
دکتر مصطفی آب روشن _ گروه تعاملی
با نهایت احترام به جایگاه علمی و فقهی حضرت آیتالله خاتمی به نظر میرسد در اظهارنظر اخیر، میان «کاربرد یک واژه در یک آیه» و «دامنه مفهومی آن واژه در کل قرآن» خلط شده است. اگر مقصود این باشد که قرآن در آیه ۴:۱۲۸ از تعبیر « وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» در زمینه اختلاف زن و شوهر استفاده کرده، این سخن کاملاً درست است؛ اما اگر از این مقدمه نتیجه گرفته شود که مفهوم صلح در قرآن صرفاً خانوادگی است و هیچ ارتباطی با جنگ و مناسبات میان طرفهای متخاصم ندارد، این نتیجه با متن صریح قرآن کریم سازگار نیست.
قرآن اساساً برای بیان یک مفهوم، همیشه از یک واژه ثابت استفاده نمیکند و در موضوع صلح و پایان خصومت، از واژهها و ساختارهای گوناگون مانند «سِلم»، «إصلاح»، «عهد»، «میثاق» و «صلح» استفاده کرده است. بنابراین روش درست در فهم قرآن، بررسی سیاق، موضوع، مخاطب و کاربردهای متعدد یک مفهوم است، نه اینکه چون «صُلح» در یک آیه درباره خانواده آمده، تمام مفهوم صلح قرآنی را به خانواده محدود کنیم.
این همان نقطهای است که یک بحث قرآنی دقیق باید از یک استدلال واژهمحور و محدود فراتر رود. مهمترین شاهد، اتفاقاً در سورهای قرار دارد که موضوع بخش قابل توجهی از آن جنگ، دشمن، پیمان و مناسبات خصمانه است. خداوند در سوره انفال، پس از آنکه در آیه ۶۰ از آمادگی نظامی در برابر دشمن سخن میگوید و تصریح میکند که باید در برابر دشمن توان نظامی فراهم کرد، بلافاصله در آیه ۶۱ میفرماید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ یعنی اگر آنان به سوی سِلم و صلح گرایش پیدا کردند، تو نیز به سوی آن گرایش پیدا کن. اینجا دیگر هیچ مجالی برای تفسیر خانوادگی وجود ندارد؛ سیاق آیات درباره دشمن، جنگ، خیانت به پیمان و آمادگی نظامی است. حتی آیه ۶۰ دقیقاً از «دشمن خدا و دشمن خود» سخن میگوید و آیه ۶۱ در همین بستر، فرمان پذیرش گرایش به صلح را صادر میکند.
بنابراین اگر کسی بگوید «صلح در قرآن ربطی به جنگ ندارد»، باید توضیح دهد که «لِلسَّلْمِ» …












