
روزنامه اعتماد: حکایت سربازی رفتن علیرضا بیرانوند از آن داستانهای توی مغزنرو است. بسیاری از هواداران فوتبال از خودشان سوال میکنند این همه جار و جنجال و درگیر کردن دستگاههای مختلف کشور برای چیست؟ که بالاخره قرار شده دروازهبان تیم ملی برود سربازی؟ آن هم نه سربازی که همه فکر میکنیم، بلکه فوتبال بازی کردن در یک تیم دیگر به جای تراکتور.
حالا که به نظر میرسد بالاخره سربازی رفتن بیرانوند قطعی شده و او باید بین دو تیم ملوان و فجرسپاسی برای ادامه فوتبالش یکی را انتخاب کند خوب است این سوال را مطرح کنیم که چرا باید سربازی رفتن یک فوتبالیست اینقدر ماجرا داشته باشد؟ فارغ از مزایا و معایب خدمت سربازی اجباری همه جوانهای کشور معمولا دو سال از بهترین سالهای عمرشان را صرف خدمت سربازی میکنند. هیچ کدامشان همچنین بساطی که بیرانوند و دوستان و رسانههای نزدیکش به راه انداختند به راه نیانداختهاند. حالا چرا ماجرا در مورد یک دروازهبان به این شکل میشود، واقعا تعجببرانگیز است. اولینبار که اسم بیرو به عنوان مشمول مطرح شد گفتند در حال درس خواندن است. تا به خودمان آمدیم دیدیم چند سال گذشته و خبری از خدمت رفتن علیرضا نیست. وقتی که بحث جدی شد دروازهبان تیم ملی در یک برنامه تلویزیونی گفت من دارم دکتری میخوانم! در رشتهای که اسمش را نمیدانست. این عین واقعیت است. وقتی مجری برنامه در پاسخ به اینکه بیرو گفت در حال تحصیل در مقطع دکتری است، پرسید چه رشتهای؟ بیرانوند گفت نمیدانم!
همین دو جمله کلی جنجال درست کرد. مدیران دانشگاه را وادار به پاسخگویی نمود و پای وزارت علوم را وسط کشید. حتی پرونده قدیمی دانشگاههای بیبازده هم باز شد و برخی گفتند باید در فعالیت برخی دانشگاهها بازنگری شود چون یک سری از دانشگاهها صرفا تاسیس شدند که مدرک بدهند و به جوانان برای فرار از سربازی کمک کنند.
بعد از اینکه آن ماجرا تمام شد نوبت بهرهبرداری از تیمهای ملی شد؛ ابتدا تیم ملی بزرگسالان که به واسطه اشتباه بیرو در بازی مقابل مصر از صعود به دور بعد باز ماند و سپس تیم ملی امید که نزدیکان گلر تراکتور تلاش کردند او را به زور در لیست تیم برای حضور در بازیهای آسیایی جا بدهند تا شاید با کسب حداقل مدال برنز سربازی رفتن منتفی شود. اما معلوم شد فهرست امیدها خیلی پیش از این بسته شده و این یعنی راهحل …












