
منطقه خاورمیانه مدتهاست که از بحرانی به بحران دیگر میرود. رویکردی بهتر امکانپذیر است، اما به میز دیپلماتیکی نیاز دارد که بله، همه را به آن دعوت کند.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مؤسسه آمریکایی کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه در مقالهای به قلم «گابریل ریفایند» مدیر «فرآیند آکسفورد» و «توماس پیکرینگ» سفیر و نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل در دوران ریاستجمهوری جورج اچدبلیو بوش به بررسی موضوع قدرتهای میانی در خاورمیانه پرداخته که ترجمه آن در ادامه آمده است.
نویسندگان مقاله اگرچه به درستی اشاره می کنند که موضوع فلسطین یکی از مسائل مرتبط با سایر تحولات خاورمیانه است ولی به اصل اشغالگری رژیم صهیونیستی که علت العلل موضوع فلسطین است اشاره نمی کنند.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
برای بیش از دو دهه، جنگهای بیپایان خاورمیانه را بیثبات کرده و رنج، آوارگی و آسیبهای روانی عظیمی را ایجاد کرده است. این منطقه خسته است و ایمان اندکی به امکان صلح و سازوکارهای اندکی برای تحقق آن دارد.
منطقه اکنون در نقطه عطفی قرار دارد؛ یا میتواند خشونت بیپایان را ادامه دهد، یا دست به میانجیگری جدی و حل مناقشه بزند. جنگ با ایران محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرده و تنها یک گزینه عملی روی میز باقی گذاشته است: پیگیری مذاکراتی که موازنه قوا در منطقه و نگرانیهای امنیتی همه طرفها را به رسمیت بشناسد. این امر مستلزم تعامل و میانجیگری بسیار دقیق است.
مناقشات و رقابتهای همپوشان متعددی در منطقه وجود دارد. شکستن این چرخه به چیزی فراتر از یک دور دیگر دیپلماسی اضطراری نیاز دارد؛ به سازوکارهای دائمی برای میانجیگری و صلحسازی نیازمند است.
این مقاله یک میز صلح منطقهای را پیشنهاد میکند، نه صرفاً برای مدیریت بحران، بلکه برای کار مداوم به سوی تبدیل روابط خصمانه منطقهای به روابطی عملگرا بر اساس منافع متقابل، به جای دشمنیهای پایدار. هدف بلندمدت، نظمی است که بر پایه گفتوگو، تعامل و وابستگی متقابل بنا شده باشد، نه بر پایه اجبار.
ایالات متحده که مدتها به عنوان قدرت اصلی میانجی منطقه تلقی میشد، از این دوره با شهرتی خدشهدار خارج شده است. متحدان خلیجفارس، در عین حال که تشخیص میدهند …











