قیمت طلا امروز




 سایت رکنا / ۲ ساعت قبل

خواب دختر 11 ساله، داماد قاتل را از مرگ نجات داد

حوادث رکنا: زوج میانسال بعد از 4 سال به حرمت میلاد پیامبر و خواب عجیبی که دیده بودند، از قصاص دامادشان گذشتند.
 خواب دختر 11 ساله، داماد قاتل را از مرگ نجات داد

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

به گزارش رکنا، اواخر آبان سال 1401 مردی همسرش را در خانه خفه کرد و 24 ساعت بالای سرش نشسته و گریه می‌کرد. وقتی موضوع به پلیس اعلام شد، مرد 30 ساله گفت: «در سه سالی که با همسرم زندگی می‌‌کردم، هیچ مشکلی نداشتیم. مشکلاتمان از زمانی شروع شد که بیکار و خانه‌نشین شدم. همسرم مدام مرا سرزنش و سر هر موضوعی با من دعوا می‌‌کرد. روز حادثه هم دوباره دعوایمان شد. من که خودم  خیلی ناراحت و عصبانی بودم، از کوره در رفتم و دستم را روی دهانش گذاشتم تا ساکت شود اما دیگر نفس نکشید.

من عشقم را کشته بودم و 24 ساعت بالای سر او عزاداری کردم و درنهایت هم با پلیس تماس گرفتم. من واقعاً نمی‌خواستم همسرم را به قتل برسانم.» با درخواست پدر و مادر مقتول، وی به قصاص محکوم شد. در حالی که قرار بود هفته آینده حکم قصاص او اجرا شود، ناگهان پدر و مادر مقتول به همراه خواهر 11‌ساله‌اش، وارد شعبه اجرای احکام شدند.

اولیای دم تفاضل دیه را پرداخت کرده بودند و قاضی اجرای احکام تصور می‌‌کرد که آنها برای اطمینان از اجرای حکم به آنجا آمده‌اند. اما مادر مقتول گفت: «آمده‌ام تا قاتل دخترم را ببخشم. در تمام مدتی که اصرار به قصاص قاتل دخترم داشتم، حسی عجیبی داشتم و مدام با خودم می‌‌گفتم نکند من حکم را اجرا کنم و آرام نشوم. امیر در سه سالی که داماد ما بود، هیچ بدی به ما نکرده بود و ما خاطره خوبی از او داشتیم. می‌‌ترسیدم که بعد از اجرای حکم پشیمان شوم.»

او ادامه داد: «دیشب دختر خردسالم مرا از خواب بیدار کرد و گفت خواب عجیبی دیده است.»

زن میانسال با اشاره به دخترش از او خواست تا خواب را تعریف کند. دختر 11 ساله گفت: «خواب دیدم در مسجدالنبی هستم و خواهرم در حال پخش کردن غذاست. خیلی خوشحال و آرام بود و به من غذایی تعارف کرد و گفت به مامان بگو برای چه می‌‌خواهد خودش را درگیر عذاب وجدان کند. من که حالم خوب است، اجازه بده که حال امیر هم خوب شود.»

زن میانسال ادامه داد: «زمانی که دخترم خواب را برایم تعریف کرد، دیگر خواب به چشمم نیامد و همسرم که از ماجرا باخبر شد، به من گفت باید امیر را ببخشیم. دخترم می‌‌گفت خوابی که دیده شبیه واقعیت بوده و من نمی‌توانم خواب را نادیده بگیرم و می‌‌خواهم که دامادم را به حرمت پیامبر اکرم(ص) ببخشم.» …





دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ - 31 August 2026