
برترینها: انتشار ویدیویی تازه از سحر قریشی در شبکههای اجتماعی بار دیگر نام این بازیگر را به صدر حاشیهها برگردانده است؛ ویدیویی که در آن قریشی خود را «بیآبروترین هنرمند ایران» مینامد و درباره ماجرای حجاب نیز با اشاره به تغییر شرایط کشور، توضیحاتی ارائه میدهد. تقریبا همزمان، اشکهای سحر دولتشاهی در یک مراسم هنگام خواندن متنی درباره ایران نیز بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشته است.
همزمانی این دو اتفاق، فارغ از قضاوت درباره نیت و انگیزههای هر دو بازیگر، یک تقابل قابل تأمل را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ دو سحر که از مسیر بازیگری شناخته شدند، در ادامه راههای کاملا متفاوتی را انتخاب کردند و امروز تصویری کاملا متفاوت از خود در افکار عمومی ساختهاند.
سحر قریشی سالهاست بیش از آنکه با کارنامه هنریاش در مرکز توجه باشد، با حاشیههای زندگی شخصی و انتخابهای جنجالیاش شناخته میشود. مهاجرت به ترکیه، حواشی مربوط به رابطهاش با امیر تتلو و در ادامه حضور در برنامه مسالهدار «عشق ابدی»، مجموعهای از اتفاقات را رقم زده که عملا تصویر عمومی او را بیش از پیش به سمت حاشیه برده است. حالا به نظر میرسد قریشی با نوعی بازتعریف چهره خود تلاش دارد مسیر متفاوتی را برای بازگشت به توجه عمومی پیدا کند؛ نوعی ریبرندینگ که قرار است از دل همان تصویر یاغی و ساختارشکن شکل بگیرد.
اما مسئله اینجاست که این مدل از بازگشت، لزوما جواب نمیدهد. قریشی شاید همچنان بتواند توجه رسانهها و شبکههای اجتماعی را به خود جلب کند، اما جلب توجه با جلب اعتماد عمومی دو مقوله کاملا متفاوت است. او نه کارنامهای دارد که بتواند صرفا با اتکا به آن به میدان بازگردد و نه در سالهای اخیر توانسته تصویری از خود بسازد که «مردمی بودن» بتواند برگ برندهاش باشد. اتفاقا بخش مهمی از مسئله همین است؛ وقتی بخش عمدهای از شهرت یک چهره با حاشیه گره خورده باشد، هر تلاش تازه برای دیدهشدن نیز ممکن است ادامه همان چرخه تلقی شود.
در سوی دیگر، سحر دولتشاهی قرار دارد؛ بازیگری که اگرچه …











