
«تمام تلاش دولت این بوده است که،از مسکن روی کاغذ و از مسکن در سامانه،به سکونت واقعی برسیم؛برای اینکه از مسکن،به سکونت، برسیم،باید به تمهیداتی، بهجز از آنچه در تمام این سالها زحمتش کشیده شده،بیندیشیم.»
این اعتراف صریح عصاره رویکردی است که وزارتخانه متولی مسکن در پیش گرفته است؛رویکردی که،در آن بحران عریان و استخوانسوز مسکن شهروندان، به جای پاسخگویی در میدان عمل، در چرخدنده اصطلاحسازیها و شعارهای انتزاعی، گم میشود.
ابداع ترکیباتی مانند «مسکن روی کاغذ»، «مسکن در سامانه» و در تقابل با آن، «سکونت واقعی»، نمونهای بارز از پاک کردن صورتمسئله است. وقتی بازار مسکن زیر فشار تورم سرسامآور، احتکار زمین، هزینههای نجومی ساخت و فروپاشی قدرت خرید خانوارها نفسهای آخر را میکشد، تقلیل دادن این تراژدی ساختاری به دعوای میان «کاغذ» و «واقعیت»، چیزی جز فرار رو به جلو نیست. عالی ترین مقام متولی مسکن، گویی فراموش کرده است که وظیفه او تولید ادبیات فلسفی پیرامون تفاوت میان «مسکن» و «سکونت» نیست؛ بلکه، رسالت و ماموریت ذاتی و قانونی وی، فراهمسازی سرپناهی پایدار، امن و متناسب با درآمد شهروندان در جهان واقعی است،نه ساختن مدارهای جدیدی از بوروکراسی واژگانی.
جمله کلیدی وزیر که از لزوم «اندیشیدن به تمهیداتی به جز سالهای گذشته» سخن میگوید، پیش از آنکه نشانه تدبیر باشد،اعتراف مصلحتی به بنبست و شکست تمام سیاستهای پیشین است؛با تاکید بر اینکه،او دستکم، به مدت دو دهه و …












