
به گزارش ورزش سه، بازی سوم لیگ در زمین تراکتور، اولین آزمون واقعی برای پاسخ به همین پرسش بود؛ آزمونی که جواب امیدوارکنندهای نداشت.
پرسپولیس در دو هفته نخست نشانههای خوبی نشان داده بود. ترکیب تیم تا حد زیادی جواب داده بود، نیمههای اول هجومی بود و همین باعث شد بسیاری از تارتار تعریف کنند. بنابراین نقد امروز نه از سر پیشداوری است و نه مخالفت شخصی. وقتی تیم خوب بازی کرد، از سرمربی تعریف شد؛ حالا هم وقتی تصمیمهایش مستقیماً به ضرر تیم تمام شده، باید همانقدر صریح نقدش کرد.
آغاز ترس از تغییر سیستم
اولین علامت سؤال، تغییر ساختار تیم در یکی از مهمترین مسابقات فصل بود. تارتار بدون آنکه ضرورت روشنی وجود داشته باشد، به سمت هافبک دفاعی سهنفره رفت و به ترکیبی دست زد که در دو مسابقه گذشته عملکرد قابل قبولی داشت.
تراکتور نه فشار خفهکنندهای ایجاد کرده بود و نه موج حملاتش پرسپولیس را مجبور به عقبنشینی میکرد. تیم جواد نکونام بیشتر منتظر ضربات ایستگاهی، کرنرها و اتفاقات بازی بود. با این حال، این پرسپولیس بود که هرچه از مسابقه گذشت بستهتر و محتاطتر شد؛ گویی مأموریت اصلی، حفظ مساوی بود.
اینجا یک سؤال جدی مطرح میشود: اگر قرار نیست مقابل تراکتوری که حتی از حمایت هوادارانش هم برخوردار نیست برای برد بازی کنید، پس کجا قرار است جسور باشید؟
نیمکتی که استفاده نشد
تارتار این فصل برخلاف بسیاری از مقاطع گذشته، با کمبود مهره هجومی روبهرو نیست. آنقدر گزینه دارد که بازیکنی مثل اورونوف میتواند حتی تعویض پنجم هم نباشد.اما دقیقاً چنین بازیکنی برای چنین مسابقهای ساخته شده است. بازیکنی که شاید تنها یک توپ لازم داشته باشد؛ یک حرکت، یک دریبل، یک فرار و یک لحظه خلاقیت برای تغییر سرنوشت مسابقه. با این حال، اورونوف به زمین نرفت.
از سوی دیگر امیرحسین محمودی وارد زمین شد، اما از کنار خط از او خواسته شد دریبل نزند. این دقیقاً همان جایی است که فلسفه تعویض زیر سؤال میرود. اگر مهمترین ویژگی محمودی جسارت در حمل توپ، دریبل و بازی مستقیم است، چرا او را وارد زمین میکنید و سپس همان ویژگی را از او میگیرید؟ قرار است توپ را بگیرد و فقط به عقب پاس بدهد؟
ظلم به ایری
عجیبترین تصمیم اما استفاده عجولانه از ایری بود؛ بازیکنی که تنها …












