
یکی از نشانههای بلوغ یک جامعه، توانایی آن در تبدیل تجربههای فردی به سرمایههای جمعی و تبدیل ظرفیتهای پراکنده به نهادهای ماندگار است. توسعه پایدار نیز زمانی شکل میگیرد که توانمندی افراد، تجربه مدیران، دانش کارشناسی و ظرفیتهای اجتماعی در قالب نهادهای ریشهدار سازمان پیدا کند و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. در این میان، احزاب سیاسی میتوانند یکی از مهمترین نهادهای مؤثر بر توسعه سیاسی، اجتماعی و مدیریتی کشور باشند.
حزب را نمیتوان صرفاً مجموعهای برای حضور در انتخابات یا رقابت بر سر قدرت دانست. حزب واقعی نهادی است که در تمام طول سال با جامعه ارتباط دارد، مسائل و مطالبات مردم را میشناسد، درباره آنها مطالعه و گفتوگو میکند، دیدگاه و برنامه ارائه میدهد و برای تربیت نیروهای جدید تلاش میکند. یک حزب پویا میتواند در کنار فعالیت سیاسی، بستری برای گفتوگوی اجتماعی، کار کارشناسی، آموزش نیروهای جوان و شکلگیری تجربه کار جمعی باشد و میان جامعه، نخبگان و عرصه تصمیمگیری پیوندی مؤثر ایجاد کند.
یکی از مهمترین کارکردهای احزاب، کادرسازی و تربیت نیروی انسانی است. کشور برای هر دوره مدیریتی نیازمند نیروهای تازهنفس، متخصص و مسئولیتپذیر است؛ اما این نیروها نمیتوانند یکشبه ساخته شوند. تجربه سیاسی و مدیریتی، مهارت کار جمعی و شناخت مسائل جامعه باید در یک فرآیند مستمر شکل بگیرد و منتقل شود. نسل جدید نیز باید فرصت یادگیری، مشارکت، ایدهپردازی و پذیرش مسئولیت پیدا کند. احزاب میتوانند یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری چنین فرآیندی باشند.
از سوی دیگر، جامعه امروز با مسائل پیچیدهای مواجه است؛ از اقتصاد و اشتغال گرفته تا آب، محیط زیست، مهاجرت، آسیبهای اجتماعی و توسعه منطقهای. حل این مسائل نیازمند مطالعه، گفتوگو و ارائه راهحلهای کارشناسی است. احزاب برنامهمحور میتوانند بخشی از ظرفیت کارشناسی جامعه را گرد هم آورند، زمینه گفتوگوی میان متخصصان و جامعه را فراهم کنند و مطالبات عمومی را به برنامههایی روشن و قابل ارزیابی تبدیل کنند. در چنین شرایطی، رقابت سیاسی نیز از سطح رقابت میان افراد فراتر رفته و به رقابت میان برنامهها، دیدگاهها و راهحلها نزدیک میشود.
تحزب همچنین میتواند به تقویت مسئولیتپذیری و پاسخگویی در عرصه عمومی کمک کند. هنگامی که …












