
روزنامه گل - حامد جیرودی: در نهایت باید پذیرفت زور «زندگی» زیاد است و خیلی از آنهایی که بهرغم هزار مشقت هنوز زندهاند، سرانجام راهی برای نفس کشیدن و گذران وقت خواهند یافت. داستان فوتبال هم همین است. مسابقات، ولو در ورزشگاههای محقر نیمهخالی جریان دارد، حتی اگر کل داستان، به اندازه ده درصد سالهای قبل هم کشش و دربرگیرندگی نداشته باشد. بیشتر آنهایی که هنوز به ورزشگاه میروند اما، دفاعیه معصومانه و مشترکی دارند: «فوتبال، تنها دلخوشی ماست.»
میفهمیم که حتی مسایلی خیلی بزرگتر از این هم برای اغلب زعمای مملکت پشیری اهمیت ندارد، اما اگر مسوولی یک جو غیرت داشت، تا پس کلهاش باید از شنیدن این جمله سرخ میشد. آنچه سالهاست به ضربالمثلی در ایران تبدیل شده و امروز خیلیها حتی دل و دماغ تکرار کردن همان را هم ندارند، یک اعتراف غمانگیز به ویرانی همه ابعاد یک زندگی عادی روزمره است، وگرنه در کشوری چنین ثروتمند، چرا این فوتبال فکسنی دوزاری باید تنها رنگ زندگی آدمها باشد؟
دلخوشی واقعی یعنی ازدواج کنی، طعم شیرین زندگی مشترک را بچشی، بزرگ شدن بچههای قد و نیمقدت را ببینی و از عمق جان لذت ببری. دلخوشی یعنی یک کسب و کار مکفی …











