
بر پایه جدیدترین آمارهای منتشر شده، میزان بدهی عمومی دولت آمریکا به بیش از ۴۰ تریلیون دلار رسیده است. نکته قابل تامل اینکه بدهی آمریکا ظرف تقریبا یک دهه اخیر تا بیش از دو برابر افزایش یافته است. موضوعی که از وضعیت نه چندان مساعد اقتصاد آمریکا حکایت دارد. بسیاری از ناظران و تحلیلگران معتقدند رشد بدهی عمومی آمریکا با سرعت کنونی می تواند خیلی زود بحران های متعدد و چندگانه ای را برای کاخ سفید ایجاد کند که البته هیچ راه حلروشنی نیز برای آن پیش رو نیست.
انفجار بحران بدهی آمریکا، نشانهای از تناقضی عمیق در قلب سیاست آمریکا است: کشوری که همچنان خود را قدرت بلامنازع جهان معرفی میکند، در داخل با کسری بودجه، هزینه بهره و بدهی فزاینده دستوپنجه نرم میکند و در خارج، رئیسجمهورش با ادبیاتی پُر از تهدید، اولتیماتوم و وعدههای بزرگ، میکوشد تصویر قدرت مطلق آمریکا را حفظ کند.
مشکل البته فقط ترامپ نیست. بدهی آمریکا محصول چند دهه سیاستهای مالی است و جمهوریخواهان و دموکراتها هر دو در انباشت آن سهم داشتهاند. جنگها، برنامههای حمایتی، افزایش هزینههای درمان و بازنشستگی و مهمتر از همه، شکاف مزمن میان درآمدها و هزینه دولت، موتور محرک این بدهی بودهاند. اما ترامپ با شعارهای ادعایی مانند بازگرداندن دوباره عظمت به آمریکا و وعده کاهش هزینهها، قرار بود نسخهای متفاوت ارائه کند این در حالی است که در عمل، سیاست کاهش مالیات، افزایش هزینهها و اتکا به تعرفهها نتوانسته این تناقض را حل کند. حتی درآمدهای تعرفهای نیز در مقاطعی به دلیل مشکلات حقوقی و بازپرداخت تعرفهها آنچنان که انتظار میرفت …












