
محمدرضا انتظاریان، معلم و فعال حوزه تعلیم و تربیت در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز نوشت:
تعلیم و تربیت، صرفاً انتقال مجموعهای از محفوظات از معلم به دانشآموز نیست؛ بلکه مهمترین فرایند شکلگیری انسان، هویت، اخلاق، فرهنگ و آینده یک ملت است. هر جامعهای که میخواهد آینده خود را بسازد، ناگزیر باید نخست درباره این پرسش پاسخ روشنی داشته باشد: «میخواهیم چه انسانی تربیت کنیم؟» انسانی صرفاً متخصص و دارای مدرک؟ یا انسانی دانشمند، اخلاقمدار، مسئول، آزاداندیش، هویتمند، ایرانی و برخوردار از معنویت؟
به باور نگارنده، یکی از مسائل بنیادی نظام تعلیم و تربیت ایران این است که میان آنچه باید باشد و آنچه در عمل هست فاصلهای جدی ایجاد شده است. این نقد، نفی زحمات معلمان، مدیران و کارکنان شریف آموزشوپرورش نیست؛ بلکه نقد ساختاری است که در بسیاری از موارد، معلم را از جایگاه واقعی خود دور کرده و مدرسه را بیش از اندازه به یک ساختار اداری و بخشنامهای تبدیل کرده است.
۱. تعلیم و تربیت، مأموریت یک وزارتخانه نیست نخستین خطای نگرشی آن است که تصور کنیم تعلیم و تربیت فقط وظیفه وزارت آموزشوپرورش است. کودک تنها در مدرسه تربیت نمیشود. او در خانواده، محله، رسانه، فضای مجازی، جامعه، دانشگاه، محیط اقتصادی، فرهنگ عمومی و حتی از رفتار مسئولان و مدیران کشور نیز الگو میگیرد.
بنابراین تعلیم و تربیت یک پروژه ملی است، نه یک مأموریت صرفاً اداری. خانواده، آموزشوپرورش، دانشگاهها، حوزههای علمی و فرهنگی، رسانهها، نهادهای مدنی، مجلس، دولت، مدیریت شهری، دستگاه قضایی، اقتصاد و حتی بخش خصوصی، هرکدام سهمی در ساختن انسان آینده ایران دارند. البته محور تخصصی تعلیم رسمی باید آموزشوپرورش باشد؛ اما این دستگاه نمیتواند بهتنهایی مسئولیت تربیت نسل آینده را بر دوش بکشد.
۲. ضرورت ایرانی و اسلامی شدن نظام تعلیم و تربیت پس از انقلاب اسلامی، یکی از آرمانهای مهم، ایجاد تحول بنیادین در نظام آموزشی و رهایی آن از وابستگیهای فکری و فرهنگی دوران پیشین بود. امام خمینی(ره) در پیام ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ خطاب به مسئولان آموزشوپرورش بر تغییر اساسی کتابهای درسی و جایگزینی مطالبی که بتواند نسل جوان را مستقل و آزاده تربیت کند تأکید کردند.
این نگاه نشان میدهد که از منظر بنیانگذار جمهوری اسلامی، مسئله …









![[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ](/news/u/2026-08-23/ettelaat-j0awm.jpg)


