
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ موتورسیکلت تا همین چند سال پیش، در ذهن بسیاری از مردم وسیلهای عمدتاً مردانه بود؛ اما امروز تصویر زنان موتورسوار در خیابانها و بهویژه شبکههای اجتماعی، دیگر اتفاقی تازه نیست. برای بخشی از زنان، موتور یک وسیله کاربردی برای رفتوآمد، کار و کاهش زمان سفر است؛ اما در فضای مجازی، گاهی معنای دیگری هم پیدا کرده و به نمادی از استقلال، آزادی و متفاوتبودن تبدیل شده است. در اینستاگرام، تصویر دختر موتورسوار معمولاً با یک سبک زندگی خاص همراه است؛ استایل متفاوت، حس جسارت و پیام «من شبیه بقیه نیستم». اینجاست که باید میان نیاز واقعی به یک وسیله حملونقل و نیازی که شبکههای اجتماعی و بازاریابی میتوانند ایجاد یا تقویت کنند تفاوت گذاشت. بازاریابی امروز فقط محصول نمیفروشد؛ گاهی هویت و سبک زندگی میفروشد. وقتی یک محصول بارها در کنار تصویری جذاب از استقلال و آزادی دیده میشود، ممکن است بهتدریج از یک وسیله، به بخشی از هویت فرد تبدیل شود. بلاگرها نیز در این میان نقش مهمی دارند؛ اما کمتر دیده میشود که کسی از مخاطب بپرسد: اگر این حجم از نمایش و تبلیغ وجود نداشت، آیا باز هم همین میزان تقاضا برای موتورسواری شکل میگرفت؟ البته این پرسش به معنای انکار نیاز واقعی زنان نیست. بسیاری از زنان ممکن است موتور را صرفاً برای رفتوآمد و زندگی روزمره بخواهند. مسئله این است که نباید یک وسیله نقلیه را معیار استقلال و متفاوتبودن قرار داد. دختری که موتور ندارد، کمتر مستقل نیست و دختری که موتور دارد نیز صرفاً به دلیل داشتن آن، «خفنتر» یا توانمندتر نیست. آنچه در قاب اینستاگرام دیده نمیشود مشکل زمانی آغاز میشود که موتورسواری فقط از زاویه جذابیت و سبک زندگی نمایش داده شود و بخش سخت ماجرا دیده نشود. موتورسوار باید مهارت کنترل وسیله، ترمز اضطراری، حفظ تعادل، تغییر مسیر و واکنش در برابر رفتار ناگهانی سایر رانندگان را بلد باشد. زمینخوردن، تصادف، آسفالت لغزنده، چاله و حتی یک اشتباه کوچک راننده دیگر میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. اینها بخشهایی از موتورسواریاند که معمولاً به اندازه یک ویدئوی چندثانیهای و جذاب اینستاگرامی دیده نمیشوند. به همین دلیل، اگر قرار است تب موتورسواری …












