
خبرآنلاین: در بحبوحهٔ جنگی تمام عیار میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، سه کشور عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پیمان دفاعی مشترکی را در شهر مکه به امضا رساندند که در محافل سیاسی و رسانهای با عناوینی چون «پیمان مکه» یا «ناتوی اسلامی» شناخته شد. این پیمان که با حضور محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان در کاخ الصفا منعقد شد، بر این محور تاکید دارد که «هرگونه حملهٔ مسلحانه به هر یک از سه دولت، حمله به همهٔ آنها تلقی خواهد شد».
اما آنچه این پیمان را از یک ائتلاف دفاعی صرفاً منطقهای متمایز میسازد، نقشی است که ترکیه بهعنوان عضو کلیدی ناتو در آن ایفا میکند. ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو، موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفرد خود در تقاطع اروپا، آسیا و خاورمیانه، و صنعت دفاعی رو به رشد، حلقهٔ اتصال این ائتلاف سهجانبه به ساختار امنیتی غرب محسوب میشود. اما آیا پیمان مکه را باید یک ائتلاف مستقل اسلامی دانست یا حلقهٔ جدیدی از زنجیرهٔ «اقمار ناتو» که با هدف تکمیل پوشش امنیتی ناتو در کریدور شرق - غرب ایران و ایجاد هماهنگی اطلاعاتی - عملیاتی میان جنوب، غرب و شرق این کشور طراحی شده است؟ همکاریهای دفاعی ترکیه با کشورهای عربی
برای درک جایگاه کنونی ترکیه در پیمان مکه، باید به پیشینهٔ روابط دفاعی و امنیتی این کشور با جهان عرب نگاهی انداخت. برخلاف تصور رایج که روابط ترکیه با کشورهای عربی را عمدتاً بر اساس رقابت یا تنش تعریف میکند، واقعیت تاریخی نشان میدهد که آنکارا همواره به دنبال ایجاد توازن در روابط خود با همسایگان جنوبی بوده است.
در دورهٔ جنگ سرد، ترکیه که در سال ۱۹۵۲ به ناتو پیوسته بود، عملاً نقش دژ جنوبشرقی این ائتلاف را بر عهده داشت و روابط امنیتی آن با کشورهای عربی عمدتاً در چارچوب هماهنگی با واشنگتن تعریف میشد. با این حال، در دو دههٔ اخیر، بهویژه با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲، ترکیه به تدریج رویکرد فعالتری در قبال جهان عرب در پیش گرفت و کوشید تا نقش خود را بهعنوان یک قدرت منطقهای مستقل از دستورکار غرب تثبیت کند.
با این وجود، آنچه در سالهای اخیر رخ داده، نشان از تغییر رویکرد آنکارا از «رقابت منطقهای» به «همکاری …
