
به گزارش تابناک، چندی پیش رسانهها درباره کاهش شدید ذخایر برخی مهمات و موشکهای دوربرد آمریکا در جریان جنگ گزارش دادند؛ موضوعی که ترامپ آن را بهعنوان ضربه به موقعیت آمریکا دید، گزارش کمبود را رد کرد و حتی افشای اطلاعات مربوط به ذخایر نظامی را تهدیدی جدی دانست.
اما سؤال اینجاست: در ایران چرا باید عالیترین مقام اجرایی کشور، در شرایط جنگی، مشکلات و فشارهای اقتصادی را با ادبیاتی مطرح کند که میتواند به بخشی از محاسبات دشمن تبدیل شود؟ اطلاعات اقتصادی در شرایط جنگ، فقط یک موضوع داخلی نیست؛ نرخ ارز، منابع، درآمدها، توان تأمین هزینهها و میزان فشار اقتصادی، همه میتواند برای طرف مقابل ارزش اطلاعاتی داشته باشد.
آقای پزشکیان! مردم حق دارند واقعیتها را بدانند، اما مدیریت بحران یعنی تشخیص اینکه چه چیزی، چه زمانی و با چه ادبیاتی باید گفته شود. اینکه کشور با فشار اقتصادی مواجه است قابل انکار نیست و خود رئیسجمهور نیز اخیراً از تشدید مشکلات اقتصادی و کاهش درآمدهای نفتی سخن گفته است. اما بیان عمومی نقاط آسیبپذیر کشور در میانه جنگ، با گزارش دقیق و مدیریتشده وضعیت اقتصادی تفاوت دارد.
رئیسجمهور در شرایط عادی میتواند درباره مشکلات اقتصادی با جزئیات سخن بگوید؛ اما وقتی کشور درگیر جنگ و تهدید نظامی است، هر جمله باید با ملاحظه امنیت ملی سنجیده شود. دشمن فقط موشک و پهپاد را رصد نمیکند؛ وضعیت اقتصادی، توان تابآوری و میزان فشار بر دولت و جامعه را هم دنبال میکند.
مدیری که در بحران فقط مشکلات را تکرار کند، بخشی از بحران را مدیریت نکرده است. مدیریت یعنی تصمیم، کنترل، آرامسازی و نشان دادن مسیر عبور از بحران. اگر آمریکا انتشار خبر درباره کاهش ذخایر تسلیحاتیاش را تهدیدی برای امنیت و قدرت چانهزنی خود میداند، ما چرا باید خودمان نقاط ضعف اقتصادیمان را برای دشمن برجسته کنیم؟
آقای پزشکیان، سؤال مردم روشن است: در شرایط جنگی دقیقاً نقش دولت چیست؟ آیا قرار است مردم هر روز از پشت تریبون، فهرست مشکلات و بنبستها را بشنوند، یا باید از دولت مدیریت، تدبیر و راهحل ببینند؟ صداقت با مردم واجب است؛ اما حفظ اطلاعات حساس کشور و ندادن پالس ضعف به دشمن نیز بخشی از مسئولیت ریاستجمهوری است.





