
به گزارش "ورزش سه"، یک مقاله میتوانست فوتبال مدرن را نجات دهد. سه شنبه با یک ضربه محکم به فیفا آغاز شد. پورتالهای خبری برتر ورزشی گزارش دادند که حزب دمکرات تحقیقاتی را در خصوص روابط دونالد ترامپ با جانی اینفانتینو آغاز کرده است. رئیس نهاد حاکم بر فوتبال حتی برای ارائه توضیحات فراخوانده شد.
همچنین این حس به وجود آمد که اگر دمکراتها در انتخابات بعدی پیروز شوند، این بررسیها به احتمال زیاد به یک تحقیقات رسمی تبدیل خواهد شد. اما این فقط پیشدرآمدی از شوکی بود که در راه بود.
مارتین زیگلر از نشریه تایمز فاش کرد که اینفانتینو قصد دارد جام جهانی را بفروشد. این یک شوک بود؛ نه فقط برای هواداران بیطرف و بسیاری از روزنامهنگاران، بلکه مهمتر از همه برای مدیران فوتبال. اعضای فیفا از نیات مافوق خود خبر نداشتند و این موضوع را از رسانهها فهمیدند. جنگی درگرفت که بیش از هر چیز دیگری به موقعیت اینفانتینو که تا پیش از این شکستناپذیر به نظر میرسید، آسیب زد.طرح یک مجنون
این مرد سوئیسی از سال ۲۰۱۶ فیفا را هدایت میکند. نحوه مدیریت او، بسیاری را از فوتبال دلزده کرده است. چرا که اگرچه آمار بینندگان تورنمنتهای مهم (به ویژه جام جهانی) در حال رشد است، اما هرگز پیش از این طیف منتقدان فیفا تا این حد گسترده نبوده است. اینفانتینو که در ابتدا فردی بانمک و مسئول قرعهکشیها دیده میشد و سپس امیدی برای عادیسازی اوضاع پس از پایان رسواییبار دوران سپ بلاتر به شمار میرفت، به برآیند تمام ترسهای دنیای فوتبال تبدیل شد.
روسای فیفا از زمان ژائو هاولانژ بیشتر سیاسی بودند تا مدیر ورزشی، اما هیچکس به این شکل علنی و در عین حال نزدیک، با قدرتمندان جهان روی هم نریخته بود. هیچکس جرات نکرده بود یک مدال مندرآوردی را به دست یک فرد خودشیفته و سیریناپذیر بدهد. در ماههای اخیر، بهویژه پس از جام جهانی ۲۰۲۶، اعتماد به اینفانتینو به صفر نزدیک شد. با این حال همچنان تصور میشد که این مرد سوئیسی به راحتی در انتخابات بعدی پیروز شده و به حکومت خود بر فوتبال جهان ادامه خواهد داد. امروز دیگر این موضوع اصلاً قطعی نیست.
کار به جایی رسیده که نصف به شوخی و نصف به جدی، از دوران حکومت بلاتر با حسرت یاد میشود؛ بله، فساد بود، اما دستکم باکلاس بود و اینقدر عریان و زننده نبود. …





