
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک؛ صدای پرواز یک پهپاد کوچک در آسمان شاید برای کسی که روی زمین ایستاده، چندان جدی به نظر نرسد. نه صدای موتور یک جنگنده را دارد، نه سرعت یک موشک بالستیک را و نه حتی ابعاد یک هواپیمای بزرگ را. اما در اتاق فرماندهی پدافند، همین هدف کوچک میتواند یک سؤال بزرگ ایجاد کند: با چه چیزی باید آن را زد؟ این سؤال ساده، یکی از مهمترین معادلات جنگ هوایی امروز است. پهپادها جنگ را از انحصار سلاحهای گرانقیمت خارج کردهاند. حالا یک وسیله پرنده نسبتاً ارزان میتواند صدها یا هزاران کیلومتر جابهجا شود، اطلاعات جمعآوری کند، زیرساختی را هدف بگیرد یا بخشی از شبکه پدافندی را مجبور به واکنش کند. مسئله زمانی جدیتر میشود که تعداد این اهداف افزایش پیدا کند. یک پهپاد به تنهایی شاید تهدید بزرگی نباشد، اما دهها، صدها یا حتی هزاران پهپاد میتوانند یک شبکه دفاعی را با مسئلهای مواجه کنند که صرفاً نظامی نیست؛ اقتصادی است. جنگ اوکراین یکی از مهمترین آزمایشگاههای واقعی این تغییر بوده است. استفاده گسترده از پهپادهای انتحاری و ارزانقیمت در کنار موشکهای کروز و بالستیک نشان داده که حملات ترکیبی میتوانند پدافند را مجبور کنند همزمان چند نوع تهدید را مدیریت کند. در چنین شرایطی، سؤال دیگر فقط این نیست که «آیا پدافند میتواند هدف را بزند؟» بلکه سؤال مهمتر این است که «آیا پدافند میتواند این کار را برای هزارمین هدف هم انجام دهد؟» این تفاوت بسیار مهم است. یک سامانه پدافندی ممکن است در یک درگیری محدود عملکرد بسیار خوبی داشته باشد. اگر چند هواپیما وارد منطقه شوند و تعداد محدودی موشک شلیک شود، مدافع میتواند با استفاده از سامانههای پیشرفته خود پاسخ دهد. اما وقتی مهاجم تصمیم میگیرد تعداد زیادی هدف کوچک و کمهزینه را به صورت متوالی یا همزمان وارد میدان کند، مسئله تغییر میکند. پدافند موشکی منابع محدودی دارد. تعداد موشکهای آماده شلیک محدود است، زمان بارگذاری مجدد محدود است و حتی رادارها و اپراتورها نیز ظرفیت مشخصی دارند. در مقابل، ساخت و استفاده از پهپادهای کوچک میتواند بسیار سریعتر و ارزانتر باشد. این همان نقطهای است که مفهوم اشباع وارد میدان میشود. اشباع الزاماً به این معنی نیست که مهاجم باید تمام موشکهای خود را یکجا …












