقد آگاه» آقای گلشیری و آقای باقر پرهام بودند. نمی‌دانم شاید انتشار «نقد آگاه» با حضور مرحوم نجف دریابندری حالت سیاسی پیدا کرد و این امر باعث شد که وزارت ارشاد آن زمان هر دو آن‌ها را ممنوع‌الانتشار کند که به زعم بنده از آن کارهای عجولانه و نادرست بود. خب، افرادی با صلاحیت، با سابقه کار ارزنده و شناخته‌شده در جامعه و با حسن نیت می‌خواهند چیزهایی را بگویند و هر حکومتی که کمی محال‌اندیش باشد از این فرصت‌ها استفاده می‌کند اما آن موقع احساسات و هیجانات، جای تفکر منطقی را تا حدود زیادی گرفته بود و نتیجه این شد که واقعاً تا قبل از دولت آقای خاتمی فشار و سانسور بسیاری بر مطبوعات و کتاب وارد شد.

همایون‌پور معتقد است: دوره آقای خاتمی برای روشنفکران واقعا دوره نفس کشیدن و از خیلی جهات مثبت بود. در آن دوره واقعاً احساس کردم کارهای مطبوعاتی و کتاب که انجام می‌دهیم با هیچ مانعی روبه‌رو نیست و وزارت ارشاد نیز حمایت می‌کند. آن زمان وزارت ارشاد یارانه‌ای برقرار کرده و به مجلات کمک مالی می‌کردند و کاغذ و زینک را با قیمت یارانه‌ای می‌دادند. خب به جای «کتاب آگاه» که مرحوم شد، در همان سال‌ها تقاضای مجوز کردیم و امتیاز «نقد و بررسی کتاب» را گرفتیم. آن زمان با چهره‌های ماندگاری چون دکتر شایگان، کامران فانی و آقای خرمشاهی نشر «فرزان» را تأسیس کردیم. «نقد و بررسی کتاب تهران» هم در ابتدا ارگان «فرزان» بود و چهار – پنج شماره نیز با اسم «فرزان» منتشر شد. بعد با این محدودیت مواجه شدیم که ناشران فکر می‌کردند، این مجله فقط تبلیغ کتاب‌های فرزان است؛ در حالی که هدف ما عمومی بود. بنابراین ارتباط مجله با «فرزان» قطع شد و اعلام کردیم ما جدا هستیم و ناشران کتاب‌هایشان را به ما بدهند و در حد خودمان بررسی می‌کنیم و چند سال به این ترتیب «نقد و بررسی کتاب تهران» درمی‌آمد و تیراژ اولیه‌اش ۵هزار نسخه بود. 

این روزنگار در ادامه می‌گوید: باید گفت در دوره آقای احمدی‌نژاد به همه چیز مملکت ضربه خورد و یکی هم همین ضربه‌ها به بخش نشریات و مطبوعات فرهنگی بود؛ نهایت بی‌توجهی به نشریات و مطبوعات شد. آن زمان امتیاز نشر «کتاب روشن» را گرفته بودم و سال‌ها بود در این زمینه فعالیت می‌کردم؛ بد هم نبود و تا حدودی کتاب‌های خوبی منتشر شد. در آن دوره آقای دکتر، یک دفعه امتیاز چند ناشر را لغو کردند؛ حالا نشر من کوچک و تازه بود ولی نشر «آگاه» و نشر «چشمه» قدیمی و باسابقه بودند و کتاب‌های متعدد داشتند. دوره غریبی بود و به هر حال این دوران غریب گذشت و دوره‌ای شد که وزیر کنونی ارشاد، آقای دکتر صالحی معاون فرهنگی شدند. یادم است، ایشان یک روز من را احضار کرد و به خدمتشان رسیدم، به ما دلداری دادند و گفتند ما می‌خواهیم جبران کنیم. البته بعد چند وقت در جلسه دیگری به من گفتند که در امتیاز نشر کتاب مشکل داری و نمی‌شود کاری کرد و دنباله‌اش را نگیر چون اگر دنبالش را بگیری در مجوز مجله‌ات هم اذیت می‌کنند! من هم نشر کتاب را کنار گذاشته و به انتشار مجله پرداختم.

او ادامه می‌دهد: این کارها سودآور نیست و بیشتر به ذوق و شوق آدمی برمی‌گردد؛ دکتر روانشناس که دوستم بود و هست، مرا خیلی تشویق می‌کرد و می‌گفت اگر می‌خواهی زنده بمانی و اثربخش باشی، تا حدودی باید کارت را ادامه بدهی وگرنه… واقعاً حرفش درست بود؛ چون این پایداری‌مان واقعاً جای تعجب دارد. وقتی خودمان نتوانستیم کتاب دربیاوریم، ناشران دیگری بودند و به ما پیشنهاد ترجمه می‌دادند و ما هم ترجمه می‌کردیم‌. بالاخره در حاشیه‌اش هم مجله را درمی‌آوردیم. این کار واقعا خیلی از لحاظ حفظ روحیه و حتی می‌خواهم بگویم از لحاظ حفظ زندگی به من کمک کرد. گذشت و گذشت تا حالا که آمدیم خدمت شما…

همایون‌پور می‌گوید: من این انتقاد دوستانه را بگویم. نمی‌دانم چرا از همان موقع که با آقای دکتر صالحی دیدار داشتم واقعاً به ایشان علاقه پیدا کردم. ایشان آمده بود تا خدمت کند و تا حدودی هم توانست. در دوره ایشان دو نکته وجود دارد که من را خیلی حیرت‌زده کرده است. یکی درباره «کتاب سال» است؛ «کتاب سال» آن اوایل که آقای مهاجرانی وزیر ارشاد بود، ارج و حرمتی پیدا کرده بود و وقتی کتابی برنده «کتاب سال» می‌شد، به چاپ تازه می‌رفت. در روزنامه «اطلاعات» دیدم که کتاب‌های سال، رساله‌های کارشناسی ارشد و دکتری هستند که بیشترشان درباره موضوعات خاصی نوشته‌ شده است. حیرت کردم. منکر نیستم چون کتاب‌ها را ندیده‌ام، حتماً رساله‌های ارزشمندی بودند. ولی در «کتاب سال»، موضوع تشویق مؤلف نیست. باید از طرق دیگر امکاناتی که دارند، مؤلفان را تشویق کنند. به نشریه‌مان خیلی کتاب می‌آید و دو اثر را در مجله برای نامزدی «کتاب سال» پیشنهاد کردیم؛ یکی «نبرد قدرت در ایران در دوره جمهوری اسلامی» اثر آقای محمد سمیعی بود که او را نمی‌شناسم ولی حتماً از استادان حقوق دانشگاه هستند. مبنای ما برای پیشنهاد کتاب، نحوه استدلال و رفرنس‌هایی بود که به آن مراجعه کرده بودند و برای کتاب واقعاً زحمت کشیده شده بود و ارجاعاتش بعد از هر فصل چندین صفحه است. پیشنهاد دیگر ما کتاب آقای دکتر احمد کاظمی موسوی یعنی«نگاهی به سیر و سرانجام فلسفه و کلام اسلامی؛ جهان اسلام، فلسفه را چگونه شناخت و به کجا رساند» بود. این کتاب درباره معارف اسلامی و واقعاً کتاب روشنگر و ارزشمندی است که ما با حسن نیت پیشنهاد کردیم اما هیچ‌کدام اصلاً در میان برگزیده‌ها نبود و رساله‌های تحصیلی را به عنوان کتاب سال گذاشته بودند.

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش می‌گوید: نکته دیگر اینکه چند سال پیش در روزنامه «اطلاعات» (روزنامه اطلاعات را از قدیم می‌خرم. آقای دعایی شخصیت برجسته‌ای بود و روزنامه اطلاعات، در میان مطبوعات بعد از انقلاب، قدیمی و حرفه‌ای است و به اخباری توجه می‌کنند که کمتر توجه می‌شود) نوشته بودند، پیشنهاد اضطراری‌ای به دولت شده که کاغذ جزو کالای اساسی باشد و اعتباری بگیرد تا کاغذ دولتی با قیمت مناسب میان مطبوعات و نشر توزیع شود. خوشبختانه این اتفاق افتاد و کاغذ کالای اساسی شد و بعد هم آن کاغذها توزیع شد. وارد کم و کیف ماجرا نمی‌شوم که خیلی حرف‌ها می‌شود گفت. به روزنامه‌ها و مطبوعات این کاغذها را دادند اما به ما چند نشریه فرهنگی سابقه‌دار یعنی «نگاه نو»، «جهان کتاب» و نشریه خودمان کاغذی تخصیص داده نشد.

این روزنامه‌نگار ادامه می‌دهد: در دوره‌ای در شوروی، مجلات فرهنگی زیرزمینی درمی‌آوردند و در اروپای شرقی که تحت تسلط شوروی بود این مجلات منتشر می‌شد؛ این نشریات به نوعی طراوت، شادابی و آگاهی به جامعه می‌دهد. بقیه نشریات ممکن است پیوست‌های دولتی و ایدئولوژیک داشته باشند، کشورهای دیگر هم دارند. تعجب کردم که دولت‌های کشورهای دیگر از جمله انگلستان که از آن آگاه هستم به این نشریات یارانه می‌دهند، نسخه‌هایی از آن‌ها را می‌خرند تا پایدار بمانند؛ زیرا دولت‌ها متوجه اهمیت نشریات فرهنگی غیردولتی هستند. من با اطمینان می‌توانم عرض کنم که در این تقسیم کاغذ، آقای وزیر ارشاد با شناختی که از آن‌ سال‌ها از ایشان دارم، دخالتی نداشتند و این کار را دوستان دیگری انجام دادند و طبق معمول کار دولتی همین است. الان آثار نحوه توزیع نادرست را می‌بینیم. حتما می‌دانید عملاً کار نشر کتاب و نشریات فرهنگی تعطیل شده است. حالا وزارت ارشاد باید باز تقاضای کمک اضطراری از دولت کند تا کاغذ بیاورد و این مشکل را برطرف کند. فارغ از کار کوچک خودمان، می‌بینم عملاً کار تعطیل شده است. ناشرانی چون «ققنوس»، «آگاه» و «آگه» مرتب کتاب درمی‌آوردند. نشریه ما در هر شماره ۱۰ و ۲۰ صفحه را به معرفی کتاب اختصاص می‌داد اما حالا … . این دو نکته را عرض کنم تا شاید به گوش مقامات مسئول برسد که این خطر فرهنگی خیلی جدی است و نیازی به توضیح و توجیه ندارد و هرچه زودتر باید این شکل برطرف شود.  

او در بخش دیگری از مصاحبه‌اش درباره همکاری‌اش با مجلات دیگر قبل از انقلاب و وضعیت کنونی مجلات، می‌گوید: در سطحی نبودم که برای مجله «سخن» ناتل خانلری مطلبی بنویسم، آن زمان در مجله «اطلاعات جوان» چیزهایی می‌نوشتم. یادم می‌آید که چهارشنبه‌ها مجله «سخن» جلسه‌ای داشت که نویسنده‌هایش جمع می‌شدند و گاه به این جلسات می‌رفتم. قبل از انقلاب در مجله دیگری که مطلب می‌نوشتم، مجله «فردوسی» بود که آن زمان دکتر عنایت سردبیرش بود و با او همکاری داشتم. مجله بعدی هم مجله «رودکی» برای مجموعه رودکی بود و آقای دکتر خوشنام مجله را در می‌آورد با تیتر و عکس و فلان کار می‌کردند و ما خوشمان می‌آمد. در هر حال بعد از انقلاب هم خوشنام تلاشی کرد که رودکی را ادامه بدهد اما زمانه عوض شده بود و اجازه ندادند ادامه پیدا کند. چندماهی است که به خاطر کاغذ، مجلات تقریبا تعطیل هستند. علاوه بر نشریاتی که اسم برده شد، مجله محیط‌زیستی به نام «صنوبر» منتشر می‌شد که بسیار مقاله‌های خوبی داشت اما الان چند وقتی است این مجله را ندیده‌ام. لابد این مجله هم تعطیل شده است. الان بسیاری از مجلات تعطیل شده‌اند. مثلاً مجله ادبی برای ما می‌فرستادند که هر شماره یکی از نویسنده‌های غربی معروف را معرفی می‌کرد و هرکدام این مجلات خواننده‌هایی داشتند، مجلات دیگری هم بودند که یادم نمی‌آید که برخی تعطیل شدند یا من ندیده‌ام و خدا کند تعطیل نشده باشند و بتوانند به کار خود ادامه بدهند.

انتهای پیام



۷ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛

آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظه‌ای که از حوزه امتحان خارج می‌شوند، مرحله تازه‌ای آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخ‌ها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورت‌بندی می‌کند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدت‌هاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانواده‌ها برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، دانش‌آموزان ماه‌ها زندگی خود را حول آن سامان می‌دهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار می‌گیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.

وی در تحلیل خود تأکید می‌کند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماه‌های منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی می‌کنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشرده‌ای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا می‌کند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعه‌ای از ساعت‌های مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل می‌شود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمون‌های آزمایشی ایجاد می‌شود. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که آزمون تمام می‌شود و این سه ستون ناگهان فرو می‌ریزند.

مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد می‌کند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطه‌ای است که می‌تواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحله‌ای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورت‌بندی جامعه‌شناختی و اکتشافی برای توصیف تجربه‌ای جمعی است؛ تجربه‌ای که می‌تواند در آینده موضوع پژوهش‌های دقیق‌تر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماه‌ها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون می‌دانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درس‌هایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه می‌شود.

این فراغت اما لزوماً آرامش‌بخش نیست

به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخاب‌شده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانی‌مدت است. فرد ماه‌ها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی می‌ماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤال‌های آزمون زندگی می‌کند. سؤال‌ها دوباره در ذهنش مرور می‌شوند؛ پاسخ‌ها زیر و رو می‌شوند و پرسش‌هایی مانند «اگر گزینه دیگری را می‌زدم چه می‌شد؟» یا «نکند سؤال ساده‌ای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار می‌شوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.

مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونی‌سازی نظام ارزشیابی» مرتبط می‌داند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل می‌شود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی می‌کند. در نتیجه، داوطلب نمی‌تواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخ‌گویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانواده‌ها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گسترده‌تری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال می‌کنند و همین امر باعث می‌شود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش ساده‌ای مانند «چه رتبه‌ای می‌آوری؟» می‌تواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمی‌داند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس می‌کند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همین‌جا، «برزخ انتظار» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی می‌کند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانش‌آموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق می‌تواند احساس بلاتکلیفی و بی‌جهتی ایجاد کند.»

تعلیق هستی شناختی موقت

مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستی‌شناختی موقت» توصیف می‌کند؛ دوره‌ای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شده‌اند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیت‌های ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطراب‌هایی است که در ماه‌های قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل می‌شدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دست‌کم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی می‌تواند گسترده‌تر شود و پرسش‌هایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسان‌های خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخ‌هایی که در جلسه داده شده‌اند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمی‌های افراطی پناه می‌برند. ساعت‌ها حضور در فضای مجازی، اسکرول بی‌هدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع می‌تواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد می‌کنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.

در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته می‌کند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامه‌ای ندارد. نوجوان را ماه‌ها برای یک روز آماده می‌کنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمی‌کنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب می‌کند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمی‌گردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راه‌حل نیز صرفاً در توصیه‌های فردی خلاصه نمی‌شود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پل‌های معنایی» ایجاد کنند.

دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی:

از منظر جامعه‌شناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار داده‌اند. خانواده یکی از مهم‌ترین این ساختارهاست. خانواده‌ها می‌توانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر می‌کنی چه رتبه‌ای می‌آوری؟» باشد، می‌توان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک می‌تواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانش‌آموز را رها کند. مدارس می‌توانند برای روزها و هفته‌های پس از آزمون، برنامه‌های مشاوره‌ای طراحی کنند؛ برنامه‌هایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفت‌وگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانه‌ها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانه‌ای تنها بر رتبه‌های برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشته‌های خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزش‌گذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تاب‌آوری، مسیر زندگی و تجربه‌های متنوع موفقیت می‌تواند نگاه جامعه را از «نتیجه‌محوری» به «فرآیندمحوری» نزدیک‌تر کند.


۱۶ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

معاریو: کلید مهار تنش میان ترکیه و اسرائیل در دست کاخ سفید است

این روزنامه با اشاره به دگرگونی اساسی در ماهیت روابط آنکارا و تل‌آویو نوشت که پیوندهای میان دو طرف از سطح همکاری و اتحاد گذشته، به شرایطی شبیه به جنگ سرد بدل شده است؛ وضعیتی که این روزنامه مسئولیت ایجاد آن را متوجه سیاست‌های جدید آنکارا می‌داند.

به نوشته معاریو، رویکرد ترکیه صرفاً تقابل با رژیم صهیونیستی نیست، بلکه این کشور در پی احیای موقعیت خود به‌عنوان یک «امپراتوری منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای» است. معاریو با اشاره به حضور و نفوذ ترکیه در مناطقی چون سوریه، سومالی، لبنان، عراق، قطر، لیبی، نوار غزه، کرانه باختری و قبرس، و تمایل آن به اثرگذاری بر مصر، ادعا می‌کند که مسأله رژیم صهیونیستی صرفاً یک بهانه است و هدف اصلی آنکارا تبدیل شدن به بازیگر مسلط و حلقه اتصال آسیا، آفریقا و هند به غرب و اروپا است.

این گزارش تحولات منطقه و تضعیف نفوذ ایران پس از دگرگونی‌ها در سوریه را فرصتی برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک ترکیه ارزیابی کرده و می‌افزاید با این حال، کشورهایی نظیر اردن، لبنان، یونان، قبرس، مصر، امارات و عربستان نیز از این تحرکات احساس فشار و نگرانی می‌کنند.

معاریو همچنین با اشاره به امکان ائتلاف‌سازی منطقه‌ای رژیم صهیونیستی با یونان و قبرس، نسبت به توان واکنش میدانی ترکیه هشدار داده و می‌نویسد: «ترکیه این ظرفیت را دارد که ظرف یک شب، با اعزام تجهیزات مهندسی، زره‌پوش‌ها و سامانه‌های دفاعی به نزدیکی دمشق، پایگاهی نظامی ایجاد کند؛ رخدادی که تل‌آویو را با چالشی جدی روبه‌رو خواهد ساخت.»

در پایان، این تحلیل نتیجه‌گیری می‌کند که کلید اصلی برای مهار این تنش‌ها در کاخ سفید قرار دارد؛ جایی که دونالد ترامپ دلایل متعددی دارد تا با مداخله فوری، ضمن تعیین خطوط قرمز برای حضور ترکیه در سوریه، سازوکاری برای گفت‌وگو و هماهنگی میان این دو شریک پیشین و رقبای کنونی برقرار سازد.

همچنین روزنامه جروزالم پست گزارش داد که «روابط اسرائیل و ترکیه قبل از هفت اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که دو طرف روابط کامل دیپلماتیک را از سر گرفتند و سفرهایی را رد و بدل کردند، در حال بهبود بود. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، و رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، کمتر از سه هفته قبل از هفت اکتبر در نیویورک دیدار کردند.»

این روزنامه توضیح داد که «از آن زمان، اردوغان بارها از توصیف حماس به عنوان یک سازمان تروریستی خودداری کرده و در عوض آن را «جنبش آزادی‌بخش» نامیده است. اسرائیل دیپلمات‌های خود را از ترکیه فراخواند و آنکارا بعداً سفیر خود را از اسرائیل فراخواند. ترکیه همچنین تجارت دوجانبه با اسرائیل را متوقف کرد. لفاظی‌های اردوغان به شدت افزایش یافته است، از جمله مقایسه نتانیاهو با هیتلر و اشاره به اینکه ترکیه ممکن است در سال ۲۰۲۴ مانند لیبی و قره باغ کوهستانی علیه اسرائیل مداخله کند.»

جروزالم پست اشاره کرد که «سوریه اکنون یک جغرافیای نظامی برای این رقابت دارد» و «نزدیک به سه سال است که اسرائیل مجبور شده است امنیت را در چندین جبهه، از غزه گرفته تا لبنان و ایران، در نظر بگیرد.»

این روزنامه افزود: «ظهور حضور نظامی قوی ترکیه در سوریه تحت حمایت یک دولت به شدت متخاصم در آنکارا، چالشی اساساً متفاوت ایجاد خواهد کرد: رادارها، سیستم‌های دفاع هوایی، هواپیماها و پهپادهای ترکیه می‌توانند آزادی حرکت اسرائیل را محدود کرده و جبهه شمالی که از قبل هم بی‌ثبات بوده را به عرصه‌ای تبدیل کنند که نیروهای مسلح یک کشور عضو ناتو در آن درگیر هستند.»

جروزالم پست ادامه داد که «واشنگتن به وضوح این خطر را درک می‌کند. تام باراک، فرستاده ایالات متحده، اظهار داشت که ایالات متحده پس از حمله ابوالظهور که خطر یک رویارویی ناخواسته را به همراه داشت، در حال کار بر روی یک مکانیسم سه‌جانبه برای کاهش تنش بین اسرائیل، ترکیه و سوریه است».

به نوشته این روزنامه، ارتباطات نظامی ناکافی بین اسرائیل و ترکیه (یک عضو ناتو) می‌تواند منجر به درگیری دقیقی شود که باراک نسبت به آن هشدار داده بود و این موضوع همچنین پرسش ناخوشایندی را در مورد «مکانیسم مشترک رفع اختلاف» که با میانجیگری ایالات متحده ایجاد شده و اسرائیل، سوریه و ایالات متحده در ماه ژانویه برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و کاهش تنش‌های نظامی توافق کردند، مطرح می‌کند. هر دستاوردی که این مکانیسم داشته باشد، به وضوح برای جلوگیری از وقایع این هفته کافی نبوده است.

این روزنامه ادامه داد: «راه حل نمی‌تواند کاهش گفت‌وگو باشد، بلکه افزایش آن است و سوریه همچنان در وضعیت ناپایداری قرار دارد و اسرائیل دلایل زیادی برای تردید در مورد نیات حاکمان جدید خود و دوام طولانی مدت آنها دارد. با این حال، رئیس موقت احمد الشرع ماه گذشته گفت که سوریه به دنبال توافق امنیتی با اسرائیل است و الشیبانی تأیید کرد که دمشق حتی پس از حمله نیز پذیرای مذاکرات است. این استثنایی است و نیاز به آزمایش دارد.»

این روزنامه در پایان استدلال کرد که «ترکیه یک چالش استراتژیک جدی است و به همین دلیل، اسرائیل باید خطوط قرمز نظامی معتبر را با دیپلماسی مداوم ترکیب کند و وقتی گزینه جایگزین، درگیری تصادفی با ارتش وابسته به ناتو در خاک سوریه است، ارتباط برقرار کردن نقطه ضعف نیست؛ بلکه مسئله امنیت ملی است».

انتهای پیام




 روباه مهربانِ فلات ایران
۸ ساعت قبل / سایت تابناک

روباه مهربانِ فلات ایران

تصویری از روباه مهربان فلات ایران را ملاحظه می‌نمایید.

 شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

شناسایی مولکول مسؤول یکی از بدترین انواع «سرطان پستان»

سرطان پستان سه‌گانه‌منفی از دشوارترین انواع این بیماری برای درمان است و به‌دلیل توان بالای گسترش به اندام‌های دیگر، نیازمند روش‌های دقیق‌تر برای شناسایی بیماران پرخطر و انتخاب درمان مناسب است.

 کاهش دمای تهران طی امروز و فردا / وقوع رگبار و رعدوبرق در شمال استان
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

کاهش دمای تهران طی امروز و فردا / وقوع رگبار و رعدوبرق در شمال استان

اداره کل هواشناسی استان تهران از کاهش نسبی دما طی امروز و فردا خبر داد و اعلام کرد با عبور موج ناپایداری از منطقه، از جمعه تا دوشنبه (۳۰ مرداد تا ۲ شهریور) افزایش ابر و وزش باد، گاهی باد شدید و در مناطق شمالی و ارتفاعات رگبار پراکنده و رعدوبرق پیش‌بینی می‌شود.

 سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه
۷ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛ آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً [ ]

 دمای ۵۰ درجه و شرجی ۱۰۰ درصدی در بوشهر
۲۰ ساعت قبل / سایت تابناک

دمای ۵۰ درجه و شرجی ۱۰۰ درصدی در بوشهر

هم‌زمان با ثبت دمای ۵۰ درجه سانتی‌گراد در برخی شهرستان‌های استان بوشهر، رطوبت هوا در شهرهای ساحلی به ۱۰۰ درصد رسید.

 پذیرش دانشجو در دانشکده‌های افسری ارتش از طریق آزمون سراسری
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

پذیرش دانشجو در دانشکده‌های افسری ارتش از طریق آزمون سراسری

معاون نیروی انسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران از گسترش تنوع رشته‌های پذیرش دانشجو در گروه‌های آزمایشی ریاضی و فنی، علوم تجربی و علوم انسانی در دانشکده‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران از طریق آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ خبر داد.