
به گزارش ورزش سه به نقل از انتخاب، محمدجواد ظریف در این مقاله با طرح راهبرد «توازن فراگیر» مبتنی بر تقویت روابط با همسایگان، چین، روسیه و اروپا، بر ضرورت گذار از «نگاه تهدیدمدار» به «نگاه فرصتمدار» در سیاست داخلی و خارجی کشور تأکید کرده است.
در متن این مقاله آمده:
ناکامی آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف خود در دو جنگ اخیر، همراه با امضای یادداشت تفاهم میان روسایجمهور ایران و آمریکا در ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، پنجرهای استثنایی برای دیپلماسی گشوده است. این فرصت زماندار است؛ اگر ایران در بازههای زمانی تعیینشده (بهویژه دوره شصتروزه پیشنهادی) به توافق نهایی نرسد، بهبود اقتصادی دشوار خواهد بود و احتمال ناآرامی داخلی یا تجاوز مجدد، بهویژه پس از انتخابات آمریکا، منتفی نیست.
در جهان «پساقطبی» کنونی، آمریکا در حال افول است و هیچ قدرتی - نه آمریکا و نه دیگران - توان ایفای نقش هژمون جهانی یا منطقهای را ندارد؛ شکست آمریکا در دو رویارویی اخیر با ایران گواه این روند است. با این حال، برخلاف انتظار، روسیه و چین در این دو جنگ نه همپیمان ایران شدند و نه همکاری معناداری کردند. قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت علیه ایران، با وجود بیاعتبار ساختن سازمان ملل، نشان داد حتی ۱۳۶ کشور از جنوب جهانی نیز از همبانی با متجاوزان ابایی نداشتند؛ نتیجه اینکه در شرایط فعلی حتی دوستان ایران در جنوب جهانی از حمایت آشکار از ایران در برابر آمریکا و غرب گریزانند.
سه فرصت کلیدی برآمده از یادداشت تفاهم قابل شناسایی است:
۱. اراده و توان ایستادگی مردم و نظام: پیشبینیهای نتانیاهو و ترامپ درباره ناتوانی نظامی، شورش داخلی یا فروپاشی سرزمینی ایران در کمتر از یک هفته، به رغم شهادت رهبر و فرماندهان ارشد، نقش بر آب شد. گرایش نزدیکترین متحد اسرائیل در خلیجفارس به سمت ایران نشانه بهرهوری این اهرم است.
۲. عدم همسانی اهداف بازیگران منطقهای و حتی آمریکا و اسرائیل: «همسویی» با «همسانی» یکسان نیست. نتانیاهو در فاصله دو جنگ توانست با بهرهبرداری از فجایع دیماه ۱۴۰۴، ذهن ترامپ و برخی سران منطقه را نسبت به همراهی مردم ایران با متجاوزان مسموم کند و ترامپ را وارد جنگ رمضان کند. با این حال آمریکا اکنون دریافته فروپاشی نظام ایران - حتی در صورت امکان …








