قیمت طلا امروز




 سایت تابناک / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

بیانیه جبهه پایداری درباره تحولات اخیر

جبهه پایداری انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای روشنگرانه، نسبت به برخی تحرکات مشکوک که در قالب بیانیه‌ها و اظهارات سیاسی و اقتصادی انجام می‌شود، هشدار داد.
 بیانیه جبهه پایداری درباره تحولات اخیر

به گزارش تابناک؛ بیانیه روشنگری جبهه پایداری انقلاب اسلامی در خصوص برخی تحرکات مشکوک که در قالب صدور بعضی بیانیه‌ها و اظهارات سیاسی و اقتصادی صورت می‌گیرد:

بسم الله الرحمن الرحیم

با گذشت بیش از ۵ ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم و شکست مفتضحانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ و گرفتار شدن اقتصاد کشور‌های متجاوز و هم‌پیمانان آنها در تنگه هرمز، شاهد آن هستیم که جریان همسو و طرفدار غرب در داخل کشور برای نجات اربابان خود دست به کار شده و در حالی که آمریکا و صهیونیست‌ها آغازگر این تجاوز و جنایت به ایران بوده‌اند، از نگاه اینان باز هم این نظام مظلوم جمهوری اسلامی و ملت انقلابی ایران است که متهم اصلی است و به جای مطالبه انتقام از قاتلین امام شهید، فرماندهان، کودکان میناب و دیگر هم‌وطنان شهید، مردم مبعوث و نظام متهم به تندروی شده و مورد سوال قرار می‌گیرند که چرا به‌اندازه کافی خویشتن‌دار، آرام، مؤدب و دیپلماتیک رفتار نمی‌کند! در جهان موازی دلدادگان به آمریکا، حتی جنایات جنگی آمریکایی‌ها نیز نوعی پیام دیپلماتیک هستند که ملت رشید و مقاوم ایران نه با مقاومت بلکه باید با لبخند، سعه صدر و مراقبت از تصویر بین‌المللی خود به آنها پاسخ بدهد؛ لذا جبهه پایداری انقلاب اسلامی ایران در خصوص برخی تحرکات مشکوک جریان غربگرا در عرصه سیاسی و اقتصادی کشور نکاتی را با ملت عزیز و رشید ایران اسلامی درمیان می‌گذارد:

۱ـ جریانی که از زمان آغاز جنگ تحمیلی سوم تا امروز به دلیل اینکه با مواضع خود حافظ منافع آمریکا در ایران بوده و حاضر نشده برای مطالبه محاکمه متجاوزان آمریکایی به ایران کوچکترین قدمی بردارد، حتی در مقابل عهدشکنی دولت آمریکا نسبت به متن تفاهم‌نامه‌ای که این جریان تلاش می‌کند همچون برجام به یک متن مقدس تبدیلش کند نیز سکوت اختیار کرده، باز هم در اظهارات فاقد هرگونه منطق شان، این ایران و ایرانیان هستند که باید در جهان موازی اینان محاکمه شوند.

۲ـ این روز‌ها شاهدیم جریانی که به طور عملی دفتر نمایندگی حفظ منافع آمریکا در ایران هستند، در حالی که با گذشت ۶۰ روز از امضای تفاهم‌نامه میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا می‌گذرد و آمریکا رسماً اعلام خروج از آن را اعلام داشته است، چنان از «صیانت از تفاهم‌نامه» در فضای سیاسی ایران سخن می‌گویند که در گذشته نیز پس از خروج آمریکا از برجام با همین دست فرمان کشور را گرفتار تبعات حقوقی بعدی کردند و امروز نیز در حالی تلاش می‌کنند تا تفاهم‌نامه را به صورت یک طرفه به یک دستاورد واجب‌الحفظ تبدیل کنند و بدون پاسخگویی نسبت به تعهدات بر زمین مانده آن، با هوچی‌گری سیاسی هر کسی را که درباره نتیجه، هزینه و یا تعهدات انجام نشده آن سؤال و نقدی را مطرح کند، با برچسب رادیکالیسم، دشمن صلح، تندرو و همکار اسرائیل معرفی کنند.

تبدیل مسائل پیچیده‌ای مانند امنیت، بازدارندگی، مذاکره و صلح به دوگانه‌های ساده‌ای همچون «جنگ‌طلبی و صلح‌طلبی» از سوی این جریان که برخلاف سوابق سیاسی‌اش امروز داعیه‌دار مخالفت با رادیکالیسم شده است، خودش نوعی رادیکالیسم سیاسی است؛ به ویژه آنجایی که تقویت قدرت دفاعی و ایستادگی در برابر تهدید خارجی را در نقطه مقابل صلح‌خواهی و تحت عنوان جنگ‌طلبی قرار داده است.

۳ـ این جریان با نفوذ فکری در مراجع تصمیم‌گیری و اجرایی کشور تلاش می‌کند تا با فرافکنی‌های سیاسی، تورم را صرفاً محصول مقاومت ملت ایران جا بزند که گویی پیش از ۹ اسفندماه هیچ مشکل اقتصادی و معیشتی وجود خارجی نداشته و این مردم مظلوم و در عین حال مقاوم ایران، اعداد و ارقام تورم طی ماه‌های پیش از شروع جنگ را فراموش کرده‌اند.

ما در شرایطی که کشور با پیامد‌های طبیعی جنگ، فشار‌های خارجی و دشواری‌های اقتصادی مواجه است، بیش از هر زمان دیگری به صداقت، واقع‌بینی، مسئولیت‌پذیری و امیدآفرینی نیاز داریم. امیدآفرینی به معنای انکار مشکلات نیست؛ همان‌گونه که نقد سیاست‌های دولت به معنای تضعیف کشور و دشمنی با دولت نیست. اتفاقاً در شرایط جنگی، باید مسائل را دقیق‌تر از همیشه فهمید و درباره آنها صریح‌تر سخن گفت. آنچه به کشور آسیب می‌زند، نه نقد کارشناسی، بلکه سیاه‌نمایی، نسبت دادن همه مشکلات به جنگ و القای این تصور است که هیچ راهی برای مدیریت شرایط کشور جز وادادن وجود ندارد.

۴ـ کسانی که آگاهانه یا از سر بی‌دقتی، تصویری از کشور ارائه می‌کنند که در آن مردم گرفتارند، اقتصاد از کار افتاده، دولت هیچ ابزاری در اختیار ندارد و هیچ راهی جز تسلیم شدن در برابر شرایط باقی نمانده است، باید بدانند که چنین ادبیاتی فقط یک تحلیل اقتصادی نیست؛ بلکه ارسال پالس ضعف به بیرون و تضعیف روحیه جامعه در داخل است و بدیهی است تضعیف روحیه مردم نیز می‌تواند دشمن را نسبت به ادامه فشار و حتی تکرار حملات امیدوارتر و جسورتر کند.

در اینجا البته باید میان «نقد» و «یأس‌آفرینی» تفاوت گذاشت. نقد سیاست‌های غلط اقتصادی نه تنها مذموم نیست، بلکه ضروری است، اما اینکه هر مشکل اقتصادی به جنگ نسبت داده شود، هم به مردم آدرس غلط می‌دهد و هم امکان اصلاح سیاست‌های داخلی را از بین می‌برد.

۵ـ واقعیت‌های آماری نشان می‌دهد که بخش مهمی از مسیر افزایش تورم، پیش از جنگ آغاز شده بود. در شهریور ۱۴۰۳، زمانی که دولت چهاردهم مسئولیت را تحویل گرفت، تورم نقطه به نقطه بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران ۳۱.۲ درصد بود. این رقم حتی نسبت به مردادماه نیز ۰.۴ واحد درصد کاهش یافته بود. تا دی‌ماه ۱۴۰۳ نیز هنوز ثبات حاکم بود و تورم نقطه به نقطه به ۳۱.۸ درصد رسید؛ اما پس از آن، روند افزایش تورم شتاب گرفت. نکته مهم این است که در آن مقطع، هنوز خبری از جنگی که بعد‌ها رخ داد وجود نداشت. در همان دوره، تحولات بازار ارز و تغییرات سیاست ارزی، از عوامل مهم افزایش فشار تورمی بودند. حتی در گزارش رسمی بانک مرکزی نیز تصریح شده است که روند نزولی تورم تا آذر ۱۴۰۳ ادامه داشت، اما تحولات بازار ارز در فصل پایانی سال ۱۴۰۳ با افزایش تورم همراه شد؛ بنابراین نمی‌توان با یک تحلیل ساده‌انگارانه گفت «تورم نتیجه جنگ است» و پرونده آن را بست. جنگ قطعاً هزینه دارد؛ نااطمینانی ایجاد می‌کند، بر تجارت خارجی اثر می‌گذارد، هزینه مبادلات را بالا می‌برد، ممکن است درآمد‌های ارزی را تحت فشار قرار دهد و بر انتظارات تورمی اثر بگذارد. هیچ اقتصاددانی این آثار را انکار نمی‌کند، اما زمان‌بندی تحولات اقتصادی اهمیت دارد. اگر موتور افزایش تورم ماه‌ها پیش از جنگ روشن شده باشد، اگر جهش‌های ارزی پیش از جنگ اتفاق افتاده باشد و اگر بخش قابل توجهی از فشار قیمتی محصول سیاست‌های اقتصادی داخلی باشد، نسبت دادن تمام مشکلات به جنگ، چیزی جز پاک کردن صورت مسئله نیست.

آمار تورم بهمن ۱۴۰۴ یعنی حدود یک ماه قبل از جنگ اخیر نیز عمق این بحران را نشان می‌دهد که مرکز آمار تورم نقطه به نقطه را ۶۸.۱ درصد اعلام کرد و تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها به ۱۰۵.۵ درصد رسید.

این اعداد به خودی خود نشان می‌دهند که با یک مسئله جدی و چند عاملی مواجهیم؛ مسئله‌ای که نمی‌توان آن را با یک کلمه جنگ توجیه کرد.

۶ـ از همین منظر، سخنان برخی مسئولان درباره اینکه «نه می‌توانیم نفت بفروشیم و نه می‌توانیم مالیات بگیریم» نیز نیازمند دقت و راستی‌آزمایی است. اگر واقعاً چنین وضعیتی وجود داشت، باید در آمار‌های رسمی کشور انعکاس پیدا می‌کرد. اما بر اساس گزارش‌های رسمی منتشر شده، وصول درآمد‌های مالیاتی در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ به حدود ۵۷۷ هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۴۶ درصد رشد داشته است. همچنین سهم تحقق درآمد‌های مالیاتی نسبت به بودجه سالانه در این مقطع حدود ۲۰.۵ درصد بوده؛ در حالی که این نسبت در مدت مشابه سال قبل حدود ۲۱.۸ درصد گزارش شده است. یعنی دست‌کم در حوزه مالیات، داده‌های رسمی با این گزاره که «نمی‌توانیم مالیات بگیریم» سازگار نیست.

در مورد نفت نیز درست است که محدودیت‌هایی در فروش در بازه‌هایی بوجود آمده، اما طبق گزارش‌های رسمی، در ۴ ماهه ابتدایی امسال، ۹۹ درصد بودجه نفتی کشور محقق شده است. این بدان دلیل است که اگرچه در برهه محاصره برای فروش نفت محدودیت ایجاد کرده، اما افزایش قیمت نفت و وجود نفت‌های ایران در خارج از محدوده محاصره که بر روی آب ذخیره شده بود، موجب شده درآمد‌های نفتی کشور متناسب با پیش‌بینی بودجه محقق شود.

مسئولین محترم! مردم حق دارند بدانند چه بخشی از مشکلات ناشی از جنگ است و چه بخشی حاصل تصمیمات نادرست داخلی؛ مردم حق دارند از مسئولان مطالبه کنند که اگر سیاست ارزی اشتباهی اجرا شده، اصلاح شود؛ اگر تصمیمی به افزایش نرخ ارز و تورم دامن زده، مسئول آن توضیح بدهد؛ اگر منابعی وجود دارد، به درستی مدیریت شود؛ و اگر راه‌حلی وجود دارد، به جای ایجاد یأس، برای اجرای آن اقدام شود. کشور داری در شرایط جنگی، با اعلام ناتوانی دائمی ممکن نیست. در چنین شرایطی، مسئولان باید بیشتر کار کنند، دقیق‌تر سخن بگویند و کمتر مردم را بترسانند و خوراک رسانه‌ای برای استفاده دشمن فراهم نکنند. همان‌گونه که نباید مشکلات اقتصادی را انکار کرد، نباید از عنوان جنگ نیز برای توجیه هر خطای اقتصادی استفاده کرد. مسئله را اگر درست نشناسیم، راه‌حل را هم درست پیدا نخواهیم کرد.

۷ـ امروز بیش از هر چیز به یک رویکرد مسئولانه نیاز داریم؛ نه انکار جنگ، نه انکار مشکلات اقتصادی؛ نه سیاه‌نمایی، نه امید واهی، بلکه بیان صادقانه واقعیت، پذیرش مسئولیت، اصلاح سیاست‌های اشتباه و نشان دادن راه خروج؛ مردم ایران در سخت‌ترین شرایط نیز بیش از آنکه نیازمند شنیدن خبر‌های ناامیدکننده باشند، نیازمند دیدن مسئولانی هستند که ایستاده‌اند، مسئله را فهمیده‌اند و برای حل آن برنامه دارند.

در شرایط جنگ، عمل به تأکیدات رهبر معظم انقلاب در جهت حفظ وحدت و انسجام ملی و ارتقای روحیه ملی، خود یک سرمایه راهبردی است؛ این سرمایه را نباید با بی‌دقتی در سخن گفتن، بزرگ‌نمایی مشکلات و القای ناتوانی از بین برد.

۸ـ دشمن باید بداند که ایران با وجود همه مشکلات، کشوری ایستاده است؛ و مردم نیز باید بدانند که مشکلات اقتصادی، حتی اگر بزرگ باشند، لزوماً بی‌راه‌حل نیستند. امروز وظیفه همه کسانی که مسئولیتی در قبال افکار عمومی دارند این است که به جای ارسال پالس ضعف، پالس توانمندی، عقلانیت و ایستادگی ارسال کنند؛ و به جای اینکه به مردم بگویند «هیچ کاری نمی‌شود کرد»، بگویند: مشکل را می‌شناسیم، سهم خطا‌های خود را می‌پذیریم و برای اصلاح آن اقدام می‌کنیم.

۹ـ در شرایطی که این روز‌ها خبر‌های خوبی از مجلس شورای اسلامی در موضوع بررسی طرح راهبردی مدیریت تنگه هرمز که مزین به نام شهید تنگسیری است به گوش می‌رسد، جریان غربگرا و نماینده سیاسی آمریکا در ایران نگران تصویر ایران در جهان شده و نسخه وادادگی در موضوع تنگه هرمز به عنوان دستاورد راهبردی جنگ تحمیلی سوم را تجویز می‌کند و مشخص نمی‌کند در شرایطی که دشمن متجاوز همه پل‌های پشت سرش را خراب کرده و جنایتی نبوده که در حق این ملت روا نداشته باشد، چرا باید ملت ایران با رها کردن تنگه هرمز، زمینه تجاوزات بعدی به کشور را به دست خود رقم بزند؟! اگر این جریان نگران تصویرسازی رسانه‌های غربی و آمریکایی است، اتفاقاً باید از آنان پرسید که چرا باید ساخت تصویری را که رسانه‌های وابسته به طرف متجاوز تولید می‌کنند، معیار تصمیمات امنیتی و نظامی ایران قرار گیرد؟!

۱۰ـ اظهار نظر‌ها و انتشار بیانیه‌های جریان غربگرایی در واقع سند نگرانی اینان از قدرت ملت ایران و در شرایطی است که به باور و بیان جهانیان تا به حال دشمن آمریکایی صهیونی شکست سختی خورده و ملت قوی ایران در برابر دشمن متجاوز پیروز میدان است، اینها در اظهارات و مواضعشان نشان دادند که به جای ابراز نگرانی از تجاوز و جنایات آمریکا و رژیم صهیونسیتی، نگران از واکنش ایران هستند و امروز نیز اگر لب به سخن گشودند برای این است که از بسته شدن تنگه هرمز نگران و پریشان شده‌اند؛ و الا تا امروز نگران ایران و یکپارچگی ایران در مقابل تجاوزات دشمن نبودند. آنچه امروز ملت مبعوث ایران به خوبی به آن اشراف دارد این است که صلح شرافتمندانه با انکار متجاوز و انتشار بیانیه علیه مدافعان ایران به دست نمی‌آید و مطمئنأ مردم مبعوث و مقتدر، اجازه جولان مجدد به عناصر امید بسته به دشمن را در عرصه سیاسی اجتماعی ایران نخواهد داد و همانگونه که امام شهید اعلی‌الله مقامه الشریف وعده قطعی دادند به زودی شاهد پیروزی نهایی ملت قهرمان ایران بر دشمن آمریکایی صهیونی خواهیم بود.

وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِّنَ عِندِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

جبهه پایداری انقلاب اسلامی



۲۸ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

بیانیه ادعایی سنتکام درباره محاصره دریایی ایران

به گزارش تجارت نیوز، فرماندهی مرکزی ارتش تروریست آمریکا (سنتکام) در صفحه رسمی خود و در راستای تقویت روحیه نظامیان آمریکایی مقابل نیروهای دفاعی ایران مدعی شد: نیروهای آمریکایی از زمان محاصره دوباره بنادر ایران تا ۲۱ آگوست (۳۱ مردادماه)، مسیر ۶۳ کشتی تجاری را تغییر داده، ۳ فروند کشتی را از کار انداخته و برای اطمینان از رعایت مقررات، وارد عرشه دو کشتی دیگر شدند.

منبع: مهر


۱ ساعت قبل / سایت اصلاحات نیوز

پایداری‌چی‌هایی که نسخه خروج از NPT می‌نویسند، بلدند هزینه‌های این کار را حساب کنند؟

به گزارش اصلاحات نیوز؛

روزنامه اعتماد نوشت: قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس، عضو جبهه پایداری و سخنگوی پیشین این تشکل با خبری روز گذشته موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، را به فضای سیاسی کشور بازگرداند.

او در یک اجتماع مردمی در قم با اشاره به وضعیت جنگی کشور گفت: «موضوع خروج از NPT مطرح شده و دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در این زمینه موضع‌گیری کرده است. در مجلس نیز طرح مربوط به این موضوع ارایه شده و در حال پیگیری است.»

روانبخش البته از تصویب طرح یا ورود آن به مرحله نهایی سخن نگفت و آنچه بر آن تاکید کرد، مطرح بودن و پیگیری طرح در مجلس بود. او همچنین مشخص نکرده است که کدام موضع‌گیری محسن رضایی درباره خروج از ان‌پی‌تی قابل تفسیر است.

داستان طرح‌های مجلس برای خروج از NPT البته داستان جدیدی نیست. این موضوع همواره در یک دهه اخیر یکی از گزینه‌هایی بوده که شماری از نمایندگان مجلس درباره آن سخن گفته‌اند. در شهریور ۱۴۰۴، علیرضا سلیمی، عضو هیات‌رییسه مجلس گفته بود کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال جمع‌بندی گزارش طرح سه‌فوریتی خروج از NPT است و پس از نهایی شدن گزارش، موضوع برای پیگیری‌های بعدی به صحن مجلس ارایه خواهد شد. از زمان دولت حسن روحانی، طیفی از اصولگرایان بار‌ها در مجلس چنین طرحی را مطرح کرده‌اند؛ اگرچه این موضوع هیچ‌گاه به مرحله تصویب نهایی نرسیده است.

در سال ۱۳۹۸ نیز گروهی از نمایندگان طرحی را تدوین کردند که در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، دولت را به خروج از NPT و توقف همکاری‌های نظارتی با آژانس ملزم می‌کرد. آن طرح با امضای ۱۹ نماینده اعلام وصول و برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی ارجاع شد، اما هرگز برای بررسی نهایی به صحن نیامد. با این وجود طرح این موضوع در شرایط فعلی کشور از جایگاهی متفاوت از دفعات و ادوار قبل برخوردار است به این معنی که تکرار این ادبیات در شرایط جنگی، پرسش مهم‌تری را پیش روی سیاستگذاری کشور قرار می‌دهد؛ «طرح خروج از NPT امروز چه دستاورد عملی برای ایران دارد؟» آیا چنین مواضعی بخشی از ابزار فشار و بازدارندگی در برابر طرف مقابل است یا می‌تواند به افزایش تنش، دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی و ایجاد هزینه‌های جدید برای ایران منجر شود؟ مساله فقط خود خروج از یک پیمان بین‌المللی نیست؛ مساله این است که چنین ایده‌ای در چه زمانی، با چه ادبیاتی و برای ارسال چه پیامی مطرح می‌شود.

هزینه خروج

اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پیامد‌های آن بسیار فراتر از یک تغییر در سیاست هسته‌ای خواهد بود. مساله اصلی این است که ایران در شرایطی چنین تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد که پرونده هسته‌ای همچنان یکی از مهم‌ترین محور‌های مناقشه میان تهران و کشور‌های غربی است و هرگونه تغییر در سطح همکاری‌های هسته‌ای می‌تواند مستقیما بر مناسبات ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل اثر بگذارد.

نخستین پیامد، از دست رفتن بخشی از چارچوب حقوقی و نظارتی موجود خواهد بود. NPT اگرچه برای ایران در سال‌های گذشته محدودیت‌هایی ایجاد کرده، اما همزمان عضویت در آن امکان بهره‌مندی از حقوق کشور‌های عضو برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را نیز فراهم کرده است.

خروج از این پیمان به معنای آن است که ایران یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های حقوقی مرتبط با فعالیت هسته‌ای خود را ترک کرده و طبیعتا طرف‌های مقابل نیز این تصمیم را نه یک اقدام معمول دیپلماتیک، بلکه یک تحول راهبردی تلقی خواهند کرد. پیامد دوم، تشدید فشار سیاسی و دیپلماتیک است. حتی اگر خروج از NPT به تنهایی به معنای اثبات حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نباشد.

در فضای سیاسی کنونی می‌تواند چنین برداشتی را تقویت کند. این مساله به ویژه برای کشور‌های اروپایی و امریکا اهمیت دارد، چراکه مخالفان سیاست هسته‌ای ایران می‌توانند از تصمیم خروج برای استدلال درباره افزایش نگرانی‌های اشاعه‌ای استفاده کنند. در چنین شرایطی، ایران ممکن است به جای آنکه از تهدید خروج برای کاهش فشار استفاده کند، با موج تازه‌ای از فشار‌های سیاسی و دیپلماتیک مواجه شود. ازسوی دیگر، خروج از NPT می‌تواند فضای مذاکره را نیز دشوارتر کند. یکی از ابزار‌های مهم ایران در سال‌های گذشته، ترکیب ظرفیت هسته‌ای با دیپلماسی بوده است؛ یعنی تهران تلاش کرده ضمن تاکید بر حقوق هسته‌ای خود، از مسیر مذاکره نیز برای کاهش فشار‌ها استفاده کند. خروج رسمی از پیمان می‌تواند این معادله را تغییر دهد و طرف مقابل را به این جمع‌بندی برساند که ایران در حال عبور از یکی از خطوط مهم موجود در نظام عدم اشاعه است.

درنتیجه، حتی اگر هدف اولیه چنین تصمیمی افزایش قدرت چانه‌زنی باشد، ممکن است در عمل فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. البته نباید میان «تهدید به خروج» و «خروج واقعی» یکسان‌سازی کرد. تهدید به خروج می‌تواند برای افزایش هزینه تصمیم‌های طرف مقابل و ایجاد بازدارندگی مطرح شود. اما هر چه این تهدید بیشتر تکرار شود، اهمیت «اعتبار تهدید» نیز بیشتر می‌شود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که این طرح‌ها صرفا در سطح اظهارنظر سیاسی باقی می‌مانند، اثر بازدارندگی آنها کاهش خواهد یافت. ازسوی دیگر، اگر ایران تهدید را عملی کند، باید برای هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک آن نیز آماده باشد، بنابراین پرسش اصلی درباره چنین طرحی فقط این نیست که «آیا ایران می‌تواند از NPT خارج شود یا نه»؛ بلکه این است که در شرایط فعلی، این خروج چه چیزی به قدرت ایران اضافه می‌کند و در مقابل چه هزینه‌هایی به کشور تحمیل خواهد کرد. اگر دستاورد آن صرفا ارسال یک پیام سیاسی باشد، ممکن است تکرار تهدید خروج بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود.

چرا پایداری؟

طرح خروج از NPT برای بخشی از جریان اصولگرا موضوع تازه‌ای نیست. در سال‌های مختلف، به‌خصوص هر زمان که تنش میان ایران و غرب درباره پرونده هسته‌ای افزایش پیدا کرده، گروهی از نمایندگان نزدیک به جریان پایداری یا طیف‌های همسو با آن، خروج از این پیمان را به عنوان یکی از گزینه‌های پاسخ به فشار‌های خارجی مطرح کرده‌اند، بنابراین اظهارنظر تازه قاسم روانبخش را نمی‌توان صرفا یک موضع‌گیری مقطعی دانست؛ این سخنان را باید در امتداد یک الگوی سیاسی چندساله دید که در آن خروج از NPT به یکی از نماد‌های «پاسخ سخت» به فشار غرب تبدیل شده است.

در دولت حسن روحانی، به ویژه همزمان با افزایش اختلافات بر سر برجام، طرح چنین ایده‌هایی در مجلس بار‌ها تکرار شد. در سال ۱۳۹۸ نیز جمعی از نمایندگان طرحی را برای خروج ایران از NPT در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت مطرح کردند.

در سال‌های بعد نیز با افزایش فشار‌های غرب بر برنامه هسته‌ای ایران، ایده خروج دوباره به ادبیات برخی نمایندگان بازگشت. سال گذشته نیز موضوع طرح سه‌فوریتی خروج از NPT ازسوی شماری از نمایندگان مطرح شد. این تداوم نشان می‌دهد که برای این جریان، خروج از NPT تنها یک واکنش موردی نیست، بلکه بخشی از یک نگاه مشخص به سیاست خارجی است. اما چرا چنین طرح‌هایی مرتب تکرار می‌شوند، درحالی‌که در هیچ‌یک از این مقاطع به تصمیم نهایی و اجرایی منجر نشده‌اند؟

بخشی از پاسخ را باید در کارکرد سیاسی این طرح‌ها جست‌و‌جو کرد. برای جریان پایداری، سیاست خارجی مطلوب سیاستی است که در برابر فشار خارجی کمترین امتیاز را بدهد و در مقابل، هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش دهد. از این منظر، خروج از NPT می‌تواند نماد ایستادگی و نشان‌دهنده این پیام باشد که فشار بیشتر علیه ایران الزاما به عقب‌نشینی تهران منجر نخواهد شد. این طرح‌ها همچنین کارکردی در رقابت‌های داخلی سیاست دارند. نماینده‌ای که از خروج از NPT سخن می‌گوید، عملا خود را در جایگاه مخالف «انفعال در برابر غرب» قرار می‌دهد.

در مقابل، هر جریان یا دولتی که بر مذاکره، تعامل یا کاهش تنش تاکید کند، می‌تواند ازسوی این طیف با این پرسش مواجه شود که آیا چنین رویکردی به معنای دادن امتیاز به طرف مقابل نیست؟ بنابراین خروج از NPT صرفا یک گزینه فنی در سیاست هسته‌ای نیست؛ می‌تواند به ابزاری برای مرزبندی سیاسی با دولت و جریان‌های میانه‌روتر نیز تبدیل شود. با این حال، تکرار چنین طرح‌هایی یک تناقض مهم را هم آشکار می‌کند. اگر خروج از NPT واقعا یک تصمیم راهبردی و فوری است، چرا در ادوار مختلف مجلس مطرح شده، اما به مرحله اجرا نرسیده است؟ و اگر تصمیم‌گیران کشور درنهایت به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌های خروج بیش از منافع آن است، تکرار مداوم این ادبیات چه دستاوردی دارد؟ پاسخ احتمالی این است که «هدف اصلی، لزوما اجرای تصمیم نیست، بلکه حفظ گزینه خروج روی میز است.» در این نگاه، طرح پارلمانی می‌تواند بخشی از فشار سیاسی و جنگ روانی باشد؛ پیامی برای امریکا و اروپا که فشار بیشتر می‌تواند ایران را به سمت تصمیم‌های رادیکال‌تر سوق دهد. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ابزار پیام‌رسانی بیش از حد تکرار شود. در آن صورت، مرز میان «بازدارندگی» و «تنش‌زایی» باریک‌تر می‌شود و ممکن است طرف مقابل به جای دریافت پیام انعطاف‌ناپذیری ایران، از این اظهارات برای تشدید نگرانی‌های هسته‌ای استفاده کند. به همین دلیل، مساله امروز فقط این نیست که چرا نمایندگان نزدیک به پایداری بار دیگر سراغ خروج از NPT رفته‌اند؛ مساله مهم‌تر این است که «آیا این ادبیات هنوز یک ابزار موثر برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است یا به تدریج به یک موضع تکراری با هزینه‌های فزاینده تبدیل شده است؟»

تهدید یا بازدارندگی؟

طرح دوباره موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، در شرایط جنگی بیش از آنکه صرفا یک بحث حقوقی درباره یک پیمان بین‌المللی باشد، باید از منظر «پیام» بررسی شود. هر اظهارنظر سیاسی در حوزه هسته‌ای، به خصوص وقتی ازسوی نمایندگان مجلس مطرح می‌شود، برای طرف‌های خارجی نیز حامل معناست؛ بنابراین پرسش اصلی این است که طرح چنین موضوعی در شرایط فعلی می‌تواند برای ایران نقش ابزار بازدارنده داشته باشد یا برعکس، به افزایش تنش و دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی منجر شود.  منطق بازدارندگی بر این اساس استوار است که یک کشور باید بتواند به طرف مقابل نشان دهد ادامه فشار یا حمله، هزینه‌هایی خواهد داشت.

در این چارچوب، حتی مطرح کردن گزینه خروج از NPT می‌تواند به عنوان یک پیام سیاسی قابل استفاده باشد؛ یعنی اگر فشار‌ها علیه ایران ادامه پیدا کند، تهران ممکن است به سمت کاهش محدودیت‌های پذیرفته شده خود حرکت کند. از این منظر، طرح خروج می‌تواند بخشی از «جعبه‌ابزار فشار متقابل» ایران باشد، بدون آنکه الزاما به معنای تصمیم قطعی برای خروج باشد. اما بازدارندگی زمانی موثر است که پیام ارسالی، روشن، منسجم و قابل باور باشد. اگر یک گزینه بار‌ها ازسوی نمایندگان مختلف مطرح شود، اما هیچ‌گاه به تصمیم رسمی تبدیل نشود، ممکن است اثر آن به تدریج کاهش پیدا کند. طرف مقابل ممکن است به این جمع‌بندی برسد که چنین اظهارنظر‌هایی بیشتر مصرف داخلی دارد و قرار نیست در سیاست رسمی کشور تغییری ایجاد کند. در چنین شرایطی، تهدیدی که قرار بوده هزینه فشار بر ایران را افزایش دهد، ممکن است به یک موضع تکراری تبدیل شود که اثر بازدارنده محدودی دارد.

مساله مهم‌تر، اما احتمال ایجاد اثر معکوس است. طرف‌های غربی ممکن است خروج ایران از NPT را نه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از افزایش ریسک هسته‌ای تفسیر کنند. در چنین حالتی، کشور‌هایی که پیش از این درباره برنامه هسته‌ای ایران نگرانی‌هایی داشته‌اند، می‌توانند خروج را مستمسکی برای افزایش فشار‌های سیاسی، تحریم‌ها و تلاش برای ایجاد اجماع علیه تهران قرار دهند؛ بنابراین همان اقدامی که از نگاه طراحانش قرار است هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، ممکن است در سطح بین‌المللی هزینه‌های جدیدی برای ایران ایجاد کند. این موضوع در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در دوره جنگ، فضای تصمیم‌گیری و برداشت طرفین از یکدیگر بسیار حساس‌تر است. اظهاراتی که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک موضع سیاسی تلقی شود، در شرایط جنگی می‌تواند به عنوان بخشی از راهبرد رسمی یک کشور تفسیر شود. به همین دلیل، تعدد مواضع درباره موضوعاتی مانند خروج از NPT می‌تواند خطر سوءبرداشت را افزایش دهد. ازسوی دیگر، جنگ روانی نیز بخشی از میدان تقابل است. طبیعی است که ایران بخواهد نشان دهد در برابر فشار خارجی گزینه‌های مختلفی روی میز دارد. اما جنگ روانی زمانی موفق است که کنترل پیام در دست فرستنده باقی بماند. اگر هر نماینده یا جریان سیاسی بتواند بدون هماهنگی درباره گزینه‌های حساس سیاست خارجی موضع‌گیری کند، ممکن است پیام‌های متفاوتی به خارج مخابره شود؛ یک مقام از مذاکره سخن بگوید، نماینده‌ای از خروج از NPT و دیگری از اقدامات شدیدتر. در این شرایط، طرف مقابل ممکن است به جای تمرکز بر محتوای هر پیام، از مجموعه این اظهارات برای ترسیم تصویری از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری استفاده کند.

مجلس و سیاست خارجی

بازگشت دوباره موضوع خروج از NPT به ادبیات برخی نمایندگان، یک سوال مهم دیگر را هم مطرح می‌کند: مجلس در پرونده‌ای با این سطح از حساسیت، دقیقا چه نقشی دارد و طرح‌های نمایندگان تا چه اندازه می‌توانند مسیر سیاست خارجی کشور را تغییر دهند؟ پاسخ به این سوال اهمیت زیادی دارد، زیرا میان «مطرح کردن یک طرح در مجلس»، «تصویب قانون» و «اجرای یک تصمیم راهبردی» فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. مجلس براساس قانون اساسی در حوزه قانون‌گذاری و نظارت بر عملکرد دولت اختیارات مهمی دارد و سیاست خارجی نیز نمی‌تواند کاملا جدا از این نهاد باشد. با این حال، پرونده هسته‌ای ایران صرفا یک موضوع داخلی یا قانون‌گذاری معمول نیست.

این پرونده به امنیت ملی، روابط خارجی، تعهدات بین‌المللی و مناسبات ایران با نهاد‌هایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت ارتباط مستقیم دارد، به همین دلیل، تصمیم درباره تغییرات بنیادین در این حوزه عملا نیازمند هماهنگی میان مجموعه نهاد‌های تصمیم‌گیر در سیاست خارجی و امنیت ملی است. از این زاویه، باید میان «قدرت قانون‌گذاری» و «قدرت سیگنال‌دهی سیاسی» نمایندگان تفاوت گذاشت. ممکن است نمایندگان طرحی را برای خروج از NPT مطرح کنند و حتی آن را به عنوان پاسخ به فشار‌های خارجی در دستور کار قرار دهند.

اما همین اقدام پیش از آنکه به قانون تبدیل شود، یک پیام سیاسی نیز ارسال می‌کند. پیام می‌تواند این باشد که در داخل ساختار سیاسی ایران، گزینه‌های سخت‌تر همچنان روی میز است و افزایش فشار علیه تهران ممکن است واکنش‌های شدیدتری به دنبال داشته باشد.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که پیام مجلس با پیام سایر بخش‌های سیاست خارجی کشور هماهنگ نباشد. در سیاست خارجی، طرف مقابل معمولا فقط یک سخنرانی یا یک طرح را بررسی نمی‌کند؛ بلکه مجموعه مواضع مسوولان و نهاد‌های مختلف را کنار هم می‌گذارد تا بفهمد سیاست واقعی کشور چیست.

اگر یک‌طرف از ادامه مذاکره سخن بگوید و همزمان نمایندگانی از خروج از NPT به عنوان یک گزینه جدی صحبت کنند، این تفاوت لزوما به معنای اختلاف نیست، اما می‌تواند فضای بیشتری برای برداشت‌های متفاوت ایجاد کند. در عین حال، نمی‌توان نقش مجلس را صرفا به «صدور پیام» تقلیل داد. اگر نمایندگان به این نتیجه رسیده‌اند که خروج از NPT برای تامین منافع ملی ضروری است، باید استدلال روشن و قابل ارزیابی درباره دستاورد‌های آن ارایه کنند. اینکه خروج چگونه قرار است امنیت ایران را افزایش دهد، چه جایگزینی برای چارچوب نظارتی موجود ایجاد خواهد شد، واکنش آژانس و کشور‌های اروپایی چه خواهد بود و اقتصاد ایران چگونه باید با فشار‌های احتمالی جدید مواجه شود، پرسش‌هایی هستند که یک طرح جدی باید برای آنها پاسخ داشته باشد.

از این منظر، یکی از نقاط ضعف طرح‌های تکرارشونده درباره خروج از NPT این است که گاهی «اصل تهدید پررنگ‌تر از توضیح درباره مرحله بعدی آن» می‌شود. یعنی گفته می‌شود اگر فشار ادامه پیدا کند، ایران از NPT خارج خواهد شد، اما کمتر درباره این موضوع صحبت می‌شود که روز بعد از خروج چه اتفاقی خواهد افتاد و ایران چگونه باید هزینه‌های احتمالی این تصمیم را مدیریت کند. این مساله به خصوص در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی نیازمند پیام‌های دقیق و حساب شده است.

مجلس می‌تواند با طرح موضوعات حساس، دامنه گزینه‌های موجود را به طرف مقابل یادآوری کند، اما اگر این اقدام بدون توضیح درباره هدف و پیامد‌های آن انجام شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد؛ بنابراین مساله اصلی، مخالفت یا موافقت با نقش مجلس در سیاست خارجی نیست. پرسش این است که «آیا مجلس می‌تواند میان ایفای نقش نظارتی و قانون‌گذاری خود از یک‌سو و حفظ انسجام پیام سیاست خارجی کشور ازسوی دیگر تعادل ایجاد کند؟»

در موضوعی مانند خروج از NPT، پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا هر طرحی که در صحن مجلس مطرح می‌شود، ممکن است همزمان برای مخاطب داخلی و خارجی پیام داشته باشد و هر دو پیام باید با دقت مدیریت شوند. درنهایت، سوال این نیست که آیا ایران باید در برابر فشار‌ها سکوت کند یا نه؛ سوال این است که «کدام تهدید می‌تواند واقعا هزینه طرف مقابل را بالا ببرد و کدام تهدید فقط هزینه‌های ایران را افزایش می‌دهد.» در پرونده‌ای به حساسیت NPT، تفاوت میان این دو می‌تواند برای سیاست خارجی کشور تعیین‌کننده باشد.


۹ ساعت قبل / سایت آوش

بیانیه وزیران خارجه ۱۲ کشور در محکومیت اقدامات رژیم صهیونیستی

 وزیران امور خارجه این کشورها، حملات هوایی رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی نظامی ابوالظهور در شمال غربی سوریه را به شدت محکوم کردند.

در بیانیه وزرای امور خارجه آمده است: این حملات تشدید خطرناک و نقض آشکار حاکمیت، تمامیت ارضی و وحدت سیاسی جمهوری عربی سوریه است.

به نقل از اسپوتنیک، این وزیران نگرانی عمیق خود را در مورد ادامه هدف قرار دادن خاک سوریه و وخامت زیرساخت‌های آن ابراز کردند.

در بیانیه وزرای امور خارجه این کشورها آمده است: این اقدامات مستقیماً تلاش‌های مداوم سوریه برای بازگرداندن امنیت، بازسازی نهادهای ملی و رسیدگی به پیامدهای انسانی سال‌ها درگیری طولانی را تهدید می‌کند.

وزیران امور خارجه این کشورها گفتند: نقض مداوم حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه توسط اسرائیل، خطر تشدید تنش‌ها، تضعیف صلح و ثبات منطقه‌ای و از بین بردن احترام به قوانین بین‌المللی و اصول منشور سازمان ملل را به همراه دارد. ما از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که موضعی قاطع، روشن و اصولی در برابر تجاوز مداوم علیه سوریه اتخاذ کرده و گام‌های مشخصی بردارد.

وزیران امور خارجه ترکیه، مصر، اندونزی، اردن، پاکستان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی سیاست‌های شهرک‌سازی اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی را محکوم کردند و قاطعانه پروژه شهرک‌سازی موسوم به E1 در کرانه باختری را رد کردند.

در بیانیه‌ای مشترک، وزرا خواستار اقدام فوری برای توقف طرح شهرک‌سازی E1، لغو تمام اقدامات انجام شده در رابطه با آن و توقف تمام فعالیت‌های شهرک‌سازی و سایر اقدامات با هدف تغییر ویژگی‌های جغرافیایی و جمعیتی سرزمین‌های اشغالی فلسطین شدند.

در این بیانیه آمده است که این طرح نشان‌دهنده تشدید خطرناکی است که گسترش شهرک‌سازی‌ها را بیشتر تثبیت کرده و زمین‌های فلسطینی را ضمیمه می‌کند.

منبع: ایسنا 




 سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات
۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات

فرماندهی مرکزی آمریکا مدعی شد که نیروهای این کشور به محاصره دریایی ایران و تغییر مسیر کشتی‌های تجاری در چارچوب آن ادامه می‌دهند.

 طرح مقابله با نفوذ می‌تواند به ضد خود بدل شود
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

طرح مقابله با نفوذ می‌تواند به ضد خود بدل شود

یک وکیل دادگستری با واکاوی ماده به ماده طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» که روز یکشنبه کلیات آن در مجلس به تصویب رسید و در محافل رسانه‌ای بسیار پربحث شد، به برخی نکات مربوط به این طرح و ایرادات وارد بر آن اشاره کرد.

 گاردین: ترامپ پس از ناکامی حملات نظامی، فشار اقتصادی بر ایران و چین را تشدید می‌کند
۱۰ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

گاردین: ترامپ پس از ناکامی حملات نظامی، فشار اقتصادی بر ایران و چین را تشدید می‌کند

روزنامه «گاردین» گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از آنکه حملات نظامی نتوانست تهران را به ارائه امتیازاتی در مذاکرات وادار کند، به سمت تشدید فشارهای اقتصادی بر ایران و شرکای تجاری آن حرکت کرده است.

 «تولید امید» ؛ ضرورت امروز سپهر سیاسی ایران
۱۰ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

«تولید امید» ؛ ضرورت امروز سپهر سیاسی ایران

آرمان امروز- عرفان بیوک‌نژاد: یکی از مهم‌ترین الزامات تولید امید، شنیدن صداهای مختلف جامعه و فراهم کردن زمینه برای مشارکت گروه‌های مختلف در امور کشور است. زمانی که افراد و گروه‌های اجتماعی احساس کنند صدای آنها شنیده می‌شود. در شرایطی که ایران با مسائل و موانع متعددی در عرصه سیاسی و اجتماعی مواجه است، «تولید [ ]

 واکنش صادق خرازی به مواضع حاشیه‌ساز برادرش، باقر خرازی | نفوذ در اندیشه‌های امنیتی و اطلاعاتی به وفور وجود دارد | نیاز به بازنگری جدی در حکمرانی داریم
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

واکنش صادق خرازی به مواضع حاشیه‌ساز برادرش، باقر خرازی | نفوذ در اندیشه‌های امنیتی و اطلاعاتی به وفور وجود دارد | نیاز به بازنگری جدی در حکمرانی داریم

اقتصادنیوز: صادق خرازی گفت: درباره آیت‌الله محمدباقر خرازی احترام قائل هستم و ایشان برادر بزرگ‌تر من هستند. او یک نظری دارد که تا زمانی که نظرش بحران اجتماعی ایجاد نکند، قابل درک است. زمانی اختلاف ایجاد می‌شود که از دایره نظم اجتماعی خارج شود. ایشان برادر من است و سکوت می‌کنم و راجع به او حرف نمی‌زنم.

 چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ
۹ ساعت قبل / سایت جماران

چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ

به گزارش جماران، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، که طولانی ترین دوران تصدی این سمت را در تاریخ تجربه کرده، در آستانه یکی از