در این میان، امریکا با نقض تفاهمنامه اسلام آباد با دخالت در مدیریت تنگه هرمز، مانع از اجرای کلیت تفاهمنامه شد اما اگر تفاهمنامه اسلام آباد پا برجا هم میماند، نباید این انتظار به وجود میآمد که امریکا و شرکای منطقهای آن، قرار است 300 میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری کنند چرا که صندوق بازسازی از ابتدا هم قرار نبود تامین مالی بازسازی آسیبهای جنگ تحمیلی سوم را انجام دهد، بلکه قرار بود به اهرمی در دست امریکا برای دستیابی به اهداف خود در ایران باشد. برای مثال، جی دی ونس، معاون رییس جمهور امریکا، چندی پس امضای تفاهمنامه گفت: «چیزی که این توافق میگوید این است که اگر ایرانیها درست رفتار کنند و اگر تحریمها کاهش یابد و اگر ایرانیها در اقتصاد جهانی ادغام شوند، ما از کشورهای دیگر، نه خودمان، بلکه از کشورهای دیگر دعوت میکنیم تا در کشورشان سرمایهگذاری کنند».
این مشروط کردن تاسیس صندوق بازسازی به تغییر رفتار ایران، نشان دهنده رویکرد و نگاه ابزاری امریکا به صندوق بازسازی بود. امریکا به دنبال اهرم کردن صندوق بازسازی اقتصادی برای رسیدن به خواستههای خود در حوزههای سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی در ایران بود. برای همین هم وعده تاسیس صندوق بازسازی را اولین دفعه امریکا در مذاکرات پیشنهاد داد بلکه بتواند به جای پرداخت غرامت، یک نهاد واسط ایجاد کند و به وسیله آن، رفتار ایران را که نتوانست با جنگ تغییر دهد، مدیریت کند.
تلاش برای تغییر رفتار کشورها به کمک نهادها و موسسات، امری مرسوم برای امریکا به حساب میآید. برای مثال امریکا حدود ۲۰ سال پیش به واسطه شرکت چالش هزاره (MCC) وارد ارمنستان … …



































































































































































