قیمت طلا امروز




 سایت اعتماد آنلاین / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

گزارش روزنامه اعتماد از مشکلات آزادگان پس از ۳۶ سال / مورد عجیب محمدمراد که ۵۳ ماه اسیر بود اما پرونده اسارت ندارد!

کارمند بنیاد شهید، پرونده‌های ثبت شده در کامپیوترش را بالا و پایین کرد و گفت پرونده اسارت به نام محمد مراد در بنیاد شهید وجود ندارد و صحت اسارت باید احراز شود که دو سال طول می‌کشد و به شرط تایید، محمد مراد می‌تواند درخواست وام بدهد.
 گزارش روزنامه اعتماد از مشکلات آزادگان پس از ۳۶ سال / مورد عجیب محمدمراد که ۵۳ ماه اسیر بود اما پرونده اسارت ندارد!

کد خبر: 786954 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۷ ۰۸:۳۵:۴۵ اعتمادآنلاین |

بنفشه سام‌گیس-محمد مراد، 53 ماه در اردوگاه « رمادی 10 » اسیر بود. اسفند 1364، نزدیک سلیمانیه اسیر شد و دوم شهریور 1369، از مرز خسروی به ایران برگشت و مثل تمام اسرای ایرانی، اسمش در پرونده‌ها و بایگانی ستاد کل آزادگان و سپاه و بنیاد شهید و نمایندگی صلیب سرخ ثبت شد.

به گزارش اعتماد، محمد مراد، در یکی از استان‌های غرب ایران، در یک خانه 70‌متری مستاجر است و بابت این خانه اجاره‌ای، 100 میلیون تومان ودیعه داده و ماهی سه میلیون تومان اجاره می‌دهد. صاحب خانه، نیمه بهار گفته بود که باید خانه را تخلیه کند. محمد مراد 70 روز سرتاسر شهر را گشت ولی خانه‌ای با ودیعه 100 میلیون تومانی پیدا نمی‌شد. 100 میلیون تومان از قوم و خویش‌ها قرض کرد و 100 میلیون تومان وام می‌خواست تا بتواند خانه‌ای با ودیعه 300 میلیون تومانی اجاره کند. محمد مراد، سه ماه قبل به اداره بنیاد شهید شهرشان رفت که 100 میلیون تومان وام بگیرد. کارمند بنیاد شهید، پرونده‌های ثبت شده در کامپیوترش را بالا و پایین کرد و گفت پرونده اسارت به نام محمد مراد در بنیاد شهید وجود ندارد و صحت اسارت باید احراز شود که دو سال طول می‌کشد و به شرط تایید، محمد مراد می‌تواند درخواست وام بدهد. محمد مراد، 53 ماه در اردوگاه رمادی 10 اسیر بود. اسفند 1364، نزدیک سلیمانیه عراق اسیر شد و دوم شهریور 1369، از مرز خسروی به ایران برگشت و مثل تمام اسرای ایرانی، اسمش در پرونده‌ها و بایگانی ستاد کل آزادگان و سپاه و بنیاد شهید و نمایندگی صلیب سرخ ثبت شد و حالا، بعد از 36 سال، اسیر بودنش باید  «احراز » شود .....

محمد مراد، اسفند 1364، در سن 24 سالگی، در عملیات والفجر 9، محاصره و اسیر شد. 8 ماه اول اسارت را در اردوگاه مفقودین سپری کرد؛ اردوگاهی که اسیرانش حتی نمی‌توانستند خبری از زنده بودن‌شان به ایران برسانند. 8 ماه بعد، مهر 1365، به اردوگاه رمادی 10 منتقل شد و کارت اسارت گرفت و تا دوم شهریور 1369 که سوار بر یکی از 35 اتوبوس انتقال اسرا، به مرز ایران رسید، در همین اردوگاه بود. 

اسرای ایرانی وقتی به وطن برگشتند، طبق دستور رییس‌جمهوری وقت، اگر در سن تحصیل بودند، می‌توانستند در مدارس ثبت‌نام کنند و درس‌شان را ادامه دهند یا بعد از قبولی در کنکور سراسری، به دانشگاه بروند. آن تعدادی هم که پیش از اعزام به جنگ، در ادارات دولتی مشغول به کار بودند، می‌توانستند به همان شغل قبلی‌شان برگردند. از مجموع 42 هزار اسیر ایرانی، بیش از 22 هزار نفرشان، سرباز ارتش بودند که بنا به روال معمول آن زمان، با حداقل تحصیلات در حد پنجم ابتدایی به نظام ملحق می‌شدند. طبق ماده 13 قانون حمایت از آزادگان که سال 1368 تصویب شد، باید حقوق ایام اسارت به آزادگان پرداخت می‌شد ولی وقتی اسرا به ایران برگشتند، این قانون اجرا نشد. اجرا نشدن قانون سبب شد که تعداد خیلی کمی از اسرا، رفتند سراغ درس و تحصیل و تعداد خیلی بیشتری، با کمترین سواد، در پایین‌ترین رده شغل‌های خدماتی در ادارات دولتی استخدام شدند. محمد مراد، قبل از اعزام به جنگ، کارمند اداره پست بود و بعد از پایان اسارت هم به محل خدمتش برگشت و بعد از مدتی به اداره آموزش و پرورش رفت و در همین اداره بازنشسته شد. محمد مراد، داوطلبانه به جبهه رفت، مثل صدها نوجوان 15‌ساله و 16‌ساله که با جعل امضای والدین یا با قهر و التماس، رضایت‌نامه در دست، به اتوبوس معروف عازم « خط »، سوار می‌شدند بی‌درنگی بر بازی سرنوشت یا تردیدی به ماندن و نرفتن .

محمد مراد، تنها پسر خانواده بود که آخرین نوبت اعزامش؛ همین نوبتی که به اسارت ختم شد، بعد از نقاهت زخم ترکش خمپاره بود. اسارت هم که تمام شد، باز هم با زخم برگشت؛ این‌بار با زخم‌های اسارت، زخم‌های جسمی و روانی، زخم‌هایی که هیچ‌وقت خوب نشد .

 « من سال ششم جنگ اسیر شدم و با اینکه جنگ سال 1367 تموم شد ولی مذاکرات تبادل اسرا دو سال طول کشید و به همین دلیل، ما دو سال بعد از پایان جنگ آزاد شدیم .اغلب آزاده‌ها دچار مشکل شدید گوارش و کلیه و مثانه و روده و قلب و شنوایی و بینایی و اعصابن. خیلی از اسرا، هنوز تکرر ادرار و ناراحتی کلیه دارن. تمام اسرا دچار آسیب روانی اسارت هستن. به بعضی‌هاشون تلفن می‌زنم و اصلا من رو به یاد نمیارن. رفقای مشهدی من، ترکش توی سرشون خورد و حالا دچار فراموشی شدن و حتی خانواده خودشون رو نمی‌شناسن. یکی از رفقام با کمک همکارانش به خونه می‌رسید چون نشونی خونه‌اش رو دیگه به یاد نداشت. زمان اسارت و اردوگاه محل اسارت، در وضعیت و میزان مشکلات آزاده‌ها تاثیر داره. اسرایی که در اردوگاه‌های مفقودین بودن، بدترین شکنجه‌ها رو تحمل کردن و حتی تعدادی شون، مخفیانه اعدام شدن. تعدادی از اسرا،‌10‌سال و حتی 18‌سال در اردوگاه‌های مفقودین اسیر بودن و تا بعد از سال 1369 هم آزاد نشدن و خانواده حتی از زنده بودنشون بی‌خبر بود. اسرایی که ماه‌های اول جنگ اسیر شدن،  مشکلات جسمی و روانی بیشتری دارن چون هم دوره اسارتشون طولانی‌تر بوده و هم نقض کنوانسیون ژنو در ماه‌های اول جنگ خیلی بیشتر بود. وضعیت هر اردوگاه هم متفاوت بود. در شهر رمادی و در منطقه‌ای کویری معروف به وادی‌الشام با هوای بسیار نامطلوب، 15 اردوگاه بود. مسوول اردوگاه ما یک سرگرد زشت‌خو و بد اخلاق بود که افسران خودش هم ازش وحشت داشتن ولی بعد از امضای قطعنامه، مسوول اردوگاه عوض شد و یک سرهنگ از کردهای عراق، مسوولیت رو به عهده گرفت که فرد صالح و میانه‌رویی بود و تنها خواسته‌اش این بود که نظم و آرامش در اردوگاه برقرار باشه. »

محمد مراد وقتی به اردوگاه رمادی منتقل شد، اسمش در فهرست صلیب سرخ ثبت شد و از این زمان اجازه داشت که هر ماه، دو یا سه بار روی ورق‌های کوچکی که گوشه‌اش، نشان صلیب سرخ مهر شده بود، 5 یا 6 خط برای خانواده‌اش بنویسد و به نشانی دفتر صلیب‌سرخ کرمانشاه بفرستد تا آنها هم این نامه را به خانواده‌اش برسانند. همه این نامه‌ها، 36 سال بعد از آزادی، هنوز در همان پوشه کهنه، کنار بقیه مدارک ایام اسارت، گوشه کمد است و محمد مراد می‌گوید بعضی نامه‌ها حتی در بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس و در مجلات داخلی بنیاد شهید هم چاپ شده است . 

 « اسرایی که از طرف حزب بعث، علامت قرمز داشتن، اجازه نامه‌نگاری نداشتن یا حداکثر سالی یک بار می‌تونستن برای خانواده‌شون نامه بنویسن. من علامت قرمز نداشتم. تمام نامه‌ها رو با رمز می‌نوشتم. حتی ابعاد آسایشگاه و اردوگاه رو با رمز نوشتم. نامه‌های سیاسی، توبیخ شدید و کتک و حبس انفرادی داشت. تمام این نامه‌ها رو دارم. »

 هم اداره پست و هم اداره آموزش و پرورش، محمدمراد را به عنوان یک « آزاده» به کار گرفتند. مشکل مهم‌تر محمد مراد؛ مشکلی که حتی از کسری ودیعه مسکن هم مهم‌تر است، درصد جانبازی است؛ درصدی که 36 سال مثل چکیدن قطره‌ای از قطره‌چکان اضافه شد و حالا رسیده به 35 درصد در حالی که محمد مراد، 65 ساله است با کلی مشکلات جسمی و روانی مثل تمام اسرای ایرانی .  

« من سه بار از ناحیه پا و چشم با ترکش خمپاره مجروح شدم و به دلیل ترکش کنار چشمم، دچار مشکلات بینایی هستم. چشم راستم، چند ساله که سکته کرده و لخته خون داره و بینایی چشم راست، روز به روز ضعیف‌تر میشه. بعد از آزادی از اسارت، 10 درصد جانبازی گرفتم. اعتراض کردم و 25 درصد جانبازی دادن. اواخر دهه 1370، به ازای هر سال اسارت 2.5 درصد جانبازی اضافه شد و 35 درصد جانبازی گرفتم. این درصد باید هر سال بازنگری بشه چون با افزایش سن، مشکلات زخم‌های جانبازی اضافه میشه ولی تا امروز این درصد اصلاح نشده. اسرایی که بیش از 5 سال اسارت داشتن، هر ماه حدود 5 یا 6 میلیون تومن حق پرستاری می‌گیرن و قرار بود که این رقم به ما هم پرداخت بشه ولی متوقف شد در حالی که این رقم در زندگی ما خیلی تاثیر داره. »

صلاح، 54 ماه اسارت دارد. تمام ایام اسارت را در اردوگاه صلیب سرخ بود؛ اردوگاه رمادی 10. صلاح در سن 15‌سالگی و در عملیات والفجر 8 و در پاتک عراق اسیر شد و دوم شهریور 1369 همراه با بقیه اسیران ایرانی به وطن بازگشت. صلاح، بعد از آزادی، در دبیرستان محل‌شان ثبت نام کرد و دیپلم گرفت و در کنکور شرکت کرد و در رشته زبان انگلیسی دانشجو شد. در ایام اسارت هم چند زبان خارجی یاد گرفته بود و می‌گوید که در اردوگاه، هم اسیر بی‌سواد بود، هم سرهنگ و هم پزشک و هم معلم و هم دانشجو.‌اسارت،‌با تمام دردهایش، خوش‌ترین خاطره‌ها را در دل آزاده‌ها به جا گذاشت. از 42 هزار اسیر ایرانی، تا حالا حدود 8 هزار نفرشان از دنیا رفته‌اند. همین سی و چند هزار نفری که هنوز زنده‌اند، خالص‌ترین خنده‌هایشان، به وقتی است که با یک اسیر دیگر بنشینند به مرور جغرافیای همان سلول و آسایشگاهی که حتی نور کافی نداشت. 

 « اغلب فرزندان آزاده‌ها بیکارن. اگه آزاده‌ای دو تا بچه داره، یا یکی از بچه‌هاش یا حتی هر دو بیکارن. اغلب آزاده‌ها مشکل معیشت دارن. اگر کارگرن یا اگر ارتشی بودن، رقم مستمری ماهانه هیچ کدومشون بیشتر از 30 یا 40 میلیون تومن نیست. اگر ماده 13 قانون حمایت از آزادگان از سال 69 اجرا می‌شد و دولت، حقوق اسارت به ما می‌داد، خیلی از آزاده‌ها مجبور نبودن بلافاصله بعد از آزادی مشغول به کار بشن. می‌تونستن با همون حقوق اسارت که برای همون سال هم رقم خوبی بود، درس بخونن و باسواد و باسوادتر بشن و شغل پردرآمدتری داشته باشن ولی اجبار خرج زندگی، اغلب‌شون رو وادار کرد با کمترین سواد در نازل‌ترین شغل‌ها استخدام بشن و وقتی هم به سن بازنشستگی رسیدن، رقم مستمری، حداقل و ناچیز بود. » 

اسارت، یک الفبای مشترک داشت برای تمام آزاده‌ها. اسیر اهل لرستان و کردستان و خوزستان و مازندران و تهران و سمنان، امروز کنار هم می‌نشینند و همگی، به یک قاب مشترک خیره می‌شوند؛ قاب خاطره‌هایی که با یک قلم نوشته شد. صلاح می‌گوید حرف آزاده‌ها را هیچ کسی جز خودشان نمی‌فهمد و اصلا همین است که آزاده‌ها منزوی شدند چون  همان موقع، مردمی که اسیر نشده بودند، برگشتند سر خانه زندگی‌شان، آزاده ماند و یک چهاردیواری خالی، عین روزهای اسارت. با این فرق که روزهای اسارت، هزار تا مثل خودش شانه به شانه‌اش نشسته بودند. حالا در این چهار دیواری خالی، هیچ کسی مثل خودش نبود. و این، بزرگ‌ترین زخم سال‌های بعد از اسارت شد. 

 « توی اردوگاه، یک اسیر 20 ساله هم بود، یک اسیر 45 ساله هم بود، یک اسیر 70 ساله هم بود. اون اسیر 20 ساله، برای ما بچه‌ها حکم برادر رو داشت. به اسیر 45 ساله می‌گفتیم عمو و به اسیر 70 ساله می‌گفتیم بابابزرگ. خالص بودیم. نه غیبت داشتیم، نه حسادت. وقتی غم و غصه داشتیم، یا اون برادر حرف‌مون رو می‌شنید یا عمو دلداری‌مون می‌داد یا بابابزرگ نصیحت‌مون می‌کرد. غربت و گرسنگی اسارت رو با همین دلخوشی‌ها تحمل می‌کردیم. تمام بچه‌هایی که توی اردوگاه موصل اسیر بودن، الان دچار مشکلات بینایی شدید هستن چون اردوگاه موصل، یک قلعه بود و چشم، تا مسافتی محدود رو می‌تونست ببینه و کم سو می‌شد. تمام بچه‌هایی که توی اردوگاه رمادی بودن، الان دچار مشکلات تنفسی شدیدن چون رمادی، یک منطقه پر از گرد و غبار بود. تمام بچه‌های اسیر، مشکلات روانی دارن. همه شون با خانواده‌شون، با همسرشون، با بچه‌هاشون مشکل دارن و منزوی شدن چون هیچ کسی دیگه حوصله حرفاشون‌رو نداره. من بین بچه‌های اسیر، خوش اخلاق‌ترینم. وقتی خانومم به من میگه حرف بزن، میگم هیچ حرفی ندارم. » 

صلاح، هر ماه، چند نوبت با دوستان اسیرش می‌نشیند به حرف زدن. در این سال‌ها، بارها از این استان به آن استان رفته برای دیدار هم‌بندی‌هایش. وقتی کنار هم می‌نشینند، بار سنگین سکوت را زمین می‌گذارند. حرف‌ها، این همه سال، همه حرف‌ها، چیزی نیست جز خاطره‌های اسارت؛ خاطره‌هایی نخ‌نما شده که به یادشان می‌آورد چه شیرمردهایی بودند در آن سلول‌ها و بندهای بی‌روزنه.      غمگین هستین ؟ دلتنگ ؟ برای روزای اسارت ؟ 

 « گاهی بعضی بچه‌ها میگن کاش همون‌جا تموم می‌شدیم. روزی که از اردوگاه اومدیم بیرون، هیچی نداشتیم جز لباس تنمون و یک جلد قرآن. توی اسارت، جیبمون خالی بود و سرمون رو بالا می‌گرفتیم. الان، جیبمون خالیه و از شرم نمی‌تونیم سرمون‌رو جلوی خانواده بالا بگیریم. تعداد خیلی خیلی کمی از آزاده‌ها، وضع مالی خوبی دارن. تعداد خیلی زیادی از آزاده‌ها، بارها ازدواج کردن و جدا شدن. تعدادی از آزاده‌ها، معتاد شدن چون فکر می‌کردن از این طریق می‌تونن توی جامعه هضم بشن ولی نشدن و وضعشون خیلی بدتر شد. داستایوفسکی در کتاب قمار‌باز میگه انسان بعد از مدتی به هر وضعیتی رضایت میده. سال اول اسارت، فکر می‌کردیم دو ماه دیگه آزاد میشیم. یک سال گذشت، گفتیم چرا نمیان ما رو نجات بدن ؟ به خودمون دلخوشی می‌دادیم که سال بعد و عملیات بعد و سال بعد ما رو نجات میدن. بعضی بچه‌ها 9سال، بعضی بچه‌ها 5 سال، بعضی بچه‌ها 10 سال به خودشون امید دادن که یک روزی آزاد میشن. امسال 150 نفر از آزاده‌ها از دنیا رفتن. رفتن بدون اینکه حق شون رو بگیرن. » 

صلاح، سالی چند بار می‌رود آسایشگاه اعصاب و روان جانبازان. می‌رود که رفیق اسیرش را بستری کند. رفیقی که در اردوگاه، معروف بود به « شیر » و معروف بود به «پهلوان » و حالا اگر یک ماه رفقای هم اردوگاهی‌اش را نبیند، از شدت انزوا و سکوت، می‌زند به دریای پریشانی و صلاح، رفیقش را، همین رفیق پهلوانش را می‌برد آسایشگاه و منتظر می‌ماند تا چند آمپول بی‌حس‌کننده به پهلوان تزریق کنند و آن وقت، برمی‌گردد خانه. این ساعت‌های انتظار در محوطه آسایشگاه، تماشای مردان رزم، آرپی‌جی‌زن‌ها و خمپاره‌اندازها و مسلسل به دست‌ها و خلبان‌هایی که کنج آسایشگاه نشسته‌اند و مفید‌ترین فعالیت‌شان در یک شبانه‌روز، چند قدم از این طرف به آن طرف رفتن در حیاط آسایشگاه است، اینها به یاد صلاح می‌آورد که چقدر تنهاست؛ مثل بقیه رفقای آزاده‌اش. 

 « توی آسایشگاه، یک خلبان هست. همون جا زندگی می‌کنه. از پزشک آسایشگاه پرسیدم این چرا اینجاست ؟ گفت خانواده‌اش حوصله‌اش رو ندارن. حقوقش رو می‌گیرن و خودش رو هم آوردن اینجا. گاهی وقتی اسیری فوت می‌کنه، میرم سر مزارش، می‌بینم چه خلوته، یکی دو نفر میان برای تشییع جنازه‌اش. و بدجور دلم می‌شکنه. مرگ، نوبتیه. ما هم توی نوبتیم. گاهی بعضی از رفقای اسیر ما، نوبت رو رعایت نمی‌کنن و زودتر میرن. » 

در طول جنگ 8 ساله ایران و عراق، بیش از 42 هزار رزمنده ایرانی، اسیر و به اردوگاه‌های عراق منتقل شدند و در این مدت، 28 اردوگاه در استان‌های الانبار، نینوا، صلاح‌الدین، دیالی و بغداد عراق احداث شد. 20 اردوگاه، تحت پوشش کمیته بین‌المللی صلیب سرخ بود و حدود 20 هزار اسیر در این اردوگاه‌ها بودند که کد شناسایی و اسارت می‌گرفتند و این اردوگاه‌ها توسط بازرسان صلیب سرخ بازدید می‌شد ولی حدود 8 اردوگاه، در فهرست صلیب سرخ نبود و به نام اردوگاه مفقودین شناخته می‌شد و بیش از 20 هزار رزمنده اسیر در این اردوگاه‌ها، تا سال‌ها، بی‌نام و نشان بودند و هیچ کس از زنده بودنشان اطلاعی نداشت. ممنوعیت دسترسی نمایندگان صلیب سرخ به اردوگاه‌های مفقودین، بارها در مجامع بین‌المللی مورد اعتراض قرار گرفت ولی این اعتراضات تاثیری در تغییر وضعیت اسرای مفقود نداشت. صلیب سرخ جهانی، سال‌ها بعد از پایان جنگ 8‌ساله ایران و عراق، اعلام کرد که تا مرداد 1369، نمایندگان این نهاد بشردوستانه فقط موفق به ثبت نام 20 هزار اسیر ایرانی شده بودند در حالی که حزب بعث عراق، از دسترسی ایشان به 20 هزار اسیر مفقود جلوگیری کرده بود. در طول 8‌سال جنگ ایران و عراق، بیش از 60 ماده از کنوانسیون‌های اول، دوم، سوم و چهارم ژنو درباره حقوق اسرای جنگی، هم در اردوگاه‌های صلیب‌سرخ و هم در اردوگاه‌های مفقودین توسط حزب بعث عراق نقض شد. اعدام تعداد زیادی از رزمندگان در اولین لحظه‌های پس از اسارت، محرومیت از مراقبت‌های اولیه پزشکی، محرومیت از آب و غذای کافی، محرومیت از دسترسی به سرویس بهداشتی، ضرب و شتم، اسارت پزشکان و پرستاران و بهیاران و امدادگران هلال احمر، ایجاد اردوگاه‌های مفقودین و جلوگیری از بازدید صلیب سرخ از این اردوگاه‌ها، انتقال اسرا با کامیون‌های روباز در شهرهای شلوغ و واداشتن عراقی‌ها به پرتاب سنگ به سمت اسرای ایرانی با هدف توهین و تحقیر، حبس‌های تنبیهی طولانی‌مدت، واداشتن درجه‌داران اسیر به بیگاری، جلوگیری از تماس اسرای ایرانی با نمایندگان کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و تهدید و تنبیه فردی و جمعی بابت هرگونه اعتراض و اعلام مشکلات اردوگاه‌ها، شرایط غیر بهداشتی و غیر استاندارد آسایشگاه‌ها، جلوگیری از هواخوری و کاهش جیره غذایی اسرا به عنوان تنبیه، از جمله موارد نقض کنوانسیون‌های ژنو در طول اسارت رزمندگان ایرانی در اردوگاه‌های صلیب سرخ یا مفقودین عراق بود. 

این شرایط، در همان زمان اسارت، آسیب‌های جسمی و روانی متعددی برای اسرای ایرانی ایجاد کرد. از ابتدای دهه 1370 و چند ماه بعد از بازگشت اسرای ایرانی به کشور، گروه‌های روانپزشکی و طب رزم، تحقیقات گسترده‌ای بر سلامت جسمی و روانی اسرای ایرانی را آغاز کردند و نتایج این تحقیقات که تا نیمه دهه 1390 هم ادامه داشت تایید می‌کرد که آزادگان، علاوه بر آسیب‌های روانی ناشی از جراحات شدید و قطع عضو و مسمومیت شیمیایی و مواجهه با موج انفجار و مشاهده شهادت و مجروحیت همرزمان‌شان، در دوران اسارت هم دچار آسیب‌های روانی متعددی شده‌اند. نتایج این تحقیقات نشان می‌داد که اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) اختلال خلقی، اسکیزوفرنی، اختلال اضطرابی، صرع، افسردگی، پرخاشگری، هراس، افکار روان‌پریشی، اضطراب، بی‌حسی عاطفی، اختلالات روانی با منشأ عضوی، وسواس، حواس پرتی، فقدان علایق جنسی، جدایی از واقعیت، کناره‌گیری، فقدان عزت نفس، انزوا طلبی، اقدام به خودکشی، فوبیا، انواع آسیب‌های روانی ناشی از اسارت بود که در اسیران ایرانی شناسایی شد و تاکید بر این بود که شدت این آسیب‌ها در اسرای ایرانی، در مقایسه با جانبازان و رزمندگانی که اسیر نشده‌اند، بسیار بیشتر و شدیدتر است. روانپزشکان تاکید داشتند که شدت این آسیب‌ها، علاوه بر آنکه با مدت اسارت و اردوگاه محل اسارت و امکانات رفاهی اردوگاه و رعایت حقوق انسانی اسرا، ارتباط مستقیم دارد، برای اسرایی که در دوره اسارت، تحت شکنجه و تنبیهات بدنی و روانی بوده یا شاهد شکنجه و تنبیهات بدنی و روانی هم‌بندهای خود بوده‌اند، و همچنین برای اسرایی که گرسنگی و تشنگی و محرومیت‌های تنبیهی را متحمل شده یا شاهد این تنبیه برای هم بندهای خود بوده‌اند، بسیار شدیدتر است . رنج آزادگان، تمام نشد

42 هزار اسیر ایرانی، فکر می‌کردند بعد از پایان اسارت، مشکلات تمام می‌شود و این همه رزمنده که بهترین لحظه‌های نوجوانی و جوانی‌شان را در سلول‌های تنگ اسارت از دست دادند، روی خوش زندگی را در وطن خواهند دید. این رویایی بود که از همان روزهای اول آزادی باطل شد وقتی سراغ از اجرای قانون حمایت از آزادگان گرفتند و معلوم شد که این قانون، فقط جمله‌هایی است روی کاغذ و منبعی برای اجرا ندارد. مهم‌ترین بند این قانون، ماده 13 بود؛ طبق ماده 13 قانون حمایت از آزادگان که 4 آذر 1368 (۹ ماه پیش از بازگشت اسرای ایرانی) در مجلس تصویب شده بود، هر اسیری که به کشور برگشت، فارغ از اینکه چه سنی دارد و شاغل یا محصل است، باید با احتساب دو برابر مدت اسارت، رقمی به عنوان حقوق اشتغال دریافت می‌کرد. (ماده ۱۳ قانون حمایت از آزادگان - مصوب ۴ آذر ۱۳۶۸: «مدت اسارت برای عموم آزادگان اعم از اینکه قبل از اسارت در دستگاه‌ها شاغل بوده یا پس از اسارت شاغل شوند با تمایل آنان به ازای هر یک سال اسارت 2سال به عنوان سابقه خدمت رسمی و مرتبط تلقی می‌گردد و از هر لحاظ مورد محاسبه قرار خواهد گرفت و دستگاه ذی‌نفع موظف است کسورات بازنشستگی را در قانون بودجه سال بعد پیش‌بینی و به‌صندوق‌های بازنشستگی ذی‌ربط پرداخت نماید. ») 

سال‌ها گذشت، ماده 13 قانون برای هزاران نفر  از آزادگان اجرا نشد و اسرای ایرانی، درگیر با مشکلات معیشتی و چشم‌انتظار اجرای قانون بودند. از سال ۱۳۸۸ اعتراضات به اجرا نشدن قانون شروع شد. جمعی از آزادگان به نمایندگی از هم‌بندها و همرزمان خود، به دیوان عدالت اداری و محوطه مجلس و نهاد ریاست‌جمهوری رفتند تا حق‌شان را یادآوری کنند. 7 بار تجمع اعتراضی به مدت 2‌سال در مقابل مجلس و نهاد ریاست‌جمهوری، درگیری معترضان با  نیروی انتظامی، و بالاخره انسداد ۴‌ساعته مسیر حرکت رییس دولت دهم در هنگام ورود به مجلس و درگیری با نیروهای امنیتی و محافظان رییس‌جمهور، دولت را وادار کرد که بعد از 22‌سال، اجرای قانون را بپذیرد و رقم 600 هزار تومان به عنوان مبنای محاسبه حقوق اسارت ، برای هزاران  رزمنده اسیر تعیین کند.  آغاز پرداخت همین رقم سه سال طول کشید و مهر 1393 وقتی اولین واریزی حقوق اسارت   شروع شد، 600 هزار تومان،  معادل حقوق ماهانه مصوب وزارت کار بود. اخبار مرتبط دست و دلبازی صدام برای اسرای ایرانی؛ هدیه دیکتاتور عراق به آزادگان چه بود؟ روایتی از آخرین روزهای اسارت در اردوگاه



۳ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

توصیه مقامات امنیتی اسرائیل به کاهش تنش با ترکیه

به گزارش برنا، شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی گزارش داد که مقامات امنیتی این رژیم بر لزوم کاهش تنش با ترکیه و پرهیز از گشودن جبهه‌ای دیگر تأکید کرده‌اند. این توصیه در پی حمله رژیم اشغالگر به یک فرودگاه نظامی در سوریه مطرح شده است.

این شبکه افزود که رژیم صهیونیستی به ایالات متحده اطلاع داده است که ترکیه در تلاش برای استقرار سامانه‌های پدافند هوایی و نیرو‌های زمینی در پایگاه فرودگاه «ابوالظهور» سوریه است.

در مقابل، وزارت دفاع ترکیه با قاطعیت وجود هرگونه نیرو یا هیئت نظامی وابسته به خود در پایگاه هوایی سوریه را که اخیراً هدف حملات اسرائیل قرار گرفته، تکذیب کرد. این وزارتخانه تأکید کرد که این حملات اسرائیل، نقض آشکار حاکمیت سوریه و اقدامی با هدف بی‌ثبات کردن منطقه است.

زکی آکتورک، سخنگوی وزارت دفاع ترکیه در یک کنفرانس مطبوعاتی گزارش‌ها مبنی بر حضور نظامی ترکیه در محل مورد هدف را نادرست خواند.

آکتورک گفت: «پیش از حملات اسرائیل یا در حین آن، هیچ هیئت نظامی ترکیه‌ای در پایگاه هوایی سوریه حضور نداشته است». وی تأکید کرد: «هیچ سرباز ترکیه‌ای در این پایگاه نظامی وجود ندارد.»

اخیرا نیروی هوایی رژیم اشغالگر با انجام حملاتی، پایگاه هوایی ابوالظهور در حومه جنوبی ادلب در سوریه را هدف قرار داد. این پایگاه از موقعیت استراتژیک برخوردار است و هدف قرار دادن آن در چارچوب سلسله نقض‌های حاکمیت سوریه توسط اسرائیل انجام می‌گیرد؛ اقدامی که به گفته ناظران، هدف آن گسترش دامنه تنش در منطقه و ضربه زدن به هرگونه تلاش برای بازگرداندن ثبات یا تقویت حضور مورد حمایت آنکارا در عمق خاک سوریه است.

انتهای پیام/


۴ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

مادربزرگ «هند رجب» با رد تحقیقات اسرائیل درباره شهادت وی، خواستار تحقیقات بین‌المللی شد

به گزارش برنا و به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین، این موضع مادربزرگ هند رجب پس از آن اتخاذ شد که ارتش رژیم صهیونیستی پیشتر در روز چهارشنبه اذعان کرده بود که نظامیان در ژانویه ۲۰۲۴ به خودرویی که هند رجب و خانواده‌اش را در غزه حمل می‌کرد، شلیک کرده‌اند.

ارتش رژیم صهیونیستی همچنین اعلام کرد که تحقیقات جنایی داخلی را درباره مرگ هند رجب و همچنین کشته شدن ۱۵ نفر از کارکنان اورژانس و امداد در رفح در مارس ۲۰۲۵ آغاز کرده است.

در همین حال مادربزرگ این کودک فلسطینی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری آناتولی اظهار داشت که خانواده به تحقیقات اسرائیل و دادگاه این رژیم اعتماد ندارد.

او شهادت نوه‌اش و اعضای خانواده‌اش را نتیجه حمله عمدی به خودروی غیرنظامی آنها دانست که حامل تعدادی کودک بود.

مادربزرگ هند رجب جزئیات ساعات پایانی زندگی این کودک فلسطینی را بازگو کرد و افزود: «این کودک به همراه عمویش، همسر او و فرزندانشان در خودرویی بودند. خانواده به دلیل بمباران و درگیری‌ها مجبور به ترک منطقه شده بودند که خودروی آنها نزدیک ایستگاه فارس در شهر غزه مورد تیراندازی قرار گرفت.»

وی گفت که «لیان، دخترعموی هند که در خودرو بود، ساعت‌ها از طریق تلفن از خانواده کمک می‌خواست تا اینکه ارتباطش قطع شد. خانواده بعدا" توانست با هند تماس بگیرد که او به آنها اطلاع داد هنوز زنده است.»

مادربزرگ هند رجب توضیح داد که «خانواده ساعت‌ها با هند در تماس بودند و با هلال احمر فلسطین هماهنگ کردند تا تیمی از امدادگران را به سوی او بفرستند.»

او اشاره کرد که «ارتباط در حین تلاش امدادگران برای رسیدن به محل او قطع شد و خانواده از اتفاقی که بعداً افتاد بی‌خبر ماندند، پس از عقب‌نشینی نظامیان رژیم اسرائیل از منطقه، خانواده خودرو را پیدا کردند و طبق روایت آنها، مشخص شد که تمام سرنشینان آن، از جمله هند رجب، شهید شده‌اند.

مادربزرگ هند رجب از کشور‌ها و نهاد‌های بین‌المللی خواستار انجام تحقیقات مستقل درباره شرایط شهادت هند، اعضای خانواده‌اش و امداد گرانی شد که سعی کردند به او برسند.

او تاکید کرد که «خواسته خانواده تنها به پاسخگویی مسئولان مرگ هند محدود نمی‌شود، بلکه شامل تحقیق درباره کشته شدن کودکان فلسطینی و جنایاتی است که در طول جنگ نسل‌کشی در نوار غزه رخ داده است.»

مادربزرگ هند رجب با بیان اینکه «ما تنها به نام هند به عنوان یک کودک در غزه مطالبه نمی‌کنیم، بلکه به نام همه کودکان شهید خود در غزه خواهانیم»، خواستار تحقیقات جامع در مورد جنایات انجام شده علیه فلسطینیان و پاسخگویی مسئولین آنها شد.

موسسه هند رجب نیز روز چهارشنبه در بیانیه‌ای در کارایی تحقیقات ارتش رژیم صهیونیستی تردید وارد کرد و آن را گامی واقعی در جهت عدالت ندانست.

این موسسه اعلام کرد که این تحقیقات، حتی اگر واقعا انجام شوند، نباید گامی واقعی در جهت تحقق عدالت تلقی شوند.

گشایش تحقیقات رژیم صهیونیستی بیش از ۲ سال پس از شهادت هند رجب و اعضای خانواده‌اش صورت می‌گیرد، در حالی که خانواده او خواستار تحقیقات مستقل بین‌المللی هستند و معتقدند که تحقیقات رژیم اسرائیل از دیدگاه آنها نمی‌تواند عدالتی را که مطالبه می‌کنند، فراهم آورد.

پرونده هند رجب پس از انتشار یک فایل صوتی از آخرین تماس او با هلال احمر فلسطین برای درخواست کمک، خشم گسترده بین‌المللی را برانگیخته بود.

انتهای پیام/


۵ ساعت قبل / سایت تابناک

زورآزمایی نتانیاهو با اردوغان؛ حمله اسرائیل به سوریه، ترکیه را پس از پیمان مکه سنجید

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «میدل ایست آی» در مقاله‌ای نوشته است:

ترکیه سعی کرده است حملات روز سه شنبه اسرائیل به پایگاه هوایی نظامی ابو الظهور در شمال سوریه، در فاصله حدود ۷۰ کیلومتری مرز ترکیه، را کمرنگ جلوه دهد و آنها را یک مانور انتخاباتی از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تلقی کند.

نتانیاهو اخیراً در مواد تبلیغاتی کارزار انتخاباتی خود، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، و زهران ممدانی، شهردار نیویورک، را به عنوان دشمنان اسرائیل به تصویر کشیده است.

با این حال، این حمله که بلافاصله پس از امضای پیمان دفاعی مکه بین ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان انجام شد، نشان می‌دهد که اسرائیل ممکن است به دنبال تضعیف اعتبار آنکارا به عنوان متحدی در سوریه باشد.

دولت سوریه این حمله را محکوم کرد و گفت که بامداد روز سه شنبه هشت راکت به باند فرود این پایگاه هوایی غیرفعال اصابت کرده است.

مقامات ناشناس اسرائیلی در ابتدا توضیحات متناقضی ارائه دادند و ابتدا احمد الشرع، رئیس جمهور سوریه را به حمایت از نیرو‌های نیابتی متهم کردند تا اینکه روایت رسمی تغییر کرد.

دفتر نخست وزیر اسرائیل در بیانیه‌ای اعلام کرد که اسرائیل و سوریه بر سر حفظ وضعیت امنیتی موجود توافق کرده بودند، «که سوریه در آستانه نقض آن بود با اجازه دادن به استقرار نیرو‌های ترکیه در یک پایگاه هوایی در نزدیکی حلب».

گزارش‌ها حاکی از آن بود که این حملات در زمانی رخ داده است که ترکیه خود را برای تصرف این پایگاه آماده می‌کرد و اندکی پس از خروج یک هیئت رسمی ترک از این مکان انجام شده است.

با این حال، مقامات سوری به خبرگزاری میدل ایست آی گفتند که یک تیم فنی ترکیه مأمور تعمیر باند فرود و برج مراقبت بوده است و هیچ حضور نظامی در این پایگاه وجود نداشته است.

یکی از مقامات گفت: «آخرین تیمی که مأمور بازسازی پایگاه بود، دو روز قبل از آن در آنجا حضور داشت.»

مقامات افزودند که ترکیه به ارتش سوریه در ساخت پایگاه‌هایی در سراسر کشور کمک کرده است، بدون آنکه برنامه‌های مشخصی متوجه اسرائیل باشد. به گفته آنها، آنکارا می‌خواهد ارتشی قوی در سوریه بازسازی کند که قادر به دفاع از کشور باشد.

یکی از مقامات افزود: «ترکیه کنترل همه پایگاه‌ها را به دست نمی‌گیرد.»

در واقع، آنکارا بسیاری از پاسگاه‌های نظامی کوچکتر را در شمال سوریه تعطیل کرده و در حال حاضر چندین پایگاه مستقر در این منطقه را اداره میکند.

حضور احتمالی ترکیه در ابو الظهور توازن هوایی را تغییر نخواهد داد، همانطور که برخی از مقامات اسرائیلی ادعا کرده‌اند، زیرا این پایگاه در حال حاضر بسیار نزدیک به مرز ترکیه است.

مقامات ترکیه‌ای گفتند که اسرائیل از خط تماس مستقیمی که سال گذشته بین دو کشور برای جلوگیری از حوادث نظامی ایجاد شده بود، استفاده نکرده است و این امر خطر تشدید تنش را افزایش میدهد.

توماس باراک، فرستاده آمریکا در امور ترکیه و سوریه، به یک رسانه اسرائیلی گفت که این حملات «خطر واقعی تشدید سریع به یک درگیری نظامی مستقیم بین اسرائیل و ترکیه و همچنین سوریه را به همراه داشت».

باراک روز چهارشنبه گفت: «نیرو‌های ترکیه از حرکت هواپیما‌های اسرائیلی به سمت آن پایگاه خاص سوریه و همچنین هدف مورد نظر آنها مطلع نبودند و بنابراین به طور بالقوه ممکن بود تمایل پیدا کنند که جنگنده‌های خود را به پرواز درآورند، به این باور که خودشان مورد حمله قرار گرفته‌اند.»

«بازی با آتش»

از نظر برخی، این حمله کاملاً با کارزار گسترده‌تر اسرائیل همخوانی داشت. داده‌های رویداد گردآوری شده از گزارش‌های تلگرام و رویداد‌های کدگذاری شده مستقل از پروژه داده‌های مکان و رویداد‌های درگیری مسلحانه (ACLED) شامل ۱٬۷۲۲ رکورد تأیید شده و بدون تکراری بین ژانویه ۲۰۲۵ و ۱۸ اوت ۲۰۲۶ است که نشان میدهد این کارزار از زمان سقوط دولت بشار اسد کاهش نیافته است.

مقامات ترکیه‌ای از طریق دفتر ارتباطات ریاست جمهوری ترکیه به پیام‌های اسرائیل پاسخ دادند و گفتند که نتانیاهو قصد دارد «پیش از انتخابات اسرائیل» به سیاست‌های توسعه طلبانه و بی ثبات کننده منطقه‌ای خود ادامه دهد.

باراک در دو مصاحبه جداگانه گفت که باید یک سازوکار جدید برای کاهش تنش شامل سوریه، اسرائیل و ترکیه فعال شود.

با این حال، عدم استفاده اسرائیل از خط تماس مستقیم نظامی موجود نشان میدهد که این (رژیم) به جای اقدام محتاطانه، به دنبال تحریک ترکیه بوده است.

یکی از مقامات ترکیه‌ای که به شرط فاش نشدن نامش صحبت کرد، گفت: «واضح است که آنها می‌خواستند آنکارا را بترسانند. آنها با آتش بازی می‌کنند.»

یک منبع ترکیه‌ای آشنا با وضعیت آمادگی عملیاتی نیرو‌های مسلح ترکیه گفت که آنکارا دارای قابلیت‌های راداری است که میتواند فعالیت‌های هوایی اسرائیل را تا منطقه اردن رصد کند و از این حملات غافلگیر نشده است. این منبع گمانه زنی کرد که ممکن است مقامات آمریکایی نیز ترکیه را از حمله قریب الوقوع آگاه کرده باشند.

پیامی به اردوغان

دو ناظر آنکارایی با ارتباط با دولت ترکیه که به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، گفتند که به اعتقاد آنها این حملات نه تنها به عنوان یک مانور انتخاباتی، بلکه برای تضعیف اعتبار حمایت ترکیه از سوریه طراحی شده است.

یکی از این ناظران گفت: «پیمان مکه با پاکستان و عربستان سعودی، که اسرائیل آن را به عنوان یک محور جدید سنی معرفی کرده است، نتانیاهو را در داخل کشور در موقعیت دشواری قرار داده است.»

«اساساً اسرائیل میگوید: ما به معماری امنیتی جدیدی که ترکیه در حال ساخت آن است، اهمیت نمیدهیم و هر جا و هر زمان که بخواهیم به حملات خود ادامه خواهیم داد.»

این ناظر افزود که اسرائیل همچنین در حال آزمایش دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا است که از دولت الشرع حمایت کرده است. ترامپ اوایل این هفته از پیمان مکه استقبال کرده بود.

ناظر دوم گفت که اسرائیل اکنون رسماً تأیید کرده است که حضور ترکیه در سوریه را یک تهدید میداند.

این ناظر هشدار داد: «اسرائیل ممکن است انتخابات داشته باشد، اما ترکیه نیز در سال ۲۰۲۸ انتخابات دارد. این تنش‌ها میتوانند عمیق‌تر شوند و به تکرار حادثه سال ۲۰۱۵ منجر شوند که در آن آنکارا یک جنگنده روسی را سرنگون کرد.»

وی افزود که این حمله همچنین میتوانست تلاشی برای ارسال یک پیام مستقیم به اردوغان باشد.

در آخر هفته گذشته، اردوغان فاش کرد که قصد دارد اواخر امسال از دمشق بازدید کند – اولین سفر او از زمان سقوط اسد.

این ناظر گفت: «این روشی است برای گفتن به اردوغان که آنها اجازه نخواهند داد او در سوریه احساس راحتی کند.»




 مهدی طارمی در تیم فرهاد مجیدی
۳ ساعت قبل / روزنامه هفت صبح

مهدی طارمی در تیم فرهاد مجیدی

مهدی طارمی دیگر جایی در فوتبال اروپا ندارد و گویا تنها چاره اش حضور در لیگ امارات است!

 حمله تند الازهر به اسرائیل و انتقاد از ناتوانی جامعه جهانی
۱ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

حمله تند الازهر به اسرائیل و انتقاد از ناتوانی جامعه جهانی

الازهر مصر اقدام رژیم اشغالگر برای آغاز روند مناقصه جهت ساخت حدود ۱۲۰۰ واحد شهرک‌سازی در منطقه موسوم به «E1» در شرق قدس در کرانه باختری اشغالی را محکوم کرد.

 رد درخواست تراکتور؛ بازی با پرسپولیس بدون تماشاگر است
۲ ساعت قبل / سایت فوتبالی

رد درخواست تراکتور؛ بازی با پرسپولیس بدون تماشاگر است

پایگاه خبری فوتبالی- علیرغم اصرار باشگاه تراکتور برای حضور هواداران در بازی با پرسپولیس به نظر می‌رسد این بازی بدون حضور تماشاگران برگزار خواهد شد.به گزارش فوتبالی، بازی‌های هفته سوم لیگ برتر ایران طی روزهای یکشبه و دوشنبه هفته آینده برگزار خواهد شد. بازی‌های استقلال با سپاهان و تراکتور با پرسپولیس حساس‌ترین بازی‌های این هفته هستند.طبق رای کمیته انضباطی که فصل گذشته صادر شد بازی‌های رودرروی تراکتور و پرسپولیس در لیگ و بیست و پنجم و لیگ بیست و ششم باید بدون تماشاگر برگزار شود.فصل گذشته بازی رفت د ...,پرسپولیس,تراکتور,لیگ برتر ایران,حجت الله بهمنی,پیشنهاد سردبیر

 سازمان لیگ: دیدار تراکتور و پرسپولیس بدون تماشاگر برگزار می‌شود
۴ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

سازمان لیگ: دیدار تراکتور و پرسپولیس بدون تماشاگر برگزار می‌شود

دیدار دو تیم تراکتور تبریز و پرسپولیس در هفته سوم لیگ برتر بدون تماشاگر است.

 نقد فیلم The Last House؛ اجرای متقاعدکننده واگنر مورا و گرتا لی در تریلری خفقان‌آور
۳ ساعت قبل / سایت سلام سینما

نقد فیلم The Last House؛ اجرای متقاعدکننده واگنر مورا و گرتا لی در تریلری خفقان‌آور

خاطرات شما از قرنطینه دوران همه‌گیری کرونا در برابر سناریوی آخرالزمانی «آخرین خانه» رنگ می‌بازد؛ فیلمی از لویی لتریه که به لطف فضای سنگین و نمور خود تا حد زیادی موفق است، هرچند اتفاقاتش همیشه منطقی به نظر نمی‌رسند.

 جای زخم ۱۸متری ایلان ماسک بر چهره ماه
۳ ساعت قبل / سایت تابناک

جای زخم ۱۸متری ایلان ماسک بر چهره ماه

برخورد بقایای موشک فالکون ۹ متعلق به شرکت فضایی ایلان ماسک، با سطح ماه، دهانه‌ای ۱۸ متری بر جای گذاشت.