
جنگ فقط در میدان نظامی تعیین نمیشود؛ بخش مهمی از سرنوشت آن در اقتصاد، انرژی، تجارت و زنجیرههای تأمین رقم میخورد. اگر راهبرد ایران در میدان نظامی بر جنگ نامتقارن، افزایش هزینههای طرف مقابل و حفظ قدرت انتخاب استوار باشد، در میدان اقتصادی نیز صنعت پتروشیمی میتواند یکی از مهمترین ابزارهای ایران برای افزایش تابآوری و کاهش اثر تحریمها باشد.
پتروشیمی برای ایران دیگر صرفاً مجموعهای از مجتمعهای تولید متانول، اوره، آمونیاک، اتیلن و پلیمر نیست. این صنعت بخشی از درآمد ارزی، اشتغال صنعتی، صادرات غیرنفتی و ارتباط ایران با بازارهای جهانی را تأمین میکند و از این رو باید آن را بخشی از قدرت اقتصادی و امنیت ملی کشور دانست. اما اکنون یک تغییر اساسی در نگاه به پتروشیمی ضروری است: ایران نباید توسعه این صنعت را فقط با افزایش ظرفیت تولید اندازهگیری کند.
سؤال مهمتر این است که از نفت و گاز کشور چه میزان ارزش افزوده ایجاد میکنیم. تبدیل گاز به متانول و صادرات آن، اگرچه درآمد ایجاد میکند، اما پایان زنجیره نیست. ارزش واقعی زمانی افزایش مییابد که متانول به مشتقات و محصولات شیمیایی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود. همین منطق درباره پروپیلن، اتیلن، آروماتیکها و پلیمرها نیز صادق است. بنابراین، استراتژی پتروشیمی ایران باید از «ظرفیتسازی» به «زنجیرهسازی» تغییر کند. این تغییر فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ یک ضرورت راهبردی در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی است. رویترز در ۲۶ مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که اختلال در جریان نفت و محصولات پتروشیمی از طریق تنگه هرمز، عرضه جهانی مواد شیمیایی را محدود کرده و قیمت برخی پلاستیکها و پلیمرها را به بالاترین سطوح چند سال اخیر رسانده است.
نشریه Chemical & Engineering News نیز در ۲ آوریل ۲۰۲۶ نوشت که جنگ ایران تولید مواد شیمیایی در خاورمیانه و آسیا را مختل کرده و حتی در صورت پایان سریع جنگ، بازگشت صنعت پتروشیمی به شرایط عادی ممکن است تا پایان سال طول بکشد. این تحولات یک واقعیت مهم را آشکار میکند: تنگه هرمز فقط یک مسئله نفتی نیست؛ یک گلوگاه مهم برای زنجیره جهانی پتروشیمی نیز هست. در چنین شرایطی ایران از یک موقعیت ویژه برخوردار است: ذخایر عظیم نفت و گاز، ظرفیت گسترده پتروشیمی و قرارگرفتن در کنار یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان. اما این …





