برترینها: فصل سوم «سیلو» با قسمت نهم وارد یکی از مهمترین مقاطع داستانش شده؛ قسمتی که یک انفجار هستهای، مرگ یکی از شخصیتهای اصلی و چند راز تازه، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. این قسمت بهخصوص برای مخاطبان ایرانی هم جذابیت بیشتری پیدا کرده؛ چراکه تصویر یک فاجعه هستهای و مردمی که برای زنده ماندن به پناهگاههای زیرزمینی پناه میبرند، برای مخاطب ایرانی با همذاتپنداری بیشتری همراه شده. اما اگر «سیلو» را ندیده باشید، شاید ندانید چرا این قسمت اینقدر مهم شده است. در ادامه با بازنشر برشهایی از یادداشت زومجی تلاش کردیم تا ماجرا ملموستر شود.
ماجرای «سیلو» چیست؟
داستان سریال درباره انسانهایی است که پس از نابودی زمین، در سازههای عظیم زیرزمینی زندگی میکنند. آنها اجازه خروج ندارند و زندگیشان تحت قوانین سختگیرانهای اداره میشود. مشکل اصلی اما اینجاست که هرچه داستان جلوتر میرود، مشخص میشود بسیاری از چیزهایی که ساکنان درباره گذشته و دلیل حضورشان در سیلو میدانند، شاید حقیقت کامل نباشد. قسمت نهم بخشی از این رازها را باز میکند و به گذشته میرود؛ به روزهایی که سیلوها ساخته شدند و انسانها برای ورود به آنها آماده میشدند. انفجار هستهای از قبل طراحی شده بود؟
یکی از مهمترین پرسشهای قسمت نهم همین است. همهچیز در روز افتتاح سیلوها بیش از حد آماده و حسابشده به نظر میرسد؛ انگار کسانی از قبل میدانستند قرار است اتفاق بزرگی رخ دهد.
به همین دلیل این نظریه مطرح شده که انفجار هستهای شاید یک حادثه ناگهانی نبوده باشد. حتی این احتمال وجود دارد که استنسن از فاجعه خبر داشته یا خودش آن را برای آغاز پروژه سیلوها جلو انداخته باشد. الگوریتم؛ انسان یا هوش مصنوعی؟
معمای دیگری که سریال همچنان دنبال میکند، هویت «الگوریتم» است؛ سیستمی که نقش مهمی در کنترل سیلو دارد. در این قسمت، واکنشهای الگوریتم باعث میشود برنارد به این نتیجه برسد که شاید پشت این سیستم یک انسان قرار داشته باشد و هوش مصنوعی تنها بخشی از کار را انجام دهد. مرگ برنارد و یک سؤال تازه …











