قیمت طلا امروز




 سایت رکنا / ۳۹ ساعت قبل

کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» به کوشش منوچهر اکبرلو منتشر می‌ شود

رکنا: بیستمین جشنواره بین‌ المللی تئاتر مقاومت در راستای تقویت منابع پژوهشی و دراماتیک، کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» به کوشش منوچهر اکبرلو را با همکاری انتشارات روایت فتح منتشر می‌کند.
 کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» به کوشش منوچهر اکبرلو منتشر می‌ شود

به گزارش رکنا به نقل از ستاد خبری، کتاب «۲۵۵ روایت از جنگ رمضان و مقاومت» به همت بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر مقاومت به کوشش منوچهر اکبرلو با همکاری انتشارات روایت فتح منتشر خواهد شد.

این کتاب که فرآیند تولید آن از اردیبهشت  آغاز شده و تا مردادماه ادامه داشته است با همراهی شهرام بزرگی، مرجان سمندری، هلیا اکبرلو و احسان مجیدی به رشته تحریر درآمده و به‌زودی از آن رونمایی می‌شود.

این اثر متشکل از روایت‌های حقیقی و مستندی است که با هدف الهام‌بخشی به نویسندگان و اقتباس از دل واقعیات جنگ رمضان تدوین شده است و به عنوان یکی از منابع پژوهشی بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر مقاومت با رویکردی کاربردی در اختیار هنرمندان و نویسندگان این حوزه قرار خواهد گرفت.

بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر مقاومت با شعار «ایران، صحنه جاودان مقاومت» به دبیری محمد کاظم‌تبار و توسط انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح، از نیمه دوم سال ۱۴۰۴ آغاز شده است و تا پاییز ۱۴۰۵ در سراسر کشور ادامه خواهد داشت. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1240372

اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: این 5 زن و دختر بازارهای مشهد را به هم می ریختند + فیلم مشاهده خبر خبر ویژه روایت زندگی و زمانه‌ محمدرضا نعمت‌زاده در صنعت و سیاست ایران کتاب زندگینامه شهید امیر سپهبد موسوی رونمایی می‌ شود



۷ ساعت قبل / سایت عصرایران

توقف شبکه کتاب؛ ضعف مدیریت یا اهمال‌کاری وزارت ارشاد؟

خبر توقف فعالیت شبکه تلویزیونی کتاب، هرچند در میان انبوه اخبار پرسروصدای این روزها شاید کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر و ریشه‌دارتر دارد. بحرانی که سال‌هاست دامن‌گیر جایگاه کتاب در نظام رسانه‌ای و فرهنگی کشور بوده است. 

وبسایتی که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکوت کرده و آخرین ردپای فعالیتش به ایام نمایشگاه کتاب در خرداد بازمی‌گردد. 

در کشوری که آمار مطالعه در آن سال‌هاست نزولی گزارش می‌شود و ناشران و نویسندگان از رکود بازار نشر می‌نالند، وجود پلتفرمی که بتواند اخبار و محتوای این حوزه را به‌صورت مستمر و حرفه‌ای پوشش دهد، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت زیرساختی است. 

رسانه‌های عمومی و پرمخاطب، به دلایل مختلف، فرصت و انگیزه کافی برای پرداختن عمیق به مسائل نشر و کتاب را ندارند و همین خلأ است که باید با رسانه‌های تخصصی پر شود. تعطیلی چنین پلتفرمی، به معنای از دست رفتن یکی از معدود کانال‌های اطلاع‌رسانی تخصصی در این حوزه است؛ کانالی که شاید مخاطب انبوه نداشت، اما برای جامعه کوچک اما تأثیرگذار اهل کتاب و نشر، منبعی ضروری به شمار می‌رفت.

زاویه دوم، تناقض میان شعارهای مکرر درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی از یک سو، و بی‌مهری مدیریتی به نهادها و پلتفرم‌هایی که دقیقاً برای همین هدف شکل گرفته‌اند. 

تجربه برنامه‌ای مانند کتاب‌باز نیز نشان داد که حتی در دل تلویزیون، آن رسانه‌ای که در رقابت با فضای مجازی بارها به حاشیه رانده شده، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای ترویج کتابخوانی وجود دارد. 

اما وقتی از دل همین گفتمان کتاب‌محور، پلتفرمی مثل شبکه کتاب که به‌طور مشخص برای این منظور طراحی شده بود، بی‌سروصدا تعطیل می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا شعارهای مربوط به کتاب و کتابخوانی، پشتوانه عملی و بودجه‌ای پایداری دارند یا صرفاً در حد سخن باقی می‌مانند.

این گزاره که ارزش چیپس و پفک در صدا و سیما همچنان بیش از کتاب است، هرچند تلخ و گزنده است، اما توصیفی دقیق از واقعیت موجود به دست می‌دهد. 

کتاب در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی نه به عنوان محتوایی جدی و اثرگذار، بلکه به عنوان دکوری در پس‌زمینه یا جایزه‌ای تشریفاتی در پایان مسابقات ظاهر می‌شود، چیزی شبیه به یک نماد فرهنگی تزئینی، نه یک اولویت واقعی. 

در چنین فضایی و رقابت نابرابر تلویزیون با سایر رسانه‌ها، شاید وجود یک شبکه تلویزیونی قدرتمند در حوزه کتاب می‌توانست این پیش‌فرض را اصلاح کند اما ظاهرا مدیریت ضعیف و نبود برنامه راهبردی همین کورسوی امید را هم خاموش کرد‌.  

زاویه چهارم و شاید مهم‌ترین جنبه ماجرا، پیامدهای بلندمدت این‌گونه تعطیلی‌هاست. وقتی یک نهاد رسانه‌ای تخصصی، هرچند کوچک، بی‌سروصدا از کار می‌افتد، پیام ضمنی آن به جامعه فرهنگی این است که سرمایه‌گذاری در چنین حوزه‌هایی، سرمایه‌گذاری پایداری نیست. 

علاوه بر این، از دست رفتن آرشیو محتوایی چنین پلتفرم‌هایی، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه مستند حوزه نشر کشور نیز هست؛ حافظه‌ای که بازسازی آن، در صورت نیاز آینده، هزینه و زمان بسیار بیشتری خواهد طلبید.

در نهایت، تعطیلی شبکه کتاب را نباید صرفاً به عنوان یک رویداد منفرد و اداری نگاه کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از یک الگوی تکرارشونده در مواجهه با نهادهای فرهنگی کوچک اما تأثیرگذار دانست. 

نهادهایی که به دلیل نداشتن مخاطب انبوه یا حامی قدرتمند، به‌سادگی در معرض حذف قرار می‌گیرند. 

اگر قرار است شعار تقویت فرهنگ کتابخوانی، صرفاً شعار نماند، لازم است نهادهایی از این دست، نه فقط حفظ، بلکه تقویت و توسعه یابند، چرا که در غیاب چنین بسترهایی، گفت‌وگوی جدی درباره کتاب و نشر، هر روز بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر آلمان؛ ۱۴ هزار مرگ و میر ناشی از گرما نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : سیاه‌پوشی حرم رضوی در سوگ شهادت امام حسن عسکری تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۱۳ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

روایت مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از خدمات اجتماعی و درمانی حسین رسایی در مشهد

به گزارش شهرآرانیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان، امروز (۲۹ مرداد ۱۴۰۵) در آیین رونمایی از کتاب «یاران راستین» با اشاره به پیشینه خانوادگی حسین رسایی افزود: دکتر حسین رسایی فرزند پدری بود که یک عمر خادم افتخاری کشیک دوم حرم مطهر امام رضا (ع) بود. خدمات اجتماعی و درمانی مرحوم رسایی

مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به نقش خانواده رسایی در فعالیت‌های اجتماعی و خیریه گفت: این خانواده و مؤسسه‌ای که مرحوم رسایی در آن فعالیت داشت، همچنان پابرجاست.

وی با اشاره به خاطرات حسین رسایی از فعالیت‌های فرهنگی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: آقای رسایی خاطرات فراوانی از حسینیه ارشاد و برنامه‌های متنوع آن، از جمله تئاتر‌های مذهبی پیش از انقلاب داشت. او همچنین از ارتباط و تعامل خود با شخصیت‌هایی همچون شهید بهشتی و شهید رجایی خاطراتی نقل می‌کرد.

نوراللهیان افزود: در سال‌های آغازین انقلاب حسین رسایی به همراه پدر و مادر گرامی و همسر خود به مشهد مأموریت یافت و به این شهر آمد و بخش مهمی از عمر خود را در این خطه سپری کرد. کار‌های بزرگی با دست، فکر و اندیشه او در استان خراسان به منصه ظهور رسید که فهرست بخشی از آنها نیز در کتاب «یاران راستین» آمده است.

وی یکی از نمونه‌های فعالیت‌های مرحوم رسایی را اقدامات درمانی و خیریه دانست و گفت: آقای رسایی در یکی از دارالشفا‌های مشهد، به عنوان عضو مؤثر هیئت امنا فعالیت داشت؛ مرکزی که در آن زمان بزرگ‌ترین مرکز دیالیز شرق ایران بود و ۴۹ دستگاه دیالیز از آلمان و کشور‌های مختلف با کمک‌های مردمی تهیه و وارد شد.

مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ادامه داد: با توجه به نیاز بیماران در شهرستان‌های مختلف، بخشی از تجهیزات موجود به شهرستان‌هایی که بیماران آنها ناچار بودند برای انجام دیالیز به مشهد مراجعه کنند، اهدا شد تا خدمات درمانی در محل زندگی بیماران نیز فراهم شود.

در ادامه حتما بخوانید کتاب «یاران راستین» گامی ارزشمند در ثبت خاطرات شفاهی است | انجام ۷۲۹ مصاحبه تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

وی در پایان، انتشار کتاب «یاران راستین» را اقدامی ارزشمند در ثبت تاریخ شفاهی و معرفی شخصیت‌های اثرگذار دانست و گفت: درباره مرحوم رسایی احساس می‌کنم اقدامی که کتابخانه ملی ایران با همت ریاست این مجموعه و دست‌اندرکارانی که در مشهد مصاحبه‌ها را انجام دادند و سپس پی‌نوشت‌ها و مطالب تکمیلی به آن افزوده شد، گام نخست و مهمی برای معرفی یک چهره مردمی و یک معلم دلسوز است.

نوراللهیان خاطرنشان کرد: این کتاب می‌تواند برای هر مخاطب، تاریخ و شناسنامه‌ای روشن و مبارک از زندگی و خدمات مرحوم حسین رسایی باشد. از همه دست‌اندرکاران تهیه و انتشار این اثر تشکر می‌کنم و امیدوارم این مسیر برای ثبت و معرفی دیگر چهره‌های اثرگذار نیز ادامه پیدا کند.


۱۳ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

بازخوانی مستند تاریخ، ضرورتی برای سیاست‌گذاری فرهنگی و آموزشی

به گزارش شهرآرانیوز، غلامرضا امیرخانی، امروز ۲۹ مردادماه در آیین رونمایی از کتاب یاران راستین در محل جهاد دانشگاهی اظهار کرد: این کتاب و آثاری از این دست صرفا یک اثر تاریخی، خاطره‌نگارانه یا پژوهشی نیستند بلکه می‌توانند برای جامعه امروز نیز درس‌آموز و راهگشا باشند.

وی با اشاره به اهمیت ثبت و بازخوانی خاطرات و تجربیات شخصیت‌های اثرگذار انقلاب اسلامی افزود: زندگی این افراد تنها متعلق به گذشته نیست و تجربه‌های آنان می‌تواند در عرصه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. زمانی که ارتباط نسل‌های امروز با این شخصیت‌ها و تجربه‌های آنان به هر دلیل کمرنگ شده است، بازسازی واقعی و مستند وقایع می‌تواند به شناخت بهتر تاریخ معاصر کمک کند.

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ادامه داد: هر گوشه‌ای از وقایع اگر به صورت واقعی، مستند و مبتنی بر حقیقت بازسازی شود، به نظر من در کامل شدن تصویر حقیقت در تاریخ معاصر بسیار مهم است. آثار خاطره‌نگارانه و پژوهش‌هایی که با تکیه بر اسناد و روایت‌های معتبر تدوین می‌شوند، می‌توانند بخش‌هایی از تاریخ را که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، روشن کنند. ضرورت پذیرش اشتباهات گذشته برای سیاست‌گذاری امروز

امیرخانی با تأکید بر ضرورت بازخوانی صادقانه تاریخ گفت: در طول سال‌ها جامعه شخصیت‌های ارزشمندی را از دست داده است که می‌توانستند نقش بسیار مثبت‌تری در سرنوشت جامعه ایفا کنند. به همین دلیل، بررسی دقیق و مستند گذشته اهمیت فراوانی دارد.

وی با اشاره به روایتی منسوب به حضرت امام خمینی (ره) درباره پذیرش اشتباهات، تصریح کرد: اگر در گذشته کار‌هایی انجام شده که اشتباه بوده است باید این شجاعت را داشته باشیم که بپذیریم چنین اشتباهاتی رخ داده است. پذیرش اشتباه، مقدمه اصلاح و جلوگیری از تکرار آن در آینده است.

در ادامه حتما بخوانید کتاب «یاران راستین» گامی ارزشمند در ثبت خاطرات شفاهی است | انجام ۷۲۹ مصاحبه تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران خاطرنشان کرد: چنین خاطرات و روایت‌هایی می‌تواند برای سیاست‌گذاری در عرصه فرهنگ و همچنین آموزش و پرورش بسیار ثمربخش باشد، زیرا تجربه‌های گذشته را در اختیار سیاست‌گذاران امروز قرار می‌دهد تا بتوانند با شناخت دقیق‌تری تصمیم‌گیری کنند.

در پایان این مراسم از کتاب یاران راستین رونمایی با حضور استاد حسین رثایی رونمایی شد.

در ادامه حتما بخوانید کتاب «یاران راستین» حاصل ۲۱ جلسه مصاحبه تاریخ شفاهی است


۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

واقعگرای پرشور

علیرضا پیروزان، دکترای مطالعات فرهنگی:  اما عظمت بالزاک فقط در انبوه آثارش نیست؛ در طرحی ا‌ست که به آثار او جان می‌دهد. «کمدی انسانی» - عنوانی که بالزاک بر مجموعه رمان‌های دنباله‌دار و داستان‌های منتشر شده خود در حد فاصل ۱۸۳۰ تا ۱۸۵۶ گذاشته بود - صرفاً مجموعه‌ای از رمان‌ها و داستان‌ها نیست؛ دنیایی‌ است که در آن شخصیت‌ها از کتابی به کتاب دیگر مهاجرت می‌کنند، جاه‌طلبی‌ها ادامه پیدا می‌کنند، شکست‌ها رسوب می‌کنند و پول همچون نیرویی بی‌چهره اما همه‌جا حاضر، به قلب روابط انسانی رخنه می‌زند.

بالزاک واقعگراست؛ اما واقعگرایی‌اش هرگز خشک و گزارش‌وار نیست. پرشور است، گاه اغراق‌آمیز، گاه آمیخته با تخیل و در عین حال چنان دقیق که هر سطرش بوی چرم، کاغذ، گرد و غبار اتاق‌ها، عطر نهان زن‌ها یا سرمای حسابگری مالی را می‌دهد. در آثار او، جامعه فقط مجموعه‌ای از آدم‌ها نیست؛ یک ماشین اخلاق‌ساز است و در عین حال یک دستگاه فرساینده. انسان در این جهان هم اراده دارد و هم گرفتار ساز و کارهایی‌ است که فراتر از اراده‌ او عمل می‌کنند. بالزاک، بی‌آنکه لازم باشد مدام واژه‌های سنگین نظری به کار ببرد، نشان می‌دهد خواستن، خریدن، صعود کردن، دوست داشتن و حتی بخشیدن، همگی در میدان نیروهایی روی می‌دهند که به‌سادگی دیده نمی‌شوند.

بالزاک نویسنده‌ تله‌هایی چون پول، جاه‌طلبی، خانواده، عشق، شهرت و زمان است. اما او فقط از تله‌ها نمی‌گوید؛ او نشان می‌دهد انسان چگونه با شکوهی دردناک درون این تله‌ها می‌دود، می‌جنگد، می‌سوزد و گاه حتی برای لحظه‌ای می‌درخشد. عظمت بالزاک در همین است؛ او نه به ما اجازه می‌دهد آدمیزاد را ساده و بی‌نقص ببینیم، نه جهان را بی‌چهره و بی‌روح. جهان او زنده است، سنگین است، پرهیاهوست و در عین حال از اندوهی عمیق لبریز.

«چرم ساغری» از سوختن اراده می‌گوید، «اوژنی گرانده» از انجماد پول، «باباگوریو» از فداکاری بی‌پاداش، «زنبق‌دره» از عشق پرهیزکار و زخمی، «پیردختر» از خشونت سنجه‌های اجتماعی، «زن سی‌ساله» از زمان نابرابر زنانه، «دهقان‌ها» از پیوند بین زمین و انسان و «آرزوهای بربادرفته» از فساد در دستگاه فرهنگ و رسانه. و در همه‌ اینها، بالزاک از ما می‌خواهد جهان را نه از بیرون، بلکه از درون مناسباتش ببینیم. در «پسرعمو پونس» و «دخترعمو بت»، که دو روی یک سکه‌اند، نزاع ارث، طمع خویشاوندها و شکنندگی پیوندهای خانوادگی به اوج می‌رسد؛ یکی در هیأت مهربانی هنرمندانه و دیگری کینه فرساینده؛ یکی انباشت اشیاء زیبا، دیگری انباشت حسد. در هر دو، خانواده به صحنه‌ منازعه مالکیت بدل می‌شود. همین جا است که بالزاک معاصرتر از همیشه به نظر می‌رسد. او نشان می‌دهد خویشاوندی همیشه به معنای عاطفه نیست؛ گاه پوششی برای رقابت، میراث‌خواری و حذف دیگری است. بالزاک انسان را قضاوت نمی‌کند، بلکه او را در میدان نیروها می‌نشاند تا خواننده ببیند چگونه دوست می‌دارد، چگونه می‌فروشد، چگونه می‌سازد، چگونه می‌بازد و چگونه حتی در شکست، همچنان انسانی پیچیده و تراژیک باقی می‌ماند. بالزاک به خواننده‌ خود می‌آموزد زیر پوست روزمرگی، نبردی عظیم در جریان است؛ نبردی که نامش زندگی ا‌ست.

خوانش بالزاک فقط لذت داستانی نیست؛ مجالی برای اندیشیدن به چند مسأله‌ مهم است.

نخست آنکه، بالزاک جامعه را چون شبکه‌ای از نیروها می‌بیند، نه چون مجموعه‌ای از اخلاقیات فردی. این یعنی سقوط یا کامیابی شخصیت‌ها را نمی‌شود صرفاً به «خوبی» یا «بدی» آنها فروکاست. ساختارها نقش دارند: قانون ارث، مناسبات طبقاتی، سرمایه، شهر، خانواده و ساز و کارهای شهرت.

دوم، او به‌طرز شگفت‌انگیزی به رابطه‌ بین اشیاء و جان توجه دارد. در رمان‌هایش، مبلمان، لباس، سند، خانه، تابلو، نامه، سکه و جواهر فقط تزئین نیستند؛ حامل قدرت‌اند. اشیاء در جهان بالزاک، حافظه دارند و سرنوشت می‌سازند. از این نظر، او نویسنده‌ زندگی مادی است، اما نه به معنای سطحی؛ بلکه به معنای اینکه ماده، روح را شکل می‌دهد.

سوم، بالزاک پیچیدگی اخلاقی آدم‌ها را می‌فهمد. در آثار او کمتر کسی کاملاً پاک یا کاملاً پلید است. حتی شخصیت‌های منفی نیز نوعی منطق درونی دارند و شخصیت‌های شریف نیز از فشار ساز و کارها آسیب می‌بینند. این همان چیزی‌ است که او را از ساده‌سازی اخلاقی دور می‌کند و به عمق می‌برد.

چهارم، او خالق یکی از نخستین صورت‌بندی‌های بزرگ مدرنیته در رمان است. در جهان او، شهر مرکز دگرگونی، سرعت، نمایش و سوداگری است. پاریس فقط مکان نیست؛ نیرویی است که انسان را می‌بلعد و بازمی‌آفریند. در برابر آن، شهرستان نیز نه صرفاً جغرافیا، بلکه نوعی زمان کندتر، اما اغلب شکننده‌تر است.

پنجم، در آثار بالزاک همواره نوعی اندوه نهفته وجود دارد؛ اندوه از دست رفتن امکان معصومیت. شخصیت‌ها شاید هنوز امیدوار باشند، اما جهان دیگر معصومانه نیست. این حس، بالزاک را به نویسنده‌ای بدل می‌کند که هم واقعیت را می‌بیند و هم سوگ واقعیت ازدست‌رفته را.

به همین دلیل، خواندن بالزاک تجربه‌ای دوگانه است. از یک سو، با جزئیات ریز و ملموس روبه‌رو می‌شویم و از سوی دیگر حس می‌کنیم که این جزئیات به چیزی بزرگ‌تر اشاره دارند؛ به یک تراژدی مدرن، به سقوط ارزش‌های قدیم، به قدرت بی‌امان پول، به تنهایی آدمی در متن اجتماع و به این حقیقت تلخ که میل انسانی غالباً خودش را می‌بلعد.

 

 جهان به مثابه‌ شبکه‌ای از نیروها

پیش از ورود به جهان رمان‌های او، باید فهمید که پروژه‌ بالزاک چیست. او به‌دنبال بازنمایی زندگی در کلیت آن بود؛ نه فقط زندگی قهرمان‌ها، بلکه زندگی طبقات، حرفه‌ها، شهرها، جنسیت‌ها، سنین و اشکال متفاوت سقوط و کامیابی. عنوان «کمدی انسانی» اشاره‌ای روشن به جاه‌طلبی او است: اگر دانته در «کمدی الهی» راهی در جهان اخروی می‌گشاید، بالزاک می‌خواهد کمدی این‌جهانی آدم‌ها را بنویسد؛ جهانی که در آن نجات، اگر باشد، بسیار نادر است و بیشتر باید از ساز و کارهای معاش، ثروت، قانون، ازدواج، ارث، شهرت و خواست اجتماعی سر درآورد. اما نکته‌ مهم اینجاست که بالزاک جامعه را فقط صحنه‌ مناظر بیرونی نمی‌بیند. او معتقد است اثرها را باید از علت‌ها جدا کرد؛ یعنی چیزی در ساختار جامعه هست که انسان‌ها را به شکل خاصی درمی‌آورد. در این نگاه، شخصیت‌ها صرفاً افراد منفرد نیستند؛ بلکه هرکدام صورت فشرده‌ای از یک نیرو یا وضعیت‌اند. همین است که بالزاک از یک سو خالق تیپ‌هاست و از سوی دیگر، هرگز به تیپ‌سازی ساده فروکاسته نمی‌شود. راستینیاق، گوریو، گرانده، ووتَن، آنژلیک، اورسه‌ ساکن صومعه، یا اوژن دو راستاق و دیگران، همگی به‌سرعت به چهره‌هایی ماندگار بدل می‌شوند، اما هر بار که برمی‌گردند، وجهی تازه از انسان را رو می‌کنند. جهان بالزاک، جهانی ا‌ست که در آن «اخلاق» از «اقتصاد» جدا نیست، «عشق» از «مالکیت» کاملاً مستقل نیست و «خانواده» اغلب در معرض تبدیل شدن به میدان معامله است.

 

 میل، نیرو و سوختن زندگی

شاید هیچ رمانی به اندازه «چرم ساغری» (۱۸۳۱) دروازه‌ای مناسب برای ورود به بعد تیره و متافیزیکی بالزاک نباشد. داستان جوانی که با تکه‌ای چرم جادویی روبه‌رو می‌شود و هر آرزوی برآورده‌شده، عمر او را کوتاه‌تر می‌کند، فقط یک افسانه‌ رازآلود نیست. این رمان، تمثیل درخشانی‌ است از رابطه‌ بین خواستن و فرسوده شدن. انسان تا وقتی می‌خواهد زنده است، اما هر خواسته‌ای چیزی از او می‌کاهد. اگر بخواهیم از زاویه‌ای جدی‌تر نگاه کنیم، بالزاک در اینجا نیروی محرک زندگی مدرن را به شکل تصویری هولناک نشان می‌دهد: میل به تصاحب، میل به کامیابی، میل به لذت، میل به قدرت، همگی با هزینه‌ جان همراه‌اند. قهرمان «چرم ساغری» ابتدا می‌خواهد جهان را در اختیار بگیرد، اما کم‌کم درمی‌یابد که اراده، اگر بی‌مهار شود، به جای قدرت، مصرف خویش را رقم می‌زند. این همان جایی ا‌ست که رمان از سطح خیال‌پردازی فراتر می‌رود و به تأملی عمیق درباره‌ وضعیت انسان بدل می‌شود؛ اینکه آیا زندگی چیزی جز خرج شدن تدریجی نیروهاست؟ آیا هر خواست برآورده‌شده، بهای خود را از عمق وجود ما نمی‌ستاند؟ بالزاک در این اثر، هم به سنت داستان‌های شرقی و هم به فضای شهری و بورژوایی پاریس تکیه می‌کند. این پیوند عجیب، رمان را به نقطه‌ای می‌رساند که در آن خیال و واقعیت به جای آنکه همدیگر را نفی کنند، یکدیگر را تشدید می‌کنند. مغازه‌ عتیقه‌فروشی، محفل‌های شهر، صحنه‌های مصرف و تأملات درباره‌ عمر و لذت، همه در خدمت یک انگاره‌اند؛ اینکه انسان مدرن ممکن است همه چیز بخواهد، اما خود خواستن می‌تواند هستی‌اش را کوتاه کند.

 

 خانه، پول و اخلاق انجماد

اگر «چرم ساغری» داستان سوختن میل است، «اوژنی گرانده» (۱۸۳۴) داستان یخ بستن زندگی زیر سلطه پول است. پدر گرانده، نه فقط خسیسی افسانه‌ای، بلکه نوعی مستبد خانگی‌ است که خانه را به خزانه و اعضای خانواده را به تابعین سرمایه بدل می‌کند. در این رمان، پول دیگر وسیله نیست؛ اصل سامان‌دهنده‌ جهان است. همه چیز در برابر آن رنگ می‌بازد؛ عاطفه، تربیت، عشق و حتی زمان. اوج تراژدی «اوژنی گرانده» آن است که فضیلت اوژنی، که در آغاز چون نوری آرام می‌درخشد، در درون ساختاری بیمار شکل می‌گیرد. او دختر نیک‌سرشتی است که در محیطی نامهربان رشد می‌کند؛ اما نیکی او نه به رهایی می‌انجامد و نه به ظفر. برعکس، رمان نشان می‌دهد که در جهانی چنین سخت، اخلاق لطیف چقدر آسیب‌پذیر است. اوژنی دوست دارد، می‌بخشد، صبور است، اما این صفات در برابر عقلانیت دارایی و میراث، به‌سادگی له می‌شوند. در اینجا بالزاک فقط یک خسیس مشهور نمی‌سازد؛ او چهره‌ای از جهان مدرن می‌سازد که در آن انباشت، جانشین حرمت می‌شود. خانه گرانده شبیه خزانه‌ای‌ است که در آن گرما کم است، نور کم است، سخن کم است و زندگی نیز کم‌کم کم می‌شود. این رمان از آن آثار نادری‌ است که در آن اقتصاد خانگی، مستقیماً به اخلاق خانگی بدل می‌شود.

 

 شهر بی‌رحم

اگر بخواهیم فقط یک رمان بالزاک را برگزینیم که هم تصویر پاریس را به‌طور بی‌مانند ارائه می‌دهد و هم سقوط روابط انسانی را در عصر پول و جاه‌طلبی به نهایت می‌رساند، آن رمان بی‌تردید «باباگوریو» (۱۸۳۵) است. این اثر یکی از ستون‌های اصلی «کمدی انسانی» است، زیرا هم دنیای بازگشتی شخصیت‌ها را تثبیت می‌کند و هم چهره‌ پاریس را به عنوان شهری می‌سازد که در آن صعود و نابودی همزمان رخ می‌دهد. گوریو، پدری‌ است که همه چیزش را برای دخترهایش می‌دهد، و همین «همه‌چیز دادن» او را به نابودی می‌کشاند. در ظاهر، او نمونه عشق پدرانه است؛ اما رمان هرچه جلوتر می‌رود، این عشق را در تراژدی عریان‌تری قرار می‌دهد؛ اینکه عشق اگر در جهانی بی‌وفا و حسابگر به نهایت برسد، می‌تواند به شکل قربانی شدن کامل درآید. گوریو از آن پدرهایی است که فرزندهایش را بیش از خود دوست می‌دارد، اما فرزندها در منطق جامعه اشرافی و بورژوایی، از محبت او به مثابه‌ منبعی مصرفی بهره می‌برند. در کنار او، راستینیاق قرار دارد؛ جوانی جاه‌طلب که آرام‌آرام از معصومیت شهرستانی به آگاهی پاریسی می‌رسد. او یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های بالزاک است، زیرا مسیر تبدیل شدن انسان به بازیگر صحنه قدرت را نشان می‌دهد. در پایان، وقتی راستینیاق پاریس را به چالش می‌کشد، نه با قهرمانی اخلاقی، بلکه با نوعی شجاعت بیرحمانه روبه‌رو هستیم؛ اینکه اینک او فهمیده که شهر، میدان نبرد است، نه مدرسه‌ فضیلت. «باباگوریو» همزمان رمان پدرها، پسرها، جاه‌طلبی، سقوط، و شهر است و شاید از همه مهم‌تر، رمانی در باب این حقیقت است که محبت بی‌پشتوانه در جهانی محاسبه‌گر چگونه می‌تواند به فاجعه تبدیل شود.

 

 عشق ناممکن و انضباط احساس

در «زنبق‌دره» (۱۸۳۵) بالزاک به قلمرویی می‌رود که شاید از نظر ظاهری آرام‌تر از «باباگوریو» باشد، اما از نظر درونی به همان اندازه پرتنش است. این رمان از عشق می‌گوید، اما عشقی که در برابر خودمراقبتی، خاطره و آرمانگرایی قرار می‌گیرد. در اینجا احساس، نه در هیجان رمانتیک سطحی، بلکه در صحنه‌ کشاکش بین خواستن و نخواستن دیده می‌شود. آنچه «زنبق‌دره» را ویژه می‌کند، ظرافت روان‌شناختی آن است. بالزاک در این اثر نشان می‌دهد عشق فقط شور نیست؛ ساختاری از پرهیز، نگاه، توقع و سرکوب است. طبیعت دره، دوری از پاریس و فضای نیمه‌روحانی روایت، همه بستری می‌سازند برای شکل‌گیری عشقی که بیش از آنکه به تصاحب برسد، به مراقبت و رنج بدل می‌شود. اما این رمان فقط داستان عشق پاک نیست. در لایه‌ای عمیق‌تر، تلاقی آرمان و اجتماع را مشاهده می‌کنیم. احساسات بلندپروازانه در برابر قواعد نانوشته‌ نظم اجتماعی شکننده‌اند. آنچه در نگاه اول نجابت عاطفی می‌نماید، در پایان به تجربه‌ای از دلتنگی و فقدان بدل می‌شود. بالزاک در اینجا به مخاطب یادآوری می‌کند حتی شریف‌ترین احساس‌ها نیز باید در جهانی زندگی کنند که از جنس حساب، موقعیت و ملاحظه است.

 

 عشق، سن و ازدواج

«پیردختر» (۱۸۳۷) یکی از برنده‌ترین رمان‌های بالزاک درباره‌ جایگاه زن در جامعه بورژوایی است. عنوان رمان خود حامل خشونتی نهان است؛ زنی که «پیر» و «دختر» باقی مانده، یعنی در حاشیه نظم زناشویی ایستاده است. این حاشیه‌نشینی، در نگاه جامعه، نه فقط وضعیت شخصی، بلکه نوعی شکست محسوب می‌شود. بالزاک در این رمان نشان می‌دهد که مناسبات ازدواج در جامعه بورژوازی چگونه افراد را به کالا بدل می‌کند. سن، زیبایی، موقعیت خانوادگی و اعتبار اجتماعی، همگی در تعیین سرنوشت زن نقش دارند. اما مهم‌تر از همه، رمان نشان می‌دهد چرا جامعه، زن مستقل بدون ازدواج را با نگاهی آمیخته به ترحم و تحقیر می‌نگرد. این نگاه فقط بیرونی نیست؛ درون خود شخصیت‌ها نیز رسوخ کرده و به زخم درونی بدل می‌شود. «پیردختر» از آن رمان‌هایی‌ست که با طنزی تلخ و مشاهده‌ای دقیق، ساز و کار شرم اجتماعی را آشکار می‌کند. بالزاک در اینجا مثال جراحی است که نه فقط زخم را نشان می‌دهد، بلکه منبع عفونت را هم عریان می‌کند: جامعه‌ای که ارزش زن را بیش از اندازه با ازدواج و تعلق اقتصادی می‌سنجد، ناگزیر آدم‌هایی زخمی به‌جا می‌گذارد.

 

 زمان زنانه و پیچیدگی تجربه

«زن سی ‌ساله» (۱۸۴۲) از آن دست آثار بالزاک است که به جای یک روایت یکدست، از گسترش تجربه‌ زن در طول زمان خبر می‌دهد. عنوان رمان در ظاهر ساده است، اما در بطن خود حامل یک حساسیت تاریخی است؛ در جامعه‌ای که سن زن با داوری‌های اجتماعی، اخلاقی و عاطفی سنجیده می‌شود، سی ‌سالگی فقط یک عدد نیست؛ نقطه‌ عبور است. نقطه‌ای که در آن معصومیت اجباری، تجربه‌ ازدست‌رفته و خرد رنج‌آلود به هم می‌رسند. این اثر را باید در کنار دیگر رمان‌های بالزاک درباره‌ زنان خواند، زیرا او یکی از نخستین رمان‌نویس‌هایی است که پیچیدگی روانی و اجتماعی زن‌ها را با چنین وسعتی در مرکز دید قرار داد. «زن سی ‌ساله» در اصل درباره‌ این است که جامعه چگونه گذر زمان را به گونه‌ای نامتوازن توزیع می‌کند؛ برای مردهای ثروتمند، سن می‌تواند نشان اعتبار باشد؛ اما برای زن‌ها، همان سن ممکن است به موضوع داوری بیرحمانه تبدیل شود. بالزاک این عدم توازن را نه با شعار، بلکه با سرگذشت‌های زنده و عاطفی شخصیت‌هایش آشکار می‌کند.

 

  میل و موقعیت اجتماعی

در «دخترعمو بت» (۷-۱۸۴۶)، بالزاک به یکی از ظریف‌ترین و در عین حال بیرحمانه‌ترین جنبه‌های روابط انسانی می‌پردازد؛ عشق در پرتو قدرت و جایگاه. این اثر، برخلاف برخی از آثار پرهیاهوی او، با نوعی ملایمت فریبنده آغاز می‌شود، اما در پس این ملایمت، تحلیل عمیقی از پویایی‌های قدرت در روابط بین‌جنسیتی و طبقاتی نهفته است. بالزاک در اینجا با مفهوم «موقعیت» بازی می‌کند. او نشان می‌دهد احساسات انسانی، هرچند درونی و خالص به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند از فضای طبقاتی و اجتماعی که در آن تنیده شده‌اند، رهایی یابند. در این رمان، شخصیت‌ها در کشاکش بین «میل شخصی» و «تصویر اجتماعی» سرگردانند. بالزاک با دقت فوق‌العاده‌ای نشان می‌دهد که چگونه یک نگاه، یک کلمه یا یک موقعیت اجتماعی خاص، می‌تواند مسیر یک رابطه را از یک پیوند عاطفی به یک بازی پیچیده‌ جایگاه‌سازی تبدیل کند. «بت» نه صرفاً یک شخصیت، بلکه نمادی از آن بخش از واقعیت است که در آن، مرز میان محبت و تمایل به تثبیت موقعیت بسیار نازک و لغزنده است. این اثر، بررسی دقیق این مسأله است که چگونه ساختارهای اجتماعی، حتی در خصوصی‌ترین لحظات انسانی، همچون سایه‌ای بر سر عشق سنگینی می‌کنند و آن را از یک تجربه‌ رها، به یک تجربه محصور در قواعد بازی قدرت بدل می‌کنند.

 

 در حصار اخلاق و ضرورت

اگر در آثار دیگر بالزاک با تلاطم میل و پول مواجهیم، در «پسرعمو پونس» (۱۸۴۷) با یکی از پیچیده‌ترین و دردناک‌ترین تقابل‌های بشری مواجه می‌شویم؛ تقابل میان «وظیفه‌ اخلاقی» و «ضرورت بقاء». این اثر، تمرکز ویژه‌ای بر لایه‌های زیرین روابط خانوادگی و فشار ساختارهای اجتماعی بر فرد دارد. بالزاک در اینجا دیگر با قهرمان‌های پرجنب و جوش میدان‌های نبرد پاریس روبه‌رو نیست، بلکه با انسان‌هایی در گودال تنگ مسئولیت‌ها روبه‌روست. در این رمان، مفهوم «خانواده» از یک پناهگاه عاطفی به یک ساختار فشار بدل می‌شود. شخصیت‌ها در میان انتخاب‌های دشوار، میان آنچه «باید» انجام دهند و آنچه «می‌توانند» برای نجات خود انجام دهند، گیر می‌افتند. بالزاک با نگاهی نقادانه به سنت‌ها، نشان می‌دهد چگونه قواعد نانوشته اخلاق و وفاداری به خاندان، می‌تواند به زنجیری برای پاهای روح بدل شود. او نشان می‌دهد فقر یا تنگنای مالی، تنها از طریق فقدان مادی وارد زندگی نمی‌شود، بلکه از طریق از بین رفتن گزینه‌های اخلاقی وارد می‌شود. در «پسرعمو پونس»، تراژدی از جنس انتخاب‌های ناگزیر است؛ جایی که انسان مجبور است برای حفظ یک تصویر ظاهری از پاکدامنی یا وفاداری، بخشی از حقیقت وجودی خود را قربانی کند. این اثر، مطالعه‌ای است بر چگونگی فرسایش شخصیت در برابر سنگینی انتظارات جمعی.

انتهای پیام/


۱۵ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

«تاکسی» سریال جدید نمایش خانگی با اقتباس از کتاب سروش صحت

«تاکسی‌» میکروسریال ۱۲ قسمتی جدید این پلتفرم است؛ مجموعه‌ای اپیزودیک که قرار است قصه‌های کوتاه و آدم‌های عجیب‌وغریب و آشنا را از صندلی‌های تاکسی به قاب تصویر بیاورد.

این سریال اقتباسی‌ست از «تاکسی‌سواری» سروش صحت؛ کتابی که بیش از ۵۰ بار تجدید چاپ شده و حالا مسیرش را از کتابفروشی به قاب تصویر تغییر داده. هر اپیزود، ژانر و مقصد خودش را دارد؛ روایت‌هایی از آدم‌ها و لحظه‌های روزمره که کوتاه‌اند اما تا مدت‌ها بعد از پیاده شدن، در ذهن می‌مانند.

پشت این پروژه، سه‌گانه‌ای‌ست از صحت نویسنده کتاب و فیلمنامه، مجید صالحی تهیه‌کننده و علی مصفا مشاور هنری— ترکیبی که میکروفیکشن را از کاغذ به تصویر رسانده. فیلمنامه را صحت و ایمان صفایی نوشته‌اند و کارگردانی برعهده حسن نوری‌ ‌است.

«تاکسی‌»پاییز ۱۴۰۵ از شیدا پخش می‌شود؛ گاهی یک تاکسی، چند مسافر و چند دقیقه، برای یک داستان خوب کافی ‌است.

انتهای پیام/




 دزدی هنری در سالزبورگ

دزدی هنری در سالزبورگ

نمایش بزرگداشت دویست وهفتادمین سالگرد تولد ولفگانگ آمادئوس موتزارت در شهر زادگاهش، سالزبورگ با یک سرقت گسترده به‌طور جدی خراب شد.

 تلویزیون آخر هفته چه فیلم‌هایی پخش می‌کند؟

تلویزیون آخر هفته چه فیلم‌هایی پخش می‌کند؟

در روزهای پایانی این هفته که مصادف با شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) است، «انتظار»، «پروژه ۷۴۹»، «سقوط در یخ»، «۸۸»، «تحقیقات جنایی پنجشنبه ها»، «ماموریت مادر دختری»، «بازی سرنوشت»، «دیپلو داینا»، «فرمانروای آب»، «گوتیا» و «مورو در برابر سولو» فیلم های جدیدی هستند که از شبکه‌های سیما پخش می‌شوند.

 مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز می‌شوند - تسنیم

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز می‌شوند - تسنیم

روایت صادق آهنگران از نسل مداحان دیروز و امروز و ماجرای نماهنگ مشترک با حسین طاهری

 واقعگرای پرشور

واقعگرای پرشور

اگر بخواهیم در ادبیات اروپای سده‌ نوزدهم نامی را پیدا کنیم که همزمان هم رمان‌نویس جامعه باشد، هم کاشف درون و هم کسی که از دل خیابان، اتاق اجاره‌ای، دفتر وام‌نامه، سالن اشراف، صومعه، بانک، روزنامه، مغازه عتیقه‌فروشی و خانه‌ محقر شهرستان، تصویری واحد از انسان بسازد، بی‌درنگ نام اونوره دو بالزاک (۱۷۹۹-۱۸۵۰) از خاطر می‌گذرد.

 عاشورا قرار نیست تغییر کند؛ این «ما» هستیم که باید تغییر کنیم | مجموعه رسانه ای صبا

عاشورا قرار نیست تغییر کند؛ این «ما» هستیم که باید تغییر کنیم | مجموعه رسانه ای صبا

پگاه زارعی/ صبا، پس از ۱۴ سال دوری از قاب تلویزیون، سیدمحمد سادات اخوی امسال با برنامه «چهارگاه» به آنتن شبکه چهار سیما بازگشت و این بازگشت، با میزبانی برنامه «دچار» در شبکه نسیم ادامه یافت؛ برنامه‌ای که کوشیده از زاویه‌های ادبی، هنری و تاریخی به واقعه عاشورا نگاه کند. سیدمحمد سادات اخوی در این

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان برجسته ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریافت کرد.