قیمت طلا امروز




 خبرگزاری برنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

خبرنگار؛ دیده‌بان میدان آگاهی

برنا_ گروه استانها: بمناسبت روز خبرنگار، روح الله اصل بیگی پیش کسوت رسانه در یادداشتی، خبرنگار را دیده بان میدان اگاهی دانسته که رعایت اخلاق مداری را لازمه م...
 خبرنگار؛ دیده‌بان میدان آگاهی

به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین ، روح الله اصل بیگی پیش کسوت رسانه در یادداشت خود آورده است: رسانه امروز، تنها یک ابزار اطلاع‌ رسانی نیست؛ بلکه به یک پایگاه اثرگذار تبدیل شده است. پایگاهی که هر لحظه می‌تواند پرتابه‌ای از جنس خبر، گزارش، تحلیل و حقیقت را به سوی افکار عمومی یا مراکز تصمیم‌گیری روانه کند. این پرتابه‌ها، پیش از آن‌که شلیک شوند، حاصل ساعت‌ها رصد، تحقیق، نقشه‌ برداری، شناسایی و تحلیل هستند. 

اکنون پشت هر پرتابه خبری، خبرنگاری نشسته است که جسم، روح، اندیشه و اعتبار خود را به میدان آورده است. او مأموریت دارد واقعیت‌ها را شناسایی کند، زوایای پنهان را ببیند، اطلاعات را در اتاق فکر و عملیات رسانه‌ای کنار هم قرار دهد و در زمان مناسب، دقیق و مسئولانه خبر را منتشر کند. 

پس از انتشار، ممکن است برای آن گزارش کف بزنند، از آن تقدیر کنند یا برعکس، با پاتک‌ های رسانه‌ای، هجمه، تخریب، تهمت و حملات متقابل روبه‌رو شود. این، بخشی از مسیر حرفه‌ای خبرنگاری است. 

اما خبرنگار کیست؟ خبرنگار، پلی است میان مردم و مسوولان؛ پلی دو طرفه که هم صدای مردم را به گوش مدیران می‌رساند و هم عملکرد و تصمیمات مسوولان را برای مردم تبیین می‌کند. او جاده‌ای دو طرفه برای گردش آزاد اطلاعات است. 

خبرنگار، نوری در تاریکی است؛ خط‌ شکنی که باید از میان موانع عبور کند تا حقیقت را به مقصد برساند. او پیام‌ رسانی است که گاه خبرهای امیدوار کننده را با دود سفید موفقیت به جامعه مخابره می‌کند و گاه پرده از ابهام‌ها و کاستی‌ها بر می‌ دارد تا چیزی از نگاه مردم پنهان نماند. 

خبرنگار باید بر مدار اخلاق حرفه‌ای حرکت کند؛ نه اسیر حب و بغض شود و نه تحت تأثیر فشارها، حقیقت را قربانی مصلحت‌ های زودگذر کند. رسالت او، شلیک دقیق خبر و نه روایتگری از روی احساس یا سلیقه است. 

در این مسیر، کمین، تله، سنگ‌ اندازی، تهمت، افترا و حتی عدم دعوت در نشست‌ های خبری، شورای اطلاع‌ رسانی و محافل تصمیم‌گیری، بخشی از هزینه‌ های این حرفه است. بسیاری دوست دارند رسانه و خبرنگار تنها از موفقیت‌ها و دستاوردها بنویسد و از ضعف‌ها و ناکارآمدی‌ ها عبور کند، اما خبرنگار متعهد، خود را در برابر خدا، مردم و وجدان حرفه‌ای مسوول می‌داند و حقیقت را، در چارچوب قانون و انصاف، بازگو می‌کند. 

تفاوت خبرنگار با رزمنده میدان شاید تنها در نوع جبهه باشد. رزمنده، جان خود را در معرض گلوله قرار می‌دهد و خبرنگار، علاوه بر جسم، اعتبار، آرامش، امنیت روانی و گاه معیشت خود را به میدان می‌آورد. هر دو اما در دفاع از حقیقت، امنیت و آینده جامعه یک هدف دارند. 

رسانه امروز، سنگر آگاهی است و خبرنگار، دیده‌ بانی که نباید لحظه‌ای از رصد، تحلیل و روایت حقیقت غافل شود. او باید همیشه آماده باشد تا در زمان مناسب، پرتابه خبری خود را با دقت، مسئولیت و شجاعت به سوی هدف روانه کند؛ بی‌ آنکه از حوادث، تهدیدها و فشارهای پیرامونی هراسی به دل راه دهد. 

روز خبرنگار و سال نو خبرنگاران، بر همه اصحاب رسانه، خبرنگاران، عکاسان خبری، تصویر برداران و روایتگران حقیقت مبارک باد. 

انتهای پیام



۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

تفاوت راهبردی انزوا و تقیه/بازخوانی کنش‌شناسی سیاسی در دوران عسگرین(ع) - تسنیم

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، واکاوی تفکیک میان دو مفهوم «انزوا» و «تقیه راهبردی» یک ضرورت است وسوال اساسی این است که آیا رفتار سیاسی امامان در دوران فشار عباسیان، نوعی کناره‌گیری از میدان بوده یا یک کنشِ پنهان است؟

از طریق تحلیل رفتار سیاسی امام حسن عسکری (ع)، استدلال می‌شود که تقیه، برخلاف انزوا، یک «کنشِ دارای هدف» است که با مدیریت ریسک و حفظ پتانسیل‌های نهادی، به دنبال بقای جریان در بلندمدت است.

در مطالعات علوم سیاسی، «سکوت» یا «عدم حضور در میدان» معمولاً به معنای شکست یا رها کردن میدان تلقی می‌شود. در تاریخ تشیع نیز گاهی به اشتباه، دوره حضور امامان در سامرا را دورانی از «انزوا» قلمداد کرده‌اند.

برای درک صحیح این موضوع، باید میان «بی‌اثری» و «کنش پنهان» تمایز قائل شد؛ رفتار امام حسن عسکری (ع)، نمونه اعلای یک کنشِ راهبردی است که در پوششِ احتیاط یا همان تقیه اجرا می‌شد.

برای درک این تفاوت، باید به ویژگی‌های هر دو مفهوم پرداخت؛ «انزوا» یک حالتِ انفعالی است که در آن سوژه، پیوند خود را با جامعه و ساختارهای قدرت می‌گسلد و از این طریق، توان اثرگذاری خود را از دست می‌دهد.

انزوا معمولاً بدون برنامه و در نتیجه‌ شکست مواجهه رخ می‌دهد و در مقابل، «تقیه راهبردی» یک مفهومِ پویا در علوم سیاسی است و تقیه در اینجا به معنای «مدیریت نمایشی حضور» است.

این موضوع به این معنی است که سوژه به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که با انتظارات دشمن (حاکم) همسو به نظر برسد، اما در لایه‌های زیرین، همچنان بر برنامه‌های اصلی خود تأکید می‌ورزد؛ تقیه راهبردی بر سه پایه حفظ نیروهای انسانی و‌ حفظ پیوند با بدنه اجتماعی در قالب‌های غیررسمی استوار است.

تحلیل رفتار امام حسن عسکری (ع) بر مبنای تقیه راهبردی

با بررسی شواهد تاریخی، می‌توان دریافت که امام عسکری (ع) برخلاف یک فرد منزوی، همواره در حال «کنشگری در لایه پنهان» بودند.

اولین موضوع مدیریت شبکه ارتباطی است به نحوی که یک فرد منزوی، با جامعه قطع رابطه می‌کند، اما امام عسکری(ع) با وجود محدودیت‌های شدید، شبکه وکلا را گسترش دادند و این به معنی «حضور فعال در لایه‌های زیرزمینی» است.

دومین موضوع آینده‌پژوهی و تبیین مهدویت است؛ انزوا یعنی نگاه به گذشته یا بی‌خیالی نسبت به آینده اما امام عسگری(ع) با تمرکز بر موضوع «مهدویت» و «آماده‌سازی برای غیبت»، در واقع در حال طراحیِ نقشه راهِ آینده بودند و آن حضرت با تقیه، از برخورد مستقیم با خلافت جلوگیری کردند تا بتوانند «هویتِ آینده‌ی شیعه» را در ذهن پیروان تثبیت کنند.

سومین موضوع تقابل با شبهات است و آن حضرت با پاسخ به پرسش‌های علمی که در قالب تقیه و به صورت غیررسمی انجام می‌شد، از فروپاشی فکری جامعه جلوگیری کردند و این نشان می‌دهد که «اراده اثرگذاری» در امام حسن عسگری(ع) کاملاً فعال بوده است.

در نهایت، می‌توان گفت که دوره امام حسن عسکری (ع) دوران «انزوا» نبود، بلکه دوران «بلوغ تقیه» بود؛ تقیه در این دوره از یک ابزار دفاعی ساده، به یک «استراتژی بقا و گذار» تبدیل شد. روایت یک محاصره؛ چگونه امام عسکری(ع) شیعه را برای عصر غیبت آماده کرد؟

امام حسن عسگری با استفاده از این راهبرد، توانستند بین «حفظ جانِ جریان» و «حفظ ماهیتِ جریان» تعادل ایجاد کنند و این درسِ بزرگی است برای هر جریان سیاسی که در شرایط «عدم توازن قدرت»، می‌کوشد بدون از دست دادن هویت، در برابر فشارها ایستادگی کند.

یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی

انتهای پیام/801    


۱۲ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

یادداشت| غیبت امام زمان(عج) در پرتو فلسفه تاریخ - تسنیم

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، مسئله امامت و غیبت حضرت ولی‌عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) غالباً از منظر کلامی بررسی می‌شود؛ منظری که به مباحثی چون ضرورت وجود حجت الهی، عصمت امام، لطف الهی، فلسفه غیبت و وظایف منتظران می‌پردازد. با این حال، این موضوع را می‌توان از زاویه تاریخ و به‌طور ویژه «فلسفه تاریخ» نیز مطالعه کرد.

فلسفه تاریخ در پی کشف عوامل و سنت‌های قانون‌مند حاکم بر تحولات اجتماعی است. عواملی همچون جغرافیا، نژاد، علم، اقتصاد، فرهنگ و نیازهای انسانی، در شکل‌گیری مسیر حرکت جوامع مؤثرند. در این میان، «نیاز» یکی از بنیادی‌ترین محرک‌های حرکت تاریخی بشر است؛ زیرا انسان و جامعه هنگامی در جست‌وجوی راه‌حل، اندیشه یا نظامی جدید برمی‌آیند که خلأ و ناتوانی وضعیت موجود را در رفع نیازهای خود احساس کنند.

بر این اساس، غیبت امام زمان(عج) را می‌توان افزون بر اسرار و حکمت‌های کلامی، در پیوند با مسئله رشد تاریخی بشر و ضرورت شکل‌گیری احساس نیاز حقیقی به حجت الهی تحلیل کرد.

نیاز؛ عامل فعال در حرکت‌های تاریخی

نیاز، از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده به تحولات فردی و اجتماعی است. جامعه برای تأمین نیازهای مادی و معنوی خود، همواره در جست‌وجوی اندیشه، فلسفه و نظامی بوده است که بتواند راه دستیابی به آرامش، آسایش، عدالت و پیشرفت را پیش روی او بگذارد. ازاین‌رو، پشتوانه حرکت مادی و معنوی جامعه، صرفاً امکانات اقتصادی یا قدرت سیاسی نیست؛ بلکه اندیشه‌ای است که بتواند انسان را در فهم درست نیازها و پاسخ‌گویی به آنها یاری دهد.

شهید مطهری، نیازمندی‌های انسان را از عوامل مؤثر در پایداری یا عدم پایداری جریان‌های تاریخی می‌داند. همچنین در تحلیل رویارویی تمدن‌ها، می‌توان گفت مواجهه با دستاوردهای جدید، حس نیاز را در انسان فعال می‌کند و او را به جست‌وجوی تمدنی کامل‌تر وامی‌دارد. بنابراین، انسان تا زمانی که وضع موجود را پاسخ‌گوی نیازهای خود بداند، انگیزه‌ای جدی برای عبور از آن و حرکت به سوی افقی برتر نخواهد داشت.

در این میان، مسئله اصلی آن است که انسان گاهی میان «نیاز حقیقی» و «نیاز کاذب» دچار خلط می‌شود. ممکن است یک اندیشه، بخشی محدود از نیاز انسان را پاسخ دهد و در نتیجه، فرد یا جامعه تصور کند به مطلوب نهایی رسیده است؛ در حالی که نیازهای عمیق‌تر روحی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی او همچنان بی‌پاسخ باقی مانده‌اند.

رفاه ظاهری و غفلت از نیاز به امامت

جامعه‌ای که به سطحی از رفاه، امنیت یا پیشرفت مادی دست یافته است، ممکن است گمان کند اندیشه حاکم بر آن توانسته همه نیازهایش را برطرف کند. در چنین وضعیتی، معمولاً احساس نیاز به اندیشه‌ای کامل‌تر و هدایت الهی کاهش می‌یابد؛ نه از آن جهت که نیاز واقعی از میان رفته، بلکه به این دلیل که جامعه هنوز عمق نیاز و فقر وجودی خود را نشناخته است.

حدیث شریف سلسله‌الذهب، ناظر به همین حقیقت است. امام رضا(ع) فرمودند: «لا إله إلا الله حصنی، فمن دخل حصنی أمن من عذابی» و سپس افزودند: «بشروطها و أنا من شروطها». این بیان، امامت را شرط تحقق حقیقی توحید و برخورداری از امنیت الهی معرفی می‌کند. از این رو، صرف ادعای توحید یا برخورداری از ظواهر تمدنی و رفاهی، برای رسیدن به سعادت و امنیت حقیقی کافی نیست؛ بلکه پذیرش ولایت و امامت، شرط اساسی هدایت کامل انسان است.

با نگاه تاریخی، در دوران ائمه اطهار(ع) نیز بسیاری از مردم به دلیل تأمین نسبی نیازهای ظاهری یا اعتماد به ساختارهای سیاسی و فکری زمانه، نیاز خود به امام معصوم(ع) را به‌صورت کامل احساس نمی‌کردند. در عین حال، حاکمان ستمگر به‌خوبی می‌دانستند که حضور و نفوذ ائمه(ع) چه ظرفیت عظیمی برای هدایت جامعه دارد؛ از این رو، با محدود کردن و به شهادت رساندن آنان، درصدد جلوگیری از گسترش این جریان هدایت‌گر برآمدند.

غیبت و ضرورت درک نیاز به حجت

امامت حضرت مهدی(عج) در شرایطی آغاز شد که جامعه اسلامی درگیر ساختارهای سیاسی، فرهنگی و فکری خاص خود بود و بخش مهمی از مردم، ضرورت وجود امام را در همه ساحت‌های زندگی درک نکرده بودند. در چنین چارچوبی، غیبت را می‌توان زمینه‌ای برای رشد آگاهی تاریخی و بیداری بشر نسبت به نیاز خود به حجت الهی دانست.

این تحلیل به معنای محدود کردن فلسفه غیبت به یک عامل نیست؛ زیرا غیبت امام عصر(عج) دارای حکمت‌های متعددی از جمله حفظ جان حضرت، آزمون و غربال مؤمنان و فراهم شدن زمینه‌های ظهور است. اما از منظر فلسفه تاریخ، یکی از آثار مهم دوره غیبت آن است که بشر در تجربه‌های مکرر تاریخی، محدودیت اندیشه‌ها و نظام‌های غیرالهی را مشاهده کند و دریابد که هیچ‌یک از آنها توان پاسخ‌گویی کامل به همه نیازهای انسان را ندارند.

تا هنگامی که انسان، پاسخ‌های ناقص را کافی بداند، نیاز به پاسخ کامل را با جدیت پیگیری نمی‌کند. جامعه‌ای که به سطح محدودی از رفاه، عدالت یا آزادی رضایت می‌دهد، ممکن است در همان مرحله متوقف شود و از جست‌وجوی حقیقت کامل بازبماند. اما هنگامی که ناکارآمدی پاسخ‌های ناقص در تأمین سعادت، امنیت، عدالت و آرامش آشکار شود، نیاز به هدایت جامع الهی برای انسان ملموس‌تر خواهد شد.

معرفت نفس؛ راه شناخت فقر حقیقی

نخستین گام برای شکل‌گیری احساس نیاز حقیقی به امام، «معرفت نفس» است. انسان هنگامی که خود را بشناسد، فقر وجودی خویش را در برابر خداوند درک می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ»؛ یعنی همه انسان‌ها در ذات و وجود خود نیازمند خداوند هستند.

فقر انسان تنها به نیاز اقتصادی محدود نیست؛ انسان در شناخت حقیقت، تعیین هدف زندگی، یافتن مسیر کمال، تأمین آرامش، تحقق عدالت، تنظیم روابط اجتماعی و رسیدن به آزادی حقیقی نیز نیازمند هدایت است. هنگامی که انسان کیفیت و گستره این نیازها را بشناسد، درمی‌یابد که مکاتب مادی، با وجود برخی دستاوردها، نمی‌توانند پاسخ‌گوی تمام ابعاد وجود او باشند.

برای نمونه، انسان نیازمند آزادی است؛ اما اگر آزادی صرفاً به بی‌قیدی و رهایی از هرگونه تعهد اخلاقی و معنوی تفسیر شود، نیاز حقیقی انسان به آزادی برآورده نخواهد شد. آزادی حقیقی با کرامت، مسئولیت، رشد و رهایی از بندهای درونی و بیرونی همراه است. بنابراین، شناخت نادرست نیاز، انسان را به سوی پاسخ‌های ناقص یا حتی کاذب سوق می‌دهد.

عدالت، معیشت و آرامش؛ نیازهایی فراتر از پاسخ‌های حداقلی

احساس نیاز به امام عصر(عج) زمانی در وجود انسان عمیق می‌شود که دریابد بسیاری از نیازهای بنیادین او با سازوکارهای صرفاً بشری و مادی به‌طور کامل تحقق نمی‌یابد. یکی از این نیازها، عدالت است. هنگامی که انسان با ظلم، تبعیض و ناتوانی نظام‌های انسانی در برقراری عدالت فراگیر مواجه می‌شود، بیش از پیش نیاز به حکومتی مبتنی بر علم، عصمت و عدالت الهی را درک می‌کند.

معیشت نیز از دیگر عرصه‌های مهم نیاز انسان است. ممکن است یک نظام اقتصادی بتواند سطحی از رفاه را پدید آورد، اما پرسش اساسی این است که آیا این رفاه، همه نیازهای اقتصادی و انسانی را با حفظ کرامت، عدالت توزیعی، امنیت روانی و اخلاق اجتماعی تأمین می‌کند؟ پاسخ‌گویی حداقلی به نیازهای اقتصادی، نباید انسان را از جست‌وجوی الگوی کامل زندگی بازدارد.

نیاز به آرامش نیز نمونه‌ای دیگر است. گسترش عرفان‌های نوظهور و جریان‌های معنویت‌گرا در جهان معاصر، نشان‌دهنده آن است که انسان مدرن، علی‌رغم پیشرفت‌های علمی و مادی، همچنان از فقدان آرامش درونی رنج می‌برد. این جریان‌ها گاهی با وعده تأمین آرامش، انسان‌ها را جذب می‌کنند، اما در بسیاری موارد به دلیل نداشتن مبانی وحیانی و جامع، توان ارائه پاسخی پایدار و کامل را ندارند.

دین و افق تمدن کامل

دین، امری صرفاً برآمده از تحولات تمدنی و محصول تجربه تاریخی بشر نیست که بتوان در دوره‌ای از آن بی‌نیاز شد؛ بلکه هدایت الهی، پاسخ به نیازهای ثابت و بنیادین انسان است. در مکتب پیامبران، انسان پیش از آنکه وابسته به منافع مادی باشد، به عقیده، ایمان و جهان‌بینی وابسته است. از این منظر، فکر و عقیده زیربنای حرکت اجتماعی و کار و مناسبات مادی، روبنای آن به شمار می‌آید.

عدالت، آزادی، مساوات، انسانیت، همدردی و اخلاق، بدون اتصال به مبانی دینی، ممکن است در سطح مفاهیم و شعارها باقی بمانند یا به‌صورت ناقص تحقق یابند. مکاتب غیرالهی ممکن است بخشی از نیازهای بشر را برطرف کنند، اما به دلیل ناتوانی در شناخت همه ابعاد وجودی انسان و غایت نهایی او، نمی‌توانند طرحی جامع و کامل برای سعادت فرد و جامعه ارائه دهند.

علامه محمدتقی جعفری، پای‌بندی اخلاقی و اخلاق مرغوب را از عوامل اعتلای تمدن و شکل‌گیری فرهنگ پویا و هدف‌دار می‌داند. این نکته نشان می‌دهد تمدن حقیقی تنها با توسعه ابزار و صنعت تحقق نمی‌یابد؛ بلکه نیازمند رشد اخلاقی، معنوی و انسانی است.

بعثت پیامبران؛ پاسخ الهی به نیاز بشر

آیه [213] سوره بقره، یکی از مستندات قرآنی برای تحلیل نیاز بشر به هدایت الهی است. خداوند می‌فرماید مردم امتی واحد بودند، سپس با پدید آمدن اختلاف‌ها، پیامبران را بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده برانگیخت و کتاب را همراه آنان نازل کرد تا میان مردم در امور مورد اختلاف داوری شود.

بر پایه این آیه، بعثت پیامبران پاسخی الهی به نیاز واقعی انسان برای حل اختلاف‌ها و دستیابی به هدایت است. انسان در مسیر زندگی فردی و اجتماعی خود، با تعارض منافع، اختلاف در شناخت حقیقت و ناتوانی در کشف راه سعادت روبه‌رو می‌شود؛ از این رو، به هدایت وحیانی نیاز دارد.

در اینجا، توحید افعالی آشکار می‌شود؛ زیرا خداوند، تنها حقیقتی است که همه ابعاد وجود انسان، نیازهای آشکار و پنهان او و مسیر واقعی تکاملش را می‌شناسد. پیامبران و امامان معصوم(ع) نیز واسطه‌های هدایت الهی‌اند که مسیر پاسخ‌گویی کامل به نیازهای انسان را نشان می‌دهند.

انتظار فرج، صرفاً انتظار رخدادی در آینده نیست؛ بلکه با شناخت نیاز حقیقی انسان به امام، تلاش برای عبور از پاسخ‌های حداقلی و حرکت به سوی تحقق ارزش‌های الهی پیوند دارد. جهاد تبیین نیز در این میان، وظیفه‌ای مهم است تا روشن شود اندیشه‌های مادی و غیرالهی، با وجود برخی ظرفیت‌ها و دستاوردها، قادر به پاسخ‌گویی جامع به همه نیازهای انسان نیستند.

جامعه‌ای که به پیشرفت‌های محدود، عدالت ناقص، آزادی‌های تحریف‌شده و رفاه حداقلی قانع شود، در افق تمدن الهی قرار نمی‌گیرد؛ بلکه همواره در معرض بحران‌ها و سقوط‌های اخلاقی و اجتماعی خواهد بود. دستیابی به تمدن اسلامی و بهره‌مندی از ظرفیت حکومت جهانی حضرت ولی‌عصر(عج)، نیازمند آن است که انسان‌ها نیاز خود به هدایت کامل، عدالت فراگیر و رهبری معصوم را درک کنند و برای تحقق آن آماده شوند.

منابع

قرآن کریم، سوره بقره، آیه [213].

قرآن کریم، سوره فاطر، آیه [15].

سبحانی، جعفر، مسائل جدید کلامی، ص [433].

صدر، سیدمحمدباقر، سنت‌های تاریخ و فلسفه اجتماعی در مکتب قرآن، ص [158].

جعفری، محمدتقی، تاریخ از دیدگاه امام علی(ع)، ص [190].

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، کتاب جامعه و تاریخ، ج [2]، ص [492].

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، کتاب ختم نبوت، ج [3]، ص [182].

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، کتاب نبرد حق و باطل، فطرت و توحید، ج [3]، ص [400].

شیخ صدوق، محمد بن علی، التوحید، باب ثواب الموحّدین و العارفین، حدیث سلسله‌الذهب

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالمهدی فیضی دیزآبادی فعال حوزه 

انتهای پیام/  


۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

جنگ اقتصادی می‌تواند به اهرم فشار علیه آمریکا تبدیل شود - تسنیم

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی - اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "جنگی که قرار بود اهرم فشار آمریکا باشد؛ اکنون می‌تواند به اهرم فشار علیه خود آمریکا تبدیل شود" که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:

ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی؛ کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است.

این تعبیر آلن ایر، دیپلمات ارشد سابق آمریکا و از کارشناسان باسابقه مسائل ایران، درباره سیاست جدید واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران، می‌تواند بیانگر یک نگرانی راهبردی درخصوص مسیری باشد که آمریکا در قبال ایران در پیش گرفته است.

برای درک اهمیت این هشدار، باید به نقطه آغاز جنگ بازگشت.

آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ همه‌جانبه علیه ایران را از 9 اسفند 1404 با یک محاسبه مشخص آغاز کردند: ضربه سخت و سنگین نظامی، ایجاد شوک و دستیابی به نتیجه در کوتاه‌ترین زمان ممکن.

منطق این راهبرد بر «ضربه غافلگیر کننده و سرعت در نتیجه گیری» استوار بود؛ به این معنا که اقدام نظامی شدید باید پیش از آنکه ایران فرصت بازآرایی، پاسخ متقابل و فعال کردن ظرفیت‌های منطقه‌ای خود را پیدا کند، باعث فرو پاشی ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران شود و یا او را وادار به تسلیم در برابر خواسته‌های واشنگتن کند.

اما جنگ سخت غافلگیر کننده، مطابق این محاسبه پیش نرفت.

حال پس از گذشت حدود شش ماه، مسئله اصلی این است که آیا آمریکا توانسته است از برتری نظامی خود، نتیجه سیاسی و راهبردی مورد انتظار را بدست آورد؟ در جواب این سوال، ارزیابی‌ها نشانگر این است که میان «توانایی وارد کردن ضربه در جنگ سخت» و «توانایی آمریکا در تحمیل نتیجه مورد نظر خود» فاصله‌ای جدی وجود دارد.

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این شکاف، تبدیل شدن تنگه هرمز به یکی از اصلی‌ترین گره‌های جنگ است؛ جایی که مسئله دیگر صرفاً حمله به اهداف نظامی ایران نیست، بلکه حفظ امنیت و جریان انرژی در یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصاد جهان مطرح است. 

به بیان دیگر، آمریکا جنگ را با تصور یک ضربه سریع آغاز کرد، اما در ادامه نه تنها به اهداف راهبردی خود که در شروع جنگ ترسیم کرده بود نرسید، بلکه در برابر ایران با یک مسئله فرسایشی و پیچیده به نام کنترل تنگه هرمز مواجه شد.

این را می‌توان نخستین شکست محاسباتی واشنگتن دانست.

اکنون، اما نشانه‌های در تغییر رویکرد آمریکا دیده می‌شود. ترامپ که در ابتدای جنگ بر دستیابی سریع به نتیجه تأکید داشت، اکنون از نداشتن عجله برای پایان جنگ سخن می‌گوید و واشنگتن بیش از گذشته از تشدید فشار‌های اقتصادی علیه ایران سخن می‌گوید.

در ظاهر، این تغییر می‌تواند یک تصمیم حساب‌شده برای عبور از جنگ سخت و ورود به جنگ اقتصادی باشد؛ اما در سطح راهبردی، یک پرسش مهم مطرح است:

آیا تغییر میدان جنگ از نظامی به اقتصاد، الزاماً به معنای تغییر در نتیجه و کسب نتیجه است؟

در همین نقطه، هشدار آلن ایر، اهمیت پیدا می‌کند.

آلن ایر، دیپلمات ارشد سابق وزارت خارجه آمریکا و از کارشناسان مسائل ایران، در مخالفت با سیاست‌های جدید اقتصادی واشنگتن در قبال ایران، این مسیر را با این بیت هشدارآمیز توصیف کرده است:

ترسم نرسی به کعبه‌ای اعرابی؛ کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است.

اهمیت این هشدار در آن است که جنگ اقتصادی برای ایران میدان تازه‌ای نیست.

ایران چهار دهه تجربه مقابله با تحریم، فشار مالی، محدودیت صادرات نفت، فشار بر شبکه بانکی و تلاش برای منزوی‌سازی اقتصادی را پشت سر گذاشته است.

طی این سال‌ها، اقتصاد ایران و شبکه‌های تجاری آن، هرچند با هزینه‌های سنگین، سازوکار‌هایی برای کاهش و دور زدن بخشی از این فشار‌ها ایجاد کرده‌اند؛ بنابراین اگر واشنگتن تصور کند که پس از ناکامی در جنگ سخت، می‌تواند با انتقال میدان به اقتصاد و استفاده از ابزار تحریم، در یک بازه زمانی طولانی‌تر همان نتیجه‌ای را که در میدان نظامی به دست نیاورده است تحمیل کند، ممکن است در حال تکرار همان خطای محاسباتی باشد؛ با این تفاوت که این بار جنگ وارد زمینی می‌شود که پایان آن لزوماً در اختیار آمریکا نیست.

جنگ اقتصادی نیز یک خیابان یک‌طرفه نیست.

فشار بر تجارت، انرژی، حمل‌ونقل و شبکه‌های مالی ایران می‌تواند منافع اقتصادی کشور‌های دیگری همچون چین و روسیه را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، جنگ اقتصادی می‌تواند از سطح «آمریکا علیه ایران» فراتر رود و انگیزه قدرت‌های غیرغربی برای توسعه مسیر‌های مستقل مالی، تجاری و انرژی و کاهش وابستگی به سازوکار‌های تحت رهبری آمریکا را افزایش دهد.

در نتیجه، واشنگتن ممکن است با هدف منزوی کردن ایران، ناخواسته به تسریع روند شکل‌گیری شبکه‌های اقتصادی موازی با نظم مورد حمایت آمریکا کمک کند.

از سوی دیگر، جنگ اقتصادی برای خود آمریکا نیز پرهزینه است.

اگر فشار بر صادرات انرژی ایران و استمرار بحران منطقه‌ای باعث افزایش قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل بنزین و تورم شود، می‌تواند مستقیماً به اقتصاد آمریکا و مصرف‌کننده آمریکایی فشار موثری وارد نماید.

این همان نقطه‌ای است که مفهوم «فرسایش» اهمیت پیدا می‌کند.

در جنگی که قرار بود با یک ضربه سخت و سریع به نتیجه برسد، گذشت زمان در ابتدای جنگ برای آمریکا یک تهدید محسوب می‌شد؛ اکنون واشنگتن تلاش می‌کند با تغییر میدان نبرد، همین گذشت زمان را به ابزار فشار تبدیل کند.

اما زمان ذاتاً به نفع طرفی است که توان تحمل هزینه‌های طولانی‌مدت را بیشتر دارد.

ایران چهار دهه تجربه زیستن در شرایط تحریم و فشار اقتصادی را دارد. در مقابل، جامعه آمریکا با اقتصادی که نسبت به قیمت انرژی، تورم و هزینه‌های زندگی حساس است، الزاماً همان ظرفیت تحمل یک جنگ اقتصادی طولانی‌مدت را ندارد و هیچ اتحاد اجتماعی در آن برای پذیرش تاب آوری شکل نگرفته است؛ بنابراین عبارت «عجله نداریم» ترامپ می‌تواند یک شمشیر دولبه باشد.

اگر آمریکا بتواند با فشار اقتصادی در مدت کوتاهی امتیاز بگیرد، این سیاست می‌تواند موفق تلقی شود؛ اما اگر جنگ اقتصادی طولانی شود، هزینه انرژی و تورم افزایش پیدا کند، فشار سیاسی داخلی در آمریکا بالا برود و همزمان چین و روسیه نیز برای کاهش وابستگی به ساختار‌های اقتصادی تحت رهبری آمریکا تلاش بیشتری کنند، «عدم عجله» می‌تواند به معنای ورود واشنگتن به یک جنگ فرسایشی جدید و پذیرش دومین شکست راهبردی باشد.

از این منظر، تحولات شش ماه گذشته را می‌توان در قالب دو مرحله از یک خطای محاسباتی بررسی کرد:

مرحله نخست؛ جنگ سخت و انتظار پیروزی سریع: آمریکا با تصور دستیابی سریع به نتیجه وارد جنگ شد، اما در عمل با مقاومت ایران، پیچیدگی میدان و مسئله راهبردی هرمز مواجه شد.

مرحله دوم؛ جنگ اقتصادی و اعلام عدم عجله: واشنگتن اکنون تلاش می‌کند با انتقال فشار از میدان نظامی به میدان اقتصادی، نتیجه‌ای را که در جنگ سخت به دست نیاورده است در بلندمدت به دست آورد؛ اما این مسیر نیز می‌تواند هزینه‌های جدید و حتی گسترده‌تری برای آمریکا ایجاد کند.

در این میان، یک نکته نباید نادیده گرفته شود: جنگ فرسایشی الزاماً به معنای جنگی نیست که در آن هیچ‌کس پیروز نمی‌شود؛ بلکه جنگی است که در آن، ظرفیت تحمل هزینه‌ها می‌تواند از قدرت ضربه اولیه مهم‌تر شود.

اگر آمریکا نتواند نتیجه را در زمان کوتاه تحمیل کند، ادامه جنگ برای واشنگتن به یک مسئله مدیریت هزینه تبدیل خواهد شد؛ هزینه‌ای که فقط نظامی نیست و می‌تواند حوزه‌های انرژی، اقتصاد، سیاست داخلی و جایگاه بین‌المللی آمریکا را نیز درگیر کند.

گر چه ایران نیز بدون هزینه از این میدان عبور نخواهد کرد و فشار اقتصادی می‌تواند مشکلات اقتصاد ایران را تشدید کند، اما مسئله این است که هدف آمریکا صرفاً وارد کردن هزینه به ایران نیست؛ هدف، تبدیل این هزینه به نتیجه سیاسی مورد نظر است؛ و این همان حلقه‌ای است که در جنگ سخت نیز میان «ضربه» و «نتیجه» ایجاد شد.

در حقیقت مسئله اصلی این است که آیا آمریکا پس از آنکه نتوانست با سرعت به نتیجه برسد، با کند کردن زمان واقعاً به نتیجه نزدیک‌تر خواهد شد؟ 

اگر پاسخ منفی باشد، آنچه امروز «جنگ اقتصادی» نامیده می‌شود، می‌تواند دومین میدان شکست راهبردی آمریکا باشد؛ میدانی که در آن، برخلاف جنگ سخت، فقط ایران طرف مقابل نیست، بلکه اقتصاد جهانی، بازار انرژی، چین، روسیه و حتی افکار عمومی و اقتصاد داخلی آمریکا نیز بخشی از معادله خواهند بود.

در چنین شرایطی، جنگی که قرار بود اهرم فشار آمریکا بر ایران باشد، ممکن است به تدریج به اهرم فشاری علیه خود آمریکا تبدیل شود.

اگر جنگ سخت آمریکا را با «تله هرمز» مواجه کرد، این نگرانی وجود دارد که جنگ اقتصادی نیز واشنگتن را وارد تله فرسایش کند. باتلاقی که به مراتب خطرناک‌تر است، زیرا ساکنان آمریکا و متحدان اروپایی او را نیز درگیر می‌کند؛ و شاید معنای واقعی هشدار آلن ایر همین باشد: گاهی تغییر مسیر، به معنای نزدیک شدن به مقصد نیست؛ ممکن است فقط راه رسیدن به همان شکست را طولانی‌تر و حتی خطرناک‌تر کند.

انتهای پیام/424  




 ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است
۲۴ دقیقه قبل / خبرگزاری مهر

ترکیه‌: یاوه‌گویی نتانیاهو علیه اردوغان نشان‌دهنده ناتوانی اسرائیل است

نهادهای ترکیه ای با صدور بیانیه‌هایی جداگانه، اهانت‌های دفتر نتانیاهو به اردوغان را محکوم کرده و آن را نشانه‌ای آشکار از ناتوانی رژیم تل آویو دانستند.

 ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم
۲ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم

رژیم صهیونیستی مناطق مختلف جنوب لبنان را بمباران کرد.

 چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟

دنیای اقتصاد: گروه علی‌بابا در حال فروش بخش بازی‌های ویدئویی خود در معامله‌ای به ارزش حداقل 1.5‌میلیارد دلار است، چرا که این شرکت چینی تمرکز خود را به هوش مصنوعی معطوف کرده است. به نوشته وال‌استریت ژورنال، بر اساس یک یادداشت داخلی که توسط وال‌استریت ژورنال مشاهده شد،

 نابغه‌ای که ۱۴ ماهه لیسانس ریاضیات گرفت
۳ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

نابغه‌ای که ۱۴ ماهه لیسانس ریاضیات گرفت

برای خیلی‌ها، چهار سال زمان طبیعی برای تمام کردن دوره کارشناسی است؛ اما ایوانا پولیاشنکو، دانشجوی ۱۹ ساله دانشگاه ایالتی جورجیا، تصمیم گرفت این مسیر را با سرعتی بسیار بیشتر طی کند. او توانست دوره کارشناسی ریاضی خود را در تنها ۱۴ ماه به پایان برساند؛ مسیری فشرده که شامل ساعت‌های طولانی کلاس، مطالعه در قطار و شب‌هایی بود که تا نیمه‌شب به درس خواندن می‌گذشت.

 پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟
۳ ساعت قبل / سایت تابناک

پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟

برای پختن بدون مشکل تخم‌مرغ در مایکروویو باید چند نکته احتیاطی را رعایت کرد.

 مصداق شکست بازار
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.