
اظهارات وزیر ورزش و جوانان از نگاه مثبت دولت برای بازگشت نخبگان روایت و حکایت میکند اما در سویی دیگر انطباقی با شرایط جاری مهاجرت نخبگان به خارج از کشور در همین شرایط فعلی، ندارد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، نگاه مثبت دولت به بازگشت نخبگان، اتفاق و حرف ارزندهایست اما آنچه در این روزها شاهدش هستیم آغوش باز شیبدار است؛ یعنی آغوش باز است، اما در مسیر شیبدار که جدایی جوانان و نخبگان از وطن را در پی دارد.
احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جامور وانان گفته است: «ما قلباً از اینکه جوانان به دلیل مشکلات شغلی، معیشتی یا دغدغههای آینده از ایران رفتهاند، متأثر هستیم، اما آغوش دولت چهاردهم به روی آنها باز است. ایران سرزمین آنهاست و این جوانان متعلق به همین کشور هستند.»
مهاجرت "از" و "به" ایران
این سخنان در ظاهر امیدوارکننده است؛ اما پرسش اصلی جای دیگری است: آیا صرفاً باز بودن آغوش دولت برای بازگشت کافی است، وقتی بخشی از جوانان ایرانی اساساً دلیلی برای ماندن نمیبینند؟ علاوه بر این، به راستی آغوش کشور در عالم واقعیت برای نخبگان بیشتر گشوده است یا برای اتباع افغانستان؟ جوانانی که از ایران می روند و اتباعی که ایران را برای زندگی خود -ه صورت مجاز و غیرمجاز- انتخاب کرده اند. حتی بازگرداندن اتباع غیرمجاز به کشور خود نیز، هرچند در آغاز با تب و تابی همراه بود، اما دیگر خبرچندانی از آن نیست و برخی از بازگردانده شدهها، به طرقی دیگر، باز به ایران برگشتهاند.
ما حق همسایگی را حتما در مورد این میهمانان رعایت خواهیم کرد، اما طبیعتا قرار نیست همسایه، جایگزین عزیزان و اهل خانه شوند.
مسئله فقط بازگشت نیست؛ مسئله ماندن است
مهاجرت جوانان و متخصصان ایرانی دیگر صرفاً یک پدیده فردی نیست. افزایش تمایل به مهاجرت، خروج دانشجویان و متخصصان و تلاش خانوادهها برای ساختن آیندهای در خارج از کشور، نشانهای از یک مسئله عمیقتر است؛ مسئلهای که ریشههای آن را باید در اقتصاد، اشتغال، کیفیت زندگی، چشمانداز آینده و احساس برخورداری از فرصتهای برابر جستوجو کرد. بهراستی آغوش کشور در عالم واقعیت برای نخبگان بیشتر گشوده است یا برای اتباع افغانستان؟
آمارهای مربوط به شمار دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نیز نشاندهنده ابعاد قابلتوجه این روند است. بر …












