بحث واقعیسازی قیمت حاملهای انرژی بار دیگر به یکی از جدیترین مسائل اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که در ظاهر درباره قیمت یک فرآورده نفتی است، اما در عمل با معیشت خانوار، هزینه حملونقل، قیمت کالاها و حتی انتظارات تورمی مردم گره خورده است. مسئله بنزین را نمیتوان صرفاً با مقایسه قیمت آن با کشورهای همسایه یا محاسبه قیمت تمامشده تعیین تکلیف کرد. هر تصمیمی درباره بنزین، بهویژه در شرایط تورمی موجود، میتواند موجی از آثار مستقیم و روانی را در اقتصاد ایجاد کند.
واقعیت این است که پایین بودن قیمت بنزین نسبت به کشورهای اطراف، زمینه قاچاق سوخت را فراهم کرده و از سوی دیگر ناترازی مصرف و تولید نیز به یک چالش جدی تبدیل شده است. اما راهحل این مسئله نمیتواند صرفاً افزایش قیمت باشد. در شرایطی که بخش قابل توجهی از خانوارها با کاهش قدرت خرید مواجهاند، هرگونه افزایش قیمت سوخت باید با ملاحظات معیشتی همراه باشد. بهخصوص برای کسانی که خودرو ابزار اصلی کسب درآمدشان است، افزایش هزینه سوخت میتواند مستقیماً به کاهش درآمد واقعی منجر شود.
از همین منظر، ایده قیمتگذاری پلکانی و سهمیهبندی میتواند یکی از راهکارهای قابل بررسی باشد؛ به این معنا که مصرف متعارف خانوارها با قیمت پایینتر محاسبه شود و مصرف مازاد با نرخ بالاتری صورت گیرد. چنین مدلی دستکم این امکان را فراهم میکند که خانوارهای کممصرف و دهکهای پایین، قربانی اصلاح قیمتها نشوند و در مقابل، مصرفکنندگان پرمصرف سهم بیشتری از هزینه واقعی انرژی را پرداخت کنند. در واقع اگر هدف دولت اصلاح الگوی مصرف و مقابله با قاچاق است، نباید هزینه این اصلاح را یکسان بر دوش تمام اقشار جامعه گذاشت. …












