
محسن صولتی، دانشجوی مقطع دکتری حقوق بینالمللی در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، درباره مصاحبه تلویزیونی رئیسجمهور پزشکیان که شامگاه چهارشنبه ۱۴مرداد ۴۰۵ از صداوسیما پخش شد، نوشت:
صحنه، پیش از آنکه پزشکیان سخنی بگوید، با مخاطب سخن میگوید؛ مردی تنها در مرکز قاب تلویزیون نشسته است. صداهایی از بیرون قاب شنیده میشوند؛ صداهایی بیچهره، بینام، بیمکان که از وجودشان تنها به واسطه پرسشهایشان آگاهیم.
قاب نیز به همان اندازه خاموش است؛ نه نشانی از دقت در ترکیببندی دارد و نه وسواس در طراحی صحنه. گویی تصویر، پیش از آنکه بخواهد اقتدار را نمایش دهد، از شتابی خبر میدهد که مجال اندیشیدن به خودِ نمایش را نیز از میان برده است.
این صرفاً یک نقص فنی نیست؛ ردی از تنشیست که تا قلب سازوکار تصمیمگیری امتداد پیدا کرده. حتی صحنه نیز فرصت آن را نیافته که خود را قانعکننده بیاراید.
کدام صادقترند؛ بدن یا کلمات؟ پاسخ را نه جملهها، که حرکات بدن میدهند. نگاه، به ندرت بر لنز دوربین یا بر مخاطبی که آنسوی آن ایستاده است، میماند. میگریزد. به پایین. به کنارهها. دستها آرام نمیگیرند. روی سینه چلیپا میشوند. در هم قفل میشوند. زیر چانه پناه میگیرند. مقابل دهان میایستند…
هر وضعیت، تنها چند لحظه دوام میآورد و جای خود را به وضعیت بعدی میدهد. گویی بدن، پیش از آن که پاسخی برای پرسشها بیابد، در جستوجوی جایی برای ایستادن است. کلمات از اطمینان سخن میگویند، بدن اما از جستوجوی اطمینان.
هر آشکارشدنی، همزمان چیزی را نیز پنهان میکند. تصویر، تنها آنچه را در برابر چشم میگذارد نمیسازد؛ آنچه را بیرون از قاب نگه میدارد نیز سازمان میدهد. غیاب، بخشی از معنای تصویر است.
این گفتوگو نیز چنین است. دوربین تنها رئیسجمهور را نشان میدهد، اما آنچه از قاب حذف شده، سنگینتر از آن چیزی است که در قاب حضور دارد.
پشت این تصویر، هفتهها شایعه استعفا قرار دارد؛ زمزمهها و شایعههایی که هر بار با شدتی بیشتر بازمیگردند و از «پر شدن چوب خط» و «رسیدن کارد به استخوان» سخن میگویند.
پشت این تصویر، اقتصادی ایستاده که هر روز بیشتر بر زندگی مردم سنگینی میکند.
پشت این تصویر، فاصلهای است که میان رئیسجمهور و بخشی از …









![[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!](/news/u/2026-08-23/ettelaat-dxse1.jpg)

